آخوند احمد خاتمی امام جمعه نمره موقت تهران در نمازجمعه 15آذر در مورد مذاکرات اتمی رژیم با کشورهای 1+5 در ادامه تردید ها و دوگانه گوییهای رسانههای و مهرههای باند ولیفقیه با اظهارات ضد نقیض، از یک طرف از تلاشهای دیپلوماتیک رژیم و مذاکرات ژنو حمایت کرد و از طرف دیگر بر طبل دجالگریهای ضداستکباری کوبید و از عدم اعتماد به طرف مقابل مذاکرهکننده دم زد.
آخوند احمد خاتمی گفت: «بایستی تلاشهای دیپلوماتیک به قوتش باشد، همراهش نشاط انقلابی، نشاط مقاومت باشد که تجلی یافته در شعار با شکوه و انقلابی مرگ بر آمریکای شماست».
این گفته آخوند احمد خاتمی که: ”همراه مذاکرات نشاط مقاومت باشد و تجلی یافته در شعار باشکوه و انقلابی مرگ بر آمریکای شما است“، رودرروی مواضع رفسنجانی و روحانی است. رفسنجانی در مصاحبه با روزنامه فاینشنال تایمز گفته بود: ”بخشی از این موفقیت به این دلیل بود که مذاکره با آمریکا تا کنون تابو بود و بدون شکستن این تابو و بدون حضور آمریکا، مذاکرات اتمی نمیتوانست پیشرفت کند“.
بهرغم نعرههای مرگ برآمریکای آخوند احمد خاتمی و باند ولیفقیه، به گزارش آسوشیتدپرس، قبل از مذاکرات ژنو، مقامات حکومت آخوند روحانی در چندین نوبت با آمریکاییها در عمان و جاهای دیگری گفتگو داشتهاند، و این حرف رفسنجانی که بدون شکستن تابوی مذاکره با آمریکا پرونده اتمی حل نمیشد، ناظر بر همین مذاکرات مخفیانه است.
آخوند خاتمی در بخشی دیگری از سخنانش در نمایش جمعه تهران گفت: «به همان میزان که به مذاکرهکننده گان خودمان اعتماد داریم، به همان میزان بیاعتمادیم به آمریکا، به همان میزان بیاعتمادیم به برخی از این کشورهای غربی“. اما به صرفه ندید که به مذاکرات رژیم با آمریکا قبل از مذاکرات ژنو اشارهیی بکند. خبرگزاری آسوشیتدپرس روز 3آذر92 در مورد مذاکرات مخفیانه رژیم با آمریکا در کشور عمان و جاهای دیگر در گزارشی نوشت: ”آسوشیتدپرس دریافته است که آمریکا و ایران بهطور مخفی در یک سلسله از گفتگوهای رو در رو و سطح بالا طی سال گذشته با هم تعامل کردند. این کار در یک قمار دیپلوماتیک حساس توسط دولت اوباما هدایت شد که منجر به یک توافق تاریخی گردید که صبح یکشنبه در ژنو اعلام شد با این هدف که برنامه اتمی تهران، کند گردد... . آنطور که آسوشیتدپرس دریافته است؛ این گفتگوها در کشور خاورمیانهیی عمان و سایر جاها برگزار شد و تنها دایره محدودی از اشخاص در آن حضور داشتند.
ویلیام برنز معاون وزیرخارجه، جیک سولیوان معاون جو بایدن و مشاور او در سیاست خارجه، از ماه مارس در حداقل پنج دور ملاقات با مقامات ایرانی برگزار کردهاند“.
بدون شک ولیفقیه ارتجاع و ”آقا“ که مستمراً آخوند خاتمی با این عنوان از خامنهای اسم میبرد، در جریان این مذاکرات قرار داشته است و غیرممکن است که مذاکرهکنندگان دولت آخوند روحانی بدون اجازه ولیفقیه میتوانستند به قول رفسنجانی تابو شکنی کنند و با آمریکا وارد مذاکره مستقیم و مخفی شوند.
