خامنهای یک روز قبل از حمله موشکی به شهرک المیادین در استان دیرالزور سوریه، در واکنش به سخنان اخیر وزیر خارجه آمریکا گفت: «دولتمردان آمریکایی از ابتدای پیروزی انقلاب همواره بهدنبال تغییر نظام جمهوری اسلامی بودهاند اما نخواهند توانست به ملت ایران سیلی بزنند بلکه این ملت است که به آنها سیلی خواهد زد»، او سپس با بیتجربه و تازهکار خواندن مقامات دولت آمریکا گفت: «این افراد بیتجربه، ملت و مسئولان ایران را نشناختهاند و هنگامی که تودهنی بخورند، آن زمان متوجه خواهند شد حساب و کتاب چیست».
با شلیک موشک معلوم شد که منظور خامنهای از سیلی زدن به آمریکا و تودهنی خوردن او همین موشکها بوده است. حالا چرا بهجای سیلی زدن به آمریکا، داعش را زده است این دیگر همان مغلطه آخوندی است که هدف مشخصی را دنبال میکند.
سایت حکومتی مشرق در این زمینه مینویسد:
«ایران (رژیم) اگر چه گزینههای متعددی برای پاسخ به حملات تروریستی داعش در داخل خاک خود داشت، اما گزینه حمله موشکی از خاک خود را انتخاب کرد تا عملیات بیسابقهایران(رژیم) در استفاده از توان موشکی خود پس از سی سال و حمله به مواضع تروریستها در سوریه پیامهایی برای واشینگتن داشته باشد. ایران حتی میتوانست برای این حمله از هواپیما استفاده کند و یا از همپیمانان خود در سوریه یا عراق و یا لبنان بخواهد چنین کاری را انجام دهند، اما اصرار بر اینکه این حمله از داخل خاک ایران و استانهای کرمانشاه و کردستان انجام شود تا چندین پیام در پی داشته باشد».
«بهصورت خلاصه میتوان گفت که انتخاب زمان و روش انجام این عملیات به گونهیی بود که هم پاسخ تهدیدات اخیر دونالد ترامپ بر علیه ایران و هم تحریمهای جدید کنگره این کشور و هم تهدیدهای همپیمانان منطقهیی آمریکا داده شود».
پس به قول این رسانة رژیمی داعش و انتقامگیری پر سر و صدا از آن بهانه بوده است ؛ هدف چیز دیگریست.
واقعیت این است که این اقدام رژیم ولایت قبل از اینکه بار نظامی داشته باشد در راستای روحیه دادن به عناصر ریزشی در داخل و خارج نظام است؛ عناصری که با ورود فعال آمریکا به سوریه و نیز تشدید تحریمها و موضعگیری اخیر تیلرسون به قول پاسدار شریعتمداری دچار «وادادگی و خمودگی» شدهاند. رژیم مالکیت بلامنازع حیات خلوت سوریه را حسابی باخته است. در حال حاضر کار او به جایی رسیده که با موشک پرانی و داعش داعش کردن میخواهد بگوید «بله، من هم هستم»، این هم موشک، خواهش میکنم مرا هم بازی بدهید. اگر مرا بازی ندهید خیلی بد و اخ! میشود. اینقدر حرف برجام منطقهیی را نزنید. اینقدر به پر و پای سپاه نپیچید. من آنم که میتوانم به داعش موشک بزنم! من از معادلات سوریه [که خودم آن را به یک باتلاق تبدیل کردهام] حذف شدنی نیستم. پاراگرافهای زیر را از همان سایت حکومتی بخوانید تا این فحوا را از خلال آن دریابید:
«اگر بخواهیم عملیات موفق نیروهای سپاه در هدف گیری مواضع تروریستها در دیرالزور را با پیشرویها و عملیات موفقیتآمیز گروههای مقاومت در عراق و سوریه و اتصال مرز زمینی ایران به لبنان در پی اتصال مرزهای عراق و سوریه به یکدیگر را در کنار هم قرار دهیم، این نتیجه استراتژیک به دست خواهد آمد که دیگر زمان تهدید محور مقاومت به حذف از معادلات منطقهیی بهسر آمده و شاید دقیقتر این باشد که بگوییم تلاشهای محور متخاصم با این محور در عرصههای مختلف منطقهیی از سوریه گرفته تا عراق و یمن و بحرین و حتی تهران در راستای خروج آبرومندانه از باتلاق رسوایی است که در پی تجاوز بر ضدهمین محور گرفتار آن شدهاند. محور آمریکایی منطقه در حال حاضر تلاش دارد از تمامی پتانسیلهای خود برای ضربه زدن به محور مقاومت استفاده کند تا شاید بتواند اندکی از شدت موازنههای تلخ برد و باخت عرصههای میدانی منطقه بکاهد».
