728 x 90

کنفرانس بین‌المللی در ایتالیا - سخنرانی‌های لیام فاکس، یوآخیم روکر، هانس اولریش زایت و ریتا برنار دینی

سفیر یوآخیم روکر، ریتا برنار دینی، دکتر لیام فاکس، دکتر هانس اولریش زایت
سفیر یوآخیم روکر، ریتا برنار دینی، دکتر لیام فاکس، دکتر هانس اولریش زایت

ایتالیا – رم

کنفرانس بین‌المللی

ایران: فراتر از جنگ، حقوق‌بشر و قدرت مردم به‌عنوان راه‌حل

سخنرانی‌های

دکتر لیام فاکس – وزیر دفاع انگلستان ۲۰۱۱-۲۰۱۰، وزیر تجارت ۲۰۱۹-۲۰۱۶

و رئیس حزب محافظه‌کار انگلستان ۲۰۰۵-۲۰۰۳

سفیر یوآخیم روکر – رئیس شورای حقوق‌بشر سازمان ملل ۲۰۱۵

سفیر آلمان در شورای حقوق‌بشر ۲۰۱۶-۲۰۱۴ و سفیر آلمان در سوئد ۲۰۱۱-۲۰۰۸

دکتر هانس اولریش زایت - سفیر آلمان در افغانستان و کره جنوبی ۲۰۱۲-۲۰۰۵

رئیس اداره بازرسی وزارت‌خارجه آلمان ۲۰۱۷-۲۰۱۴

ریتا برناردینی رئیس انجمن به قابیل دست نزنید

 

 

دکتر لیام فاکس – وزیر دفاع انگلستان ۲۰۱۱-۲۰۱۰، وزیر تجارت ۲۰۱۹- ۲۰۱۶

  • هیچ راه‌حلی برای مسأله ایران وجود ندارد این یک توهم است. تنها یک راه‌حل واحد برای مسأله ایران وجود دارد و آن «تغییر رژیم» است.
  • تنها مردم ایران هستند که می‌توانند یک جمهوری دموکراتیک را پایه‌گذاری کنند که از استبداد دوگانه، استبداد آخوندها و استبداد شاهان رها باشد و ایران باید از هر دوی آنها آزاد شود.

بسیار خب، بعدازظهر همگی بخیر. طبق معمول، حضور در رم مایه خرسندی کامل من است؛ شهری که در حال حاضر حتی از لندن هم گرم‌تر است.

می‌خواهم سخنانم را با بازگشت به آنچه نخست‌وزیر پیشین، جناب جنتیلونی، درباره برجام مطرح کرد آغاز کنم و ما را به سال ۲۰۱۵ بازگردانم. چرا که برجام، از دیدگاه من، نه‌تنها یک اقدام مبتنی بر سیاست مماشات بود، بلکه از چنان ایرادات بنیادی رنج می‌برد که ما را به جایگاه امروزمان سوق داده است.

بیایید به یاد بیاوریم که ایران چه چیزهایی به‌دست آورد. این رژیم به آزادسازی حجم عظیمی از دارایی‌های مالی بدون هیچ قید و شرطی دست یافت، بدون این‌که هیچ‌گونه بهبودی در رفتارهایش مطالبه شود.

برنامه تسلیحات هسته‌‌ای ایران متوقف نشد، بلکه صرفاً دستیابی به نقطه‌ای که این برنامه به واقعیت تبدیل شود، به تأخیر افتاد. هیچ مطالبه‌ای درباره کارنامه هولناک حقوق‌بشر ایران صورت نگرفت و اقدامات شنیع آن هم‌چنان ادامه یافت.

و پیامدهای برجام چه بود؟ مبالغ هنگفتی به نیروهای نیابتی ایران، سرازیر شد و ما پیامدهای بین‌المللی آن را در لبنان، عراق، اسراییل و یمن دیده‌ایم.

ما شاهد سرمایه‌گذاری عظیمی در فناوری موشکی و پهپادی ایران بودیم و امروز می‌توانیم پیامدهای آن را در خلیج‌فارس مشاهده کنیم. ما شاهد توسعه مداوم برنامه هسته‌‌ای آنها در سرپیچی از جامعه بین‌المللی بودیم و شاهد تداوم نقض هولناک حقوق‌بشر بودیم که به نظر می‌رسد بخش بزرگی از غربِ آزاد هنوز هم چشمان خود را به روی آن می‌بندد.

