728 x 90

شكنجه زندانيان,

سرما؛ شکنجه داغ در زندان

-

زندان گوهردشت
زندان گوهردشت
«زندانی فراری، به علت سرما، به زندان بازگشت»
این خبر مربوط به زندانی و زندانهای ایران نیست. مربوط به یک زندانی در آلمان است که بعد از کلی طراحی و نقشه و... موفق شد از زندان فرار کند اما به علت سرمای بیرون از زندان، به گرمای سلول پناهنده شد.

«به گزارش پانا به‌نقل از المحیط، به گفته پلیس ارفورت در شرق آلمان اخیراً مردی خود را به مرکز پلیس رسانده و خواستار بازگرداندنش به زندان شده بود. وی انگیزه خود را از بازگشت سرمای ماه نوامبر و گرسنگی اعلام کرده است.» (سایت پاسدار رضایی موسوم به تابناک)

اما در زندانهای ایران نه فقط جنایت و شقاوت پاسداران، که سرما هم بیداد می‌کند.

حالا به این خبر توجه کنید:
«به خدا! شب تا صبح از سرما لرزیدم»
این خبر مربوط به یک زندانی سیاسی در زندان اوین است که روز یکشنبه _هفتم آذر_ سی و چهارمین روز اعتصاب‌غذایش را پشت سر گذاشت. کسی که در وضعیت بحرانی و ضعف شدید جسمی در سرمای چند درجه زیر صفر با یک پتوی نازک شب تا صبح لرزید و هیچ‌کس به دادش نرسید.

خانوادهٴ زندانی _مرتضی مرادپور_ با بغض گفتند حتی اجازه ندادند لباسهای گرم شخصی‌اش را تحویلش دهیم.

آیا ابزاری وحشیانه‌تر و اقدامی رذیلانه‌تر از این کار برای آزار زندانیان، _به‌ویژه زندانیان بیمار_ سراغ دارید؟

یکی از زندانیان که مدتی قبل در زندان گوهردشت بود می‌نویسد:
«با وجود آن که هوا بسیار سرد شده است، نه تنها پنجره‌های کلیه بندهای آن زندان، فاقد شیشه می‌باشد و زندانیان مجبورند که با کارتن و نایلون، راه ورود سرما به داخل اتاقها و سالنها را بگیرند، حتی سیستم گرمایشی آن زندان نیز هنوز بکار نیافتاده است! و مسئولان زندان که افرادی نظیر محمد مردانی (بیمار روانی که بزرگترین لذت زندگی‌اش اجرای احکام اعدام زندانیان می‌باشد) و داریوش امیری (معاون داخلی زندان که یکی از بزرگترین واردکنندگان مافیایی مواد مخدر و روان گردان به داخل زندان می‌باشد) به‌جای پرداختن به وظایف خود و فراهم نمودن حداقل ترین ملزومات زندگی زندانیان، تنها کاری که توان انجام آن را دارند، رجز خوانی و تهدید زندانیان به قطع ملاقات با خانواده و تسریع نمودن زمان اجرای حکم اعدام (برخی از زندانیان محکوم به اعدام) می‌باشد. شایان ذکر است که مسئولان نالایق آن شکنجه‌گاه مخوف در گوهردشت کرج، امسال حتی از اخذ لباسها زمستانی نیز زندانیان را محروم ساخته‌اند و تاکنون اجازه ارسال لباسهای زمستانی، توسط خانواده‌های زندانیها را نیز نداده‌اند و تنها بهانه و توجیه اعمال نفرت‌انگیزشان را نیز، کشف مقدار اندکی مواد مخدر از یکی از محکومان به قتل عنوان نموده‌اند!»

می‌گوید لباس گرم از خانواده‌ها نمی‌گیرند چون لای لباسهای یکی از زندانیان عادی مقداری مواد مخدر پیدا کردند...

سوز و درد شنیدن این جنس از توجیه و بهانه برای قبول نکردن لباس گرم در زندان کمتر از سردی و سرمای زمستان زندان نیست. ممکن است پاسدار مردانی و امیری که اصلی‌ترین عوامل انتقال مواد مخدر به داخل بندها هستند، به‌خاطر انتقال خودسرانه مواد مخدر _خارج از حیطه رئیس زندان _ آشفته باشند اما این چه ربطی به زندانیان سیاسی دارد؟ می‌توانستند به همان زندانی محکوم به قتل در بند زندانیان عادی مراجعه کنند و بگویند مگر نمی‌دانی مواد را خودمان تأمین و توزیع می‌کنیم و نیازی به مخفی کاری و پلیس بازی نیست!؟.