تناقض و دوگانه گویی این آخوند خمینی صفت و باند خامنهای در اینجا است که اگر باند خامنهای و آخوند احمد خاتمی به آمریکا و کشورهای غربی طرف مذاکره در ژنو اعتماد ندارد، پس چرا ولیفقیه ارتجاع به تیم مذاکره دولت آخوند روحانی اجازه داده است در مذاکرات ژنو شرکت کند. ؟
بر اساس قانون اساسی همین رژیم، سیاستهای کلان و راهبردی نظام، مستقیم توسط خامنهای و زیر نظر او مشخص میشود و از اختیارات شخص ولیفقیه است و بدون اجازه او کسی در نظام نمیتواند وارد این حیطه شود.
آخوند خاتمی و باند خامنهای یا نمیفهمند و یا به عمد برای شیره مالیدن بر سر پاسداران و بسیج توسری خورده، به رطب ویابس متوسل میشوند که به نظر میرسد مورد دوم مصداق بیشتری داشته باشد.
اینها سؤالات و تناقضاتی است که اساساً رسانهها و مهرههای باند خامنهای از جمله همین آخوند احمد خاتمی، به صرفه نمیبینند که وارد آنها شوند.
بنابراین، نعرههای امام جمعه نمره موقت تهران و امثال او در باند ولایت و تناقض گوییهای این جماعت، صرفاً برای شیره مالیده بر سر نیروهایی از قبیل سپاه و بسیج وارفته است.
آخوند خاتمی به صراحت هدف رژیم از این دجالگریها در بحبوحه زهرخوران اتمی را به صراحت بیان کرد و گفت: «مصلحت کشور، مصلحت نظام، آن است که همه بدمیم در فرهنگ مقاومت. این مصلحت همه به حساب میآید. دشمن کمترین ضعفی از ما ببیند، پیشروی میکند».
نعرههای ضد آمریکایی این جماعت و اما و اگرهای آنان در زمینه مذاکرات هستهیی، در اساس، در تقابل آشکار با خط باند رفسنجانی - روحانی است. زیرا که اگر باند رفسنجانی - روحانی، بتواند خط مذاکرات را تا آخر پیش ببرد و جام زهر را بهطور کامل در حلقوم ولیفقیه بریزد، در این صورت پشمی بر عمامه خامنهای باقی نمیماند و اضافه بر اینکه طلسم ولایت خامنهای شکسته، هژمونیش در نظام را نیز از دست میدهد و لاجرم از مقام ولایتش چیزی جز یک مقام پوشالی و باسمهای باقی نمیماند.
آخوند احمد خاتمی در بخش دیگری از سخنانش در نمایش جمعه گفت: ”هیچ اینها قابل اعتماد نیستند. قرارداد، هنوز به قرارداد نرسیده، بیانیه است. غنیسازی را پذیرفتند، (اما) هنوز هیأت مذاکرهکننده به ایران نرسیده، وزیر خارجه آمریکا میگوید ما نپذیرفتیم غنیسازی را در ایران. تازه هیأت مذاکرهکننده به تهران رسیدند، اوباما باز تکرار کرد همه گزینهها روی میز است، حتی گزینهٴ نظامی و به دروغ ادعا کرد ما جلوی بمب اتم ایران را گرفتیم. این چه ادبیاتی است؟ این چه ادبی است؟ این همه دروغگویی، اسمش ادب است؟ ما اوباما را از بیادب ترین رئیسجمهورهای دنیا میدانیم“
مخاطب این گفته قبل از اینکه آمریکا یا کشورهای 1+5 باشند، شخص رفسنجانی و روحانی است. روحانی در مصاحبهای گفته بود آقای اوباما را شخص با ادبی دیدم و آنجایی که آخوند خاتمی به بیادبی اوباما اشاره میکند، مخاطب او آخوند روحانی است و جواب حرف آخوند حسن روحانی است.
دوگانه گوییهای و تناقص بافیهای باند خامنهای در مورد مذاکرات اتمی و رابطه با آمریکا، در موضعگیری و اظهارات تمامی عناصر این باند از جمله سخنان احمد خاتمی در نمایش جمعه 15آذر احمد خاتمی وجود دارد. این موضعگیریها عموماً مصرف داخلی دارد و در تقابل با خط رفسنجانی - روحانی و خصوصاً درتقابل با خط رفسنجانی است. ترس باند ولیفقیه از این است که با پیش رفتن خط مذاکره، هژمونی ولایت از بین برود. بنابراین این وضعیت نمودی است از وضعیت درهمریخته رژیم آخوندی خصوصاً باند خامنهای پس از عقبنشینی ژنو و خوردن جام زهر اتمی.