ایران (رژیم) بهنمایندگی از محور مقاومت با این حمله ثابت کرد که حضور در محافل دیپلوماتیک برای حل و فصل سیاسی بحرانهای منطقهیی در نتیجه موضع ضعف و تردید این محور نیست و هنوز برگههای زیادی وجود دارد که برای حل و فصل نهایی و نظامی بحران سوریه یا عراق و یمن مورد استفاده قرار نگرفته است. ایران (رژیم) نشان داد که فعالیتهای دیپلوماتیک این کشور برای کاهش مدت جنگ و تلفات مردم بیگناه مردم سوریه و عراق و یمن و دادن شانس بازگشت، به جریانهای مختلف حاضر در عرصه میدانی سوریه است و در صورتی که طرفهای مقابل نخواهند این گزینه را دنبال کنند، ضربات بیشتری را متحمل خواهند شد».
و سرانجام اصلیترین دلیل گرد و خاک بهراه انداختن و قدرتنمایی کاذب و پوشالی حول چند موشک، لاپوشانی هراس خامنهای از مختصات جدید رژیم بعد از موضع آمریکا، تحریمهای نفسگیر اخیر و پایین آمدن ولیفقیه در تعادل درون نظام است؛ امری که در فرهنگ درونی رژیم از آن با عنوان «پروژه برجامیزه کردن برنامه موشکی و منطقهیی» نام برده میشود. در این مورد پاسدار شریعتمداری با طعنه به روحانی گفت:
«این حرکت باطلالسحر وادادگیها و خمودگیهایی است که جماعتی اصرار داشتند به (نظام) تزریق کنند. همانها که دو روز قبل از رکس تیلرسون، وزیر خارجه ترامپ مدال کاسهلیسی آمریکا را دریافت کردند».
«موشکها به ترامپ میفهماند که در (نظام) با یک مشت واداده روبهرو نیست که تیلرسون از آمادگی آنها برای همراهی با واشینگتن در مقابله با جمهوری اسلامی سخن میگوید».
مهدی محمدی مهره دیگر خامنهای نیز در این رابطه با صراحت گفت:
«موشکها قلب پروژه برجامیزه کردن برنامه موشکی و منطقهیی (نظام) را هدف گرفت».
آری، خامنهای نیاز دارد با موشک ، تهدید و بلوف، آب رفته را به جوی برگرداند اما خودش هم میداند که در چه بنبستی گرفتار است و این تقلاهای پرهیاهو، مسألهای از نظام غرقه در بحرانش حل نمیکند.
با شلیک موشک معلوم شد که منظور خامنهای از سیلی زدن به آمریکا و تودهنی خوردن او همین موشکها بوده است. حالا چرا بهجای سیلی زدن به آمریکا، داعش را زده است این دیگر همان مغلطه آخوندی است که هدف مشخصی را دنبال میکند.
سایت حکومتی مشرق در این زمینه مینویسد:
«ایران (رژیم) اگر چه گزینههای متعددی برای پاسخ به حملات تروریستی داعش در داخل خاک خود داشت، اما گزینه حمله موشکی از خاک خود را انتخاب کرد تا عملیات بیسابقهایران(رژیم) در استفاده از توان موشکی خود پس از سی سال و حمله به مواضع تروریستها در سوریه پیامهایی برای واشینگتن داشته باشد. ایران حتی میتوانست برای این حمله از هواپیما استفاده کند و یا از همپیمانان خود در سوریه یا عراق و یا لبنان بخواهد چنین کاری را انجام دهند، اما اصرار بر اینکه این حمله از داخل خاک ایران و استانهای کرمانشاه و کردستان انجام شود تا چندین پیام در پی داشته باشد».
«بهصورت خلاصه میتوان گفت که انتخاب زمان و روش انجام این عملیات به گونهیی بود که هم پاسخ تهدیدات اخیر دونالد ترامپ بر علیه ایران و هم تحریمهای جدید کنگره این کشور و هم تهدیدهای همپیمانان منطقهیی آمریکا داده شود».
پس به قول این رسانة رژیمی داعش و انتقامگیری پر سر و صدا از آن بهانه بوده است ؛ هدف چیز دیگریست.
