لرزش ناگهانی پوستههای جامد زمین، زلزله یا زمینلرزه نامیده میشود. دلیل اصلی وقوع زلزله را میتوان افزایش فشار بیش از حد داخل سنگها و طبقات درونی زمین دانست. این فشار به حدی است که در سنگ گسستگی بهوجود میآید و دو قطعه سنگ در امتداد سطح شکستگی نسبت به یکدیگر حرکت میکنند. به سطح شکستگی که توأم با جابهجایی است، گسل گفته میشود. وقتی که سنگ شکسته میشود، مقدار انرژی که در زمان طولانی در برابر شکستگی حالتهای مختلفی را برای آزادسازی انرژی نهفته شده بهوجود میآورد. (ژئوتکنیک - انتشارات دانشگاه تهران)
شاید هیچکس به اندازه خامنه ای؛ ولیفقیه ارتجاع، از گسلهایی که در عرصه اقتصادی - سیاسی- اجتماعی و فرهنگی در جامعه ایران بهوجود آورده است باخبر نباشد و همین وقوف به حاصل کارش در زمین ایران، او را به موجودی وحشتزده و ناتوان تبدیل کرده است که بهر خار و خاشاکی میآویزد تا بلکه از وقوع زلزله سیاسی- اجتماعی جلوگیری کند. خودش در جمع اعضای مجلس ارتجاع چنین اعتراف میکند: ”یک نکتهیی که [باید] خیلی به آن دوستان توجّه بکنند: ”ببینید ما در داخل کشور یک گُسلهایی داریم، گُسلهای قومی داریم، گُسلهای عقیدتی داریم، سنّی و شیعه داریم مثلاً فرض بفرمایید، گُسلهای جناحی داریم، این گُسلها تا مادامی که فعّال نشده، زلزله به وجود نمیآید؛ اگر چنانچه این گُسلها فعّال شد، آنوقت زلزله به وجود میآید؛ سعی دشمن در فعال کردن این گُسلها است؛ حواستان باشد. مرتّباً دارند بر آتش اختلافات میدمند برای اینکه آن را برافروختهتر و مشتعلتر بکنند؛ سعی کنید این اتّفاق نیفتد!... همة جنگها غالباً از زبان شروع میشود. مراقب باشید دشمن این گُسلها را فعّال نکند. یکی از نقاط مهم این است. ... شما در مجلس [کار] را به دعوا نکشانید، به اختلاف نکشانید، عین همین قضیّه را من بین دولت و غیردولت قائلم؛ از جمله دولت و مجلس، دولت و مردم. ... اگر در مجلس تشنّج به وجود بیاید، این تشنّج سرریز میشود روی ملّت، در داخل مردم تشنّج ایجاد میکند؛ ولو از لحاظ روانی“. (سایت خامنهای 16خرداد 95)
در حالیکه جامعه ایران بهدلیل انواع کژیها، نابسامانیها، بیعدالتیها، حق کشیها، بحرانها، سرکوبها و قتلعام ها، در آستانه یک انفجار توفانی قرار دارد، خامنهای به پیروی از خمینی دجال، به عوامل و کارگزارانش هشدار میدهد که مبادا گسلهای قومی و عقیدتی و سیاسی و... را به جوشش و فعالیت درآورید! چرا؟ و این سوالی است که پاسخش هر دیکتاتور خونریز و بدون حامی داخلی و خارجی را به وحشت میاندازد: ”اگر تشنّج به وجود بیاید، این تشنّج سرریز میشود روی ملّت، در داخل مردم تشنّج ایجاد میکند! “
آری، وحشت دیکتاتور کاملاً درست و طبیعی است، برای نمونه، حاصل چپاول و غارت بیت خامنهای و پاسداران و باندها و جناح هایی که هر کدام به نوبت اموال و ثروت مردم ایران را به یغما بردهاند، فقر و گرسنگی و بیخانمانی و بیکاری و صدها معضل اجتماعی و بدهی هاو نقدینگیها و رکودی است که میلیون ها جوان تحصیل کرده بیکار را آماده قیام و خیزش بسوی واژگونی نظام جور آخوندی نموده است.