آخوند احمد خاتمی گفت: «بایستی تلاشهای دیپلوماتیک به قوتش باشد، همراهش نشاط انقلابی، نشاط مقاومت باشد که تجلی یافته در شعار با شکوه و انقلابی مرگ بر آمریکای شماست».
این گفته آخوند احمد خاتمی که: ”همراه مذاکرات نشاط مقاومت باشد و تجلی یافته در شعار باشکوه و انقلابی مرگ بر آمریکای شما است“، رودرروی مواضع رفسنجانی و روحانی است. رفسنجانی در مصاحبه با روزنامه فاینشنال تایمز گفته بود: ”بخشی از این موفقیت به این دلیل بود که مذاکره با آمریکا تا کنون تابو بود و بدون شکستن این تابو و بدون حضور آمریکا، مذاکرات اتمی نمیتوانست پیشرفت کند“.
بهرغم نعرههای مرگ برآمریکای آخوند احمد خاتمی و باند ولیفقیه، به گزارش آسوشیتدپرس، قبل از مذاکرات ژنو، مقامات حکومت آخوند روحانی در چندین نوبت با آمریکاییها در عمان و جاهای دیگری گفتگو داشتهاند، و این حرف رفسنجانی که بدون شکستن تابوی مذاکره با آمریکا پرونده اتمی حل نمیشد، ناظر بر همین مذاکرات مخفیانه است.
آخوند خاتمی در بخشی دیگری از سخنانش در نمایش جمعه تهران گفت: «به همان میزان که به مذاکرهکننده گان خودمان اعتماد داریم، به همان میزان بیاعتمادیم به آمریکا، به همان میزان بیاعتمادیم به برخی از این کشورهای غربی“. اما به صرفه ندید که به مذاکرات رژیم با آمریکا قبل از مذاکرات ژنو اشارهیی بکند. خبرگزاری آسوشیتدپرس روز 3آذر92 در مورد مذاکرات مخفیانه رژیم با آمریکا در کشور عمان و جاهای دیگر در گزارشی نوشت: ”آسوشیتدپرس دریافته است که آمریکا و ایران بهطور مخفی در یک سلسله از گفتگوهای رو در رو و سطح بالا طی سال گذشته با هم تعامل کردند. این کار در یک قمار دیپلوماتیک حساس توسط دولت اوباما هدایت شد که منجر به یک توافق تاریخی گردید که صبح یکشنبه در ژنو اعلام شد با این هدف که برنامه اتمی تهران، کند گردد... . آنطور که آسوشیتدپرس دریافته است؛ این گفتگوها در کشور خاورمیانهیی عمان و سایر جاها برگزار شد و تنها دایره محدودی از اشخاص در آن حضور داشتند.
ویلیام برنز معاون وزیرخارجه، جیک سولیوان معاون جو بایدن و مشاور او در سیاست خارجه، از ماه مارس در حداقل پنج دور ملاقات با مقامات ایرانی برگزار کردهاند“.
بدون شک ولیفقیه ارتجاع و ”آقا“ که مستمراً آخوند خاتمی با این عنوان از خامنهای اسم میبرد، در جریان این مذاکرات قرار داشته است و غیرممکن است که مذاکرهکنندگان دولت آخوند روحانی بدون اجازه ولیفقیه میتوانستند به قول رفسنجانی تابو شکنی کنند و با آمریکا وارد مذاکره مستقیم و مخفی شوند.
تناقض و دوگانه گویی این آخوند خمینی صفت و باند خامنهای در اینجا است که اگر باند خامنهای و آخوند احمد خاتمی به آمریکا و کشورهای غربی طرف مذاکره در ژنو اعتماد ندارد، پس چرا ولیفقیه ارتجاع به تیم مذاکره دولت آخوند روحانی اجازه داده است در مذاکرات ژنو شرکت کند. ؟
بر اساس قانون اساسی همین رژیم، سیاستهای کلان و راهبردی نظام، مستقیم توسط خامنهای و زیر نظر او مشخص میشود و از اختیارات شخص ولیفقیه است و بدون اجازه او کسی در نظام نمیتواند وارد این حیطه شود.
