در مهمترین عنوانهای روزنامههای حکومتی ضمن تک و پاتک حول برجام، بالا گرفتن جنگ درون نظام حول زهر خوران در باتلاق برجام بارز شده است.
آرمان: اتمامحجت وزیر دفاع با مخالفان برجام هرچه پذیرفته شده با نظر نظام بوده است؛
ابرار: خرازی: نباید از ابتدا درباره برجام خوشبینی زایدالوصف به وجود میآمد
آفتاب یزد: توئیت پرغلط رئیس سابق تیم مذاکرهکننده هستهیی که به زبان انگلیسی منتشر شده است، حاشیه ساز شد- MPT سعید جلیلی!
آفتاب یزد: بانکهای اروپایی برای همکاری از آمریکا تضمین کتبی میخواهند
ایران: دهقان وزیر دفاع: مشکل جابهجایی پول ربطی به توافق هستهیی ندارد
رسالت: کمال خرازی: برجام با بدعهدی آمریکا اجرا نشده است
مطالب صفحات داخلی روزنامههای باند هاشمی رفسنجانی و حسن روحانی گوشهٴ دیگری از بنبست نظام در باتلاق برجام را بارز کردهاند:
آرمان: کمال خرازی: آنها (آمریکاییها) ابزارهایی در اختیار دارند که نانوشته است و لی بر عملکرد برجام تاثیر میگذارد.
جمهوری اسلامی: وزیر دفاع تصریح کرد: اگر برجام نبود هر 6ماه یکبار از فروش 20درصد از نفت جلوگیری میشد... در برجام هر چه پذیرفته شده با نظر نظام بوده و کسی جرأت اینکه کار مخفیانه و پنهانی بکند را ندارد و این اتفاق هم رخ نداده است. ما در هیچ شرایطی نقض برجام نخواهیم کرد و این اعلام رسمی رهبری معظم انقلاب نیز بوده است... ما بر برجام پایبند هستیم و آن را اجرا میکنیم، اما اجازه نمیدهیم بدخواهان این مردم در موضع طرفداری مسائلی را مطرح کنند که اصل موضوع زیر سؤال برود.
در روزنامههای باند علی خامنهای سوز و گداز از وضعیت موجود برجام آن را به حیطه جنگ قدرت در نمایش انتخاباتی آتی کشاندهاند و تصویر روشنتری از تبعات گیرکردن نظام در باتلاق برجام را نمایان ساختهاند:
جوان: اردوگاه اصلاحات با خیالبافیها و تحلیلهای آرژانتینی (که هم اینک نیز با شدت تمام ادامه دارد) از انتخابات ریاستجمهوری ۹۲، با برجامیزه کردن فضای جامعه، خود را آماده ورود به عرصه انتخابات مجلس دهم و تشکیل مجلسی همچون مجلس ششم و پیگیری برنامههای بر زمین مانده از سال ۸۴ میکردند که به ناگاه، دچار شوک غیرقابل باور شده و مجدداً تشتت و اختلافات در این اردوگاه گسترش پیدا کرده است.
رسالت: عضو کمیسیون اصل 90 مجلس گفت: به نظر میرسد بخش عمدهای از دولت عزمش را جزم کرده تا دنبال مسائل انتخاباتی و سیاسی برود و این برای اشتغال و اقتصاد مقاومتی ایران خطرناک است. وضعیت برجام از همان ابتدا مشخص بود
در نهایت میبینیم فرجام برجام این شد که بدعهدی طرف مقابل به جایی رسیده که اظهر من الشمس است...
روزنامههای باند رفسنجانی-روحانی ضمن تلاش برای کوچکنمایی و بیاهمیت جلوه دادن اجلاس سران اتحادیه عرب در نواکشوت، نتوانستهاند پیامدهای آن را کتمان کرده و ابراز وحشت نکنند:
ابتکار: عادل جبیر وزیر امور خارجه عربستان سعودی یک بار دیگر بساط معرکه ایرانهراسی خود را برای رسانههای غربی پهن کرد و در ادعایی تکراری... مدعی 35سال فعالیت خصمانه و تجاوز ایران به عربستان، دخالت در امور این کشورها و حمایت از تروریسم شد.