اصلا به‌خاطر این‌که یک نفر در لباسش مواد مخدر وارد زندان کرده رئیس زندان باید پاسخگو باشد نه زندانیان سیاسی و بیماران و زنان زندانی که هیچ ارتباطی به موضوع ندارند. وقتی این خبر و توجیه ابلهانه را کنار عدم راه‌اندازی سیستمها و وسایل گرمایشی، نداشتن پتو، سرما و قطع آب گرم می‌گذاریم همه چیز روشن می‌شود.

زندانی سابق زندان گوهردشت در ادامه گزارشش می‌نویسد:
«اما تنبیهات کلی که در این راستا در نظر گرفته‌اند، حتی شامل زندانیان سیاسی نظیر بهنام ابراهیم‌زاده و علی معزی و دهها تن از دوستان عزیزمان نیز گردیده است که در آن زندان مخوف، در حال تحمل احکام حبس ناعادلانه خود می‌باشند، و این رفتارها در حالی اتفاق می‌افتد که مسئولان فاسد زندان رجایی شهر، خود در واردات عمده مواد مخدر به داخل زندان دست دارند و اینجانب نیز در ایامی که در آن زندان در حال تحمل حبس خود بودم، بارها به‌صورت محسوس و نامحسوس شاهد فساد و رفتارهای خلاف‌کارانه مسئولان زندان اعم از واردات گوشیهای تلفن همراه و تحویل دادن مواد مخدر به زندانیان شرور و اخذ مبالغی هنگفت از آنان در قبال این اقلام، بوده‌ام... اینها همان افراد فاسدی هستند که در جایی خود، وارد کنندگان عمده و کیلویی مواد به داخل زندان و کاسبان درآمدهای نجومی آن هستند و در جای دیگر که می‌خواهند شوی تبلیغاتی به راه بیاندازند و... کشف یک گرم! مواد از یکی از زندانیان را در بوق و کرنا می‌کنند و از ممنوعیت ورود لباس گرم گرفته تا محرومیت از ملاقات با خانواده و دهها رفتار ناقض حقوق اولیه انسانی را آنهم در حق تمامی زندانیان مرتکب می‌شوند...»

این در حالی است که اغلب زندانیان سیاسی به علت انواع محدودیت و فشارهای دوران بازجویی مبتلا به انواع بیماری و مشکلات جسمی هستند و نیازمند رسیدگی و مراقبت روزانه تحت کنترل پزشک می‌باشند اما نه مکان و امکانی برای تهیه دارو وجود دارد و نه راهی برای مراجعه به پزشک.

در بند 350 اوین روزانه کمتر از 10نفر اجازه انتقال به بهداری دارند و بسیاری از بیماران اورژانس و کسانی که نیازمند معالجه سریع و داروهای ویژه هستند باید مدتها در انتظار و نوبت بمانند...

و این همه اعمال سختی و سرما و ستم در زندانها در حالی است که؛

بر اساس ماده 25 استانداردهای رفتار با زندانیان که در اولین کنگرۀ سازمان ملل‌متحد ناظر بر پیشگیری از جرم و رفتار با مجرمین در سال ١٩۵۵ در ژنو برگزار شد آمده است:
«پزشک زندان مسئول مراقبت از سلامتی جسمی و روحی زندانی است. او باید هر روز از بیماران و افرادی که از بیماری شکایت دارند و نیز افرادی که خود مشکوک به ابتلای آنها به بیماری است، عیادت کند.»

همچنین در بند دوم این ماده که 61سال قبل تنظیم شده است به صراحت آمده است:
«هرگاه پزشک تشخیص دهد که وضعیت سلامتی جسمی یا روحی یک زندانی به‌دلیل تداوم و یا شکل خاصی از حبس لطمه دیده است و یا لطمه خواهد دید، موظف است گزارشی تهیه و به مدیر زندان ارسال کند.»

