جدال باندهای درونی رژیم بر سر مذاکره با آمریکا و پیامدهای احتمالی آن وارد مرحله تازهیی شده است. در حالی که باندهای نزدیک به خامنهای نسبت به هر گونه توافق هشدار میدهند، رسانهها و مهرههای وابسته به دولت پزشکیان و باند قالیباف به مقابله با این حملات برخاستهاند.
پاسدار شریعتمداری، نماینده ولیفقیه در کیهان، نوشت:
«ترامپ تقریباً همه روزه و گاهی نیز چند بار در یک روز، توئیت میزند و بهدروغ از نزدیک بودن توافقی با ایران خبر میدهد که در آن با خواستههای آمریکا و مخصوصاً گشایش تنگه هرمز و بازگشت آن به دوران قبل از جنگ موافقت شده است (!) ولی از تکذیب سریع و بیوقفه مسئولان خبری نیست و یا این تکذیبها با تأخیر صورت میپذیرد و این تأخیر غیرقابل توجیه نیز میتواند به دروغهای ترامپ ضریب بدهد......... همه روزه شاهد اخبار و گزارشهایی از مراجع رسمی هستیم که از عبور چند ده نفتکش و یا کشتی حامل کالای تجاری از تنگه هرمز حکایت میکند اما توضیح داده نمیشود که آیا از کشتیهای عبورکننده، حق ترانزیت و عوارض عبور نیز دریافت شده است یا نه؟!»
روزنامه حکومتی اعتماد نوشت: «در زمینه کسب درآمد مستقیم از تنگه هرمز باید بسیار محتاط بود. هر نوع اقدام شتابزده میتواند حساسیتهای بینالمللی را بهشدت برانگیزد و حتی به تشکیل ائتلافهای جدید علیه ایران منجر شود. علاوه بر این، مالکیت تنگه هرمز مشترک میان ایران و عمان است و هر تصمیم یکجانبه، مسائل حقوقی و سیاسی پیچیدهای را بههمراه دارد».
روزنامه حکومتی شرق درباره حمله به پزشکیان توسط برخی از اعضای مجلس ارتجاع نوشت:
«چنین رفتارهایی چه موج نفرت و کینهای در جامعه ایجاد میکند و چه برق آتشینی بر مزرعه خشک نارضایتیهای معیشتی میزند، بهویژه آنگاه که صدا و سیما هم به آن دامن زند. شاید بتوان تعابیر رهبری جدید نظام را در همین راستا تفسیر کرد که "بر پرهیز از اختلافات پوچ سیاسی و برجستهکردن تفاوتهای اجتماعی" تأکید دارند».
مهاجری، خبرنگار حکومتی، درباره شدت جنگوجدال درونی رژیم گفت:
«ساکت کردن چند نماینده بیپروایی که در مجلس حضور دارند برای نظام کار سی ثانیه است. اما مسأله اصلی این است که این افراد نماینده و سخنگوی جریانی هستند که در ساختار قدرت و ثروت کشور نفوذ و جایگاه دارد....... بهنظر میرسد این جریان تا آخرین لحظه در برابر هر گونه گشایش و آسایش مقاومت خواهد کرد، اما در نهایت نظام جمهوری اسلامی ناگزیر خواهد بود در مقطعی این افراد، رفتارها و رویکردها را تعیینتکلیف کند».
آخوند نبویان، نایبرئیس کمیسیون امنیت مجلس ارتجاع و نفر اول انتخابات رژیم از تهران، نوشت:
«از بندهای شگفتآور متن احتمالی، توافق ایران و آمریکا برای حل تمام موضوعات مرتبط به هستهیی است! اولاً ایران عضو NPt است، حق تحقیق، توسعه و تولید دارد و ربطی به آمریکا ندارد.
ثانیاً آیا تمام موضوعات مرتبط با هستهیی که شامل پزشکی و کشاورزی و... میشود هم باید با آمریکا مذاکره شود؟!»
آخوند رسایی، نایبرئیس کمیسیون فرهنگی مجلس ارتجاع و نفر سوم انتخابات رژیم از تهران، در ادامه جنگ گرگها بار دیگر سران رژیم بهشمول پاسدار قالیباف و همچنین تیم مذاکرهکننده رژیم را مورد حمله قرار داد.