برخلاف آنچه برای دیگر نقاط جهان رخ می‌دهد، در لندن هر شنبه تظاهراتی برگزار نمی‌شود تا خواستار اصلاح این رژیم جنایتکار و پایان دادن به نقض حقوق‌بشر در ایران شود. چقدر عجیب است که بخش زیادی از غربِ لیبرال تصمیم می‌گیرد ایران را به‌خاطر رفتارهایش بازخواست نکند.

چرا من همه این‌ها را مطرح می‌کنم؟ به این دلیل مطرح می‌کنم که با وجود تمام این تجربیات، هنوز هم امروز در بسیاری از محافل غربی، صحبت از یافتن راه‌حل‌ها به صیغه جمع، برای مسأله ایران است.

هیچ راه‌حلی برای مسأله ایران وجود ندارد؛ این یک توهم است. همان‌طور که نخست‌وزیر پیشین گفت، منظورم این است که توافق اخیر یک راه‌حل نیست، حتی یک توافق صلح هم نیست. برجام صرفاً نقشه‌راهی است برای نقشه‌راهی دیگر، برای نقشه‌راهی دیگر به سوی یک توافق صلح، که در صورت توافق نهایی نیز احتمالاً خود به خود هیچ ارزش و اعتباری نخواهد داشت.

تنها یک راه‌حل واحد برای مسأله ایران وجود دارد و آن «تغییر رژیم» است.

تا زمانی که رژیم ایران برکنار و با حکومت دیگری جایگزین نشود، هیچ صلحی در منطقه و فراتر از آن برقرار نخواهد شد.

و صحبت از اصلاح در درون این رژیم آن‌قدر ساده‌لوحانه است که به تراژدی می‌ماند.

کارگزاران این رژیم نمی‌توانند تغییر کنند، زیرا اگر چنین کنند، به موجودیتی کاملاً متفاوت تبدیل خواهند شد که آخرین بقایای اعتبار و مشروعیتی را که با آن بقای خود را توجیه می‌کنند، از دست خواهند داد. و بگذارید به کسانی که با این رژیم تعامل دارند بگویم، آنها خواهند فهمید با ریاکارترین، انعطاف‌ناپذیرترین و مخرب‌ترین افرادی مواجهند که تا به‌حال تلاش کرده‌اند با آنها مذاکره کنند. و بگذارید به شما بگویم، صرف ضعیف‌تر شدن رژیم، آن را کم‌خطرتر از گذشته نمی‌کند؛ حتی استدلال‌هایی وجود دارد مبنی بر این‌که یک رژیم ضعیف‌تر در منطقه، خطرناک‌تر خواهد بود تا کم‌خطرتر.

تنگه هرمز، به‌عنوان یک خط قرمز، چالشی مستقیم برای کل جامعه جهانی و قوانین بین‌المللی است. کنوانسیون سازمان ملل متحد در مورد حقوق دریاها، تردد آزاد در آب‌های آزاد را برای ما تضمین کرده است. ما برای امنیت بین‌المللی، رونق اقتصادی و تجارت جهانی به آن نیاز داریم. کل جهان اما، به‌ویژه جهان سوم و کشورهای در حال توسعه، از هر گونه اخلال بیشتر در این مسیر به‌شدت آسیب خواهند دید و ما وظیفه داریم با آن مقابله کنیم. و اگر این تهدید به حوثی‌ها و دریای سرخ نیز تسری یابد، پیامدها نه‌تنها افزایش می‌یابد، بلکه چند برابر می‌شود.

تمام کاری که ما می‌توانیم انجام دهیم، زمینه‌سازی برای آن لحظه اجتناب‌ناپذیری است که مردم ایران بپاخواهند خواست؛ چرا که قیام رخ خواهد داد و ایرانی آزاد شکل خواهد گرفت.

