در هفته گذشته بازار همچنان به اعتصاب اعتراضی خود رودرروی دولت چپاولگر پاسداران ادامه داد. خبرگزاری آسوشیتدپرس روز شنبه نوشت: «تجار پرقدرت ایران نیاز زیادی به تظاهرات خیابانی برای رساندن اعتراضهایشان ندارند. همین که صدای بسته شدن در مغازههایشان در بازار تهران شنیده شود، پیام خود را برای برهم زدن تعادل مقامات رژیم ایران میرسانند». و به راستی هم تعادل رژیم از اعتصاب بازار تهران که از سهشنبه هفته قبل شروع شده بود بهم ریخت. چون اعتصاب به بازار شهرهای دیگر هم کشیده شد. در تهران بازاریان بهجان آمده شعار مرگ بر دیکتاتور سردادند. رژیم بهمنظور فرصت خریدن برای مهار اعتصاب، از روز پنجشنبه روزهای شنبه و یکشنبه را به بهانه گرمی هوا و کمبود انرژی در تهران و ۱۹ استان کشور اعلام تعطیل عمومی کرد
با اعلام تعطیلی، توسط دولت پاسدار احمدینژاد بلافاصله این خبر و بهخصوص بهانه گرمای هوا مورد انتقاد، شک و تمسخر جناحهای رقیب، و رسانههای خود رژیم قرار گرفت: سایت خبر انلاین از جمله نوشت: «نصرالله ترابی عضو فراکسیون اقلیت با هشدار نسبت به عواقب ادامه یافتن وضعیت ساکن کسب و کار در کشور از دولت خواست تا دلیل واقعی تعطیلات اعلام شده… را به مردم اعلام کند… در این چند روز که تعطیلی اعلام شد گرمای هوا اتفاقا نسبت به چند روز پیش از این افت پیدا کرده و این گرمای ۴۰ و ۴۱ درجه نمیتواند مبنای تعطیلی باشد، مگر اینکه بحث دیگری در میان باشد که لازم است دولت آن دلیل اصلی و واقعی را بهصورت شفاف به مردم بگوید… سؤال این است که آیا تعطیلات مشکلی از مشکلات مردم را حل میکند؟ رفاه برای آنها میآورد؟ مشکل بیکاری و معیشت و تورم را حل میکند؟».
روزنامه جمهوری هم با لحن نیش داری نوشت: «هوای تهران و برخی شهرهای دیگر به گفته مدیر کل پیشبینی آب و هوای کشور، گرچه گرم است اما غیرطبیعی و بیسابقه نیست… تعطیل کردن کارمندانی که عمده آنها اداری و زیر کولر کار میکنند، در حالی که تعداد زیادی از کارگران باید بهسر کار روند، چه توجیهی دارد؟».
سایت «امروز» متعلق به یکی از جناحهای مغلوب واقعیت را با عبارات صریحتر به این صورت نوشت: «نه گرمای هوا، که بالا رفتن تب اعتراض بازار، موجب این تصمیم بوده است». رسانههای خارجی هم بر واقعیت سیاسی بودن تعطیلیها انگشت گذاشتند از جمله نیویورک تایمز نوشت: پس از اعتراض طولانی تجار در هفته گذشته، رژیم ایران تلاش کرد با اعلام تعطیلات این بحران را تحت الشعاع قراردهد.
نیویورک تایمز افزود: این اولین بار نیست که دولت از تعطیلات برای اهداف سیاسی استفاده میکند، در بهمن ماه گذشته نیز گفته میشد بهمنظور جلوگیری از موفقیت اپوزیسیون در اعتراضات، دولت مردم را تشویق به ترک پایتخت در یک تعطیلی میکرد».
بعد از مفتضح شدن ترفند تعطیلی بهدلیل گرما، رژیم هر اقدام دیگری را هم برای به شکست کشاندن این اعتصاب انجام داد، اما اعتصاب متوقف نشد و بازاریان رودرروی مزدوران و بسیجیانی که تهدید به قتل و آتشسوزی مغازهها میکردند به اعتصاب اعتراضی خود ادامه دادند»
روز شنبه بازار قماش، بازار زید، بازار کفاشها، بازار عباس اباد، سراهای مختلف امیرکبیر و بازار پارچه فروشها اعتصاب خود را ادامه دادند. بازار کویتیها در سبزه میدان نیز به این اعتصاب پیوست. تجمع مردم در برابر بازار کویتیها و در مقابل کلانتری بازار به حمایت از بازاریها بار دیگر از ساعتهای اول روز یکشنبه شروع شد و تا ظهر ادامه داشت.