پیش از این هم پدرمعنوی آقای وزیر، یعنی ترکی فیصل که زمانی رئیس او در سفارت عربستان در آمریکا بود هم با حضور در نشست مجاهدین در فرانسه چنین ادعاهایی را مطرح کرد و گفت که او و آل سعود مثل مجاهدین خواستار اسقاط نظام در ایران هستند.
جمهوری اسلامی: اجلاس سران اتحادیه عرب در نواکشوت محل ضدیت جاهلانه با جمهوری اسلامی ایران بود. وزیر خارجه عربستان در این اجلاس گفت: تلاش ایران برای صدور انقلاب با قوانین بینالملل تناقض دارد و سبب ناآرامی در منطقه شده است. پادشاه بحرین، که او هم مثل شاه سعودی در این اجلاس حضور نداشت، در پیامی نوشت: «مبارزه با تروریسم محقق نمیشود مگر از طریق مقابله با اقدامات مداخلهجویانه ایران در امور داخلی کشورهای عربی.
روزنامههای باند ولیفقیه ارتجاع موضعگیریها علیه رژیم در اجلاس اتحادیه عرب را بهانهٴ جنگ باندی کردهاند، و ناخواسته به انزوای منطقهیی رژیم اذعان کردهاند:
کیهان: دیپلوماسی انفعال نه تنها از عناد دشمنان ایران نکاسته است بلکه کار را به آنجا رسانده که برخی دولتهای میکروسکپی نیز گاه با قطع رابطه و گاهی با مشارکت در صدور بیانیه به جمع معرکهگیران علیه جمهوری اسلامی ایران پیوستهاند... انفعال از تبعات خوشبینی است. اینکه فکر کنیم با چند بار نشست و برخاست و لبخند، دیگران تغییر رویه خواهند داد نهایت سهلانگاری است. اینکه فکر کنیم اگر در مقابل زیادهخواهی و لاطائلات دم فرو بندیم و حرف دوستی بزنیم چیزی تغییر خواهد کرد تصوری باطل است.
بیانیه پایانی اتحادیه عرب و ادعاها و یاوه سراییهای دیگر بار رژیم عربستان پایان این ماجرا نیست و هر چه بیشتر به این رژیم ضدانسانی و حامیان آن لبخند بزنیم آنها را در اعمالی از این دست جریتر کردهایم.
روزنامههای باند خامنهای ضمن رو کردن موارد جدیدی از فساد مالی در باند رفسنجانی روحانی ادعای مبارزه با فیشهای نجومی در دولت حسن روحانی را نیز به سخره گرفتهاند:
کیهان: برخورد با نجومیها پیشکش! دولت هنوز آمار آنها را هم ندارد؟ !
سخنگوی دولت دیروز در نشست هفتگی با خبرنگاران گفت: حدود 40نفر که 3 درصد مدیران هستند حقوق غیرمتعارف داشتند.
وی قبلاً رقم 12-13نفر را برای دریافتکنندگان حقوقهای نامتعارف عنوان کرده بود.
تا کنون زیر 10نفر به روش اعلام استعفا برکنار شدهاند. اما برخلاف رقم 40نفری آقای نوبخت، رئیس جمهور تعداد این متخلفان را که باعث لطمه به اعتبار اکثریت مدیران شدهاند، «چند صد نفر» و «100 تا 300نفر» عنوان کرد
دقیقاً بهدلیل همین تناقضگوییها و همچنین اذعان به اینکه دولت از حداقل 9ماه پیش از پرداختهای نجومی آگاه بود اما کاری نکرد تا رسانهها افشاگری کردند، موجب ایجاد این سؤال شده که آیا دولت ورای تبلیغات، قصد و انگیزه جدی برای معرفی و مجازات آن دستکم 100 تا 300 مدیر متخلف را دارد.
کیهان: گزارش کمیسیون اصل 90 /950 مدیر دولتی حقوق نامتعارف گرفتهاند.
