728 x 90

سفرهاي خواهر مريم,

سخنرانیها در گردهمایی جوامع ایرانیان با حضور رئیس‌جمهور برگزیدهٴ مقاومت - اسلو - ۶اسفند ۱۳۹۲

-

 -
-
فراخوان به جامعه بین‌المللی برای محکومیت اعدامها و جنایات ضدانسانی رژیم آخوندی و تأمین امنیت مجاهدان اشرفی در زندان لیبرتی
گیر هارده (نخست وزیر ایسلند 2009- 2006)
بسیار متشکرم خانم رجوی به‌خاطر سخنرانی فوق‌العاده و روشنگرانه تان
خانمها و آقایان
اسم من گیر هارده است. من نخست‌وزیر پیشین ایسلند هستم. جلسه امروز در نروژ، جلسه بسیار مهمی است و موضوعات بسیاری است که باید حول آنها بحث گردد و نکات زیادی است که باید به آنها پرداخته شود. سخنرانان زیادی صحبت خواهند کرد و لذا برنامه را با سرعت پیش خواهیم برد تا بتوانیم همه سخنرانان و نکاتشان را بشنویم.
من اساساً دو نکته برای بحث دارم که البته خانم رجوی به هر دوی آنها پرداختند. موضوع اول ضرورت تغییر رژیم در ایران است برای سرنگونی دیکتاتوری مذهبی حاکم و به قدرت رساندن دولتی است که به‌صورت دموکراتیک و بر اساس انتخاب آزاد و انتخابات آزاد تحت حاکمیت قانون انتخاب شده باشد.
موضوع دوم نیز طبعاً یک موضوع سیاسی ولی بیشتر جنبه انسانی دارد و مربوط به افرادی در یک کمپ با وضعیت مشابه زندان است. کمپی درست خارج بغداد که به شکل بی‌مسمایی به آن کمپ لیبرتی گفته می‌شود. من مطمئن نیستم که آیا همه این را درک می‌کنند که این افراد در چه شرایطی هستند. آنها دارای موقعیت رسمی به‌عنوان پناهنده هستند سازمان ملل در مورد آنها قصور داشته است. ایالات متحده هم که به هر یک از آنها یک تضمین امنیتی داده بود، آنها را تنها گذاشته است.
اکنون، خانمها و آقایان، جای خوشوقتی برای من است که به شما مردی را معرفی کنم که بیش از اکثر مردم با تروریسم آشنایی دارد، مردی که از سوی بسیاری مردم در سراسر جهان مورد تحسین قرار دارد، مردی که شهر نیویورک را در جریان حمله تروریستی 11سپتامبر 2001 هدایت نمود. شهردار سابق نیویورک رودی جولیانی.

شهردار رودی جولیانی
با تشکر فراوان، خانم رجوی، میهمانان محترم، همه شما که به این‌جا آمده‌اید.
این افتخار بزرگی است که به‌دلیل این هدف بسیار بزرگ و فوری در این‌جا حضور داشته باشم.
من با یک نقل‌قول شروع می‌کنم زیرا وقتی کمی پیش مورد مصاحبه قرار می‌گرفتم از من سؤال شد چرا این‌جا هستم؟ بنابراین من پاسخی بهتر از نقل‌قول از یک شعر بسیار مشهور به ذهنم نزد. نویسنده آن جان دان، یک روحانی و شاعر انگلیسی از قرنهای شانزدهم و هفدهم است: «هیچ انسانی به خودی خود جزیره نیست، هر انسان بخشی از قاره است، یعنی بخشی از واحد اصلی، و اگر آب دریا آن را دور کند، اروپا آخرین آن است».