جامعه جهانی باید در برابر عبور ایران از خطوط قرمز سازمان‌دهی شود، از جمله در صورت لزوم با افزایش تحریم‌ها، هر چند می‌دانیم که این تحریم‌ها به مردم ایران آسیب خواهد رساند. اما مردم ایران پیش از این فداکاری‌های عظیمی را که خود حاضرند در راه رسیدن به این مسیر آزادی متحمل شوند، به ما نشان داده‌اند. نباید عزم ما سست باشد، در حالی که عزم آنها تا این حد استوار است.

خانم رجوی، همان‌طور که در پاریس گفتم، آزادی از آسمان نازل نمی‌شود؛ هیچ‌گاه چنین نبوده است. آزادی از پایین به بالا و از دل جامعه شکل می‌گیرد؛ همیشه همین‌طور بوده است.

اما همه ما می‌توانیم کمک کنیم. با این حال، هر چقدر هم که کمک کنیم، حقیقت اساسی هم‌چنان پابرجاست: تنها مردم ایران هستند که می‌توانند حق طبیعی و مسلم خود برای آزادی و حق تعیین سرنوشت را باز پس بگیرند.

تنها مردم ایران هستند که می‌توانند یک نظام حقوقی غیردینی (سکولار) ایجاد کنند که به مردم قدرت ببخشد و آنها را به انقیاد نکشد. تنها مردم ایران هستند که می‌توانند یک جمهوری دموکراتیک را پایه‌گذاری کنند که از استبداد دوگانه استبداد آخوندها و استبداد شاهان رها باشد؛ و ایران باید از هر دوی آنها آزاد شود.

همه ما در زندگی روزمره، در عرصه سیاست و امور بین‌الملل، در یک سیستم دوگانه عمل می‌کنیم. ما یا جهان پیرامون خود را شکل می‌دهیم یا تحت تأثیر دنیای اطراف خود شکل می‌گیریم.

من باور دارم که فرهنگ، تاریخ، هویت شما و اصول تعیین‌شده توسط خانم رجوی برای نحوه اداره یک ایران آزاد، همگی دلایلی هستند بر این‌که شما باید آینده خود را شکل دهید و با این کار، آینده دنیایی بهتر را برای همه ما رقم بزنید. متشکرم.

 

سفیر یوآخیم روکر – رئیس شورای حقوق‌بشر سازمان ملل ۲۰۱۵، سفیر آلمان در شورای حقوق‌بشر ۲۰۱۴-۲۰۱۶ و سفیر آلمان در سوئد ۲۰۰۸-۲۰۱۱

  • یک مداخله نظامی خارجی از نوعی که شاهدش هستیم نمی‌تواند به اهداف خود، خواه این هدف تغییر رژیم باشد، دست یابد. استراتژی درست همان «گزینهٔ سوم» فراتر از جنگ و مماشات است. این استراتژی به‌معنای حمایت از مردم ایران در مبارزه‌شان برای دموکراسی حکومتی مبتنی بر جدایی دین از دولت، حقوق‌بشر، برابری جنسیتی، حاکمیت قانون، حقوق اقلیت‌ها، فرصت‌های اقتصادی و یک ایران غیرهسته‌‌ای است.
  • شورای ملی مقاومت دقیقاً همان برنامه‌‌ای را دارد که مورد نیاز است. بر اساس پلتفرم شورای ملی مقاومت، انتخابات آزاد و منصفانه ظرف ۶ ماه پس از سرنگونی رژیم برگزار خواهد شد و قدرت به نمایندگان منتخب و قانونی مردم ایران منتقل می‌گردد.

از سازماندهی و برگزاری این رویداد بسیار مهم در امروز بسیار سپاسگزارم.

خانم رئیس‌جمهور، مهمانان عالی‌قدر، هم‌چنین از این‌که به ما فرصت دادید تا به این قربانیان و قهرمانان ادای احترام کنیم، سپاسگزارم. بسیار تأثیرگذار بود و من از این فرصت برای ابراز همدردی با سرنوشت آنها قدردانی می‌کنم.

هم‌چنین متشکرم از فرصتی که برای بحث درباره وضعیت کنونی امور مربوط به ایران و مردم آن، از جمله از منظر حقوق‌بشر، فراهم شد.