روز سهشنبه بعد از گذشت هشت روز از اعتصاب بازار، اتحاد و همبستگی بازاریان عناصر رژیم را به وحشت انداخت. مزدوران نیروی انتظامی و لباسشخصی از ساعت حوالی ۱۰صبح با حمله به بازار پارچهفروشان که قلب اعتصاب شناخته شده، و شکستن درب تعدادی از مغازهها سعی کردند با ایجاد رعب و وحشت بازاریان را وادار به شکستن اعتصاب کنند، اما با مقاومت و ایستادگی آنها مواجه شده کاری از پیش نبردند و بازار را ترک کردند و در خیابانهای اطراف مستقر شدند. بنابه اطلاعیه شورای ملی مقاومت حوالی ساعت ۱۸روز سهشنبه ۲۲تیر، مجدداً مزدوران انتظامی به قصد انتقامجویی و وادار کردن بازاریان به شکستن اعتصاب، به دو تن از مغازهداران بازار کفاشها حمله کرده و آنها را مجروح ساختند. مردم حاضر در صحنه و سایر بازاریان که در مغازههایشان بهحالت اعتصاب حضور داشتند به کمک آنها شتافتند. در این درگیری، مردم و بازاریان با شعار «مرگ بر دیکتاتور» مزدوران نیروی انتظامی را از بازار بیرون کردند. در جریان اعتصاب بازاریان تهران، شماری از آنها و جوانانی که به حمایت از آنها رفته بودند، از جمله نماینده صنف پارچهفروشان توسط نیروهای سرکوبگر بازادشت شدند.
حمله به بازاریها توسط ناظران ناشی از ضعف و ذلت رژیم ارزیابی شد زیرا در مذاکراتی که دولت پاسداران در بعدازظهر دوشنبه با نمایندگان اصناف داشته است از ادعای ۷۰ درصدی افزایش مالیات خود به افزایش ۱۵ درصدی عقبنشینی کرد اما بازاریان این را هم نپذیرفتند و راهی جز عقبنشینی کامل برای رژیم نگذاشتند. و رژیم هم که نمیخواست در برابر حریف عقبنشینی بیشتری بکند از سر استیصال یک بار دیگر بخت واژگون خودش را برای به شکست کشاندن بازار از طریق سرکوب امتحان کرد و باز هم شکست خورد و یک بار دیگر ثابت کرد در دوران اضمحلال و سرنگونی تیغ سرکوب دیکتاتور عکس عمل میکند بهجای تسلیم و رعب، خروش و اعتراض برمیانگیزد. یکی از رسانههای رژیم به پایداری بازار اذعان کرد:
خبر آنلاین «گروه وسیعی از بازاریان تهران در واکنش به رویکرد مالیاتی دولت سیاست قهر پیش گرفتهاند تا قصه بازار و اعتراض آنان بار دیگر در برگهای تاریخ ایران به ثبت برسد… از ۴ سوی بزرگ تا ۴ سوی کوچک یا به عبارتی دیگر حد فاصل سبزه میدان تا خود بازار تهران غرق در تعطیلی است… بر این اساس به نظر میرسد، بازار تهران اساسا با توافقهای شورای اصناف به مواجهه بر خواسته است. گمانهای که شائبه سیاسی بودن تحرکات اخیر بازار را تقویت میکند».
البته بازایان از همان روز اول با شعار مرگ بردیکتاتور، مرگ بر خامنهای و مرگ بر احمدینژاد صریحا سمت و سوی خودشون را مشخص کردند.
بازار شهرهای تبریز، مشهد، اصفهان، همدان، گنبدکاوس، اردبیل، سقز و بسیاری از شهرهای دیگر نیز همبستگی خود را با تعطیل کردن بازارها با بازار تهران اعلام کردند. در اصفهان، مشهد و تبریز نیروهای انتظامی رژیم با تهدید علنی مغازهداران به دستگیری و بستن دائمی مغازههایشان سعی در جلوگیری از اعتصاب داشتند اما بازاریان مقهور تهدید عوامل رژیم نشدند.
اعتصاب بازار که به ظاهر با یک خواسته صنفی برای کاهش مالیات شروع شد به سرعت با شعارهای خودش که نفی تمامیت رژیم بود لباس سیاسی در برکرد، آسوشیتدپرس از جمله در این مورد گفت: بسته شدن بازار وسیع تهران معضل دیگری را برای رژیم ایران تولید میکند، درحالیکه این رژیم تحریمات سازمان مللمتحد و آمریکا را سبک و سنگین میکند.