شاعر در ادامه می‌گوید، «مرگ هر انسانی من را تقلیل می‌برد چرا که من بخشی از انسانیت هستم. و بنابراین، همه می‌دانند که زنگها برای چه کسی به صدا در می‌آیند، زنگها برای شما به صدا در می‌آیند».فکر می‌کنم جان دان در آن زمان آنچه را که اکنون قرنها نبرد برای آزادی تلقی می‌شود توصیف می‌کرد. وقتی آزادی یک مرد یا یک زن گرفته می‌شود، وقتی آزادی گروههایی از مردان و زنان غصب می‌شود، آزادی ما هم گرفته می‌شود. همگی ما در خطر هستیم. زمانهایی هست که جهان آن ارتباط و آن مخمصه را درک نکرده است. ما در قرن گذشته و قرن ما قبل از آن، تراژدیهای بزرگی را مشاهده کردیم. ما اکنون هم شاهد آن هستیم. قبل از هر چیز، همه شما در طرف درست تاریخ قرار گرفته‌اید. همه شما، خانم رجوی، سازمان او، همه شما که این‌جا هستید، تمام قهرمانانی که در کمپ لیبرتی هستند و قبلاً در کمپ اشرف بودند، همه شما در طرف درست تاریخ قرار گرفته‌اید چرا که شما برای آزادی مبارزه می‌کنید. شما برای رهایی و کرامت انسانی می‌جنگید.
افرادی که در طرف غلط تاریخ قرار گرفته‌اند، یعنی ملایان، روحانی، سلف او احمدی‌نژاد، و پس از آنها متأسفانه مماشاتگران و کسانی که به آنها اجاز می‌دهند کارهایی را که می‌خواهند، بکنند. ای کاش می‌توانستیم 20سال بعد یا 30سال بعد به این روزها نگاه کنیم چرا که در آن زمان فداکاریهای این افراد شجاع در لیبرتی و قبل از آن در اشرف، خون لازم برای تشکیل ایرانی نو خواهد بود. اما همه ما می‌دانیم که اکنون در چه نقطه‌یی قرار داریم و باید با مشکلاتی که داریم رو در رو شویم. بنابراین بگذارید با موضوع مجاهدین خلق ایران شروع کنیم. خانم رجوی این را تأکید کرد اما جا دارد که تکرار کنیم. این سازمان یک آلترناتیو دموکراتیک را در برابر رژیم وحشت را نمایندگی می‌کند، رژیمی که بسا بدتر از دیگر رژیمهایی است که در آن منطقه سرنگون شده‌اند. بدتر از قذافی، بدتر از مبارک، و حتی بدتر از اسد. این رژیمی است که از تروریسم در سراسر جهان حمایت کرده است. تعجب‌آور این‌که کشورم که در حال مذاکره با این رژیم است، در عین‌حال این رژیم را بزرگترین حامی تروریسم در جهان می‌داند. بزرگترین حامی تروریسم در جهان. بنابریان مجاهدین خلق یک آلترناتیو دموکراتیک در قبال چنین رژیمی هستند. آلترناتیوی که خواهان انتخابات آزاد، حقوق زنان، جدایی دین از دولت، احترام به حقوق‌بشر و یک ایران غیراتمی است. این موردی است که ما از آن استقبال می‌کنیم، یعنی مردمان نیک در سراسر جهان از آن استقبال می‌کنند. رهبری خانم رجوی بر این سازمان و این آرمان به واقع قهرمانانه بوده است. او زنی است که 24ساعته تمامی این اهداف را دنبال می‌کند در مورد تاریخچهٴ این سازمان، این سازمان در سال 2002 و 2003 هنگامی که آمریکا به عراق حمله کرد تسلیحات خود را به آمریکا تحویل داد. هر فرد در اشرف و اکنون در لیبرتی یک برگه کاغذ دارد که توسط دولت من امضا شده و به آنها قول حفاظت داده است. این افراد توسط ملل‌متحد حفاظت‌شده هستند، اینها افرادی هستند که آمریکا به آنها حفاظت داد. من معتقدم بخشی از بی‌میلی دولت من در عمل به وعده‌های خود در حفاظت از این افراد، برداشت غلطی است که این موضوع باعث ناراحتی رژیم ایران می‌شود و مذاکرات را مختل خواهد کرد.
رژیم ایران در گذشته هم توافق کرده بود که در برنامه هسته‌یی خود پیشرفت نکند. قبلاً هم با بازرسیها موافقت کرده بود. اکنون داریم در مورد همین صحبت می‌کنیم، نه؟ ما داریم می‌گوییم که آنها در برنامه هسته‌یی خود پیشرفت نمی‌کنند و بازرسیها را قبول کرده‌اند. رژیم ایران در گذشته هم با این موافقت کرده بود. آمریکا و غرب هم با این موافقت کرده بود. نتیجه آن این بود که رژیم ایران دروغ می‌گفت و تقلب می‌کرد. ملایان دروغ می‌گفتند و روحانی حتی دروغ هم می‌گفت. او این را حتی در کتاب خاطرات خود می‌گوید. فقط باید آن را بخوانید و او به شما توضیح خواهد داد که آمریکا و غرب را فریب دادند. وقتی که می‌گفتند در زمینة تسلیحات هسته‌یی پیشرفت نخواهیم کرد، در قسمتهای مختلف ایران در حال غنی‌سازی اورانیوم بودند.