دیکتاتور چنین میگوید: ”در مسألة اقتصاد؛ واقعاً مسألة اقتصاد یک مسألهی اصلی در کشور ما است؛ نه [فقط] امروز، که خب بنده پنج شش سال است که مرتّباً روی مسألة اقتصاد تکیه میکنم. من پنج شش سال قبل از این، در صحبت اوّل سال گفتم ما داریم تهدید میشویم از دو ناحیه و یکی -که شاید هم مهمتر بود- از ناحیهی اقتصاد است. واقعیتش هم همین است؛ آنوقت هنوز تحریمها نبود و اِعمال نشده بود... علیایّحال، مسألة اقتصاد مسألهی بسیار مهمّی است؛ باید ما مسألهی اقتصاد کشور را حل کنیم. ... تکیة مهم باید روی مسألهی رکود باشد، [روی] مسألة تولید داخلی باشد؛ تولید داخلی خیلی مهم است. مسألة اشتغال، که وابستة به همین مسألة تولید داخلی و مانند اینها است، خیلی مهم است. همینطور مدام همة ما میگوییم؛ که فلان درصد از کارخانهها تعطیلند یا مثلاً کمتر از نصف ظرفیّت کار میکنند. خب بالاخره چه میشود؟. مسألهی قاچاق که بنده هم مکرّر اشاره کردهام، خیلی جدّی است؛ یعنی واقعاً قاچاق، خنجری است که به پشت نظام وارد میشود. البتّه بدیهی است که این مقابله آسان نیست؛ برای خاطر اینکه آن کسانی که درآمدهای میلیاردی از قاچاق دارند، به این آسانیها دست برنمیدارند“. (سایت خامنهای 16خرداد 95)
حال ببینیم ترس و وحشت خامنهای از گسلهای آماده زلزله، واقعی است؟
گزارش وزیر کشور رژیم به اعضای مجلس، از پس لرزهای رعبآور جامعه
رحمانی فضلی وزیر کشور در گزارشی به مجلس رژیم روز 17خرداد 95 گفت: ”جغرافیای ایران یکی از بسترهای ایجاد آسیبهای اجتماعی است بهطوری که خود به خود موجب تقسیمبندی حوزهیی در کشور میشود که همین موضوع میتواند به انشقاق اجتماعی تبدیل شود... در 6ماهه گذشته حدود 3 جلسه با حضور مقام معظم رهبری نسبت به بررسی مسائل اجتماعی با حضور تمام سران قوا برگزار شد و آسیبهای اجتماعی مورد بررسی قرار گرفت و تمام دستگاههای مربوطه بسیج شدند تا اقدامات لازم در رابطه با کاهش آسیبهای اجتماعی را انجام دهند... .. وی اضافه کرد: برنامهریزی متمرکز و عدم توازن و تعادل منطقهیی و بودجهریزی مبتنی بر فعالیتها و جمعیت و نظام اداری و ساختاری و سازمانی از دیگر عوامل بسترهای ایجاد آسیبهای اجتماعی هستند “.
وزیر کشور رژیم با بیان اینکه معضل بیکاری یکی از عوامل مهم ایجاد آسیبهای اجتماعی بهشمار میرود، اظهار داشت: ”ما هماکنون 3 و نیم میلیون نفر بیکار در کشور داریم که توزیع آنها در سطح کشور نرمال نیست. یعنی در برخی از مناطق بیشتر از 60 درصد بیکاری وجود دارد و تعداد مناطقی هم که بیش از 50 درصد با معضل بیکاری روبهرو هستند، زیادند. که این مسأله آثار اجتماعی که میتواند از خود بروز دهد و نهایتاً در برخی موارد میتواند تبدیل به تنشهای اجتماعی شود همه موضوعات مهمی است که باید به آن توجه ویژه داشته باشیم.