مقابله رژیم ایران با تجار بازار هشدارهای قوی از گذشته را تداعی میکند. بازار ایران در صدسال گذشته شاقول تعادل رژیمها در ایران از جمله انقلاب ۱۳۵۷ بوده است. تجربه رژیم شاه و اعتصاب بازاریان در صاف کردن جاده سرنگونیاش قابلتوجه است.
آسوشیتدپرس در پایان مینویسد: نشانهها، حاکی از دورشدن تجار بازار، از رژیم است. اگرچه این رویارویی هنوز به نقطه پایان نرسیده ولی علائم آن ظاهر شده است.
در پایان هفته بازار با موفقیت یازدهمین روز اعتصاب خودش را پشت سر گذاشت. اما در هفته گذشته صدای قیام مردم ایران فقط در بازارها شنیده نشد.
دیوارها قاصدان قیام
جوانان قیامآفرین و هواداران مجاهدین باز هم دیوارها را پیک خود کردند و با شعارهای اشرفنشان بر عزم خود برای تداوم راه تأکید کردند. و همچنین حمایت خود از مجاهدان اشرف را اعلام کردند.
جوانان همچنین هر تجمعی را به فرصتی تبدیل میکنند تا بر عزم خودشون برای تغییر رژیم باز هم تأکید کنند. از جمله یکشنبه شب بعد از نمایش مسابقه فینال جام جهانی فوتبال، در پارک ملت، جوانان با شعارهای مرگ بر دیکتاتور دست به تظاهرات زدند.
و اماخانواده ها: حضور مستمر و اعتراضی خانوادههای دستگیرشدگان قیام، در پشت در بیدادگاههای رژیم و زندان اوین تنها جلوه اعتراضی آنها نبود.
مادران خونخواه خستگیناپذیر فرزندان
مادران عزادار در آستانه ۲۳تیر به دیدار مادر سعید زینالی رفتند. مادری که ۱۱سال پیش فرزندش را جلوی چشمانش از منزل ربودند و از آن زمان تاکنون هیچ پاسخی به او داده نشده است. مادران عزادار همراه با مادر سعید زینالی خواهان آنند تا پس از ۱۱سال پاسخ بشنوند چه بر سر سعید زینالی و سایر دانشجویان بازداشتی در تیرماه ۷۸ آوردند و همچنین خواستار آزادی هرچه سریعتر بهروز جاوید تهرانی شدند، دانشجویی که از ۲۳تیرماه ۷۸ تاکنون در اوین بهسر میبرد.
اگرچه رژیم دانشگاهها را بهزور بهحالت تعطیل در آورده اما حرکتهای اعتراضی دانشجویان تعطیلناپذیر است، در این هفته هم دانشجویان دانشگاه ورامین با تجمع در برابر زندان اوین خواهان آزادی دوست دستگیر شده خود شدندکه ماه قبل در حمله به منزلش توسط عوامل اطلاعاتی رژیم دستگیر شده بود. در دانشگاه کشاورزی گرگان هم دانشجویان با نوشتن شعارهای مرگ بر دیکتاتور، مرگ بر خامنهای بر در و دیوار و تختههای دانشکده و درگیر شدن با نماینده ولیفقیه ارتجاع خشم خودشون را به رژیم و کارگزاران محلیاش ابراز کردند.
در هفته گذشته حرکتهای اعتراضی کارگران به چپاولگریهای رژیم ادامه داشت:
سنندج: کارگران سد ژاوه برای چندمین بار در ماههای اخیر بهخاطر دریافت نکردن حقوقشان دست به اعتصاب زدند
خانواده کارگران بازداشتی نیشکر هفتتپه هم نگذاشتندصدای آنان خاموش بماند و با تجمع اعتراضی در مقابل ادارهکار شهرستان شوش، به سیاستهای سرکوبگرانه رژیم اعتراض کردند.
اما در هفته گذشته بعد از شعارهای مردم و بازاریان و دانشجویان علیه رژیم صدای قیام مردم ایران از گلوی کارگزارن وحشتزده رژیم هم شنیده شد
آخوند حائری شیرازی عضو خبرگان ارتجاع «اینکه نیروی انتظامی زنی را بگیرد و بعد یک خیابان در حمایت از آن زن در برابر نیروی انتظامیبایستند، این غلط است»
پاسدار رضایی سرکرده سابق سپاه ضد مردمی: حوادث بعد از انتخابات، ولایتفقیه، امام و یاران امام را زیر سؤال برد و اثرات آن بسیار سنگین بود.