جوان: کیهان: گزارش کمیسیون اصل 90 /950 مدیر دولتی حقوق نامتعارف گرفتهاند
انتقادات به دولت در ماجرای حقوقهای نجومی به جای خود باقی است. دولتی که با سر و صدای زیاد و راست و دروغ در مورد فسادهای مالی گذشته سرکار آمد، حال خود درگیر فسادی رسمی و حتی قانونی! در زیرمجموعههای خود است. با این همه، از یک جایی به بعد (و حتی در یک جایی از قبل) در کنار دولت، عملکرد دستگاه قضایی و زیرمجموعههای آن نیز در ماجرای نظارت قبلی و مجازات بعدی این تخلفات زیر سؤال است. اهرم نظارتی دستگاه قضایی در این ماجرا یا دچار غفلت بوده یا تغافل، صدها میلیون پول بیتالمال به شکل نامشروع جابهجا و به حسابهای شخصی در قالب فیشهای حقوقی و با ظاهری کم و بیش قانونی واریز شده و سازمانهای نظارتی حتی یک گزارش علنی (حتی در حد علنی شدن صرفاً تیتر و موضوع گزارش ارائه شده به نهادهای ذیربط) به افکار عمومی ندادهاند و بدترش اینکه هنوز یک مدیر به دادگاه نرفته است!
روزنامههای باند رفسنجانی اذعان کردهاند پشت دعوای فیشهای نجومی جنگ قدرت در انتخابات آتی است، و به باند رقیب نسبت به پیامدهای اجتماعی رو شدن دزدیها بهصورت سربسته هشدار دادهاند:
شرق: باز هم سرنا را از سر گشادش مینوازیم و انتظار داریم مردم برایمان دست بزنند و هورا بکشند. سالهای سال است شیوه مبارزه با فساد در کشور به همان شکلی است که این روزها در جریان ماجرای فیشهای حقوقی نامتعارف شاهد هستیم. یکباره در جریان یک تسویهحساب سیاسی یا برخی اختلافات پردهنشینان صاحب قدرت و مکنت، موجی بلند میشود، چندنفری را که جلوی چشماند، قربانی میکند و دوباره، نقطه سر خط! این بار ظاهراً هدف کمی بزرگتر است؛ زمینگیر کردن دولت و شکستدادن روحانی در انتخابات آینده ریاستجمهوری... خودمان را به بیخبری نزنیم. واقعیت این است که فساد بهطور گسترده در پیکره سنگین سیستم بوروکراتیک کشور رسوخ کرده است. به یک قوه و یک دستگاه هم خلاصه نمیشود. مسألهای فراگیر و خطرناک است.
آرمان: در ایران بهدلیل سابقه تاریخی و اینکه مردم اغلب به مدیران اعتماد لازم را نداشتهاند، اعتمادسازی دشوار است. بهعنوان مثال آیا مردم به مجازات آمران اختلاس اعتماد دارند؟ اعتمادسازی نیازمند سالها تلاش و راستگویی با مردم است. اگر بتوانیم راستگویی به ملت را ظرف دو دهه تضمین کنیم، به دستاورد بزرگی رسیدهایم. دشواری اعتمادسازی در شرایط فعلی و یکیشدن خواست مسئولان و مردم، از جمله سختترین اقدامات است که به وجود آمدن آن بهراحتی میسر نیست.
روزنامههای باند رفسنجانی به باند خامنهای هشدار دادهاند که اقداماتشان برای جنگ قدرت در نمایش انتخابات آتی، اسباب بارز شدن انزوای اجتماعی رژیم میشود:
شرق: شکست روحانی پیروزی اصولگرایان نیست... هنوز مرکب امضای توافق هستهیی در تیرماه سال گذشته خشک نشده بود که در حین انجام یک مأموریت که اهمیت آن برای همه ایرانیان واضح است، نوعی موقعیت ناشناسی صورت گرفت و از واژگانی استفاده شد که نوعی تناقض میان عمل روحانی و ظریف با دیگر دستگاهها را تداعی میکرد. حال سؤال این است؛ چرا اینهمه هجمه سنگین علیه دولت به راه افتاده است؟ این حملات بعد از انتخابات مجلس دهم، ابعاد تازهیی به خود گرفته است.
