«حکمی عجیب!». این واژهیی هست که احمد منتظری در قبال حکمی که قضاییهٴ رژیم برای او صادر کرده گفته است؛ اما به راستی چرا عجیب؟
در مجموع رسانههای رژیم آخوندی خبر حکم دادگاه ویژه روحانیت رژیم بر ضد احمد منتظری را بازتاب دادند. اما بیشتر اونها به انتشار خود خبر، بسنده کردند. اما در مورد واکنشها، اولین واکنش مربوط به خود احمد منتظری است که گفت 3اتهام بهخاطر افشای فایل صوتی استخراج کردند و بهخاطر آن 21سال حبس دادند؛ اما چون برادر شهید هستم، 15سالش را تخفیف دادند. بعد هم میگوید: «فکر نمیکنم تخفیف برای برادر شهید بودن در قانون آمده باشد. بهطور کلی این حکم و تخفیفش بسیار عجیب و ناعادلانه است». بعد هم توضیح میدهد که این حکم اصلاً قابل دفاع نیست و از آن با عبارت «زشت» نام میبرد.
در بین رسانههای باند خامنهای، یک رسانهٴ به نام اویس، نوشت: «دقایقی پس از اینکه رسانهها خبری مبنی بر محکومیت احمد منتظری... منتشر کردند، رسانههای وابسته به تروریستها... این اقدام را جنایت علیه یک عالم دین معرفی کردهاند... [در حالیکه آنها] حتی از این الفاظ برای مراجع تقلید استفاده نمینمایند، بلکه با الفاظ بیادبانه [از مراجع نظام] یاد میکنند». مراجع هم منظورش خامنهای و دیگر سران رژیم است.
اینکه کسی که محکوم شده، درباره حکمش این نکات را بگوید، شاید دور از انتظار نباشد؛ اما آنچه باعث شده که حرفهای احمد منتظری را به واکنش تعبیر کنیم، علتش توضیحی است که خود وی داده است. آنجایی که میگوید: «باید بگویم ظاهراً حکم از جای دیگری به قاضی دیکته شده است... متن حکم دقیقاً مثل مقالههای کیهان است». که این کد «کیهان» بهروشنی فلش را روی شخص خامنهای میبرد چرا که کیهان ارگان شخص ولیفقیه ارتجاع است.
اما اینکه احمد منتظری از این حکم با عنوان «عجیب» نام برده؛ علت و منظوری دارد.
منظور او از بهکار بردن کلمه عجیب این است که از یک طرف یک حکم سنگین 21سال زندان و خلع لباس به او داده شده؛ از طرف دیگر تنها بهخاطر «برادر شهید بودن» 15سال از این حکم را تخفیف داده و خلع لباس را هم به 3سال حکم تعلیقی کاهش داده است. یعنی از یک طرف یک حکم بسیار سنگین؛ از طرف دیگر تخفیف بسیار زیاد که در عمل آن حکم را سبک کرده. همان که احمد منتظری میگوید: «این حکم و تخفیفش بسیار عجیب و ناعادلانه است».
اما چرا رژیم چنین حکمی متناقض اعلام کرده است؟
احمد منتظری یک جملهٴ کلیدی میگوید: «فکر نمیکنم تخفیف برای برادر شهید بودن در قانون آمده باشد!».
حالا موضوع چیست؟ تمام موضوع ضعف رژیم است. ببینید، اگر به تاریخچهٴ این رژیم نگاه کنید برای نمونه، خمینی وقتی با قطبزاده که وزیر خارجهاش و رئیس رادیو-تلویزیونش بود و از پاریس هم در هواپیما کنارش بود تضاد پیدا کرد، درنگ نکرد و اول به او اتهام کودتا زد و بلافاصله هم او را اعدام کرد.
اما وقتی افشای سند صوتی آقای منتظری توسط پسر ایشان، تا این حد رژیم را دچار تلاطم داخلی، اجتماعی و سیاسی کرده و زنگهای خطر جدی برایش به صدا درآورده، خامنهای بعد از چند ماه هنوز توان یک اقدام جدی را هم ندارد. چرا؟ چون طلسمش شکسته و بسیار ضعیف است. از طرف دیگر در یک تناقض هم گیر کرده است. اگر حکمی سنگین اعلام نکند، ضعف و طلسمشکستگی خودش هر چه بیشتر برجسته میشود. این برجسته شدن هم به مردم و جامعه انفجاری ایران برای قیام و خیزش روحیه میدهد. برای همین خامنهای میآید برای ظاهرسازی یک حکم سنگین صادر میکند؛ اما از طرفی بهخاطر همان ضعف، میداند که این حکم تلاطم و تخاصمات بسیار بیشتری را در درون رژیمش به همراه خواهد داشت؛ تضادهایی که خامنهای در موقعیت کنونیش، نمیتواند آنها را مهار کند. برای همین، در ادامه آن حکم سنگین، آن تخفیفهای «عجیب» را اعلام میکند.
ظاهر این اقدام این است که با این شیوه، خامنهای، بالاخره یک راه برونرفت پیدا کرده است.
اما واقعیت این است که یک وقت شما از موضع قدرت یک راه پیدا میکنید، یک موقع از موضع ضعف این کار رو میکنید. وقتی در موضع ضعف هستید، با این نمایشها نمیتوانید آن ضعف را بپوشانید و آثار بدتری خواهد داشت. مثلاً اگر خامنهای از همان اول میگفت 6سال زندان، شاید براش بهتر بود، اما چرا این کار را نکرد؟ بهخاطر همان تناقضی که در بالا طرح شد. برای همین، پیدا کردن راهی در بنبست، در حقیقت یک برونرفت نیست. بلکه، دامن زدن به تنشها و تکانهای بعدی باز هم بالاتر است.