هم اکنون 11 میلیون نفر حاشیهنشین در کشور داریم که 3 میلیون نفر از آنان در حاشیه شهرهای تهران، مشهد و اهواز هستند و 2هزار و 700 محله حاشیهنشینی وجود دارد که این محلات با ویژگیهایی که دارند میتوانند برای کشور مشکلساز شوند. بنابراین این محلات نیاز به مراقبت، کنترل و ارائه خدمات بیشتر هستند.
معضل مواد مخدر یکی دیگر از عوامل مهم ایجاد بسترهای آسیبهای اجتماعی است. بر اساس آمارهای موجود نزدیک به یک و نیم میلیون نفر معتاد در کشور داریم و الآن مصرف مواد مخدر از مواد سنتی به سمت مواد صنعتی کشیده شده که بسیار مخرب هستند البته اگر این آمار را ضرب در 4 کنیم یعنی تعداد اعضای یک خانواده مشاهده میکنیم حدود 5 تا 5 و نیم میلیون نفر متأسفانه با این معضل روبهرو هستند.
همچنین 60 درصد از زندانیها بهصورت مستقیم یا غیرمستقیم بهخاطر اعتیاد در زندان بهسر میبرند و حتی عامل بیش از 50 درصد طلاقها معضل اعتیاد است. بر اساس آمارهای موجود علت بیش از 40 درصد سرقتها در کشور معضل اعتیاد است که نیاز توجه جدی برای حل این موضوع است.
بر اساس آمارهای موجود حدود 2 ونیم میلیون نفر زن سرپرست خانوار داریم که این افراد بهدلیل طلاق یا مرگ همسر دچار این وضعیت شدند “.
وی با اشاره به وضعیت زندانیان کشور گفت: ”/ سالانه 600هزار نفر عازم زندان میشوند که از این تعداد 200هزار نفر آنها داخل زندان میمانند که این رقم بسیار بالایی است و آثارش میتواند بسیار مخرب باشد.
ما اگر همه این آمارها و اعداد را در بعد خانوادهها ضرب کنیم و همپوشانیها را هم حذف کنیم اعداد و ارقام بسیار بالایی به دست میآید که این اعداد زمینههای نارضایتی اجتماعی را فراهم میکند. ما اگر به این مسأله فقر و حتی برخی دیگر از ناراحتیها را مثلاً در حوزه سیاسی یا اقوام یا عدم توازن را اضافه کنیم شرایطی به وجود میآید که نشان میدهد ما باید در این زمینه اقدامات جدیتر داشته و توجهاتمان نسبت به رفع آسیبهای اجتماعی افزونتر شود.
ما با مسائلی مانند امنیت و اعتماد سر و کار داریم و با انبوهی از جمعیت مواجه هستیم که اگر با کاهش انسجام اجتماعی مواجه شویم و یا شاهد کمتر شدن امید مردم و انگیزه آنان شویم همه این مسائل با توجه به تبلیغات، برنامهها و دخالتهای زیادی که در قالب جنگ روانی و فشارهای سیاسی وارد میشود میتواند در برخی شرایط ما را دچار مشکلات اساسی کند.
در جلسهای که خدمت مقام معظم رهبری بودیم ایشان مطالبی را بیان فرمودند که بنده برخی از این مطالب را خدمت شما نمایندگان مجلس عرض خواهم کرد، رهبر انقلاب در این جلسات فرمودند که ما 20سال از این مسأله (کاهش آسیبهای اجتماعی و رفع آنها) عقب هستیم و این معضل را باید 20سال قبل با دقت پیگیری میکردیم و کسانی که در این حیطه مسئولیت داشتند باید خودشان را مسئول بدانند و نسبت به حل این مسائل اقدامات لازم را انجام دهند.