چه کسی این را کشف کرد؟ چه کسی قادر بود این دروغ را که از جانب ملایان و روحانی و دولت وقت طرح می‌شد فاش کند؟ مجاهدین خلق. هیچ سازمان دیگری این را فاش نکرد. نه یک نوبت، نه دو نوبت، بلکه سه نوبت این سازمان برای جهان فاش کرد در حالی‌که رژیم ایران می‌گفت برنامه هسته‌یی خود را پیشرفت نمی‌دهد، دقیقاً همین کار را با تمام سرعت می‌کردند. رژیم ایران نمی‌خواهد این اشتباه را مجدداً مرتکب شود. نمی‌خواهند قبول کنند که در برنامه هسته‌یی پیشرفت نخواهند کرد و سپس درست در ارتکاب همین عمل دستشان رو شود. در یک نقطه که برای آنها مناسب است، یعنی زمانی که نیاز دارند تحریمهای بیشتر کاسته شود، در زمانی که نیاز به امتیازات بیشتری از غرب دارند، آنها توافق خواهند کرد که در برنامه هسته‌یی خود پیشرفت نخواهند کرد. آنها با بازرسیها موافقت خواهند کرد و درست مانند گذشته در این رابطه نیز تقلب خواهند کرد. اما این بار نمی‌خواهند مجاهدین خلق یا افراد دیگر که در چنین موقعیتهایی قرار دارند بتوانند پرده‌ها را کنار زده و به جهان توضیح دهند که چه کار دارند می‌کنند.
به این دلیل است که این افراد امروز آن‌قدر در معرض خطر هستند هر تعداد می‌توانند از آنها در ایران و در عراق با کمک دولت عراق از بین ببرند و در انجام این کار رعب و وحشت ایجاد کنند تا این‌که هیچ‌کس دیگر تلاش نکند کاری که این افراد شجاع در سالهای 2002 و 2003 و 2005 در افشای دروغهای این رژیم کردند را تکرار کند. آنها این برنامه را جلو می‌برند چون از اشتباهی که در گذشته کردند، درس گرفتند.
از طرف دیگر، به نظر نمی‌رسد ما از اشتباهی که در گذشته مرتکب شدیم درس گرفته باشیم. به نظر نمی‌رسد که ما درک کرده باشیم قبلاً یک بار به آنها اعتماد کردیم اما آنها به ما خیانت کردند. به نظر نمی‌رسد که فهمیده باشیم در گذشته که به آنها اعتماد کردیم، نه تنها برنامه هسته‌یی خود را پیش بردند، بلکه خواهان آن هستند که ما این‌گونه فکر کنیم که یک اصلاح‌طلب در مرکز این مسأله بود. او کسی است که «مفتخر» است ما را فریب داده است. به‌دلیل تحریمها و به‌دلیل طبعیت فزایندهٴ تحریمها، ... رژیم ایران در معرض خطر جدی قرار داشت. اقتصاد آن نابود شد و باید کاری می‌کردند. باید تلاشی می‌کردند تا فشار عظیم این تحریمها را می‌کاستند. این تحریمها داشتند عمل می‌کردند و باید می‌گذاشتیم ادامه یابند تا رژیم را سرنگون کنیم. باید اجازه می‌دادیم تحریمها ادامه پیدا کنند تا نقطه‌یی که آنها به‌طور کامل تسلیحات هسته‌یی را رد کنند و رژیمی جای آن را بگیرد که به وعده‌های خود پایبند باشد.
