اینجا کوههای نفوسه لیبی است، ساعت ۶ صبح است
دیدبانها، خبر از تجمع نیروهای قذافی نزدیکی میدهند. این رزمندگان سربازان آموزش دیده نیستند. آنها فقط تعدادی داوطلب با تجهیزاتی ناکافی هستند. زمان میگذرد ولی خبری از تهاجم نیروهای قذافی نمیشود. ساعت ۱۱ صبح در جبهه گوالیش است. معمولاً در این ساعت هوا برای جنگیدن بهشدت گرم است. اما ناگهان متوجه یک گروه از خودروهای دشمن میشوند که به این سمت میایند…
در آسمان انفجار نارنجک ها پیداست. بسیاری از رزمندگان عقبنشینی میکنند، برخی کمبود سلاح و مهمات ذهنشان را گرفته است. اما کمی بعد، با یک احساس شرمندگی تصمیم میگیرند که برگشته و به نبرد ادامه دهند. آنها با امید به اینکه مانع پیشروی نیروهای قذافی شوند بر میگردند.
نمیتوان باور کرد که طرابلس فقط ۶۰ مایل از اینجا فاصله دارد. آنجا دنیای دیگری است. قذافی هنوز در آنجا هوادارانی دارد. اکثر آنها کسانی هستند که با تجارت نفت وضعیت خوبی بهم زدهاند. اما اکثر مردم عادی لیبی از ثروت نفت کشور چیزی نصیبشان نمیشود. پلیس مخفی در همه جای پایتخت حضور دارد، تا مانع یک قیام شود. قذافی خودش در وحشت زندگی میکند و جایی برای مخفی شدن ندارد.
ساعت ۶ عصر است در کوههای نفوسه. رزمندگان به تجدید قوا و تثبیت مواضع میپردازند. فرماندهان رزمندگان مطمئنند که تا اوایل ماه سپتامبر در طرابلس خواهند بود.
دیدبانها، خبر از تجمع نیروهای قذافی نزدیکی میدهند. این رزمندگان سربازان آموزش دیده نیستند. آنها فقط تعدادی داوطلب با تجهیزاتی ناکافی هستند. زمان میگذرد ولی خبری از تهاجم نیروهای قذافی نمیشود. ساعت ۱۱ صبح در جبهه گوالیش است. معمولاً در این ساعت هوا برای جنگیدن بهشدت گرم است. اما ناگهان متوجه یک گروه از خودروهای دشمن میشوند که به این سمت میایند…
در آسمان انفجار نارنجک ها پیداست. بسیاری از رزمندگان عقبنشینی میکنند، برخی کمبود سلاح و مهمات ذهنشان را گرفته است. اما کمی بعد، با یک احساس شرمندگی تصمیم میگیرند که برگشته و به نبرد ادامه دهند. آنها با امید به اینکه مانع پیشروی نیروهای قذافی شوند بر میگردند.
نمیتوان باور کرد که طرابلس فقط ۶۰ مایل از اینجا فاصله دارد. آنجا دنیای دیگری است. قذافی هنوز در آنجا هوادارانی دارد. اکثر آنها کسانی هستند که با تجارت نفت وضعیت خوبی بهم زدهاند. اما اکثر مردم عادی لیبی از ثروت نفت کشور چیزی نصیبشان نمیشود. پلیس مخفی در همه جای پایتخت حضور دارد، تا مانع یک قیام شود. قذافی خودش در وحشت زندگی میکند و جایی برای مخفی شدن ندارد.
ساعت ۶ عصر است در کوههای نفوسه. رزمندگان به تجدید قوا و تثبیت مواضع میپردازند. فرماندهان رزمندگان مطمئنند که تا اوایل ماه سپتامبر در طرابلس خواهند بود.