روزنامه واشنگتن تایمز مقالهای به قلم اکبر صارمی فرزند مجاهد شهید علی صارمی درج کرد:
در ایام کریسمس در زمانی که مسیحیان سرگرم جشن بودند، یکی از دوستان به نزدم آمد و با چشمانی پر اشک و در جملاتی مقطع گفت ”اعدام شده است“. من غرقه در احساسی تلخ شدم. پدرم، علی صارمی، برجستهترین زندانی سیاسی ایران اعدام شده بود.
فکر نمیکردم که اعدام پدرم این اندازه نزدیک است، بعداً دریافتم که مادرم، خواهرم و وکیل او هم انتظار اعدام سریع را نداشتهاند. پدرم بهطور مشکوکی در شب اعدام در زندان گوهردشت ناپدید شده بود زیرا برای بدار آویختن در سحرگاه روز بعد او را به زندان بدنام اوین منتقل کرده بودند. خانوادهام پس از اطلاع از ناپدید شدن او شبانه به جلوی درب زندان اوین رفته بودند که خبری از او بگیرند.
از اوایل عمرم واژه ”زندان“ بخشی از فرهنگ لغت من شده بود، زیرا پدرم اولین بار در زمان شاه به زندان افتاد و بعد از شاه فکر کردیم مقوله زندانی سیاسی را به گذشته سپردیم. هرگز فکر نمیکردیم در دوران ملاها زندان، به خانه اصلی پدرم تبدیل شود.
پدرم، 63ساله، یک معلم مسلط به 5زبان خارجی و یک فعال سازمان مجاهدین خلق ایران، جنبش اصلی اپوزیسیون ایران بود. وی 2سال را بهعنوان زندانی سیاسی در زندانهای شاه گذراند و در شب قیام بهمن 57 آزاد شد. تحت حکومت آخوندها، او در 4دوره به جرم آزادیخواهی جمعاً مدت 22سال را در زندان گذراند. پدرم را آخرین بار در تابستان سال ۱۳۸۶ پس از سخنرانی بهمناسبت سالگرد قتلعام زندانیان سیاسی در سال 67، دستگیر کردند و از آن پس هیچگاه به خانه برنگشت. پس از قیام مردم ایران در سال گذشته، یعنی در آذر 88 وی را به اعدام محکوم کردند.
من سالهاست در کمپ اشرف مستقر هستم، پدرم بعد از 17سال به اشرف برای دیدار من آمد. اتهامات وی ملاقات با من در اشرف بود… به این جرم کمی فکر کنید یعنی اعدام بهخاطر داشتن عکسها و فیلمهایی از اپوزیسیون. بنابراین میتوانید وضعیت این رژیم را تصور کنید.
اوباما که وعده داد تا طرف مردم ایران را بگیرد، در این زمینه میتواند برای خارج کردن مقاومت ایران از لیست تروریستی کمک کند.
واشنگتن تایمز در پایان این مقاله مینویسد: دادگاه استیناف آمریکا، وزارتخارجه آمریکا را بهخاطر نگهداشتن نام سازمان مجاهدین خلق ایران ملامت و توبیخ کرده و خواستار تجدیدنظر در این لیست شده است.
در ایام کریسمس در زمانی که مسیحیان سرگرم جشن بودند، یکی از دوستان به نزدم آمد و با چشمانی پر اشک و در جملاتی مقطع گفت ”اعدام شده است“. من غرقه در احساسی تلخ شدم. پدرم، علی صارمی، برجستهترین زندانی سیاسی ایران اعدام شده بود.
فکر نمیکردم که اعدام پدرم این اندازه نزدیک است، بعداً دریافتم که مادرم، خواهرم و وکیل او هم انتظار اعدام سریع را نداشتهاند. پدرم بهطور مشکوکی در شب اعدام در زندان گوهردشت ناپدید شده بود زیرا برای بدار آویختن در سحرگاه روز بعد او را به زندان بدنام اوین منتقل کرده بودند. خانوادهام پس از اطلاع از ناپدید شدن او شبانه به جلوی درب زندان اوین رفته بودند که خبری از او بگیرند.
از اوایل عمرم واژه ”زندان“ بخشی از فرهنگ لغت من شده بود، زیرا پدرم اولین بار در زمان شاه به زندان افتاد و بعد از شاه فکر کردیم مقوله زندانی سیاسی را به گذشته سپردیم. هرگز فکر نمیکردیم در دوران ملاها زندان، به خانه اصلی پدرم تبدیل شود.
پدرم، 63ساله، یک معلم مسلط به 5زبان خارجی و یک فعال سازمان مجاهدین خلق ایران، جنبش اصلی اپوزیسیون ایران بود. وی 2سال را بهعنوان زندانی سیاسی در زندانهای شاه گذراند و در شب قیام بهمن 57 آزاد شد. تحت حکومت آخوندها، او در 4دوره به جرم آزادیخواهی جمعاً مدت 22سال را در زندان گذراند. پدرم را آخرین بار در تابستان سال ۱۳۸۶ پس از سخنرانی بهمناسبت سالگرد قتلعام زندانیان سیاسی در سال 67، دستگیر کردند و از آن پس هیچگاه به خانه برنگشت. پس از قیام مردم ایران در سال گذشته، یعنی در آذر 88 وی را به اعدام محکوم کردند.
من سالهاست در کمپ اشرف مستقر هستم، پدرم بعد از 17سال به اشرف برای دیدار من آمد. اتهامات وی ملاقات با من در اشرف بود… به این جرم کمی فکر کنید یعنی اعدام بهخاطر داشتن عکسها و فیلمهایی از اپوزیسیون. بنابراین میتوانید وضعیت این رژیم را تصور کنید.
اوباما که وعده داد تا طرف مردم ایران را بگیرد، در این زمینه میتواند برای خارج کردن مقاومت ایران از لیست تروریستی کمک کند.
واشنگتن تایمز در پایان این مقاله مینویسد: دادگاه استیناف آمریکا، وزارتخارجه آمریکا را بهخاطر نگهداشتن نام سازمان مجاهدین خلق ایران ملامت و توبیخ کرده و خواستار تجدیدنظر در این لیست شده است.