ارائه بستر و جهت‌گیری مناسب در این دوران دشوار بیش‌از‌پیش مهم به نظر می‌رسد، و من از آنچه پیش از این از سخنرانان برجسته‌مان شنیدم بسیار سپاسگزارم. اجازه دهید تلاش کنم با ارائه چند نکته، سهمی در این زمینه ایفا کنم.

نخست این‌که، ما باید اذعان کنیم – و فکر می‌کنم این کار انجام شده است – که یک مداخله نظامی خارجی از نوعی که شاهدش هستیم عملیاتی به این شکل نمی‌تواند به اهداف ادعایی و به‌زعم من تا حدی متغیر خود دست یابد؛ خواه این هدف تغییر رژیم باشد، خواه سرانجام واداشتن رژیم به تمکین در رابطه با کشتیرانی آزاد در تنگه هرمز، خواه ثبات منطقه‌ای، گروه‌های نیابتی، موشک‌ها، یا تهدید هسته‌‌ای این رژیم چه رسد به توقف سرکوب وحشیانه مردم ایران در داخل کشور.

شاید توقف فوری اعدام‌ها هدفی دست‌یافتنی برای ایالات متحده می‌بود. بنابراین، هر کسی که نفوذی دارد هم‌چنان می‌تواند این موضوع را وارد بازی کند، و به نظر من باید این کار را انجام دهد. منظورم توقف اعدام‌هاست؛ اگر شما اهرم فشاری در اختیار دارید، بهتر است از آن استفاده کنید.

در مقابل، در حال حاضر ما با یک «وضعیت سابقِ تنزل‌یافته» با بیانی مؤدبانه مواجه هستیم، به این معنی که اوضاع بدتر از قبل شده است. و به نظر من، این احتمالاً حتی شامل برجام نیز می‌شود، همان‌طور که در آن زمان وجود داشت.

با این حال، می‌خواهم تأکید کنم که بنا بر تجربه، و به‌ویژه در مورد ایران همان‌طور که بسیار شیوا بیان شد مماشات جایگزینی برای جنگ نیست. به‌خصوص زمانی که صحبت از توقف سرکوب وحشیانه مردم ایران توسط رژیم، افزایش گسترده اعدام‌ها از جمله اعدام‌های سیاسی و نقض فاحش حقوق‌بشر باشد که ما سالیان سال است شاهد آن هستیم.

رژیم و گروگان‌هایش، یعنی مردم ایران، احتمالاً بیش از هر زمان دیگری با حداقل ۳ وضعیت بسیار نگران‌کننده مواجه هستند: نخست، یک بحران عمیق ساختاری، به‌ویژه بحران اقتصادی همان‌طور که بسیار شیوا بیان شد یعنی زوال اقتصادی، سقوط ارزش پول ملی، تورم، افزایش فقر و کمبودهای مزمنی که منجر به ناآرامی‌های اجتماعی فزاینده می‌شود.

دوم، ما شاهد یک نارضایتی گسترده عمومی هستیم. قیام‌های سراسری پی‌درپی به‌طور عمیقی نشان‌دهنده طرد سیستم سیاسی موجود از سوی مردم، و هم‌چنین تمایل و شجاعت رو به رشد آنان برای به چالش کشیدن آن، به‌رغم تمام شرایط هولناک، بوده است.

سوم، شکاف‌های فزاینده در درون حاکمیت کاملاً مشهود بوده است. انباشت بحران‌ها، همراه با مسأله جانشینی رهبر ضعیف‌تر، آشکارا رقابت‌های جناحی را تشدید کرده و توانایی رژیم را برای تدوین و اجرای استراتژی‌ها و تصمیمات منسجم تضعیف می‌کند.

و در چنین شرایطی، اگر ما یعنی جامعه بین‌المللی، مردم جهان و مردم اتحادیه اروپا استراتژی درستی اتخاذ می‌کردیم، شانس موفقیت واقعی می‌بود. این رژیم قوی‌تر نشده، بلکه ضعیف‌تر شده است.