اما در اوین و گوهردشت خبری از پزشک و دارو و نظامی برای کنترل و درمان نیست. اگر هم پزشکی _گاهی_ سرک می‌کشد باز هم فایده ندارد چون نتیجه گزارشش را مدیر زندان باید پیگیری کند و در این‌جا مدیر زندان هیچ مسئولیت و فراغتی جز آزار و اذیت و زجرکش کردن زندانی ندارد. با این حال ممکن است نظام آلوده قضایی در ضدیت با هر گونه استاندارد و قوانین جهانی بگویند ما قوانین خودمان را داریم و کاری با مصوبات کنگره سازمان ملل و قوانین استکباری غرب نداریم...

در این حالت هم رسیدگی به بیماران و چکاپ ماهانه زندانیان و به کارگیری کلیه اقدامات پیشگیری و درمان در شمار مسئولیتهای و وظایف زندانبان است چه رسد به تأمین پتو و حل مشکلات گرمایش.

طبق ماده 102 آیین‌نامه اجرایی سازمان زندانها و اقدامات تأمینی و تربیتی خود رژیم:
«بهداری زندان مکلف است حداقل ماهی یک بار نسبت به انجام تست پزشکی تمامی محکومان مبادرت کند»

طبق آخرین خبر از زندان گوهردشت ، هنگامی‌که زندانیان سیاسی سالن12 به زمهریر زندان و سرمای سلولها شکایت کردند، یکی از بازجویان زندان به نام شجاعی با خونسردی گفت مردانی رئیس زندان می‌گوید به سالن 12 بگو برای خودشان بخاری برقی بخرند. ده میلیون تومان بدهند و سالنشان را گرم کنند. زندان وسیله‌یی برای گرم کردن ندارد والا باید از سرما بمیرند.

البته تشدید فشار و حواله به مرگ در سرمای سلولها محدود به زندانهای گوهردشت و اوین نمی‌شود. در اغلب زندانهای کشور داستان ضعف و شقاوت زندانبان و مقاومت و پایداری زندانیان جریان دارد.

به گزارش یکی از زندانیان زندان زاهدان، مدتی است که پزشک بهداری زندان زاهدان نمی‌آید و در بهداری زندان هم دارویی وجود ندارد که به زندانیان بیمار داده شود. همچنین با شروع فصل سرما هنوز هیچ وسیله گرمایشی در زندان وجود ندارد که زندانیان بی‌دفاع بتوانند خود را گرم کنند. این مسأله زندانیان را در شرایط بسیار حادی قرار داده است.

همچنین بسیاری از زندانیان اهل تسنن در زندانهای مختلف کشور از کمبود پتو و لباس گرم و حداقل امکانات گرمایشی رنج می‌کشند.

مادر نازنین خسروانی، روزنامه‌نگار زندانی که بیش از 70روز است در سلولهای انفرادی بند 209 وزارت اطلاعات نگهداری می‌شود، در نامه‌یی خطاب به جعفری دولت‌آبادی _دادستان تهران_ می‌نویسد:
«نازنین خسروانی، فرزند اینجانب در هر دو ملاقاتی که تاکنون با وی داشته‌ایم اعلام کرده در سلولی به‌شدت سرد و نمور با پنجره‌ای شکسته، با پتو و لباس‌هایی شدیداً نامناسب روزهای یخبندان زمستان را سپری می‌کند و از سوز و سرمای غیرقابل تحمل سلول خود شکایت داشته است...» ایشان ضمن تأکید بر بی‌گناهی دخترش نوشته است: «عنقریب است که پیکر نحیف دخترمان با تشدید بیماریهای قبلی وی و بروز بیماریهای جدید ناشی از ضعف و برودت شدید هوای سلولش، دستخوش عوارضی شود که تحفه همکاری دستگاه اطلاعاتی و قضایی کشور برای تضییع حقوق زندانیان و تحدید روزنامه‌نگاران است. این محدودیتها بی‌شک بدون تردید از مصادیق عینی شکنجه جسمی محسوب می‌شود...»

آری! افزایش فشار و تشدید دردهای زندانیان و تزریق سرما در سلولهای سرد به‌منظور فرونشاندن حرارت و آتشی که در دل و جان زندانیان سیاسی وجود دارد، حربه‌یی‌ست به‌غایت بزدلانه، ابلهانه و سراپا ناشی از ضعف و استیصال نظام ولایت در برابر مشعلهای فروزان آزادی در زندان

بی‌شک این اقدامات و محدودیتها بر آتش خشم و شعله‌های فروزان مقاومت اضافه می‌کند.

گزیده ها

تازه‌ترین اخبار و مقالات