قدر مسلم آن است آن ١٩ میلیون که به روحانی رأی دادند، به طیف او هم رأی نخواهند داد. واقعیت آن است که بسیاری از آنها با تردید در انتخابات سال ٩٢ شرکت کردند و حاضر شدند به روحانی برای تغییر آن وضع رأی دهند. به بیان سادهتر آنها ناامید بودند و تردید داشتند آیا رفتن به پای صندوقهای رأی واقعاً میتواند منجر به تحولی در کشور شود؟ شکست روحانی باعث نخواهد شد آنها رأیشان را در سبد اصولگرایان بریزند. احتمال بیشتر آن است که بسیاری از آنها بهویژه دهه شصتیها و هفتادیها اعتقاد و امید به تغییر از طریق صندوقهای رأی را از دست بدهند. آن ١٩ میلیون بعد از روحانی، لزوما به اصولگرایان رأی نخواهند داد بلکه مجدداً دستبهگریبان همان پرسش اواخر دوران اصلاحات به بعد خواهند شد که آیا واقعاً میتوان از طریق شرکت در انتخابات امید به تحول داشت؟
حمله به رفسنجانی به بهانه اظهارات دخترش موضوع مقالات مختلف روزنامههای باند خامنهای است:
رسالت: رئیس کمیسیون فرهنگی مجلس تأکید کرد که جنجالسازی اخیر فائزه هاشمی برای تحت الشعاع قرار دادن رسوایی فیشهای حقوقی است.
رسالت: اظهارات فائزه هاشمی در یک محفل اپوزیسیون نظام مبنی بر «نفی حکومت دینی» که با کف و سوت همراه بود، تعجب زیادی را برنینگیخت... پدرش صاحب تفسیر قرآن است که بارها در آن در باب ضرورت حکومت دینی و اعتقاد به حکومت دینی احتجاج شده است. چطور فائزه هاشمی یک بار به پدرش نگفته است که من با حکومت دینی مخالفم...
فائزه هاشمی به گواهی فیلمهایی که از فتنه 88 موجود است، بارها در شورش های خیابانی ظاهر شده است. چرا او به پدرش نگفت که من بهدلیل مخالفت با حکومت دینی و همراهی با شعار «انتخابات بهانه است، اصل نظام نشانه است» با فتنه همراهی کردم، تا پدرش تکلیف خود را با او یکسره کند و بین او و حکومت دینی، یکی را انتخاب کند؟
فائزه هاشمی اکنون عضو مرکزیت حزب کارگزاران است. این حزب باید تکلیف خود را با کسی که با «حکومت دینی» مخالف است مشخص کند. چون قرار است این حزب در صورت پیروزی در انتخابات، کارگزار «حکومت دینی» باشد نه حکومت بیدینی!
آرمان: اتمامحجت وزیر دفاع با مخالفان برجام هرچه پذیرفته شده با نظر نظام بوده است؛
ابرار: خرازی: نباید از ابتدا درباره برجام خوشبینی زایدالوصف به وجود میآمد
آفتاب یزد: توئیت پرغلط رئیس سابق تیم مذاکرهکننده هستهیی که به زبان انگلیسی منتشر شده است، حاشیه ساز شد- MPT سعید جلیلی!
آفتاب یزد: بانکهای اروپایی برای همکاری از آمریکا تضمین کتبی میخواهند
ایران: دهقان وزیر دفاع: مشکل جابهجایی پول ربطی به توافق هستهیی ندارد
رسالت: کمال خرازی: برجام با بدعهدی آمریکا اجرا نشده است
مطالب صفحات داخلی روزنامههای باند هاشمی رفسنجانی و حسن روحانی گوشهٴ دیگری از بنبست نظام در باتلاق برجام را بارز کردهاند:
آرمان: کمال خرازی: آنها (آمریکاییها) ابزارهایی در اختیار دارند که نانوشته است و لی بر عملکرد برجام تاثیر میگذارد.
جمهوری اسلامی: وزیر دفاع تصریح کرد: اگر برجام نبود هر 6ماه یکبار از فروش 20درصد از نفت جلوگیری میشد... در برجام هر چه پذیرفته شده با نظر نظام بوده و کسی جرأت اینکه کار مخفیانه و پنهانی بکند را ندارد و این اتفاق هم رخ نداده است. ما در هیچ شرایطی نقض برجام نخواهیم کرد و این اعلام رسمی رهبری معظم انقلاب نیز بوده است... ما بر برجام پایبند هستیم و آن را اجرا میکنیم، اما اجازه نمیدهیم بدخواهان این مردم در موضع طرفداری مسائلی را مطرح کنند که اصل موضوع زیر سؤال برود.