مقام معظم رهبری همچنین تصریح فرمودند که این آسیبدیدگان اجتماعی عائله مسئولان نظام هستند و نباید با آنها بهعنوان مجرم و بیمار برخورد شود.
رهبر انقلاب گفتند که ما باید بتوانیم این موضوع را با تصمیمگیری و اجرای مناسب به مرحلهای برسانیم که پاسخگوی عقبافتادگی ما باشد، بنابراین ایشان در سطوح تصمیمگیری آمدند شورای انقلاب فرهنگی را از موضوعیت فقط فرهنگی به موضوعیت فرهنگی اجتماعی تبدیل کردند و با عضویت وزیر کشور و چند نفر دیگر از مسئولان به این شورا و تشکیل کمیسیون اجتماعی در شورای انقلاب فرهنگی وظایف اجتماعی را هم به این شورا افزودند.
همچنین شورای اجتماعی که در وزارت کشور بود بر اساس مصوبه شورای عالی انقلاب فرهنگی ارتقای سطح پیدا کرد و رئیس جمهور مسئول و رئیس شورای اجتماعی شد و وزیر کشور بهعنوان جانشین وی انتخاب شد.
رهبر انقلاب همچنین برای اجرای دقیق و پیگیری وظایف مربوطه و نظارت و ارزیابی از آنها معاونت فرهنگی و اجتماعی وزارت کشور را تبدیل به سازمان کردند تا این سازمان این مسائل را با دقت و هماهنگی کامل پیش ببرد تا ما بتوانیم به مقصود و اهداف خود برسیم.
رهبر انقلاب به دولت دستور دادند تا در قالب برنامه ششم و بودجه توجه ویژهیی به این مقوله شود بهگونهیی که بتوان عقبافتادگیها را جبران کنیم.
رهبر انقلاب برای کاهش آسیبهای اجتماعی اولویتهایی را مشخص فرمودند و گفتند که مبارزه با مواد مخدر و رفع معضل اعتیاد باید اولویت نخست، حاشیهنشینی اولویت دوم، طلاق اولویت سوم، مبارزه با بزهکاری در اولویت چهارم و مسائل مربوط به موارد خاص و بحرانی اولویت پنجم باشد.“..
خجلت و شرمندگی، نشانه خالی بودن دست ولیفقیه ارتجاع
خامنهای در همان جلسه توجیهی اعضای مجلس ارتجاع، دست خود را نیز رو کرد و به عجز و ناتوانی نظام آخوندی از حل مسائل اقتصادی - اجتماعی اعتراف کرد: ”این خجلت و شرمندگی نظام از بیکاری جوان، از خجلت خود آن جوان در داخل خانه بیشتر است؛ بنده خودم وقتیکه به فکر این جوان بیکار میافتم [شرمنده میشوم ] . در بعضی از شهرستانها بیکاری بالا است. البتّه ما نرخ یا بهاصطلاح درصد بیکاری را یکمقداری معیّن میکنیم؛ حالا دوازده درصد یا ده درصد -همینکه حالا گفته میشود- لکن این میانگین است. وقتی انسان این را میبیند شرمنده میشود؛ یعنی شرمندگی بندهٴ حقیر از ملاحظهی این آمار و مطالعهٴ این حقیقت، از شرمندگی آن جوانی که بیکار میرود خانه و دستش چیزی نیست، کمتر نیست، بلکه بیشتر است؛ این را باید برطرف بکنیم“.
آری، بهتر از همه خامنهای میداند که چه زلزلهی مهیبی زیر پای او در حال شکلگیری است. گسلهایی که مدام تحت فشار سهمگین لشکر بیکاران و فقر و محرومیت و سرکوب قرار داشته و در انتظار باز شدن و انفجاراست
آری زلزلهای در چشم انداز است، زلزلهای از جانب میلیون ها جوان تحصیل کرده و بیکار، میلیونها کارگر به جان آمده از تلاش بیثمر برای رزق و روزی خانواده بیفردا، و زنان آگاهی که همچون فنری فشرده ناشی از تبعیض و ستم و تجاوز به حقوقش از سوی آخوندهای زنستیز تهدید میشوند و نیروهای مقاوم و آزادیخواهی که در تدارک قیام برای سرنگونی استبداد مذهبی از هیچ کوششی دریغ نمیکنند. همه وحشت ولیفقیه ارتجاع از همین است.
