728 x 90

اعتراض هرتا دویبلرگملین وزیر پیشین دادگستری آلمان به جایزه و مشوق به بچه شاه

هرتا دویبلرگملین وزیر پیشین دادگستری آلمان
هرتا دویبلرگملین وزیر پیشین دادگستری آلمان

اعتراض هرتا دویبلرگملین وزیر پیشین دادگستری آلمان

اعتراض به جایزه و مشوق به بچه شاه

هر کس می‌خواهد از مردم شجاع ایران تجلیل کند

نباید دیکتاتوری شاه را بی‌اهمیت جلوه دهد

 

مشروعیت سیاسی از تبار برنمی‌خیزد

بلکه باید بر ارادهٔ آزاد مردم استوار باشد

رضا پهلوی تمام عمر خود را در آمریکا گذرانده

و هیچ‌گونه وکالت دموکراتیک ندارد

 

خانم هرتا دویبلر گملین وزیر پیشین دادگستری آلمان در اعتراض به دادن مشوق و جایزه به بچه شاه، طی مقاله‌یی در هفته‌نامه آلمانی زونتاگزبلات نوشت:

زنان و مردان شجاع ایرانی که در برابر نظام جنایتکار ملاها ایستادگی می‌کنند، به‌راستی شایسته جایزه آزادی‌اند؛ . از همین رو، تصمیم به اهدای جایزه آزادی به پسر شاه، و به‌این ترتیب به‌اصطلاح منصوب کردن او به‌عنوان نماینده مردم ایران، به همان اندازه مسأله‌ساز است و ارزش و حرمت این جایزه را از آن سلب می‌کند.

از این‌رو، من همراه با شمار زیادی از شخصیت‌های عرصه سیاست، دانشگاه و دادگستری، نامه‌یی سرگشاده را امضا کرده‌ام که از بنیاد می‌خواهد تصمیم خود را پس بگیرد؛ زیرا موضوع دقیقاً بر سر اعتبار برداشت آزادی و همبستگی با زنان و مردان شجاع ایران است.

هرتا دویبلر گملین با یادآوری حمله وحشیانه ساواک شاه به تظاهرات دانشجویان در برلین در سال ۱۹۶۷ هنگام سفر شاه به آلمان می‌افزاید: حکومت محمدرضا پهلوی دیکتاتوری شنیعی بود که پیگرد سیاسی، سانسور، شکنجه و سرکوب اپوزیسیون دموکراتیک از ابزارهای روزمره حکمرانی‌اش بود. قدرت شاه در سال ۱۹۵۳ با کودتای نظامی علیه محمد مصدق نخست‌وزیرِ منتخب و دموکراتیک، ممکن شده بود. این امر نیز، همانند فعالیت جنایتکارانهٔ ساواک، بخشی از میراث تاریخی ایران است و امروز محل تردید نیست. هر کس می‌خواهد درباره دودمان پهلوی داوری کند یا نقشی تازه به آن بسپارد، باید این واقعیتها را در نظر داشته باشد.

از همین رو، نامه اعتراضی شش زندانی سیاسی پیشینِ دیکتاتوری شاه به بنیاد فریدریش ناومان مرا به‌ویژه متأثر کرد. این شش زندانی سال‌ها در زندانهای رژیم در بند بودند؛ آنان از شکنجه و بدرفتاری سخن می‌گویند و یاد هم‌بندانی را زنده می‌کنند که کشته شدند. جای شگفتی نیست که دعوت بنیاد از رضا پهلوی، پسر شاه، زخم‌های کهنه را باز می‌کند. نامه آنان پرسشی را مطرح می‌کند که هیچ‌کس نباید بدون ملاحظه از کنارش بگذرد: اگر تجربه‌های قربانیان دیکتاتوری قبلی ایران در انتخاب دریافت کننده آن نقش تعیین‌کننده نداشته باشد جایزه آزادی چه معنایی دارد؟

این پرسش از آن‌رو سنگین‌تر است که رضا پهلوی تا امروز هیچ‌گونه فاصله‌گیری از حکومت اقتدارگرای پدرش نشان نمی‌دهد. افزون بر این، حضورهای نگران‌کننده هواداران او با نمایش نمادهای ساواک است... گزارشهای اخیر درباره ارعاب روزنامه‌نگاران منتقد توسط آنها نیز پرسش‌هایی را برمی‌انگیزد.

مردان و زنان شجاع ایران امروز بر سر دوراهی انتخاب میان دو شکل از دیکتاتوری قرار ندارند. تصمیم درباره آینده سیاسی‌شان منحصراً با خود آنان است. گروه‌بندی‌های دموکراتیک گوناگون آنان شایسته آن‌اند که ما نیز آنها را در تمامی تنوعشان ببینیم. ما برخی از آنها را می‌شناسیم؛ شورای ملی مقاومت ایران از آن جمله است: طرح ده‌ماده‌ای آن برای جمهوری دموکراتیک و مبتنی بر جدایی دین و دولت و بر اساس حاکمیت قانون، شایان توجه است.

بنیادی که خود را متعهد به آزادی و دموکراسی می‌داند، باید بداند و تصمیم‌هایش را بر همین اساس تنظیم کند که مشروعیت سیاسی از تبار یا شهرت عمومی و بین‌المللی برنمی‌خیزد، بلکه باید بر اراده آزاد مردم استوار باشد. رضا پهلوی تمام عمر خود را در ایالات متحده گذرانده است. او هیچ‌گونه وکالت دموکراتیکی ندارد که به او حق نمایندگی مردم ایران را بدهد. جایزه آزادی نباید برای ارتقای جایگاه سیاسی فردی بحث‌برانگیز مورد سوءاستفاده قرار گیرد که حتی توان آن را ندارد که از دیکتاتوری پیشین فاصله بگیرد.

										
											<iframe style="border:none" width="100%" scrolling="no" src="https://www.mojahedin.org/if/196c2150-61da-4eab-92db-ec77231e08ea"></iframe>
										
									

گزیده ها

تازه‌ترین اخبار و مقالات