در روزنامههای باند علی خامنهای سوز و گداز از وضعیت موجود برجام آن را به حیطه جنگ قدرت در نمایش انتخاباتی آتی کشاندهاند و تصویر روشنتری از تبعات گیرکردن نظام در باتلاق برجام را نمایان ساختهاند:
جوان: اردوگاه اصلاحات با خیالبافیها و تحلیلهای آرژانتینی (که هم اینک نیز با شدت تمام ادامه دارد) از انتخابات ریاستجمهوری ۹۲، با برجامیزه کردن فضای جامعه، خود را آماده ورود به عرصه انتخابات مجلس دهم و تشکیل مجلسی همچون مجلس ششم و پیگیری برنامههای بر زمین مانده از سال ۸۴ میکردند که به ناگاه، دچار شوک غیرقابل باور شده و مجدداً تشتت و اختلافات در این اردوگاه گسترش پیدا کرده است.
رسالت: عضو کمیسیون اصل 90 مجلس گفت: به نظر میرسد بخش عمدهای از دولت عزمش را جزم کرده تا دنبال مسائل انتخاباتی و سیاسی برود و این برای اشتغال و اقتصاد مقاومتی ایران خطرناک است. وضعیت برجام از همان ابتدا مشخص بود
در نهایت میبینیم فرجام برجام این شد که بدعهدی طرف مقابل به جایی رسیده که اظهر من الشمس است...
روزنامههای باند رفسنجانی-روحانی ضمن تلاش برای کوچکنمایی و بیاهمیت جلوه دادن اجلاس سران اتحادیه عرب در نواکشوت، نتوانستهاند پیامدهای آن را کتمان کرده و ابراز وحشت نکنند:
ابتکار: عادل جبیر وزیر امور خارجه عربستان سعودی یک بار دیگر بساط معرکه ایرانهراسی خود را برای رسانههای غربی پهن کرد و در ادعایی تکراری... مدعی 35سال فعالیت خصمانه و تجاوز ایران به عربستان، دخالت در امور این کشورها و حمایت از تروریسم شد.
پیش از این هم پدرمعنوی آقای وزیر، یعنی ترکی فیصل که زمانی رئیس او در سفارت عربستان در آمریکا بود هم با حضور در نشست مجاهدین در فرانسه چنین ادعاهایی را مطرح کرد و گفت که او و آل سعود مثل مجاهدین خواستار اسقاط نظام در ایران هستند.
جمهوری اسلامی: اجلاس سران اتحادیه عرب در نواکشوت محل ضدیت جاهلانه با جمهوری اسلامی ایران بود. وزیر خارجه عربستان در این اجلاس گفت: تلاش ایران برای صدور انقلاب با قوانین بینالملل تناقض دارد و سبب ناآرامی در منطقه شده است. پادشاه بحرین، که او هم مثل شاه سعودی در این اجلاس حضور نداشت، در پیامی نوشت: «مبارزه با تروریسم محقق نمیشود مگر از طریق مقابله با اقدامات مداخلهجویانه ایران در امور داخلی کشورهای عربی.
روزنامههای باند ولیفقیه ارتجاع موضعگیریها علیه رژیم در اجلاس اتحادیه عرب را بهانهٴ جنگ باندی کردهاند، و ناخواسته به انزوای منطقهیی رژیم اذعان کردهاند:
کیهان: دیپلوماسی انفعال نه تنها از عناد دشمنان ایران نکاسته است بلکه کار را به آنجا رسانده که برخی دولتهای میکروسکپی نیز گاه با قطع رابطه و گاهی با مشارکت در صدور بیانیه به جمع معرکهگیران علیه جمهوری اسلامی ایران پیوستهاند... انفعال از تبعات خوشبینی است. اینکه فکر کنیم با چند بار نشست و برخاست و لبخند، دیگران تغییر رویه خواهند داد نهایت سهلانگاری است. اینکه فکر کنیم اگر در مقابل زیادهخواهی و لاطائلات دم فرو بندیم و حرف دوستی بزنیم چیزی تغییر خواهد کرد تصوری باطل است.
بیانیه پایانی اتحادیه عرب و ادعاها و یاوه سراییهای دیگر بار رژیم عربستان پایان این ماجرا نیست و هر چه بیشتر به این رژیم ضدانسانی و حامیان آن لبخند بزنیم آنها را در اعمالی از این دست جریتر کردهایم.