به جای انجام این کار، چون می‌خواستیم بگوییم ما نوعی توافق داشتیم، چه ارزش آن را داشته باشد یا نه، ما وارد یک توافق موقت شدیم که خود انبوهی مشکلات دارد. شش قطعنامه ملل‌متحد و همچنین قطعنامه اخیر، همگی جهت جلوگیری از رژیم ایران برای کسب قدرت هسته‌یی بوده، چه اهداف صلح‌آمیز داشته باشند یا نداشته باشند. نمی‌توان به این رژیم اعتماد کرد که قدرت هسته‌یی داشته باشد.
به این دلیل ملل‌متحد شش قطعنامه تصویب کرد که مانع شود آنها هیچ‌گونه برنامه هسته‌یی داشته باشند. هیچ معنی ندارد که به این رژیم، با تاریخچه‌یی که دارد اجازه دهیم، هر گونه ظرفیت هسته‌یی داشته باشد. مذاکرات باید این‌گونه پایان یابند. هیچ، هیچ ظرفیت هسته‌یی برای این رژیم، تا آنجا که این رژیم بر ایران حاکم است، هیچ، صفر.
این رژیمی که بر ایران حاکم است، رژیمی است درگیر گسترش تروریسم در سراسر جهان. مشروعیت دادن به آنها برای رسیدن به یک توافق، بدون این‌که به‌رسمیت بشناسیم که باید تلاش مشروع هم برای تغییر رژیم صورت گیرد، یک اشتباه بسیار بسیار اسفناک است.
چیزی که باید این‌جا مجزا شود آخوندها، روحانی، احمدی‌نژادها در یک طرف، و مردم ایران در طرف دیگر است، که مردمی با سنت، تمدن و تاریخچه زیبایی هستند. آنها ارزشها و قلب بزرگی دارند. هرجا که بروند شهروندانی پرراندمان هستند، در کشور خودم، جوامع قوی ایرانیان نیز در سراسر آمریکا هستند. و ظرف چند ماه و چند سال توانستند همه چیز را از نو بسازند. افراد عالی و قوی هستند. به این دلیل است که من می‌دانم سرنگونی این رژیم به‌زودی صورت خواهد گرفت.
خانم رجوی با این مسأله هر روز زندگی می‌کند. من به خوبی او را شناخته‌ام و احترام والایی برای او قائلم چون دیده‌ام تصمیمات بسیار بزرگی اتخاذ کرده است. من آرزو دارم و دعا می‌کنم که کشور من به وعده‌های خود عمل کند کشور من باید هواپیماهایی را به عراق بفرستد چون هواپیماهای زیادی در آمریکا داریم. ارتش بزرگی داریم، نیروی هوایی شگرفی داریم. ما می‌توانیم آن افراد را ظرف یک روز به آمریکا منتقل کنیم. این کاری است که باید صورت گیرد
تنها چیزی که از شما می‌خواهم برای لحظاتی به آن فکر کنید این است که تنها چند روز قبل از این‌که دیوار برلین سقوط کند افراد فکر می‌کردند به مدت 50سال دیگر برپا خواهد بود. تنها دو هفته پیش هیچ‌کس فکر نمی‌کرد رهبر اوکراین از این کشور فرار خواهد کرد. این تنها چند هفته پیش بود. من مقاله‌یی را خواندم که سه روز پیش نوشته شده بود و می‌گفت او قطعاً به‌اندازه کافی قوی هست که در قدرت باقی بماند. ممکن است ضعیف شده باشد اما به‌اندازه کافی قوی هست که باقی بماند. آن مقاله در مجله‌یی نوشته شد که متأسفانه در روزی منتشر شد که او از کشور فرار کرد. متأسفانه برای مجله مربوطه، اما خوشبختانه برای همه افراد دیگر. این مسائل خیلی سریع صورت گرفتند. این مسائل وقتی که در جریان قرار گیرند خیلی سریع رخ می‌دهند. این مسائل همواره شامل رژیمهایی هست که بر اساس خودکامگی، سرکوب، تروریسم و وحشت بنا شده‌اند، چرا که نظام بسیار ضعیفی است، چرا که دشمنان بسیار زیادی در طول سالیان برای خود تراشیده و بسیاری از اینها می‌ترسند که قدم جلو بگذارند. اما وقتی یک، دو یا سه نفر قدم بگذارند دیگر همه می‌توانند قیام کنند. بنابراین این ممکن است. در این رابطه، بر خلاف مصر، حتی لیبی و البته بر خلاف سوریه، یعنی جایی که نمی‌دانیم اگر این رژیم را سرنگون کنیم بعدش با چه چیزی مواجه خواهیم شد، در این رابطه می‌دانیم با چه مواجه خواهیم شد. ما یک دولتی خواهیم داشت که به دموکراسی، حقوق زنان، ایران غیرهسته‌یی، دولتی با قانون و نظم، و با همه دولتهای خوب جهان هم همخوانی دارد. بنابراین نیاز نیست در این مورد حدس بزنیم. احتمال این وجود دارد. فقط به موضوعاتی که در جهان در حال رخ دادن است فکر کنید، به تحولات اوکراین نگاه کنیدبه‌دلیل کاری که شما می‌کنید این در ایران هم صورت خواهد گرفت. من نمی‌توانم روز یا ساعت آن را به شما بگویم، اما می‌توانم بگویم که صورت خواهد گرفت و وقتی بشود همه تعجب خواهند کرد و همه خواهند گفت فکر نمی‌کردیم صورت گیرد. اما می‌تواند صورت گیرد چون تمامی عناصر مشابه در آنجا حاضر است و شما خود را به طرز شگفت آوری حفظ کرده‌اید تا احترام جهانی را کسب کنید.