و این استراتژی همان‌طور که گفته شد ملموس است. این استراتژی به‌اصطلاح همان «گزینه سوم» ما، فراتر از جنگ و مماشات است، که شعار این کنفرانس نیز هست. این استراتژی به‌معنای حمایت از مردم ایران در مبارزه‌شان برای دموکراسی، حکومتی مبتنی بر جدایی دین از دولت، حقوق‌بشر، برابری جنسیتی، حاکمیت قانون، حقوق اقلیت‌ها، فرصت‌های اقتصادی و البته مسئولیت‌پذیری زیست‌محیطی و یک سیاست غیرهسته‌‌‌ای متعهد به صلح و همکاری بین‌المللی است.

این استراتژی به‌معنای حمایت و همان‌طور که گفته شد، به‌رسمیت شناختن یک اپوزیسیون معتبر و سازمان‌یافته مانند «شورای ملی مقاومت» است؛ این به این معناست که بپذیریم شورای ملی مقاومت دقیقاً همان برنامه‌ای را دارد که مورد نیاز است؛ بر اساس پلتفرم شورای ملی مقاومت، انتخابات آزاد و منصفانه ظرف ۶ ماه پس از سرنگونی رژیم برگزار خواهد شد و قدرت به نمایندگان منتخب و قانونی مردم ایران منتقل می‌گردد. و همان‌طور که برخی از سخنرانان قبلی اشاره کردند، این اتفاق ممکن است زودتر از آنچه تصور می‌شود رخ دهد.

من بسیار مطمئنم که مردم ایران می‌دانند به چه کسی اعتماد کنند و به چه کسی اعتماد نکنند. ما در آلمان افرادی از این به‌اصطلاح اپوزیسیون سلطنت‌طلب را دیده‌ایم که تی‌شرت‌هایی با نشان «ساواک» به تن داشتند؛ در آلمان با تی‌شرت‌های ساواک این طرف و آن طرف می‌چرخیدند. تصور کنید! به نظر من، این خود گویای همه‌چیز است.

این حمایت و به‌رسمیت شناختن، به‌ویژه در اروپا، کشورهای گروه ۷ و فراتر از آن، چگونه می‌تواند باشد؟ خب، این امر قطعاً مستلزم بیانیه‌ها و مواضع تأییدآمیز از سوی رهبران، دیپلمات‌ها، نمایندگان جامعه مدنی و بسیاری دیگر است که صراحتاً رویکرد «فراتر از جنگ و مماشات» را پذیرا شوند.

هم‌چنین لازم است به جامعه ایرانیان خارج از کشور اجازه داده شود تا گردهم آیند و نظرات خود را بیان کنند، حتی اگر رژیم یا سلطنت‌طلبان تلاش کنند مانع از برگزاری چنین تجمعاتی شوند. من آشکارا به گردهمایی ۲۰ ژوئن در پاریس اشاره می‌کنم که فکر می‌کنم چنین شرایطی در آن حاکم بود.

و اگر ما بتوانیم به تحقق این اهداف کمک کنیم، با کمال میل این کار را انجام خواهیم داد. من خوشحال می‌شوم که سهمی داشته باشم. از دعوت شما سپاسگزارم.

 

 

دکتر هانس اولریش زایت – سفیر آلمان در افغانستان و کره جنوبی ۲۰۱۲-۲۰۰۵،  رئیس اداره بازرسی وزارت‌خارجه آلمان ۲۰۱۷-۲۰۱۴

  • اگر فراتر از جنگ کنونی بنگریم درخواهیم یافت که آینده ایران نه به مداخله خارجی بلکه به اپوزیسیون دموکراتیک درون کشور بستگی دارد. همان اپوزیسیونی که توسط شورای ملی مقاومت ایران رهبری می‌شود. این اپوزیسیون اصیل است و آماده است تا در راه آزادی و دموکراسی فداکاری کند
  • اپوزیسیون ایران نباید از خارج به بیراهه کشانده شود. تلاش‌های اخیر برای معرفی رضا پهلوی به‌عنوان یک رهبر دیپلماتیک جدی، نه تنها گامی به جلو نبود، بلکه اگر درست تحلیل کنیم، مانعی برای نیروهای دموکراتیک درون کشور بود

خانم رجوی، خانم‌ها و آقایان، شرکت در این کنفرانس در رم مایه افتخار و خرسندی من است. رم شاید دیگر «کاپوت موندی» (پایتخت جهان) نباشد، اما هم‌چنان یکی از مراکز اصلی جهان در قرن بیست‌ویکم است. از این رو، این کنفرانس نشان‌دهنده نقش دیپلماتیک ایتالیا در جهان امروز نیز هست.