روزنامههای باند خامنهای ضمن رو کردن موارد جدیدی از فساد مالی در باند رفسنجانی روحانی ادعای مبارزه با فیشهای نجومی در دولت حسن روحانی را نیز به سخره گرفتهاند:
کیهان: برخورد با نجومیها پیشکش! دولت هنوز آمار آنها را هم ندارد؟ !
سخنگوی دولت دیروز در نشست هفتگی با خبرنگاران گفت: حدود 40نفر که 3 درصد مدیران هستند حقوق غیرمتعارف داشتند.
وی قبلاً رقم 12-13نفر را برای دریافتکنندگان حقوقهای نامتعارف عنوان کرده بود.
تا کنون زیر 10نفر به روش اعلام استعفا برکنار شدهاند. اما برخلاف رقم 40نفری آقای نوبخت، رئیس جمهور تعداد این متخلفان را که باعث لطمه به اعتبار اکثریت مدیران شدهاند، «چند صد نفر» و «100 تا 300نفر» عنوان کرد
دقیقاً بهدلیل همین تناقضگوییها و همچنین اذعان به اینکه دولت از حداقل 9ماه پیش از پرداختهای نجومی آگاه بود اما کاری نکرد تا رسانهها افشاگری کردند، موجب ایجاد این سؤال شده که آیا دولت ورای تبلیغات، قصد و انگیزه جدی برای معرفی و مجازات آن دستکم 100 تا 300 مدیر متخلف را دارد.
کیهان: گزارش کمیسیون اصل 90 /950 مدیر دولتی حقوق نامتعارف گرفتهاند.
جوان: کیهان: گزارش کمیسیون اصل 90 /950 مدیر دولتی حقوق نامتعارف گرفتهاند
انتقادات به دولت در ماجرای حقوقهای نجومی به جای خود باقی است. دولتی که با سر و صدای زیاد و راست و دروغ در مورد فسادهای مالی گذشته سرکار آمد، حال خود درگیر فسادی رسمی و حتی قانونی! در زیرمجموعههای خود است. با این همه، از یک جایی به بعد (و حتی در یک جایی از قبل) در کنار دولت، عملکرد دستگاه قضایی و زیرمجموعههای آن نیز در ماجرای نظارت قبلی و مجازات بعدی این تخلفات زیر سؤال است. اهرم نظارتی دستگاه قضایی در این ماجرا یا دچار غفلت بوده یا تغافل، صدها میلیون پول بیتالمال به شکل نامشروع جابهجا و به حسابهای شخصی در قالب فیشهای حقوقی و با ظاهری کم و بیش قانونی واریز شده و سازمانهای نظارتی حتی یک گزارش علنی (حتی در حد علنی شدن صرفاً تیتر و موضوع گزارش ارائه شده به نهادهای ذیربط) به افکار عمومی ندادهاند و بدترش اینکه هنوز یک مدیر به دادگاه نرفته است!
روزنامههای باند رفسنجانی اذعان کردهاند پشت دعوای فیشهای نجومی جنگ قدرت در انتخابات آتی است، و به باند رقیب نسبت به پیامدهای اجتماعی رو شدن دزدیها بهصورت سربسته هشدار دادهاند:
شرق: باز هم سرنا را از سر گشادش مینوازیم و انتظار داریم مردم برایمان دست بزنند و هورا بکشند. سالهای سال است شیوه مبارزه با فساد در کشور به همان شکلی است که این روزها در جریان ماجرای فیشهای حقوقی نامتعارف شاهد هستیم. یکباره در جریان یک تسویهحساب سیاسی یا برخی اختلافات پردهنشینان صاحب قدرت و مکنت، موجی بلند میشود، چندنفری را که جلوی چشماند، قربانی میکند و دوباره، نقطه سر خط! این بار ظاهراً هدف کمی بزرگتر است؛ زمینگیر کردن دولت و شکستدادن روحانی در انتخابات آینده ریاستجمهوری... خودمان را به بیخبری نزنیم. واقعیت این است که فساد بهطور گسترده در پیکره سنگین سیستم بوروکراتیک کشور رسوخ کرده است. به یک قوه و یک دستگاه هم خلاصه نمیشود. مسألهای فراگیر و خطرناک است.