پاسدار قاسمی: «خط نبرد از جبهه، به خیابان جمهوری اسلامی و پشت خانه مقام معظم رهبری رسیده و ایشان صدایش را میشنید».
بله با این عزمی که در جوانان مجاهد و مبارز و اشرفنشان این میهن هستبیگمان ولیفقیه ارتجاع شنیدن صداهای بیشتری را در تقدیر خود دارد.
با اعلام تعطیلی، توسط دولت پاسدار احمدینژاد بلافاصله این خبر و بهخصوص بهانه گرمای هوا مورد انتقاد، شک و تمسخر جناحهای رقیب، و رسانههای خود رژیم قرار گرفت: سایت خبر انلاین از جمله نوشت: «نصرالله ترابی عضو فراکسیون اقلیت با هشدار نسبت به عواقب ادامه یافتن وضعیت ساکن کسب و کار در کشور از دولت خواست تا دلیل واقعی تعطیلات اعلام شده… را به مردم اعلام کند… در این چند روز که تعطیلی اعلام شد گرمای هوا اتفاقا نسبت به چند روز پیش از این افت پیدا کرده و این گرمای ۴۰ و ۴۱ درجه نمیتواند مبنای تعطیلی باشد، مگر اینکه بحث دیگری در میان باشد که لازم است دولت آن دلیل اصلی و واقعی را بهصورت شفاف به مردم بگوید… سؤال این است که آیا تعطیلات مشکلی از مشکلات مردم را حل میکند؟ رفاه برای آنها میآورد؟ مشکل بیکاری و معیشت و تورم را حل میکند؟».
روزنامه جمهوری هم با لحن نیش داری نوشت: «هوای تهران و برخی شهرهای دیگر به گفته مدیر کل پیشبینی آب و هوای کشور، گرچه گرم است اما غیرطبیعی و بیسابقه نیست… تعطیل کردن کارمندانی که عمده آنها اداری و زیر کولر کار میکنند، در حالی که تعداد زیادی از کارگران باید بهسر کار روند، چه توجیهی دارد؟».
سایت «امروز» متعلق به یکی از جناحهای مغلوب واقعیت را با عبارات صریحتر به این صورت نوشت: «نه گرمای هوا، که بالا رفتن تب اعتراض بازار، موجب این تصمیم بوده است». رسانههای خارجی هم بر واقعیت سیاسی بودن تعطیلیها انگشت گذاشتند از جمله نیویورک تایمز نوشت: پس از اعتراض طولانی تجار در هفته گذشته، رژیم ایران تلاش کرد با اعلام تعطیلات این بحران را تحت الشعاع قراردهد.
نیویورک تایمز افزود: این اولین بار نیست که دولت از تعطیلات برای اهداف سیاسی استفاده میکند، در بهمن ماه گذشته نیز گفته میشد بهمنظور جلوگیری از موفقیت اپوزیسیون در اعتراضات، دولت مردم را تشویق به ترک پایتخت در یک تعطیلی میکرد».
بعد از مفتضح شدن ترفند تعطیلی بهدلیل گرما، رژیم هر اقدام دیگری را هم برای به شکست کشاندن این اعتصاب انجام داد، اما اعتصاب متوقف نشد و بازاریان رودرروی مزدوران و بسیجیانی که تهدید به قتل و آتشسوزی مغازهها میکردند به اعتصاب اعتراضی خود ادامه دادند»
روز شنبه بازار قماش، بازار زید، بازار کفاشها، بازار عباس اباد، سراهای مختلف امیرکبیر و بازار پارچه فروشها اعتصاب خود را ادامه دادند. بازار کویتیها در سبزه میدان نیز به این اعتصاب پیوست. تجمع مردم در برابر بازار کویتیها و در مقابل کلانتری بازار به حمایت از بازاریها بار دیگر از ساعتهای اول روز یکشنبه شروع شد و تا ظهر ادامه داشت.