در مجموع رسانههای رژیم آخوندی خبر حکم دادگاه ویژه روحانیت رژیم بر ضد احمد منتظری را بازتاب دادند. اما بیشتر اونها به انتشار خود خبر، بسنده کردند. اما در مورد واکنشها، اولین واکنش مربوط به خود احمد منتظری است که گفت 3اتهام بهخاطر افشای فایل صوتی استخراج کردند و بهخاطر آن 21سال حبس دادند؛ اما چون برادر شهید هستم، 15سالش را تخفیف دادند. بعد هم میگوید: «فکر نمیکنم تخفیف برای برادر شهید بودن در قانون آمده باشد. بهطور کلی این حکم و تخفیفش بسیار عجیب و ناعادلانه است». بعد هم توضیح میدهد که این حکم اصلاً قابل دفاع نیست و از آن با عبارت «زشت» نام میبرد.
در بین رسانههای باند خامنهای، یک رسانهٴ به نام اویس، نوشت: «دقایقی پس از اینکه رسانهها خبری مبنی بر محکومیت احمد منتظری... منتشر کردند، رسانههای وابسته به تروریستها... این اقدام را جنایت علیه یک عالم دین معرفی کردهاند... [در حالیکه آنها] حتی از این الفاظ برای مراجع تقلید استفاده نمینمایند، بلکه با الفاظ بیادبانه [از مراجع نظام] یاد میکنند». مراجع هم منظورش خامنهای و دیگر سران رژیم است.
اینکه کسی که محکوم شده، درباره حکمش این نکات را بگوید، شاید دور از انتظار نباشد؛ اما آنچه باعث شده که حرفهای احمد منتظری را به واکنش تعبیر کنیم، علتش توضیحی است که خود وی داده است. آنجایی که میگوید: «باید بگویم ظاهراً حکم از جای دیگری به قاضی دیکته شده است... متن حکم دقیقاً مثل مقالههای کیهان است». که این کد «کیهان» بهروشنی فلش را روی شخص خامنهای میبرد چرا که کیهان ارگان شخص ولیفقیه ارتجاع است.
اما اینکه احمد منتظری از این حکم با عنوان «عجیب» نام برده؛ علت و منظوری دارد.
منظور او از بهکار بردن کلمه عجیب این است که از یک طرف یک حکم سنگین 21سال زندان و خلع لباس به او داده شده؛ از طرف دیگر تنها بهخاطر «برادر شهید بودن» 15سال از این حکم را تخفیف داده و خلع لباس را هم به 3سال حکم تعلیقی کاهش داده است. یعنی از یک طرف یک حکم بسیار سنگین؛ از طرف دیگر تخفیف بسیار زیاد که در عمل آن حکم را سبک کرده. همان که احمد منتظری میگوید: «این حکم و تخفیفش بسیار عجیب و ناعادلانه است».
اما چرا رژیم چنین حکمی متناقض اعلام کرده است؟
احمد منتظری یک جملهٴ کلیدی میگوید: «فکر نمیکنم تخفیف برای برادر شهید بودن در قانون آمده باشد!».
حالا موضوع چیست؟ تمام موضوع ضعف رژیم است. ببینید، اگر به تاریخچهٴ این رژیم نگاه کنید برای نمونه، خمینی وقتی با قطبزاده که وزیر خارجهاش و رئیس رادیو-تلویزیونش بود و از پاریس هم در هواپیما کنارش بود تضاد پیدا کرد، درنگ نکرد و اول به او اتهام کودتا زد و بلافاصله هم او را اعدام کرد.
اما وقتی افشای سند صوتی آقای منتظری توسط پسر ایشان، تا این حد رژیم را دچار تلاطم داخلی، اجتماعی و سیاسی کرده و زنگهای خطر جدی برایش به صدا درآورده، خامنهای بعد از چند ماه هنوز توان یک اقدام جدی را هم ندارد. چرا؟ چون طلسمش شکسته و بسیار ضعیف است. از طرف دیگر در یک تناقض هم گیر کرده است. اگر حکمی سنگین اعلام نکند، ضعف و طلسمشکستگی خودش هر چه بیشتر برجسته میشود. این برجسته شدن هم به مردم و جامعه انفجاری ایران برای قیام و خیزش روحیه میدهد. برای همین خامنهای میآید برای ظاهرسازی یک حکم سنگین صادر میکند؛ اما از طرفی بهخاطر همان ضعف، میداند که این حکم تلاطم و تخاصمات بسیار بیشتری را در درون رژیمش به همراه خواهد داشت؛ تضادهایی که خامنهای در موقعیت کنونیش، نمیتواند آنها را مهار کند. برای همین، در ادامه آن حکم سنگین، آن تخفیفهای «عجیب» را اعلام میکند.
ظاهر این اقدام این است که با این شیوه، خامنهای، بالاخره یک راه برونرفت پیدا کرده است.
اما واقعیت این است که یک وقت شما از موضع قدرت یک راه پیدا میکنید، یک موقع از موضع ضعف این کار رو میکنید. وقتی در موضع ضعف هستید، با این نمایشها نمیتوانید آن ضعف را بپوشانید و آثار بدتری خواهد داشت. مثلاً اگر خامنهای از همان اول میگفت 6سال زندان، شاید براش بهتر بود، اما چرا این کار را نکرد؟ بهخاطر همان تناقضی که در بالا طرح شد. برای همین، پیدا کردن راهی در بنبست، در حقیقت یک برونرفت نیست. بلکه، دامن زدن به تنشها و تکانهای بعدی باز هم بالاتر است.