من بار دیگر کلام خود را با سخنم رو به ساکنان لیبرتی به پایان می‌برم. ما با شما هستیم، بسیاری افراد در کشور خودم، نروژ و سراسر جهان هستند که احترام والایی برای شما قائلند، شما فراموش نخواهید شد و ما شما را مأیوس نخواهیم کرد و تا وقتی ما می‌توانیم صدای خود را بلند کنیم، این صداها برای شما و مردم شما خواهد بود تا آنچه شایسته‌ اش هستید را دریافت کنید: آزادی، دموکراسی، شایستگی و ایرانی که به جایگاه خود در تاریخ باز می‌گردد.
با تشکر از شما و رحمت خدا بر شما باد
کریستین نورهایم، نماینده پارلمان نروژ
عصر به‌خیر جنگجویان آزادی، مفتخرم که در این‌جا و با شما باشم و به آن چه که گفته می‌شود گوش فرا دهم. همچنین افتخار من است که این‌جا باشم و نشانه‌های امید را ببینم و این را فراموش نکنم. اشاره‌هایی به تحولات اخیر اوکراین شده است. انقلابهایی در دیگر نقاط جهان هم در جریان است و این را در خیابانهای کاراکاس درونزوئلا هم می‌بینیم و اعتراضاتی علیه رژیم مستبد آنجا هم در جریان است. هرگز نباید فراموش کنیم که مردم آرزوی آزادی دارند و به نظر من این در طبیعت آنهاست که می‌خواهند در آزادی زندگی کنند. به نظر من، و امیدوارم، که زمان مردم ایران نیز فرا رسد تا به آزادی خود دست یابند. من خوشحالم که بتوانم به‌عنوان یک انسان و یک عضو پارلمان هر اقدامی که درتوانم باشد بکنم و به شما در این نبرد کمک کنم.
حقوق‌بشر غیرقابل مذاکره است و ما حول ارزشهای دموکراسی و حقوق‌بشر معامله نمی‌کنیم. بنابراین، ما باید نسبت به رژیمهای مستبد و دیکتاتور در سراسر جهان هوشیار باشیم. رژیم ایران یکی از بزرگترین پایگاههای استبداد در جهان امروز است. برخی سؤال می‌کنند که از آخرین انتخابات ریاست‌جمهوری تا کنون آیا تغییری بوده است؟ بهتر است بگویم اصلاً نبوده. سرکوب حقوق‌بشر ادامه دارد. اعدامها ادامه دارد و ما شاهد توافقی حول برنامه هسته‌یی بوده‌ایم. اما این یک توافق موقت است و می‌توان پرسید که آیا این بار به رژیم ایران می‌توانیم اعتماد کنیم؟ من واقعاً به رژیم ایران در این رابطه اعتماد ندارم. اما البته که امیدوارم امورات تغییر کنند.
فردا من افتخار این را دارم که با خانم رجوی در پارلمان ملاقات کنم. من می‌دانم که همکارانم از دیگر احزاب پارلمان مانند خودم به‌شدت به‌دنبال این ملاقات هستند. برای خودم واقعاً یک افتخار است که این ملاقات را میزبانی کنم.
