آن همه معنا کو؟
دور گشتند، دور...
و عادت کردیم:
خبر قتل قناریها را
و طنابها
بر گلوی گل سرخ...
دور گشتند، دور...
و عادت کردیم:
خبر قتل قناریها را
و طنابها
بر گلوی گل سرخ...
همهی معناها
ـ برکتِ نور و شعور ـ
دور گشتند، دور...
و چه عادت کردیم:
رفتن از زیر پل اعدامی
دیدن حجم سپاه ابلیس.
ـ برکتِ نور و شعور ـ
دور گشتند، دور...
و چه عادت کردیم:
رفتن از زیر پل اعدامی
دیدن حجم سپاه ابلیس.
آن همه معناها
ریختند از تن شرم
دور گشتند، دور...
و عادت کردیم:
خواندن حجم تجاوز روی تیتر و مشق روزنامهی عصر
دیدن شرم و غمِ پارهی سنگ
روی فوج سنگسار
ریختند از تن شرم
دور گشتند، دور...
و عادت کردیم:
خواندن حجم تجاوز روی تیتر و مشق روزنامهی عصر
دیدن شرم و غمِ پارهی سنگ
روی فوج سنگسار
کو؟ کو؟ معناها؟
همه غارت گشتند
دور گشتند، دور...
***
پشت شبهای چنین خاطرهیی
قصهی ما فصل خاموشی نداشت
ما نکردیم به عادت، عادت
تا بفهمیم:
صبح یعنی: سحرِ تیرباران
سایه یعنی: سقف دشنه
سقف یعنی: چکچک لحظهی مرگ.
خو نکردیم به مردابِ خمود
سر نبردیم به تسلیم، فرود
طول راهیم پیِ آزادی
قصههاییم هزار و یک شب
حجم شعریم برای ایران
نبض بیدار همه معناها...
همه غارت گشتند
دور گشتند، دور...
***
پشت شبهای چنین خاطرهیی
قصهی ما فصل خاموشی نداشت
ما نکردیم به عادت، عادت
تا بفهمیم:
صبح یعنی: سحرِ تیرباران
سایه یعنی: سقف دشنه
سقف یعنی: چکچک لحظهی مرگ.
خو نکردیم به مردابِ خمود
سر نبردیم به تسلیم، فرود
طول راهیم پیِ آزادی
قصههاییم هزار و یک شب
حجم شعریم برای ایران
نبض بیدار همه معناها...
کهکشان گل سرخی که فدا گشت و هنوز
کاروانیست که تا چلّهی صبح جاری هست...
اشکِ دریا شده از هجرت خورشید وطن
شوقِ افشان شده بر چهرهی مام ایران...
کاروانیست که تا چلّهی صبح جاری هست...
اشکِ دریا شده از هجرت خورشید وطن
شوقِ افشان شده بر چهرهی مام ایران...
آن همه معناها
ـ دور و نزدیک
کشته و ریخته و گمگشته ـ
میروند، میآیند
پچپچ و نجوایند
بیخ گوشم همه جا
همهی معناها... !
س.ع.نسیم.
ـ دور و نزدیک
کشته و ریخته و گمگشته ـ
میروند، میآیند
پچپچ و نجوایند
بیخ گوشم همه جا
همهی معناها... !
س.ع.نسیم.