واقعیت این است که این اقدام رژیم ولایت قبل از اینکه بار نظامی داشته باشد در راستای روحیه دادن به عناصر ریزشی در داخل و خارج نظام است؛ عناصری که با ورود فعال آمریکا به سوریه و نیز تشدید تحریمها و موضعگیری اخیر تیلرسون به قول پاسدار شریعتمداری دچار «وادادگی و خمودگی» شدهاند. رژیم مالکیت بلامنازع حیات خلوت سوریه را حسابی باخته است. در حال حاضر کار او به جایی رسیده که با موشک پرانی و داعش داعش کردن میخواهد بگوید «بله، من هم هستم»، این هم موشک، خواهش میکنم مرا هم بازی بدهید. اگر مرا بازی ندهید خیلی بد و اخ! میشود. اینقدر حرف برجام منطقهیی را نزنید. اینقدر به پر و پای سپاه نپیچید. من آنم که میتوانم به داعش موشک بزنم! من از معادلات سوریه [که خودم آن را به یک باتلاق تبدیل کردهام] حذف شدنی نیستم. پاراگرافهای زیر را از همان سایت حکومتی بخوانید تا این فحوا را از خلال آن دریابید:
«اگر بخواهیم عملیات موفق نیروهای سپاه در هدف گیری مواضع تروریستها در دیرالزور را با پیشرویها و عملیات موفقیتآمیز گروههای مقاومت در عراق و سوریه و اتصال مرز زمینی ایران به لبنان در پی اتصال مرزهای عراق و سوریه به یکدیگر را در کنار هم قرار دهیم، این نتیجه استراتژیک به دست خواهد آمد که دیگر زمان تهدید محور مقاومت به حذف از معادلات منطقهیی بهسر آمده و شاید دقیقتر این باشد که بگوییم تلاشهای محور متخاصم با این محور در عرصههای مختلف منطقهیی از سوریه گرفته تا عراق و یمن و بحرین و حتی تهران در راستای خروج آبرومندانه از باتلاق رسوایی است که در پی تجاوز بر ضدهمین محور گرفتار آن شدهاند. محور آمریکایی منطقه در حال حاضر تلاش دارد از تمامی پتانسیلهای خود برای ضربه زدن به محور مقاومت استفاده کند تا شاید بتواند اندکی از شدت موازنههای تلخ برد و باخت عرصههای میدانی منطقه بکاهد».
ایران (رژیم) بهنمایندگی از محور مقاومت با این حمله ثابت کرد که حضور در محافل دیپلوماتیک برای حل و فصل سیاسی بحرانهای منطقهیی در نتیجه موضع ضعف و تردید این محور نیست و هنوز برگههای زیادی وجود دارد که برای حل و فصل نهایی و نظامی بحران سوریه یا عراق و یمن مورد استفاده قرار نگرفته است. ایران (رژیم) نشان داد که فعالیتهای دیپلوماتیک این کشور برای کاهش مدت جنگ و تلفات مردم بیگناه مردم سوریه و عراق و یمن و دادن شانس بازگشت، به جریانهای مختلف حاضر در عرصه میدانی سوریه است و در صورتی که طرفهای مقابل نخواهند این گزینه را دنبال کنند، ضربات بیشتری را متحمل خواهند شد».
و سرانجام اصلیترین دلیل گرد و خاک بهراه انداختن و قدرتنمایی کاذب و پوشالی حول چند موشک، لاپوشانی هراس خامنهای از مختصات جدید رژیم بعد از موضع آمریکا، تحریمهای نفسگیر اخیر و پایین آمدن ولیفقیه در تعادل درون نظام است؛ امری که در فرهنگ درونی رژیم از آن با عنوان «پروژه برجامیزه کردن برنامه موشکی و منطقهیی» نام برده میشود. در این مورد پاسدار شریعتمداری با طعنه به روحانی گفت:
«این حرکت باطلالسحر وادادگیها و خمودگیهایی است که جماعتی اصرار داشتند به (نظام) تزریق کنند. همانها که دو روز قبل از رکس تیلرسون، وزیر خارجه ترامپ مدال کاسهلیسی آمریکا را دریافت کردند».
«موشکها به ترامپ میفهماند که در (نظام) با یک مشت واداده روبهرو نیست که تیلرسون از آمادگی آنها برای همراهی با واشینگتن در مقابله با جمهوری اسلامی سخن میگوید».
مهدی محمدی مهره دیگر خامنهای نیز در این رابطه با صراحت گفت:
«موشکها قلب پروژه برجامیزه کردن برنامه موشکی و منطقهیی (نظام) را هدف گرفت».
آری، خامنهای نیاز دارد با موشک ، تهدید و بلوف، آب رفته را به جوی برگرداند اما خودش هم میداند که در چه بنبستی گرفتار است و این تقلاهای پرهیاهو، مسألهای از نظام غرقه در بحرانش حل نمیکند.