حزب مردم که من آن را نمایندگی می‌کنم سالهای سال با سازمان شما از نزدیک کار کرده است. خبر خوب این است که حزب من اکنون بخشی از ائتلاف حاکم در نروژ است و دولت نروژ نسبت به مسائل حقوق‌بشر و ارزشهای دموکراتیک بسیار حساس است. همچنین اعتراض و قیام برای حقوق‌بشر و ارزشهای دموکراتیک در سراسر جهان. این بدین معنی است که ما به صحبت در مورد رژیم ایران ادامه خواهیم داد. این همچنین بدین معنی است که ما به حفظ فشار بر این رژیم ادامه خواهیم داد. این بدین معنی است که ما به‌کار با مخالفان مانند شما ادامه خواهیم داد، و این همچنین میزان نگرش مثبت در این رابطه را نشان می‌دهد.
من حرفهایم را با این جمله به پایان می‌برم که اخیراً در نروژ من حول یک اقدام دولت وارد بحث شدم. این اقدام لیست‌گذاری رژیم ایران در رابطه با عرصه نفتی نروژ بود. این تحریمها باید ادامه یابند تا این‌که ما در آنجا تغییرات واقعی ببینیم. بنابراین، من مفتخر بودم که از تصمیم دولت جهت منع کردن رژیم ایران از عرصه نفتی نروژ دفاع کنم.
آخرین نکته‌ام این است که هنگام سخنان شهردار سابق نیویورک، آقای رودی جولیانی، به عزم من افزوده شد. او رهبری است که باید به او گوش داد و من بسیار خوشحالم که در کنار او نشسته‌ام و می‌بینم که او یک حامی قوی در این رابطه است. آیا می‌توانید این را ببینید؟
من یکی از جمهوریخواهان نروژ هستم و مفتخر بودم که در سال 2008 از رودی جولیانی حمایت کنم و اکنون نیز بیشتر مفتخرم.
متشکرم
اشرف پاکزاد، انجمن دانشجویان و فارغ‌التحصیلان ایرانی مقیم نروژ

بسیار متشکرم از معرفی تان. اسم من اشرف پاکزاد است و 27 دارم. من در بریگن زندگی می‌کنم و دانشجوی دکترا در آن دانشگاه هستم. من اولین سالهای زندگیم را در کمپ اشرف گذراندم. والدین من هر دو عضو مجاهدین بودند. والدین من هر دو در کارزار مبارزه مجاهدین علیه رژیم در سال 1988 کشته شدند. من در نروژ بزرگ شدم و از همان آغاز در راه پیماییها شرکت و تلاش کردم نقض حقوق‌بشر در ایران را افشا کنم و آگاهی بدهم. و به این علت است که من امروز این‌جا هستم زیرا احساس می‌کردم نیاز دارم که داستان او را بگویم. در واقع این داستان خودم هم هست. و این داستان کمپ لیبرتی و کمپ اشرف هم هست زیرا در ورای هر عضوی از اعضای اپوزیسیون داستانی مثل من وجود دارد. و برای من کمپ لیبرتی فقط یک موضوع حقوق‌بشری نیست. بلکه داستان انسانهایی است که حاضر نیستند تن به کرنش در مقابل رژیمی بدهند که آن‌قدر وحشی است که بچه‌ها را می‌کشد تا ترس و وحشت بپراکند و کسی جرأت نکند صدایش را بلند کند و با اپوزیسیون همکاری کند. معتقدم روزی خواهد آمد که رژیم ایران مسئول این جنایات علیه مردم ایران، علیه کمپ لیبرتی، علیه سوریه و علیه سایر نقاط جهان شناخته شود. از شما بسیار متشکرم.

