این روزها یکی از دغدغههای دائمی خامنهای جستجوی راههایی برای جلوگیری یا به عقب انداختن قیامی است که خودش خیلی خوب میداند که در تقدیر است. دانشگاه اصلیترین کانونی است که احتمال شروع قیام از آن جا میرود و خامنهای بهشدت از آن میترسد. چرا که در تاریخ معاصر ایران، دانشگاه همواره کانون آگاهی و خیزش بر ضددیکتاتورها بوده و آخوندها بهویژه در قیامهای سالهای 78و 88 نقش دانشگاه را به چشم دیدند. برای همین، خامنهای یکی از شیوههایی که برای مهار دانشگاه در پیش گرفت، ایجاد پدیدهیی بود به نام «کرسیهای آزاداندیشی!». خیال کرده بود که به این ترتیب میتواند، هم پز آزاداندیشی بدهد، هم افکار پوسیده آخوندی را توسط بسیج دانشجویی در این نمایشها به خورد دانشجویان بدهد و هم اینکه نهایتاً آن را با سرکوب قاطی کند و سرکوب را بهتر پیش ببرد. یک بار روز 13مهر90 به صحنه آمد و با پز دموکراتمآبانه گفت: «فکر کنید، بگویید، بنویسید، در مجامعِ خودتان منعکس کنید، آن کرسیهای آزاداندیشی را که من 100 بار تأکید کردهام راه بیندازید. وقتی یک فضای گفتمانی به وجود آمد، همه در آن فضا فکر میکنند، همه در آن فضا جهتگیری پیدا میکنند».
در عمل آنچه تحت عنوان کرسی آزاد اندیشی شکل گرفت، به محل تمسخر بسیجیها تبدیل شده و نتیجه عکس داد. در نتیجه در عمل تعطیل شد. حالا بعد از چند سال روز 27مهر امسال، آخوند مقدم، نمایندهٴ خامنهای در دانشگاههای کهکیلویه و بویراحمد به صحنه آمده و با آه و ناله اعتراف میکند و میگوید: «کرسیهای آزاداندیشی آنگونه که مد نظر خامنهای بوده برگزار نشده... متأسفانه برگزاری این کرسیها در چندسال اخیر بهشدت کاهش یافته است».
آری، به این میگویند نمودی از هزاران نمود بنبست. همان بنبستی که نمودهای آن را هر روز در امر سرکوب هم میبینیم. آخوند مقدم خودش این بنبست را بیشتر توضیح میدهد و اعتراف میکند که چطور همان نمایش مسخره تحت عنوان کرسی آزاد اندیشی هم برای آنها مایهٴ خطر شده است: «ترس مسئولان از هیجانی برگزار شدن این کرسیها و همچنین اینکه دانشجویان در این کرسیها هر سخن و سوالی را بدون در نظر گرفتن ملاحظات قانونی مطرح میکنند، باعث برگزاری کمرنگتر این کرسیهای گفتمانی شده است».
هیجان دانشجویان، یعنی همان خشم انفجاری آنها و ملاحظات قانونی هم یعنی ساختارشکنی! واقعیت این است که این وضعیت رژیمی است پا به گور که آنچنان از همه طرف در بنبست قرار دارد که خود ولیفقیهش هم، نمیتواند برای مانوری دجالگرانه، گام از گام بردارد. چرا که به اعتراف خود آنها، این مانور هم به سرعت تبدیل به «هیجانات ساختارشکنانه» توسط دانشجویان و جوانها میشود. چیزی که گوشهیی از آن را، در اعتراضات گسترده و سراسری دانشگاهها، در اولین روزهای سال تحصیلی جدید، شاهد بودیم.
در عمل آنچه تحت عنوان کرسی آزاد اندیشی شکل گرفت، به محل تمسخر بسیجیها تبدیل شده و نتیجه عکس داد. در نتیجه در عمل تعطیل شد. حالا بعد از چند سال روز 27مهر امسال، آخوند مقدم، نمایندهٴ خامنهای در دانشگاههای کهکیلویه و بویراحمد به صحنه آمده و با آه و ناله اعتراف میکند و میگوید: «کرسیهای آزاداندیشی آنگونه که مد نظر خامنهای بوده برگزار نشده... متأسفانه برگزاری این کرسیها در چندسال اخیر بهشدت کاهش یافته است».
آری، به این میگویند نمودی از هزاران نمود بنبست. همان بنبستی که نمودهای آن را هر روز در امر سرکوب هم میبینیم. آخوند مقدم خودش این بنبست را بیشتر توضیح میدهد و اعتراف میکند که چطور همان نمایش مسخره تحت عنوان کرسی آزاد اندیشی هم برای آنها مایهٴ خطر شده است: «ترس مسئولان از هیجانی برگزار شدن این کرسیها و همچنین اینکه دانشجویان در این کرسیها هر سخن و سوالی را بدون در نظر گرفتن ملاحظات قانونی مطرح میکنند، باعث برگزاری کمرنگتر این کرسیهای گفتمانی شده است».
هیجان دانشجویان، یعنی همان خشم انفجاری آنها و ملاحظات قانونی هم یعنی ساختارشکنی! واقعیت این است که این وضعیت رژیمی است پا به گور که آنچنان از همه طرف در بنبست قرار دارد که خود ولیفقیهش هم، نمیتواند برای مانوری دجالگرانه، گام از گام بردارد. چرا که به اعتراف خود آنها، این مانور هم به سرعت تبدیل به «هیجانات ساختارشکنانه» توسط دانشجویان و جوانها میشود. چیزی که گوشهیی از آن را، در اعتراضات گسترده و سراسری دانشگاهها، در اولین روزهای سال تحصیلی جدید، شاهد بودیم.