امروز تردیدی نیست که پایه‌های رژیم ایران متزلزل شده است. چه انتظاری می‌توان داشت؟ برای پاسخ به این پرسش، من مایلم بر ۳ حوزه استراتژیک تمرکز کنم.

نخست، حوزه نظامی است. ۱۰ روز پیش، در جریان آخرین نشست سران ناتو در آنکارا، رئیس‌جمهور دونالد ترامپ تفاهم‌نامه را لغو کرد. جناب آقای فرهوفشتاد، از این نکته بسیار مهم شما بسیار سپاسگزارم. «سوءتفاهم‌نامه» و آتش‌بس پایان یافت و جنگ ادامه پیدا کرد. این جنگ امروز نیز ادامه دارد و تشدید می‌شود. با این حال، محدودیت‌های قدرت هوایی آشکار است. این محدودیت‌ها به‌ویژه با توجه به موقعیت ژئوپلیتیک ایران وضوح بیشتری دارند. بنابراین ما باید واقع‌بین باشیم؛ تغییر سیاسی در ایران از طریق حملات هوایی آمریکا و اسراییل حاصل نخواهد شد.

حال به حوزه استراتژیک دوم بپردازیم: اقتصاد. اقتصاد هم‌چنان فوری‌ترین و جدی‌ترین چالش رژیم است. در طول سال گذشته، ایران از پیش با تورم بالا، کاهش ارزش پول ملی، بیکاری، کمبود برق، آب و انرژی، دست‌به‌گریبان بود. افول اقتصادی رژیم ادامه خواهد یافت و در نتیجه جنگ، افول اقتصادی شتاب بیشتری خواهد گرفت؛ وضعیتی که پیش از این نیز جرقه اعتراضات داخلی را در جریان قیام دی‌ماه زده بود.

این موضوع در نهایت مرا به حوزه سیاسی هدایت می‌کند. ایرانیان مردمی سربلند و میهن‌پرست هستند. آنها پس از تجربه امپریالیسم قرن نوزدهم و بیستم، به‌شدت با مداخله خارجی مخالفند.

با این حال، این تصور کاملاً اشتباه خواهد بود اگر گمان کنیم رهبری رژیم امروز قوی‌تر و منسجم‌تر از دوران پیش از جنگ است. خیر، کاملاً برعکس؛ رهبری رژیم بر اثر جنگ متزلزل شده است. اگر رویدادهای اخیر را تحلیل کنیم، واضح است که میان سران رژیم بر سر چگونگی مدیریت بقای آن، اختلاف‌نظر وجود دارد. تنش‌ها در میان نخبگان سیاسی در جریان مراسم تشییع جنازه اخیر خامنه‌ای آشکار شد. رهبران سیاسی غیرنظامی، از جمله پزشکیان، عباس عراقچی، علناً مورد انتقاد قرار گرفتند.

حال، چه کاری می‌توان و باید انجام داد؟ قیام‌های سراسری پی‌درپی در دهه گذشته شدت یافته و نشان‌دهنده مخالفت عمیق و همگانی با رژیم بوده است. قیام دی‌ماه امسال نشان داد که مردم آماده‌اند تا سرکوبگری را به چالش بکشند و به عمر این رژیم پایان دهند.

بنابراین، اگر فراتر از جنگ کنونی بنگریم، ما درخواهیم یافت که آینده ایران نه به مداخله خارجی، بلکه به اپوزیسیون دموکراتیک درون کشور بستگی دارد؛ اپوزیسیونی که توسط شورای ملی مقاومت ایران رهبری می‌شود. این اپوزیسیون اصیل است و آماده است تا در راه آزادی و دموکراسی فداکاری کند.

ضرب‌المثلی لاتین می‌گوید: «خون شهدا، بذر کلیساست» بذر جامعه و امت ایمانی. اما اپوزیسیون ایران نباید از خارج به بیراهه کشانده شود. تلاش‌های اخیر برای معرفی رضا پهلوی به‌عنوان یک رهبر دیپلماتیک جدی، نه تنها گامی به جلو نبود، بلکه اگر درست تحلیل کنیم، مانعی برای نیروهای دموکراتیک درون کشور بود.

