قبل از سال ۲۰۰۳ رژیم ملاهای ایران آمریکاییها را به سرنگون کردن رژیم صدام حسین ترغیب میکرد و سازمانهای فرقهیی عراقی که در ایران منزل کرده بودند را بر آن میداشت تا اقدام بهعملیات تروریستی علیه رژیم عراق بنمایند که حاصل آن از دست رفتن جان هزاران عراقی بیگناه بود. کما اینکه این سازمانهای مسلح پشتیبانیشده از طرف رژیم آخوندی همراه نیروهای آمریکایی مهاجم وارد شدند و برای اشغال کشورشان توسط آمریکا هلهله سردادند...
سرنیزههای خیانتی که سینههای عراقیان را هدف قرار داد و صدهاهزار از آنان را یک بار با انفجار و بار دیگر با سوزاندن یا با صداخفهکن یا با بازداشت خودسرانه و مستبدانه به قتل رساند و حیثیت زنان عراقی را پایمال نمود و به مردان و کودکان تجاوز کرد، همان سرنیزهها هستند که سینههای آزادگان ایرانی در سازمان مجاهدین خلق -اپوزیسیون رژیم ملاها- در کمپ اشرف شمال شرق بغداد در استان دیالی را نشانه رفته و دهها کشته و صدها مجروح گرفته است.
سرزمین عراق با خون آزادگان عراق و اشرفیها عجین میشود و چه کسی این کار را میکند؟
خون مردان و زنان اشرفی با سرنیزههای کینهورزان و زبونانی که به مهمان خیانت میورزند، جاری شد. خون آزادگان جاری شد چرا که ملاهای تهران طاقت نظری بر خلاف نظر خود را ندارند و به کسی که مخالفشان باشد، اجازه زندگی در زمین را نمیدهند، بلکه حتی در خاکی دیگر او را تعقیب میکنند. و چه کسی آنها را در اجرای جنایتهای خونینشان یاری میرساند؟ آنان همپیمانانشان در منطقه سبز هستند که طرحهای تروریستیشان را علیه همنوع و همنژاد و همدین و همقومشان اجرا میکنند، دلیلی ندارد جز اینکه آنها در عقیده مخالفشان هستند، در موضوع ”ولایت فقیه“ مخالفند که حاکمیت را ویژگی دیکتاتوری و فردی میبخشد، با این ادعا که رهبر یعنی خامنهای نایب امام زمان است و نظرش همان چیزی است که باید اجرا شود و از طرف همه مورد اطاعت قرار گیرد و این بالاترین درجه از دیکتاتوری متکبرانه است.
به این دلیل اشرفیان را تعقیب میکنند و آنها در هجرتگاه اجباریشان هستند، در کمپی با مساحتی محدود زندگی میکنند، اطرافشان دیواری بلند از سیمخاردار است، ترددشان در خارج از کمپ محدود است و آنچه که وضعیت را بغرنج مینماید، دولت مالکی است که آنچه اربابانش در تهران میخواهند، بدون هیچ حسابی برای منافع ملی عراق و امنیت و حاکمیتش به اجرا میگذارد. از سال ۲۰۰۹ و از وقتی که نیروهای آمریکایی مسئولیت امنیت را به نیروهای عراقی سپردند، محاصره رسمی و آزاردهنده کمپ اشرف آغاز شد. چند بار کمپ مورد یورش قرار گرفت و دهها مرد و زن آزاده اشرفی جان دادند. هیچ دلیلی نداشت جز آنکه آنها سرود آزادی میهنشان و رهایی از جهل و تاریکی و ارتجاع را سردادند، این موضوعاتی است که تمامی قوانین حقوقبشر و کشورهای متمدن به آن فرامیخوانند و اینجا است که جهان آزاد از دولت مالکی میخواهد قوانین بینالمللی را محترم بشمارد و حقوقبشر را رعایت کند، زیرا اشرفیان را کنوانسیون چهارم ژنو در مورد حفاظت شهروندان حفاظت مینماید.
موضوع عجیب این است که دولت آمریکا به زبان وزیر خارجهاش هیلاری کلینتون، میگوید که از دولت عراق تأکیداتی دریافت کردیم که آنها معاهدات بینالمللی را محترم خواهند شمرد و ساکنان اشرف را آزار نخواهند داد. اما آن چیزی که در واقعیت جریان دارد، برخلاف آن چیزی است که دولت نگاهبان حقوقبشر آمریکا میگوید.
اگر دولت عراق توافقات بینالمللی را محترم میداشت، آنچه که باید میکرد، پیروی از فراخوانهای سازمانهای حقوقبشری دنیا و پارلمانهای اروپایی و سازمان ملل بود، این فراخوانها خواستار این هستند که سازمان ملل حفاظت اشرف را تا زمانی که توافق بر سر شکل بیرونبردن اشرفیان از کمپشان به محل دیگر که در آن امنیت و مراعاتهای انسانی فراهم باشد، بهعهده بگیرد که قبل از آن برداشتن محاصره از کمپ و بازنمودن گذرگاههای منتهی به کمپ برای رسیدن غذا و دارو به ساکنانش و عقبنشینی عوامل اطلاعات ایران از پیرامون اشرف که اقدام به جنگ روانی علیه ساکنان مینمایند است.
