جریان تهدید متقابل باندهای درون رژیم، برای رو کردن پرونده دزدیهای یکدیگر این روزها بیش از پیش بالا گرفته و طرفین با درنوردیدن همهٴ مرزهای قباحت و وقاحت، «بگم؟ بگم؟» و «بگو! بگو!» را به روزنامهها و عناوین آنها کشانده و به یک نوع «فرهنگ» در این رژیم فاسد تبدیل کردهاند.
این دور از جدال و فاشگوییها را رحمانی فضلی وزیر کشور دولت روحانی، روز دوم اسفند ماه جاری در یک همایش مربوط به باصطلاح مبارزه با مواد مخدر کلید زد؛ هنگامی که گفت پول کثیف حاصل از قاچاق مواد مخدر و قاچاق کالا، وارد حوزه سیاسی و انتخابات و ساختار قدرت در رژیم شده است. وی همین حرفها را همان شب در تلویزیون هم تکرار کرد که ولوله بسیاری در رژیم بهپا کرد و در رسانههای خارجی هم انعکاس زیادی یافت. وی 10روز بعد مجدداً همین اظهارات را تکرار کرد و این نکته را روشن کرد که این فاشگوییها یک امر ادامهدار و برنامهریزی شده است؛ بهخصوص توسط مهرههای دیگری پیگیری شده است.
اینجا این سؤال مطرح میشود که اگر چه این رژیم بیآبروست، اما آیا این فاشگوییها، بههر حال ضربهیی سنگین به آن محسوب نمیشود؟ آیا این جریان، رژیم را بیش از پیش در معرض خشم و نفرت مردمی که زیر فشارهای اقتصادی دارند خرد میشوند، قرار نمیدهد و آیا باندهای رژیم را، چنان که میبینیم، به ورطهیی از رسواسازیهای متقابل که سرانجام آن روشن نیست؛ سوق نمیدهد؟ اگر پاسخ مثبت است که هست، چرا وزیر کشور رژیم به چنین اقدامی دست میزند؟
پاسخ این است که البته این ضربهیی جدی و سنگین برای رژیم محسوب میشود، ولی پولی که در میان است و دعوا بر سر آن جریان دارد و همچنین قدرتی که لازم و ملزوم این ثروت است هم بسیار کلان میباشد. ابعاد غارت چنان است که خود خامنهای هم میگفت آدم وقتی خبرهایش را میشنود، سرش گیج میرود! در نتیجه، تنازع باندها، همچون رقابت باندهای مافیایی، هم تنازع برای ثروت و قدرت بیشتر و هم تنازع برای بقاست، همچون قانون جنگل، اگر تو او را حذف نکنی، او تو را از دور خارج میکند.
اما در ورای این تحلیل کلی، این مرحله از جنگ باندها، یک هدف مشخص سیاسی هم دارد و آن هم در یک کلمه، انتخابات است. این را خود طرفین هم به صراحت میگویند. کیهان (19اسفند) بهنقل از رئیس هیأت رسیدگی به تخلفات (در) نهاد ریاستجمهوری مینویسد: «بگم بگمها را برای انتخابات 94 نگهداشتهایم». ضمناً این دعوایی نیست که در روزهای اخیر در رژیم درگرفته باشد. این دعوایی است که از فردای روی کارآمدن آخوند روحانی شروع شده است. باند خامنهای میخواهد از دست دادن دولت را، در مجلس ارتجاع جبران کند. متقابلاً باند رقیب نیز با قرار دادن رحمانی فضلی که گفته میشود از نفرات لاریجانی است) در منصب وزارت کشور که کارگردان نمایش انتخابات است؛ درصدد قبضه کردن مجلس نیز هست و عزل و نصب گستردهیی که در سطح استانداران و فرمانداران در سطح کشور نیز در همین راستاست. باند مقابل نیز علاوه تیز کردن تیغ تصفیه و نظارت استصوابی، درصدد اجرایی کردن طرح استانی کردن انتخابات میباشد.
اهمیت نمایش انتخابات نیز از آن روست که نمایش انتخابات در این رژیم همیشه موعدی برای تقسیم سهام قدرت و غارت توسط باندهای حاکم است و هر باندی به تناسب امتیازی که در این بازی کسب میکند، سهمش از قدرت و ثروت را تصاحب میکند؛ در پلکان قدرت صعود یا نزول میکند یا حذف میشود.
تا آنجا که به ولیفقیه مربوط میشود، او هر بار میخواهد مجلس را یکدست سازد و آن را از گماشتههای مطلقاً گوش بهفرمانش پر کند؛ صرفنظر از آن که به علت تعارض و تناقض حل نشدنی در این نظام قرونوسطایی، شماری از همان گماشتهها هم وقتی پایشان به مجلس میرسد، خط عوض میکنند؛ اما باندهای دیگر هم که میخواهند از این گوشت قربانی سهم و نصیب بیشتری داشته باشند، دست به تک و پاتک میزنند و این جنگ هر چه که موعد انتخابات نزدیکتر میشود، شدت و حدت بیشتری. این جنگی است که حتی به فرض که رژیم از بحران اتمی نیز عبور کند و به فرض محال حتی اگر تحریمها هم برداشته شود، باز هم این جنگ قدرت فروکش نمیکند، اما اگر بحران اتمی از بنبست خارج نشود و تحریمها سختتر گردد، این جنگ شدیدتر خواهد شد.