آرمان: در ایران بهدلیل سابقه تاریخی و اینکه مردم اغلب به مدیران اعتماد لازم را نداشتهاند، اعتمادسازی دشوار است. بهعنوان مثال آیا مردم به مجازات آمران اختلاس اعتماد دارند؟ اعتمادسازی نیازمند سالها تلاش و راستگویی با مردم است. اگر بتوانیم راستگویی به ملت را ظرف دو دهه تضمین کنیم، به دستاورد بزرگی رسیدهایم. دشواری اعتمادسازی در شرایط فعلی و یکیشدن خواست مسئولان و مردم، از جمله سختترین اقدامات است که به وجود آمدن آن بهراحتی میسر نیست.
روزنامههای باند رفسنجانی به باند خامنهای هشدار دادهاند که اقداماتشان برای جنگ قدرت در نمایش انتخابات آتی، اسباب بارز شدن انزوای اجتماعی رژیم میشود:
شرق: شکست روحانی پیروزی اصولگرایان نیست... هنوز مرکب امضای توافق هستهیی در تیرماه سال گذشته خشک نشده بود که در حین انجام یک مأموریت که اهمیت آن برای همه ایرانیان واضح است، نوعی موقعیت ناشناسی صورت گرفت و از واژگانی استفاده شد که نوعی تناقض میان عمل روحانی و ظریف با دیگر دستگاهها را تداعی میکرد. حال سؤال این است؛ چرا اینهمه هجمه سنگین علیه دولت به راه افتاده است؟ این حملات بعد از انتخابات مجلس دهم، ابعاد تازهیی به خود گرفته است.
قدر مسلم آن است آن ١٩ میلیون که به روحانی رأی دادند، به طیف او هم رأی نخواهند داد. واقعیت آن است که بسیاری از آنها با تردید در انتخابات سال ٩٢ شرکت کردند و حاضر شدند به روحانی برای تغییر آن وضع رأی دهند. به بیان سادهتر آنها ناامید بودند و تردید داشتند آیا رفتن به پای صندوقهای رأی واقعاً میتواند منجر به تحولی در کشور شود؟ شکست روحانی باعث نخواهد شد آنها رأیشان را در سبد اصولگرایان بریزند. احتمال بیشتر آن است که بسیاری از آنها بهویژه دهه شصتیها و هفتادیها اعتقاد و امید به تغییر از طریق صندوقهای رأی را از دست بدهند. آن ١٩ میلیون بعد از روحانی، لزوما به اصولگرایان رأی نخواهند داد بلکه مجدداً دستبهگریبان همان پرسش اواخر دوران اصلاحات به بعد خواهند شد که آیا واقعاً میتوان از طریق شرکت در انتخابات امید به تحول داشت؟
حمله به رفسنجانی به بهانه اظهارات دخترش موضوع مقالات مختلف روزنامههای باند خامنهای است:
رسالت: رئیس کمیسیون فرهنگی مجلس تأکید کرد که جنجالسازی اخیر فائزه هاشمی برای تحت الشعاع قرار دادن رسوایی فیشهای حقوقی است.
رسالت: اظهارات فائزه هاشمی در یک محفل اپوزیسیون نظام مبنی بر «نفی حکومت دینی» که با کف و سوت همراه بود، تعجب زیادی را برنینگیخت... پدرش صاحب تفسیر قرآن است که بارها در آن در باب ضرورت حکومت دینی و اعتقاد به حکومت دینی احتجاج شده است. چطور فائزه هاشمی یک بار به پدرش نگفته است که من با حکومت دینی مخالفم...
فائزه هاشمی به گواهی فیلمهایی که از فتنه 88 موجود است، بارها در شورش های خیابانی ظاهر شده است. چرا او به پدرش نگفت که من بهدلیل مخالفت با حکومت دینی و همراهی با شعار «انتخابات بهانه است، اصل نظام نشانه است» با فتنه همراهی کردم، تا پدرش تکلیف خود را با او یکسره کند و بین او و حکومت دینی، یکی را انتخاب کند؟
فائزه هاشمی اکنون عضو مرکزیت حزب کارگزاران است. این حزب باید تکلیف خود را با کسی که با «حکومت دینی» مخالف است مشخص کند. چون قرار است این حزب در صورت پیروزی در انتخابات، کارگزار «حکومت دینی» باشد نه حکومت بیدینی!