روز سهشنبه بعد از گذشت هشت روز از اعتصاب بازار، اتحاد و همبستگی بازاریان عناصر رژیم را به وحشت انداخت. مزدوران نیروی انتظامی و لباسشخصی از ساعت حوالی ۱۰صبح با حمله به بازار پارچهفروشان که قلب اعتصاب شناخته شده، و شکستن درب تعدادی از مغازهها سعی کردند با ایجاد رعب و وحشت بازاریان را وادار به شکستن اعتصاب کنند، اما با مقاومت و ایستادگی آنها مواجه شده کاری از پیش نبردند و بازار را ترک کردند و در خیابانهای اطراف مستقر شدند. بنابه اطلاعیه شورای ملی مقاومت حوالی ساعت ۱۸روز سهشنبه ۲۲تیر، مجدداً مزدوران انتظامی به قصد انتقامجویی و وادار کردن بازاریان به شکستن اعتصاب، به دو تن از مغازهداران بازار کفاشها حمله کرده و آنها را مجروح ساختند. مردم حاضر در صحنه و سایر بازاریان که در مغازههایشان بهحالت اعتصاب حضور داشتند به کمک آنها شتافتند. در این درگیری، مردم و بازاریان با شعار «مرگ بر دیکتاتور» مزدوران نیروی انتظامی را از بازار بیرون کردند. در جریان اعتصاب بازاریان تهران، شماری از آنها و جوانانی که به حمایت از آنها رفته بودند، از جمله نماینده صنف پارچهفروشان توسط نیروهای سرکوبگر بازادشت شدند.
حمله به بازاریها توسط ناظران ناشی از ضعف و ذلت رژیم ارزیابی شد زیرا در مذاکراتی که دولت پاسداران در بعدازظهر دوشنبه با نمایندگان اصناف داشته است از ادعای ۷۰ درصدی افزایش مالیات خود به افزایش ۱۵ درصدی عقبنشینی کرد اما بازاریان این را هم نپذیرفتند و راهی جز عقبنشینی کامل برای رژیم نگذاشتند. و رژیم هم که نمیخواست در برابر حریف عقبنشینی بیشتری بکند از سر استیصال یک بار دیگر بخت واژگون خودش را برای به شکست کشاندن بازار از طریق سرکوب امتحان کرد و باز هم شکست خورد و یک بار دیگر ثابت کرد در دوران اضمحلال و سرنگونی تیغ سرکوب دیکتاتور عکس عمل میکند بهجای تسلیم و رعب، خروش و اعتراض برمیانگیزد. یکی از رسانههای رژیم به پایداری بازار اذعان کرد:
خبر آنلاین «گروه وسیعی از بازاریان تهران در واکنش به رویکرد مالیاتی دولت سیاست قهر پیش گرفتهاند تا قصه بازار و اعتراض آنان بار دیگر در برگهای تاریخ ایران به ثبت برسد… از ۴ سوی بزرگ تا ۴ سوی کوچک یا به عبارتی دیگر حد فاصل سبزه میدان تا خود بازار تهران غرق در تعطیلی است… بر این اساس به نظر میرسد، بازار تهران اساسا با توافقهای شورای اصناف به مواجهه بر خواسته است. گمانهای که شائبه سیاسی بودن تحرکات اخیر بازار را تقویت میکند».
البته بازایان از همان روز اول با شعار مرگ بردیکتاتور، مرگ بر خامنهای و مرگ بر احمدینژاد صریحا سمت و سوی خودشون را مشخص کردند.
بازار شهرهای تبریز، مشهد، اصفهان، همدان، گنبدکاوس، اردبیل، سقز و بسیاری از شهرهای دیگر نیز همبستگی خود را با تعطیل کردن بازارها با بازار تهران اعلام کردند. در اصفهان، مشهد و تبریز نیروهای انتظامی رژیم با تهدید علنی مغازهداران به دستگیری و بستن دائمی مغازههایشان سعی در جلوگیری از اعتصاب داشتند اما بازاریان مقهور تهدید عوامل رژیم نشدند.
اعتصاب بازار که به ظاهر با یک خواسته صنفی برای کاهش مالیات شروع شد به سرعت با شعارهای خودش که نفی تمامیت رژیم بود لباس سیاسی در برکرد، آسوشیتدپرس از جمله در این مورد گفت: بسته شدن بازار وسیع تهران معضل دیگری را برای رژیم ایران تولید میکند، درحالیکه این رژیم تحریمات سازمان مللمتحد و آمریکا را سبک و سنگین میکند.
مقابله رژیم ایران با تجار بازار هشدارهای قوی از گذشته را تداعی میکند. بازار ایران در صدسال گذشته شاقول تعادل رژیمها در ایران از جمله انقلاب ۱۳۵۷ بوده است. تجربه رژیم شاه و اعتصاب بازاریان در صاف کردن جاده سرنگونیاش قابلتوجه است.