امیدهای واهی و توهماتی که توسط طرف‌های ثالث ذینفع در خارج دامن زده می‌شود، دست‌کم می‌توان گفت که هیچ کمکی نمی‌کنند.

بنابراین، ایرانی مبتنی بر یک حکومت مبتنی بر جدایی دین از دولت، احترام به حقوق‌بشر و حاکمیت قانون، به نفع اروپا است. چنین ایرانی به کل منطقه غرب آسیا ثبات خواهد بخشید و به جهانی باثبات‌تر و صلح‌آمیزتر کمک خواهد کرد. اما در نتیجه‌گیری باید گفت، نیروی محرکه برای تغییرات بنیادین باید از سوی خود مردم ایران باشد، نه از سوی قدرت‌های خارجی.

طرح ۱۰ ماده‌ای مریم رجوی بازتاب‌دهنده آرمان‌های مردم ایران است. تحت این پلتفرم، انتخابات آزاد و عادلانه ظرف ۶ ماه پس از سرنگونی رژیم کنونی برگزار خواهد شد. امروز چنین سناریویی یک ایده آرمان‌شهری و دور از ذهن نیست، بلکه این گزینه‌‌ای واقع‌بینانه برای آینده است. از این رو، کشورهای عضو اتحادیه اروپا باید از آن حمایت کنند.

همان‌طور که گی فرهوفشتاد گفت، ما نیازمند تعامل سازنده از سوی اتحادیه اروپا برای دستیابی به تنها راه‌حلی هستیم که می‌تواند نه‌تنها فقط مشکل ایران، بلکه یکی از بزرگ‌ترین معضلاتی را که صلح جهانی را متزلزل کرده است، حل کند. بسیار سپاسگزارم.

 

ریتا برناردینی – رئیس انجمن به قابیل دست نزنید

  • من هنگامی که طرح ۱۰ ماده‌ای شورای ملی مقاومت ایران و خانم رجوی را خواندم با خود گفتم: بله! این اصول برای گذر ایران به سوی انتخابات آزاد، دموکراسی و حاکمیت قانون ضروری هستند.

«انجمن ما، «به قابیل دست نزنید» (Nessuno tocchi Caino)، در سال ۱۹۹۳ با هدف لغو مجازات اعدام در سراسر جهان، در گام نخست از طریق تعلیق اجرای احکام اعدام، تأسیس شد. این انجمن نمی‌تواند در کنار شما حضور نداشته باشد؛ ما به‌خاطر تلاش‌ها و شجاعت بی‌نظیرتان در کنار شما هستیم، به‌ویژه با در نظر گرفتن این واقعیت که ایران واقعاً کانون اصلی تمرکز اعدام‌ها در جهان است.

این وضعیت، تجسم عینی خشونت بی‌حد و حصر و عدم احترام به حقوق بنیادین بشر است. به همین دلیل است که ما امروز در اینجا حضور داریم.

من هنگامی که طرح ۱۰ ماده‌ای شورای ملی مقاومت ایران، یعنی همان طرح ۱۰ ماده‌ای شما، مریم رجوی، را خواندم، با خود گفتم: «بله! این اصول برای گذر ایران به سوی انتخابات آزاد، دموکراسی و حاکمیت قانون ضروری هستند». مضافاً این طرح ۱۰ ماده‌ای، به‌ویژه در این برهه از زمان که وضعیت ژئوپلیتیک جهانی به نوعی دچار آشفتگی و جنون شده است، کارکردی بسیار فراتر دارد؛ این اصول به کشورهای دموکراتیک کمک می‌کنند تا به ارزش‌های بنیادین خود احترام بگذارند، و به سایر ملت‌ها یاری برسانند تا موفق به کسب دموکراسی، آزادی و حاکمیت قانون شوند.

با سپاس فراوان، واقعاً از شما سپاسگزارم.

										
											<iframe style="border:none" width="100%" scrolling="no" src="https://www.mojahedin.org/if/530047f0-fdca-4ad3-9e32-e3649ebc01dd"></iframe>
										
									

گزیده ها

تازه‌ترین اخبار و مقالات