وی در سخنانی در ۹ خرداد ۱۴۰۵ گفت:
«قانون اساسی اگر هم شورای عالی امنیت داشته باشد باید به تأیید رهبری برسد. اگر این وضعیت شش ماه دیگر ادامه پیدا کند، پس سؤال این است که چرا تعطیل است؟ چرا بنا نیست مجلس باز بشود؟ این سؤال باید ذهن همه ما را خلاص کند. پاسخ بدهند که این چیست. من به شما میگویم. مجلس وقتی اهمیت قانونی دارد، طبق قانون اساسی تمام مذاکرات مجلس ثبت میشود و پنج سال دیگر سند میشود.
چون نمیخواهند مجلس تصمیمگیر باشد، هر موقع بخواهند جمعش میکنند. چون نماینده مجلس آنجا حضور دارد. طبق اصل ۷۷ و اصل ۱۲۵ قانون اساسی، قرارداد دولت ایران با سایر دولتها و همچنین امضای پیماننامههای مربوط به اتحادیههای بینالمللی پس از تصویب مجلس انجام میشود.
اگر مجلس باز باشد، دست به دست مردم مطالبه میکنند. میگویند ما چه کار کنیم؟ مطالبه کنید. مجلس باید باز بشود. مجلس باید باز بشود. این شعاری است که عین قانون اساسی است. هر کس آمد اینجا باید به این سؤال پاسخ بدهد که چرا مجلس...»
عباسی، مدیرکل روابط عمومی دفتر پزشکیان، در روزنامه رسمی دولت و در واکنش به حملات باند رقیب، در مطلبی با عنوان «مغالطه کذب و اتهام مجرمانه به رئیسجمهوری» نوشت:
«ما با روندی مواجهیم که بهتدریج از مدار رقابت سیاسی خارج شده و به روندهای سازمانیافته برای فرسایش دولت، تخریب جایگاه "نهاد ریاست جمهوری" و تولید بیثباتی روانی در جامعه تبدیل شده است... ظاهراً برای بخشی از جریان رادیکال، حتی شرایط جنگی و منافع ملی نیز مانع ادامه پروژه تخریب نیست».
وی با اشاره به سخنان آخوند رسایی، عضو مجلس ارتجاع، افزود:
«این سطح از اتهامزنی یک نماینده تهران، دیگر نه رقابت سیاسی است و نه نقد عملکرد دولت؛ بلکه ورود مستقیم به حوزه القائات امنیتی و تشویش افکار عمومی است».
زینیوند، معاون سیاسی وزارت کشور رژیم، گفت:
«افرادی در تریبونهای مختلف از جمله صدا و سیما اظهارنظر تند میکنند. در حال حاضر سیاست رسمی نظام این است که در تریبونهای رسمی و در جاهایی که نماینده سیاست رسمی نظام هستند، هیچگونه صحبت تندی که انسجام را بههم بزند صورت نگیرد. ما هم بهعنوان شورای امنیت کشور این را به کل ارکان ابلاغ کردهایم........افرادی که با هر حرکتی انسجام را خدشهدار کنند، باید پاسخگو باشند».
روزنامه خراسان نزدیک به پاسدار قالیباف درباره حمله به سران رژیم نوشت:
«تاریخ ثبت میکند چه کسانی به پزشکیان و قالیباف تهمت زدند. از عجایب روزگار این است، آنانی که متولیان امر دفاع هستند رضایتمندی خود را از هماهنگی مسئولان سیاسی با ترتیبات نظامی بارها اعلام کرده و میکنند اما برخی افراد که برای انتخاباتهای مجلس و ریاستجمهوری شال و کلاه کردهاند و بیبصیرتها میگویند نخیر، هماهنگی وجود ندارد!»
«این دار و دسته حتی به رئیس مجلس که همزمان با مسئولیت تیم مذاکرهکننده در عرصه میدان نیز در حال فعالیت است، رحم نمیکنند........محمدباقر قالیباف از ۱۹ سالگی تا الآن یک روز را برای خدمت به نظام از دست نداده است؛ حالا اما آماج تخریبها قرار گرفته است.....در همین مقطع فعلی، علت اینکه کار دیپلماسی تا حالا به نتیجه نرسیده، اصرار تیم مذاکرهکننده بر خطوطی است که مقام رهبری اعلام کرده است».