شاید هیچکس به اندازه خامنه ای؛ ولیفقیه ارتجاع، از گسلهایی که در عرصه اقتصادی - سیاسی- اجتماعی و فرهنگی در جامعه ایران بهوجود آورده است باخبر نباشد و همین وقوف به حاصل کارش در زمین ایران، او را به موجودی وحشتزده و ناتوان تبدیل کرده است که بهر خار و خاشاکی میآویزد تا بلکه از وقوع زلزله سیاسی- اجتماعی جلوگیری کند. خودش در جمع اعضای مجلس ارتجاع چنین اعتراف میکند: ”یک نکتهیی که [باید] خیلی به آن دوستان توجّه بکنند: ”ببینید ما در داخل کشور یک گُسلهایی داریم، گُسلهای قومی داریم، گُسلهای عقیدتی داریم، سنّی و شیعه داریم مثلاً فرض بفرمایید، گُسلهای جناحی داریم، این گُسلها تا مادامی که فعّال نشده، زلزله به وجود نمیآید؛ اگر چنانچه این گُسلها فعّال شد، آنوقت زلزله به وجود میآید؛ سعی دشمن در فعال کردن این گُسلها است؛ حواستان باشد. مرتّباً دارند بر آتش اختلافات میدمند برای اینکه آن را برافروختهتر و مشتعلتر بکنند؛ سعی کنید این اتّفاق نیفتد!... همة جنگها غالباً از زبان شروع میشود. مراقب باشید دشمن این گُسلها را فعّال نکند. یکی از نقاط مهم این است. ... شما در مجلس [کار] را به دعوا نکشانید، به اختلاف نکشانید، عین همین قضیّه را من بین دولت و غیردولت قائلم؛ از جمله دولت و مجلس، دولت و مردم. ... اگر در مجلس تشنّج به وجود بیاید، این تشنّج سرریز میشود روی ملّت، در داخل مردم تشنّج ایجاد میکند؛ ولو از لحاظ روانی“. (سایت خامنهای 16خرداد 95)
در حالیکه جامعه ایران بهدلیل انواع کژیها، نابسامانیها، بیعدالتیها، حق کشیها، بحرانها، سرکوبها و قتلعام ها، در آستانه یک انفجار توفانی قرار دارد، خامنهای به پیروی از خمینی دجال، به عوامل و کارگزارانش هشدار میدهد که مبادا گسلهای قومی و عقیدتی و سیاسی و... را به جوشش و فعالیت درآورید! چرا؟ و این سوالی است که پاسخش هر دیکتاتور خونریز و بدون حامی داخلی و خارجی را به وحشت میاندازد: ”اگر تشنّج به وجود بیاید، این تشنّج سرریز میشود روی ملّت، در داخل مردم تشنّج ایجاد میکند! “
آری، وحشت دیکتاتور کاملاً درست و طبیعی است، برای نمونه، حاصل چپاول و غارت بیت خامنهای و پاسداران و باندها و جناح هایی که هر کدام به نوبت اموال و ثروت مردم ایران را به یغما بردهاند، فقر و گرسنگی و بیخانمانی و بیکاری و صدها معضل اجتماعی و بدهی هاو نقدینگیها و رکودی است که میلیون ها جوان تحصیل کرده بیکار را آماده قیام و خیزش بسوی واژگونی نظام جور آخوندی نموده است.