آسوشیتدپرس در پایان مینویسد: نشانهها، حاکی از دورشدن تجار بازار، از رژیم است. اگرچه این رویارویی هنوز به نقطه پایان نرسیده ولی علائم آن ظاهر شده است.
در پایان هفته بازار با موفقیت یازدهمین روز اعتصاب خودش را پشت سر گذاشت. اما در هفته گذشته صدای قیام مردم ایران فقط در بازارها شنیده نشد.
دیوارها قاصدان قیام
جوانان قیامآفرین و هواداران مجاهدین باز هم دیوارها را پیک خود کردند و با شعارهای اشرفنشان بر عزم خود برای تداوم راه تأکید کردند. و همچنین حمایت خود از مجاهدان اشرف را اعلام کردند.
جوانان همچنین هر تجمعی را به فرصتی تبدیل میکنند تا بر عزم خودشون برای تغییر رژیم باز هم تأکید کنند. از جمله یکشنبه شب بعد از نمایش مسابقه فینال جام جهانی فوتبال، در پارک ملت، جوانان با شعارهای مرگ بر دیکتاتور دست به تظاهرات زدند.
و اماخانواده ها: حضور مستمر و اعتراضی خانوادههای دستگیرشدگان قیام، در پشت در بیدادگاههای رژیم و زندان اوین تنها جلوه اعتراضی آنها نبود.
مادران خونخواه خستگیناپذیر فرزندان
مادران عزادار در آستانه ۲۳تیر به دیدار مادر سعید زینالی رفتند. مادری که ۱۱سال پیش فرزندش را جلوی چشمانش از منزل ربودند و از آن زمان تاکنون هیچ پاسخی به او داده نشده است. مادران عزادار همراه با مادر سعید زینالی خواهان آنند تا پس از ۱۱سال پاسخ بشنوند چه بر سر سعید زینالی و سایر دانشجویان بازداشتی در تیرماه ۷۸ آوردند و همچنین خواستار آزادی هرچه سریعتر بهروز جاوید تهرانی شدند، دانشجویی که از ۲۳تیرماه ۷۸ تاکنون در اوین بهسر میبرد.
اگرچه رژیم دانشگاهها را بهزور بهحالت تعطیل در آورده اما حرکتهای اعتراضی دانشجویان تعطیلناپذیر است، در این هفته هم دانشجویان دانشگاه ورامین با تجمع در برابر زندان اوین خواهان آزادی دوست دستگیر شده خود شدندکه ماه قبل در حمله به منزلش توسط عوامل اطلاعاتی رژیم دستگیر شده بود. در دانشگاه کشاورزی گرگان هم دانشجویان با نوشتن شعارهای مرگ بر دیکتاتور، مرگ بر خامنهای بر در و دیوار و تختههای دانشکده و درگیر شدن با نماینده ولیفقیه ارتجاع خشم خودشون را به رژیم و کارگزاران محلیاش ابراز کردند.
در هفته گذشته حرکتهای اعتراضی کارگران به چپاولگریهای رژیم ادامه داشت:
سنندج: کارگران سد ژاوه برای چندمین بار در ماههای اخیر بهخاطر دریافت نکردن حقوقشان دست به اعتصاب زدند
خانواده کارگران بازداشتی نیشکر هفتتپه هم نگذاشتندصدای آنان خاموش بماند و با تجمع اعتراضی در مقابل ادارهکار شهرستان شوش، به سیاستهای سرکوبگرانه رژیم اعتراض کردند.
اما در هفته گذشته بعد از شعارهای مردم و بازاریان و دانشجویان علیه رژیم صدای قیام مردم ایران از گلوی کارگزارن وحشتزده رژیم هم شنیده شد
آخوند حائری شیرازی عضو خبرگان ارتجاع «اینکه نیروی انتظامی زنی را بگیرد و بعد یک خیابان در حمایت از آن زن در برابر نیروی انتظامیبایستند، این غلط است»
پاسدار رضایی سرکرده سابق سپاه ضد مردمی: حوادث بعد از انتخابات، ولایتفقیه، امام و یاران امام را زیر سؤال برد و اثرات آن بسیار سنگین بود.
پاسدار قاسمی: «خط نبرد از جبهه، به خیابان جمهوری اسلامی و پشت خانه مقام معظم رهبری رسیده و ایشان صدایش را میشنید».
بله با این عزمی که در جوانان مجاهد و مبارز و اشرفنشان این میهن هستبیگمان ولیفقیه ارتجاع شنیدن صداهای بیشتری را در تقدیر خود دارد.