فقر غذایی و سوءتغذیه ناشی از بحران اقتصادی که چپاولگری و فساد نهادینه شده در نظام ولایتفقیه بر مردم ما تحمیل کرده است، شرایط زندگی و تغذیه را در بسیاری از مناطق کشور به حد فاجعه رسانده است.
فقر و بدبختی در بویر احمد، بسیاری از مردم منطقه را در معرض سوء تغذیه قرارداده است.
مردم بعضی از مناطق مانند بشاگرد هسته خرما را میکوبند و از آرد آن برای نان استفاده میکنند، و در مناطقی از زاگرس نیز از آرد بلوط نان تهیه میشود چرا که مردم محروم و فقر زده توان تهیه نان از آرد گندم و حتی جو را ندارند.
هم اکنون سیستان و بلوچستان از نظر سوء تغذیه به حدی در شرایط بحرانی بهسر میبرد که بسیاری از کودکان این استان از اختلالات ناشی از سوء تغذیه رنج میبرند و کودکان زیر پنج سال این استان در اثر سوء تغذیه دچار لاغری و کوتاهی قد هستند.
در زمینه سوء تغذیه مفرط در مناطق زاگرس مرکزی روزنامه حکومتی جهان صنعت 14 دی 95 مینویسد: ”سوءتغذیه در مناطق زاگرس مرکزی فراموش شده، اینجا فقر رسم معمول زندگی روستاییان شده است“.
در گزارش این رسانه حکومتی آمده است، بهدلیل شدت فقر، بلوط غذای اصلی بسیاری از روستاییان دردمند است، که همپای بزها، ماههای زیادی از سال را بلوط میخورند. این مردم فقر زده از بلوط بهعنوان میان وعده، و از آرد هسته آن برای پخت نان بهعنوان غذایی مناسب مورد استفاده قرار میدهند.
وضعیت سوء تغذیه در میان دانشآموزان و کودکان خرد سال بهشدت ضریب میخورد و کودکان تا آنجایی از این مشکل رنج میبرند که برای گفتن نام خودشان مجبور به فکر و تأمل هستند و ”عوارض فراموشی و کندذهنی ناشی از گرسنگی، شکستن و سیاهی مداوم ناخنها، استخوانهای ضعیف دست و پا که بهوضوح در حرکات اندامی آنها به چشم میخورد“.
این رسانه حکومتی در ادامه گزارش مینویسد در روستاهای منطقه رودشت استان چهارمحال کودکان در برابر این پرسش که آیا گوشت هم میخورید، پاسخ درست و قانع کننده نمیدهند و کودکی در پاسخ به این سؤال میگوید پدرم گفته «گوشتخورها به بهشت نمیرن» و خدا آنها را نمیبخشد.
آثار فقر و سوء تغذیه در میان کودکان منطقه به حدی است که اندام بسیاری از آنها کوچکتر از سن و سالشان است. وضعیت لبهای خشک دانشآموزان، دندانهایی که حتی در نیامدهاند، تنها چند نمونه عادی از این وضعیت دامنگیر است.
البته فقر و سوء تغذیه منحصر به مناطق زاگرس و بشاگرد نیست، بلکه در روستاهای تهران نظیر زرافشان، باغ فیض، میانآباد و موسیآباد تا حوالی کمربندی در منطقه اسلامشهر، سوءتغذیه و نبود امکانات غذایی، مهمترین مشکل مردم این مناطق است.
به گفته یک مهره وابسته به رژیم، هیچ الگویی از تغذیه مناسب و معقول در رژیم غذایی روستاییان ایران وجود ندارد.
کافی است فقط سری به روستاهای مناطق محروم کشور بزنیم تا با عمق فاجعه روبهرو شویم. معلمان از ضعف چشمها و بینایی و حتی شنوایی دانشآموزان گلهمند هستند.
معضلات سوءتغذیه دانشآموزان روستاها، روند تحصیل آنها را با مشکلات اساسی مواجه کرده است. دختربچههای زیادی را میتوانید ببینید که دهان و لبهای زخمشده دارند و هرازگاهی خون لبها را با گوشه لباس یا سر آستینهایشان پاک میکنند.
نبود ویتامین «ث» حتی تا به این اندازه نشاندهنده رواج بیش از اندازه سوء تغذیه در کودکان و نوجوانان این بخش از خاک میهنمان است. در چنین شرایطی از فقر و سوء تغذیه است که افراد زود پیر میشوند و کمتر جوانی است که دندانهای سالم داشته باشد.
علی اکبر سیاری معاون وزارت بهداشت رژیم روز 25مرداد 95 اعتراف که 30درصد مردم قدرت تهیه نان خالی را هم ندارند.
این که 30 درصد مردم قدرت تهیه نان خالی ندارند، بلوط خوری مناطقی از زاگرس، تهیه نان از آرد خرما در منطقه بشاگرد، فقر مفرط وسوء تغذیه ناشی از آن در مناطقی نظیر سیستان و بلوچستان و حتی روستاهای تهران، نتیجه اختلاف فاحش طبقاتی و توزیع ناعادلانه ثروت در داخل کشور از یک طرف، و از طرف دیگر ریختن درآمدهای کشور در تنور جنگهای نامشروع و ضدمردمی در منطقه است.