دیکتاتور چنین میگوید: ”در مسألة اقتصاد؛ واقعاً مسألة اقتصاد یک مسألهی اصلی در کشور ما است؛ نه [فقط] امروز، که خب بنده پنج شش سال است که مرتّباً روی مسألة اقتصاد تکیه میکنم. من پنج شش سال قبل از این، در صحبت اوّل سال گفتم ما داریم تهدید میشویم از دو ناحیه و یکی -که شاید هم مهمتر بود- از ناحیهی اقتصاد است. واقعیتش هم همین است؛ آنوقت هنوز تحریمها نبود و اِعمال نشده بود... علیایّحال، مسألة اقتصاد مسألهی بسیار مهمّی است؛ باید ما مسألهی اقتصاد کشور را حل کنیم. ... تکیة مهم باید روی مسألهی رکود باشد، [روی] مسألة تولید داخلی باشد؛ تولید داخلی خیلی مهم است. مسألة اشتغال، که وابستة به همین مسألة تولید داخلی و مانند اینها است، خیلی مهم است. همینطور مدام همة ما میگوییم؛ که فلان درصد از کارخانهها تعطیلند یا مثلاً کمتر از نصف ظرفیّت کار میکنند. خب بالاخره چه میشود؟. مسألهی قاچاق که بنده هم مکرّر اشاره کردهام، خیلی جدّی است؛ یعنی واقعاً قاچاق، خنجری است که به پشت نظام وارد میشود. البتّه بدیهی است که این مقابله آسان نیست؛ برای خاطر اینکه آن کسانی که درآمدهای میلیاردی از قاچاق دارند، به این آسانیها دست برنمیدارند“. (سایت خامنهای 16خرداد 95)
حال ببینیم ترس و وحشت خامنهای از گسلهای آماده زلزله، واقعی است؟
گزارش وزیر کشور رژیم به اعضای مجلس، از پس لرزهای رعبآور جامعه
رحمانی فضلی وزیر کشور در گزارشی به مجلس رژیم روز 17خرداد 95 گفت: ”جغرافیای ایران یکی از بسترهای ایجاد آسیبهای اجتماعی است بهطوری که خود به خود موجب تقسیمبندی حوزهیی در کشور میشود که همین موضوع میتواند به انشقاق اجتماعی تبدیل شود... در 6ماهه گذشته حدود 3 جلسه با حضور مقام معظم رهبری نسبت به بررسی مسائل اجتماعی با حضور تمام سران قوا برگزار شد و آسیبهای اجتماعی مورد بررسی قرار گرفت و تمام دستگاههای مربوطه بسیج شدند تا اقدامات لازم در رابطه با کاهش آسیبهای اجتماعی را انجام دهند... .. وی اضافه کرد: برنامهریزی متمرکز و عدم توازن و تعادل منطقهیی و بودجهریزی مبتنی بر فعالیتها و جمعیت و نظام اداری و ساختاری و سازمانی از دیگر عوامل بسترهای ایجاد آسیبهای اجتماعی هستند “.
وزیر کشور رژیم با بیان اینکه معضل بیکاری یکی از عوامل مهم ایجاد آسیبهای اجتماعی بهشمار میرود، اظهار داشت: ”ما هماکنون 3 و نیم میلیون نفر بیکار در کشور داریم که توزیع آنها در سطح کشور نرمال نیست. یعنی در برخی از مناطق بیشتر از 60 درصد بیکاری وجود دارد و تعداد مناطقی هم که بیش از 50 درصد با معضل بیکاری روبهرو هستند، زیادند. که این مسأله آثار اجتماعی که میتواند از خود بروز دهد و نهایتاً در برخی موارد میتواند تبدیل به تنشهای اجتماعی شود همه موضوعات مهمی است که باید به آن توجه ویژه داشته باشیم.
هم اکنون 11 میلیون نفر حاشیهنشین در کشور داریم که 3 میلیون نفر از آنان در حاشیه شهرهای تهران، مشهد و اهواز هستند و 2هزار و 700 محله حاشیهنشینی وجود دارد که این محلات با ویژگیهایی که دارند میتوانند برای کشور مشکلساز شوند. بنابراین این محلات نیاز به مراقبت، کنترل و ارائه خدمات بیشتر هستند.