این دور از جدال و فاشگوییها را رحمانی فضلی وزیر کشور دولت روحانی، روز دوم اسفند ماه جاری در یک همایش مربوط به باصطلاح مبارزه با مواد مخدر کلید زد؛ هنگامی که گفت پول کثیف حاصل از قاچاق مواد مخدر و قاچاق کالا، وارد حوزه سیاسی و انتخابات و ساختار قدرت در رژیم شده است. وی همین حرفها را همان شب در تلویزیون هم تکرار کرد که ولوله بسیاری در رژیم بهپا کرد و در رسانههای خارجی هم انعکاس زیادی یافت. وی 10روز بعد مجدداً همین اظهارات را تکرار کرد و این نکته را روشن کرد که این فاشگوییها یک امر ادامهدار و برنامهریزی شده است؛ بهخصوص توسط مهرههای دیگری پیگیری شده است.
اینجا این سؤال مطرح میشود که اگر چه این رژیم بیآبروست، اما آیا این فاشگوییها، بههر حال ضربهیی سنگین به آن محسوب نمیشود؟ آیا این جریان، رژیم را بیش از پیش در معرض خشم و نفرت مردمی که زیر فشارهای اقتصادی دارند خرد میشوند، قرار نمیدهد و آیا باندهای رژیم را، چنان که میبینیم، به ورطهیی از رسواسازیهای متقابل که سرانجام آن روشن نیست؛ سوق نمیدهد؟ اگر پاسخ مثبت است که هست، چرا وزیر کشور رژیم به چنین اقدامی دست میزند؟
پاسخ این است که البته این ضربهیی جدی و سنگین برای رژیم محسوب میشود، ولی پولی که در میان است و دعوا بر سر آن جریان دارد و همچنین قدرتی که لازم و ملزوم این ثروت است هم بسیار کلان میباشد. ابعاد غارت چنان است که خود خامنهای هم میگفت آدم وقتی خبرهایش را میشنود، سرش گیج میرود! در نتیجه، تنازع باندها، همچون رقابت باندهای مافیایی، هم تنازع برای ثروت و قدرت بیشتر و هم تنازع برای بقاست، همچون قانون جنگل، اگر تو او را حذف نکنی، او تو را از دور خارج میکند.
اما در ورای این تحلیل کلی، این مرحله از جنگ باندها، یک هدف مشخص سیاسی هم دارد و آن هم در یک کلمه، انتخابات است. این را خود طرفین هم به صراحت میگویند. کیهان (19اسفند) بهنقل از رئیس هیأت رسیدگی به تخلفات (در) نهاد ریاستجمهوری مینویسد: «بگم بگمها را برای انتخابات 94 نگهداشتهایم». ضمناً این دعوایی نیست که در روزهای اخیر در رژیم درگرفته باشد. این دعوایی است که از فردای روی کارآمدن آخوند روحانی شروع شده است. باند خامنهای میخواهد از دست دادن دولت را، در مجلس ارتجاع جبران کند. متقابلاً باند رقیب نیز با قرار دادن رحمانی فضلی که گفته میشود از نفرات لاریجانی است) در منصب وزارت کشور که کارگردان نمایش انتخابات است؛ درصدد قبضه کردن مجلس نیز هست و عزل و نصب گستردهیی که در سطح استانداران و فرمانداران در سطح کشور نیز در همین راستاست. باند مقابل نیز علاوه تیز کردن تیغ تصفیه و نظارت استصوابی، درصدد اجرایی کردن طرح استانی کردن انتخابات میباشد.
اهمیت نمایش انتخابات نیز از آن روست که نمایش انتخابات در این رژیم همیشه موعدی برای تقسیم سهام قدرت و غارت توسط باندهای حاکم است و هر باندی به تناسب امتیازی که در این بازی کسب میکند، سهمش از قدرت و ثروت را تصاحب میکند؛ در پلکان قدرت صعود یا نزول میکند یا حذف میشود.
تا آنجا که به ولیفقیه مربوط میشود، او هر بار میخواهد مجلس را یکدست سازد و آن را از گماشتههای مطلقاً گوش بهفرمانش پر کند؛ صرفنظر از آن که به علت تعارض و تناقض حل نشدنی در این نظام قرونوسطایی، شماری از همان گماشتهها هم وقتی پایشان به مجلس میرسد، خط عوض میکنند؛ اما باندهای دیگر هم که میخواهند از این گوشت قربانی سهم و نصیب بیشتری داشته باشند، دست به تک و پاتک میزنند و این جنگ هر چه که موعد انتخابات نزدیکتر میشود، شدت و حدت بیشتری. این جنگی است که حتی به فرض که رژیم از بحران اتمی نیز عبور کند و به فرض محال حتی اگر تحریمها هم برداشته شود، باز هم این جنگ قدرت فروکش نمیکند، اما اگر بحران اتمی از بنبست خارج نشود و تحریمها سختتر گردد، این جنگ شدیدتر خواهد شد.