سرنیزههای خیانتی که سینههای عراقیان را هدف قرار داد و صدهاهزار از آنان را یک بار با انفجار و بار دیگر با سوزاندن یا با صداخفهکن یا با بازداشت خودسرانه و مستبدانه به قتل رساند و حیثیت زنان عراقی را پایمال نمود و به مردان و کودکان تجاوز کرد، همان سرنیزهها هستند که سینههای آزادگان ایرانی در سازمان مجاهدین خلق -اپوزیسیون رژیم ملاها- در کمپ اشرف شمال شرق بغداد در استان دیالی را نشانه رفته و دهها کشته و صدها مجروح گرفته است.
سرزمین عراق با خون آزادگان عراق و اشرفیها عجین میشود و چه کسی این کار را میکند؟
خون مردان و زنان اشرفی با سرنیزههای کینهورزان و زبونانی که به مهمان خیانت میورزند، جاری شد. خون آزادگان جاری شد چرا که ملاهای تهران طاقت نظری بر خلاف نظر خود را ندارند و به کسی که مخالفشان باشد، اجازه زندگی در زمین را نمیدهند، بلکه حتی در خاکی دیگر او را تعقیب میکنند. و چه کسی آنها را در اجرای جنایتهای خونینشان یاری میرساند؟ آنان همپیمانانشان در منطقه سبز هستند که طرحهای تروریستیشان را علیه همنوع و همنژاد و همدین و همقومشان اجرا میکنند، دلیلی ندارد جز اینکه آنها در عقیده مخالفشان هستند، در موضوع ”ولایت فقیه“ مخالفند که حاکمیت را ویژگی دیکتاتوری و فردی میبخشد، با این ادعا که رهبر یعنی خامنهای نایب امام زمان است و نظرش همان چیزی است که باید اجرا شود و از طرف همه مورد اطاعت قرار گیرد و این بالاترین درجه از دیکتاتوری متکبرانه است.
به این دلیل اشرفیان را تعقیب میکنند و آنها در هجرتگاه اجباریشان هستند، در کمپی با مساحتی محدود زندگی میکنند، اطرافشان دیواری بلند از سیمخاردار است، ترددشان در خارج از کمپ محدود است و آنچه که وضعیت را بغرنج مینماید، دولت مالکی است که آنچه اربابانش در تهران میخواهند، بدون هیچ حسابی برای منافع ملی عراق و امنیت و حاکمیتش به اجرا میگذارد. از سال ۲۰۰۹ و از وقتی که نیروهای آمریکایی مسئولیت امنیت را به نیروهای عراقی سپردند، محاصره رسمی و آزاردهنده کمپ اشرف آغاز شد. چند بار کمپ مورد یورش قرار گرفت و دهها مرد و زن آزاده اشرفی جان دادند. هیچ دلیلی نداشت جز آنکه آنها سرود آزادی میهنشان و رهایی از جهل و تاریکی و ارتجاع را سردادند، این موضوعاتی است که تمامی قوانین حقوقبشر و کشورهای متمدن به آن فرامیخوانند و اینجا است که جهان آزاد از دولت مالکی میخواهد قوانین بینالمللی را محترم بشمارد و حقوقبشر را رعایت کند، زیرا اشرفیان را کنوانسیون چهارم ژنو در مورد حفاظت شهروندان حفاظت مینماید.
موضوع عجیب این است که دولت آمریکا به زبان وزیر خارجهاش هیلاری کلینتون، میگوید که از دولت عراق تأکیداتی دریافت کردیم که آنها معاهدات بینالمللی را محترم خواهند شمرد و ساکنان اشرف را آزار نخواهند داد. اما آن چیزی که در واقعیت جریان دارد، برخلاف آن چیزی است که دولت نگاهبان حقوقبشر آمریکا میگوید.
اگر دولت عراق توافقات بینالمللی را محترم میداشت، آنچه که باید میکرد، پیروی از فراخوانهای سازمانهای حقوقبشری دنیا و پارلمانهای اروپایی و سازمان ملل بود، این فراخوانها خواستار این هستند که سازمان ملل حفاظت اشرف را تا زمانی که توافق بر سر شکل بیرونبردن اشرفیان از کمپشان به محل دیگر که در آن امنیت و مراعاتهای انسانی فراهم باشد، بهعهده بگیرد که قبل از آن برداشتن محاصره از کمپ و بازنمودن گذرگاههای منتهی به کمپ برای رسیدن غذا و دارو به ساکنانش و عقبنشینی عوامل اطلاعات ایران از پیرامون اشرف که اقدام به جنگ روانی علیه ساکنان مینمایند است.