معضل مواد مخدر یکی دیگر از عوامل مهم ایجاد بسترهای آسیبهای اجتماعی است. بر اساس آمارهای موجود نزدیک به یک و نیم میلیون نفر معتاد در کشور داریم و الآن مصرف مواد مخدر از مواد سنتی به سمت مواد صنعتی کشیده شده که بسیار مخرب هستند البته اگر این آمار را ضرب در 4 کنیم یعنی تعداد اعضای یک خانواده مشاهده میکنیم حدود 5 تا 5 و نیم میلیون نفر متأسفانه با این معضل روبهرو هستند.
همچنین 60 درصد از زندانیها بهصورت مستقیم یا غیرمستقیم بهخاطر اعتیاد در زندان بهسر میبرند و حتی عامل بیش از 50 درصد طلاقها معضل اعتیاد است. بر اساس آمارهای موجود علت بیش از 40 درصد سرقتها در کشور معضل اعتیاد است که نیاز توجه جدی برای حل این موضوع است.
بر اساس آمارهای موجود حدود 2 ونیم میلیون نفر زن سرپرست خانوار داریم که این افراد بهدلیل طلاق یا مرگ همسر دچار این وضعیت شدند “.
وی با اشاره به وضعیت زندانیان کشور گفت: ”/ سالانه 600هزار نفر عازم زندان میشوند که از این تعداد 200هزار نفر آنها داخل زندان میمانند که این رقم بسیار بالایی است و آثارش میتواند بسیار مخرب باشد.
ما اگر همه این آمارها و اعداد را در بعد خانوادهها ضرب کنیم و همپوشانیها را هم حذف کنیم اعداد و ارقام بسیار بالایی به دست میآید که این اعداد زمینههای نارضایتی اجتماعی را فراهم میکند. ما اگر به این مسأله فقر و حتی برخی دیگر از ناراحتیها را مثلاً در حوزه سیاسی یا اقوام یا عدم توازن را اضافه کنیم شرایطی به وجود میآید که نشان میدهد ما باید در این زمینه اقدامات جدیتر داشته و توجهاتمان نسبت به رفع آسیبهای اجتماعی افزونتر شود.
ما با مسائلی مانند امنیت و اعتماد سر و کار داریم و با انبوهی از جمعیت مواجه هستیم که اگر با کاهش انسجام اجتماعی مواجه شویم و یا شاهد کمتر شدن امید مردم و انگیزه آنان شویم همه این مسائل با توجه به تبلیغات، برنامهها و دخالتهای زیادی که در قالب جنگ روانی و فشارهای سیاسی وارد میشود میتواند در برخی شرایط ما را دچار مشکلات اساسی کند.
در جلسهای که خدمت مقام معظم رهبری بودیم ایشان مطالبی را بیان فرمودند که بنده برخی از این مطالب را خدمت شما نمایندگان مجلس عرض خواهم کرد، رهبر انقلاب در این جلسات فرمودند که ما 20سال از این مسأله (کاهش آسیبهای اجتماعی و رفع آنها) عقب هستیم و این معضل را باید 20سال قبل با دقت پیگیری میکردیم و کسانی که در این حیطه مسئولیت داشتند باید خودشان را مسئول بدانند و نسبت به حل این مسائل اقدامات لازم را انجام دهند.
مقام معظم رهبری همچنین تصریح فرمودند که این آسیبدیدگان اجتماعی عائله مسئولان نظام هستند و نباید با آنها بهعنوان مجرم و بیمار برخورد شود.