فقر اقتصادی و سوء تغذیه در حالی بیداد میکند که کشور دارای ثروتهای عظیم زیرزمینی نظیر نفت و گاز و... است که بسیاری از کشورهای جهان فاقد این منابع هستند.
فقر و بدبختی در بویر احمد، بسیاری از مردم منطقه را در معرض سوء تغذیه قرارداده است.
مردم بعضی از مناطق مانند بشاگرد هسته خرما را میکوبند و از آرد آن برای نان استفاده میکنند، و در مناطقی از زاگرس نیز از آرد بلوط نان تهیه میشود چرا که مردم محروم و فقر زده توان تهیه نان از آرد گندم و حتی جو را ندارند.
هم اکنون سیستان و بلوچستان از نظر سوء تغذیه به حدی در شرایط بحرانی بهسر میبرد که بسیاری از کودکان این استان از اختلالات ناشی از سوء تغذیه رنج میبرند و کودکان زیر پنج سال این استان در اثر سوء تغذیه دچار لاغری و کوتاهی قد هستند.
در زمینه سوء تغذیه مفرط در مناطق زاگرس مرکزی روزنامه حکومتی جهان صنعت 14 دی 95 مینویسد: ”سوءتغذیه در مناطق زاگرس مرکزی فراموش شده، اینجا فقر رسم معمول زندگی روستاییان شده است“.
در گزارش این رسانه حکومتی آمده است، بهدلیل شدت فقر، بلوط غذای اصلی بسیاری از روستاییان دردمند است، که همپای بزها، ماههای زیادی از سال را بلوط میخورند. این مردم فقر زده از بلوط بهعنوان میان وعده، و از آرد هسته آن برای پخت نان بهعنوان غذایی مناسب مورد استفاده قرار میدهند.
وضعیت سوء تغذیه در میان دانشآموزان و کودکان خرد سال بهشدت ضریب میخورد و کودکان تا آنجایی از این مشکل رنج میبرند که برای گفتن نام خودشان مجبور به فکر و تأمل هستند و ”عوارض فراموشی و کندذهنی ناشی از گرسنگی، شکستن و سیاهی مداوم ناخنها، استخوانهای ضعیف دست و پا که بهوضوح در حرکات اندامی آنها به چشم میخورد“.
این رسانه حکومتی در ادامه گزارش مینویسد در روستاهای منطقه رودشت استان چهارمحال کودکان در برابر این پرسش که آیا گوشت هم میخورید، پاسخ درست و قانع کننده نمیدهند و کودکی در پاسخ به این سؤال میگوید پدرم گفته «گوشتخورها به بهشت نمیرن» و خدا آنها را نمیبخشد.
آثار فقر و سوء تغذیه در میان کودکان منطقه به حدی است که اندام بسیاری از آنها کوچکتر از سن و سالشان است. وضعیت لبهای خشک دانشآموزان، دندانهایی که حتی در نیامدهاند، تنها چند نمونه عادی از این وضعیت دامنگیر است.
البته فقر و سوء تغذیه منحصر به مناطق زاگرس و بشاگرد نیست، بلکه در روستاهای تهران نظیر زرافشان، باغ فیض، میانآباد و موسیآباد تا حوالی کمربندی در منطقه اسلامشهر، سوءتغذیه و نبود امکانات غذایی، مهمترین مشکل مردم این مناطق است.
به گفته یک مهره وابسته به رژیم، هیچ الگویی از تغذیه مناسب و معقول در رژیم غذایی روستاییان ایران وجود ندارد.
کافی است فقط سری به روستاهای مناطق محروم کشور بزنیم تا با عمق فاجعه روبهرو شویم. معلمان از ضعف چشمها و بینایی و حتی شنوایی دانشآموزان گلهمند هستند.
معضلات سوءتغذیه دانشآموزان روستاها، روند تحصیل آنها را با مشکلات اساسی مواجه کرده است. دختربچههای زیادی را میتوانید ببینید که دهان و لبهای زخمشده دارند و هرازگاهی خون لبها را با گوشه لباس یا سر آستینهایشان پاک میکنند.
نبود ویتامین «ث» حتی تا به این اندازه نشاندهنده رواج بیش از اندازه سوء تغذیه در کودکان و نوجوانان این بخش از خاک میهنمان است. در چنین شرایطی از فقر و سوء تغذیه است که افراد زود پیر میشوند و کمتر جوانی است که دندانهای سالم داشته باشد.
علی اکبر سیاری معاون وزارت بهداشت رژیم روز 25مرداد 95 اعتراف که 30درصد مردم قدرت تهیه نان خالی را هم ندارند.
این که 30 درصد مردم قدرت تهیه نان خالی ندارند، بلوط خوری مناطقی از زاگرس، تهیه نان از آرد خرما در منطقه بشاگرد، فقر مفرط وسوء تغذیه ناشی از آن در مناطقی نظیر سیستان و بلوچستان و حتی روستاهای تهران، نتیجه اختلاف فاحش طبقاتی و توزیع ناعادلانه ثروت در داخل کشور از یک طرف، و از طرف دیگر ریختن درآمدهای کشور در تنور جنگهای نامشروع و ضدمردمی در منطقه است.
فقر اقتصادی و سوء تغذیه در حالی بیداد میکند که کشور دارای ثروتهای عظیم زیرزمینی نظیر نفت و گاز و... است که بسیاری از کشورهای جهان فاقد این منابع هستند.