آخوند خاتمی و باند خامنهای یا نمیفهمند و یا به عمد برای شیره مالیدن بر سر پاسداران و بسیج توسری خورده، به رطب ویابس متوسل میشوند که به نظر میرسد مورد دوم مصداق بیشتری داشته باشد.
اینها سؤالات و تناقضاتی است که اساساً رسانهها و مهرههای باند خامنهای از جمله همین آخوند احمد خاتمی، به صرفه نمیبینند که وارد آنها شوند.
بنابراین، نعرههای امام جمعه نمره موقت تهران و امثال او در باند ولایت و تناقض گوییهای این جماعت، صرفاً برای شیره مالیده بر سر نیروهایی از قبیل سپاه و بسیج وارفته است.
آخوند خاتمی به صراحت هدف رژیم از این دجالگریها در بحبوحه زهرخوران اتمی را به صراحت بیان کرد و گفت: «مصلحت کشور، مصلحت نظام، آن است که همه بدمیم در فرهنگ مقاومت. این مصلحت همه به حساب میآید. دشمن کمترین ضعفی از ما ببیند، پیشروی میکند».
نعرههای ضد آمریکایی این جماعت و اما و اگرهای آنان در زمینه مذاکرات هستهیی، در اساس، در تقابل آشکار با خط باند رفسنجانی - روحانی است. زیرا که اگر باند رفسنجانی - روحانی، بتواند خط مذاکرات را تا آخر پیش ببرد و جام زهر را بهطور کامل در حلقوم ولیفقیه بریزد، در این صورت پشمی بر عمامه خامنهای باقی نمیماند و اضافه بر اینکه طلسم ولایت خامنهای شکسته، هژمونیش در نظام را نیز از دست میدهد و لاجرم از مقام ولایتش چیزی جز یک مقام پوشالی و باسمهای باقی نمیماند.
آخوند احمد خاتمی در بخش دیگری از سخنانش در نمایش جمعه گفت: ”هیچ اینها قابل اعتماد نیستند. قرارداد، هنوز به قرارداد نرسیده، بیانیه است. غنیسازی را پذیرفتند، (اما) هنوز هیأت مذاکرهکننده به ایران نرسیده، وزیر خارجه آمریکا میگوید ما نپذیرفتیم غنیسازی را در ایران. تازه هیأت مذاکرهکننده به تهران رسیدند، اوباما باز تکرار کرد همه گزینهها روی میز است، حتی گزینهٴ نظامی و به دروغ ادعا کرد ما جلوی بمب اتم ایران را گرفتیم. این چه ادبیاتی است؟ این چه ادبی است؟ این همه دروغگویی، اسمش ادب است؟ ما اوباما را از بیادب ترین رئیسجمهورهای دنیا میدانیم“
مخاطب این گفته قبل از اینکه آمریکا یا کشورهای 1+5 باشند، شخص رفسنجانی و روحانی است. روحانی در مصاحبهای گفته بود آقای اوباما را شخص با ادبی دیدم و آنجایی که آخوند خاتمی به بیادبی اوباما اشاره میکند، مخاطب او آخوند روحانی است و جواب حرف آخوند حسن روحانی است.
دوگانه گوییهای و تناقص بافیهای باند خامنهای در مورد مذاکرات اتمی و رابطه با آمریکا، در موضعگیری و اظهارات تمامی عناصر این باند از جمله سخنان احمد خاتمی در نمایش جمعه 15آذر احمد خاتمی وجود دارد. این موضعگیریها عموماً مصرف داخلی دارد و در تقابل با خط رفسنجانی - روحانی و خصوصاً درتقابل با خط رفسنجانی است. ترس باند ولیفقیه از این است که با پیش رفتن خط مذاکره، هژمونی ولایت از بین برود. بنابراین این وضعیت نمودی است از وضعیت درهمریخته رژیم آخوندی خصوصاً باند خامنهای پس از عقبنشینی ژنو و خوردن جام زهر اتمی.