رهبر انقلاب گفتند که ما باید بتوانیم این موضوع را با تصمیمگیری و اجرای مناسب به مرحلهای برسانیم که پاسخگوی عقبافتادگی ما باشد، بنابراین ایشان در سطوح تصمیمگیری آمدند شورای انقلاب فرهنگی را از موضوعیت فقط فرهنگی به موضوعیت فرهنگی اجتماعی تبدیل کردند و با عضویت وزیر کشور و چند نفر دیگر از مسئولان به این شورا و تشکیل کمیسیون اجتماعی در شورای انقلاب فرهنگی وظایف اجتماعی را هم به این شورا افزودند.
همچنین شورای اجتماعی که در وزارت کشور بود بر اساس مصوبه شورای عالی انقلاب فرهنگی ارتقای سطح پیدا کرد و رئیس جمهور مسئول و رئیس شورای اجتماعی شد و وزیر کشور بهعنوان جانشین وی انتخاب شد.
رهبر انقلاب همچنین برای اجرای دقیق و پیگیری وظایف مربوطه و نظارت و ارزیابی از آنها معاونت فرهنگی و اجتماعی وزارت کشور را تبدیل به سازمان کردند تا این سازمان این مسائل را با دقت و هماهنگی کامل پیش ببرد تا ما بتوانیم به مقصود و اهداف خود برسیم.
رهبر انقلاب به دولت دستور دادند تا در قالب برنامه ششم و بودجه توجه ویژهیی به این مقوله شود بهگونهیی که بتوان عقبافتادگیها را جبران کنیم.
رهبر انقلاب برای کاهش آسیبهای اجتماعی اولویتهایی را مشخص فرمودند و گفتند که مبارزه با مواد مخدر و رفع معضل اعتیاد باید اولویت نخست، حاشیهنشینی اولویت دوم، طلاق اولویت سوم، مبارزه با بزهکاری در اولویت چهارم و مسائل مربوط به موارد خاص و بحرانی اولویت پنجم باشد.“..
خجلت و شرمندگی، نشانه خالی بودن دست ولیفقیه ارتجاع
خامنهای در همان جلسه توجیهی اعضای مجلس ارتجاع، دست خود را نیز رو کرد و به عجز و ناتوانی نظام آخوندی از حل مسائل اقتصادی - اجتماعی اعتراف کرد: ”این خجلت و شرمندگی نظام از بیکاری جوان، از خجلت خود آن جوان در داخل خانه بیشتر است؛ بنده خودم وقتیکه به فکر این جوان بیکار میافتم [شرمنده میشوم ] . در بعضی از شهرستانها بیکاری بالا است. البتّه ما نرخ یا بهاصطلاح درصد بیکاری را یکمقداری معیّن میکنیم؛ حالا دوازده درصد یا ده درصد -همینکه حالا گفته میشود- لکن این میانگین است. وقتی انسان این را میبیند شرمنده میشود؛ یعنی شرمندگی بندهٴ حقیر از ملاحظهی این آمار و مطالعهٴ این حقیقت، از شرمندگی آن جوانی که بیکار میرود خانه و دستش چیزی نیست، کمتر نیست، بلکه بیشتر است؛ این را باید برطرف بکنیم“.
آری، بهتر از همه خامنهای میداند که چه زلزلهی مهیبی زیر پای او در حال شکلگیری است. گسلهایی که مدام تحت فشار سهمگین لشکر بیکاران و فقر و محرومیت و سرکوب قرار داشته و در انتظار باز شدن و انفجاراست
آری زلزلهای در چشم انداز است، زلزلهای از جانب میلیون ها جوان تحصیل کرده و بیکار، میلیونها کارگر به جان آمده از تلاش بیثمر برای رزق و روزی خانواده بیفردا، و زنان آگاهی که همچون فنری فشرده ناشی از تبعیض و ستم و تجاوز به حقوقش از سوی آخوندهای زنستیز تهدید میشوند و نیروهای مقاوم و آزادیخواهی که در تدارک قیام برای سرنگونی استبداد مذهبی از هیچ کوششی دریغ نمیکنند. همه وحشت ولیفقیه ارتجاع از همین است.