فیروزه دشتی، انجمن متخصصان ایرانی در شمال نروژ
سلام هموطنان عزیزم، مهمان محترم، خانم رئیس‌جمهور، 32سال پیش بعد از صدور حکم دادستانی انقلاب شیراز برای دستگیری، بازداشت و به زندان بردن یک دانش‌آموز دختر 11ساله در شیراز، آن دختر برای آغاز یک زندگی در تبعید از خانه پدر و مادر خارج شد. بعد از سالها تبعید، بعد از، از دست دادن نزدیکترین دوستان و عزیزان، بعد از زیر و بالا شدن بسیار در زندگی این دختر، با همان امید، با همان امید به آینده اما اکنون یک زن، یک مادر، یک انسان تبعیدی در مقابل شما ایستاده است. من البته تنها نبودم صدها دختر و پسر هم سن من شعله‌های زندگی‌شان در زندانهای رژیم خاموش شد و مظلومیت دوستانم را از آن روز تا امروز در جهان فریاد کرده‌ام، آیا گوش شنوایی هست؟ من به‌خاطر یک فکر، به‌خاطر آرزوی برخورداری از یک آینده انسانی در یک کشور آزاد در سنی به تبعید رفتم که برای خیلی از مردم در این کشور قابل فهم نیست. به‌خاطر آرزوی برخورداری از یک آینده انسانی در یک کشور آزاد، مگر می‌شود که حکومتی در تعقیب کودکی باشد؟ در این مدت تلاش کردم تا علت این خشونت بی‌حد حکومت ولایت‌فقیه علیه هواداران مجاهدین خلق را مورد کنکاش و تفکر قرار دهم چرا حتی نوجوانان 12-13ساله به جوخه‌های اعدام و چوبه‌های دار سپرده شدند. چرا رژیم در هر مرحلة حساس از حیات خود مجاهدین را هدف کشتار و تعقیب قرار می‌دهد؟ در مقطع پایانی جنگ ضدایرانی در سال 88 میلادی هزاران نفر از زندانیان مجاهد خلق در چند روز قتل‌عام شدند. آری هزاران نفر در عرض چند روز عبارتی است که توسط جانشین خمینی در آن زمان استفاده شد. در قیامهای سال 2009 دهها نفر از هواداران مجاهدین دستگیر و تعداد زیادی از آنها اعدام شدند. در این‌جا به‌خاطره مجاهد شهید، علی صارمی برجسته‌ترین زندانی سیاسی ایران که عمر پرفروغش را در زندانهای شاه و شیخ گذراند و به دستور خامنه‌ای اعدام شد، درود می‌فرستیم و با آنها تجدیدعهد می‌کنیم. در حالی که رژیم ولایت‌فقیه مدعی است که مجاهدین در میان مردم ایران پایگاه ندارند اما اولین شرط مذاکرات و نزدیکی به رژیم را دوری جستن از مجاهدین و فشار به مجاهدین اعلام می‌کند. در دوران افتضاح سیاسی ایران‌گیت، در دوران گفتگوهای انتقادی، دوجانبه، سازنده و هر اسم دیگری که به سیاست مماشات و نزدیکی با جلادان تهران می‌دهند، این تنها خواست مستمر رژیم بوده است. بسیار باعث تأسف ما و خجالت تاریخی این گروه از سیاستمداران غربی هست که در مسیر تمکین به خواستهای رژیم به تعهدات کتبی خود در مورد تضمین امنیت مجاهدین خیانت کردند. انجمن ما در نروژ به روشنگری در مورد نقض وحشیانة حقوق‌بشر در ایران، وضعیت فاجعه‌بار زندانیان سیاسی، حمایت از مبارزات خستگی‌ناپذیر مجاهدین خلق ایران در اشرف، در لیبرتی به تشریح مواضع مقاومت برای مردم، مطبوعات و سیاستمداران نروژ پرداخته و می‌پردازد. ما تا به‌حال دهها مقاله در نشریات نروژ به انتشار رسانده و در تعداد بیشماری از تجمعات سیاسی و فرهنگی در حمایت از خانم مریم رجوی و مقاومت ایران شرکت کرده‌ایم. این تعهد من در 32سال پیش به دوستان شهیدم بوده است و در مقابل شما به تلاش و تعهد برای آزادی مردم ایران و استقرار دموکراسی واقعی در میهنم ایران تأکید می‌کنم. با درود به سازمان مجاهدین خلق ایران به‌خصوص عزیزان من در زندان لیبرتی.
										
											<iframe style="border:none" width="100%" scrolling="no" src="https://www.mojahedin.org/if/2175509d-8ea1-4d5a-a6db-c4a628f269f1"></iframe>
										
									

گزیده ها

تازه‌ترین اخبار و مقالات