بعدازظهر روز چهارشنبه اول اردیبهشت 95 زندانی سیاسی علی معزی پدر دو مجاهد اشرفی محبوس در بند هشت اوین دچار حالت تهوع شدید و سر درد میگردد. دژخیمان ابتدا توجهی به شرایط وی نکرده و با یک ویزیت سرپایی در بند به وی گفتهاند که مشکل خاصی نیست، بعد از دو ساعت مجدداً وی دچار تهوع شدید شده و حال وی وخیم میشود، مزدوران نهایتاً برای حفظ ظاهر جلوی سایر زندانیان، وی را به بهداری اوین منتقل میکنند، اما آنجا رسیدگی درمانی به وی نمیشود و بهرغم تدوام حالت مسمومیت حوالی ساعت 2بامداد مجدداً بدون بررسی و رسیدگی جدی و تعیین تکلیف علت مسمومیت این زندانی به بند برگردانده شده است.
قابل ذکر است که تا کنون دوبار بهطور مشکوک این شرایط مسمومیت جدی برای وی ایجاد گردیده است. از جمله در زمستان 94 نیز همین وضعیت یک بار دیگر تکرار شده است. این در حالی است که هیچکدام از سایر زندانیان دچار چنین مسمومیتی نگردیدهاند و بر اساس اخبار دریافتی مواد غذایی خاصی نیز توسط علی معزی استفاده نشده که عامل مسمومیت وی گردد.
نامه زندانی سیاسی علی معزی به فدریکا موگرینی در مورد سفر وی به تهران
خانم موگرینی مسئول محترم سیاست خارجه اتحادیه اروپا
بدینوسیله همزمان با ورود شما به کشور ما اظهار میدارم که در ایران ما اعدامها، زندانها، محکوم به شلاق و چوبههای دار برای ایجاد رعب و وحشت همچنان برقرار است. زندانیان سیاسی از فعالین حقوقبشری گرفته تا کارگران معلمان و سایر معترضان تا زندانیان عقیده و مرام همه گرفتارند و در میان آنها زندانیان سیاسی سالمند با بیماریهای صعبالعلاج تا آنها که خود و همسرانشان به زندان افتاده و فرزندانشان در بیرون بیسرپرست ماندهاند دیده میشود.
آمد و رفت و نشست و برخاست مقامات اروپایی با سران جنایتکار تهران و معامله و مدارا با آنها دست این جنایتکاران را در داخل برای کشتار و سرکوب بازتر میکند و از سوی دیگر معضلات هر چه عمیق تری را روی دست جامعه بشری میگذارد.
همچنانکه تا کنون چنین بوده است. همین چهارشنبه13آوریل پیش پای ورود نخست وزیرکشور شما به ایران هشت نفر را در زندان گوهردشت کرج بدار آویختند در چند استان و شهرستان دیگر هم همینطور، همه اینها برای ایجاد جو رعب و وحشت میباشد.
سر کار عالی به هر منظوری که به ایران میآیید جدا از شما میخواهم که اصرار داشته باشید ساعتی را به دیدار با امثال ما زندانیان سیاسی اختصاص دهید.
آخر این کدام منافع و مصالح است که مدارا و معامله با این سیستم فاسد و مخل بشریت را توجیه نماید و مجوز سرکوب و کشتار و شرارت را تولید کند.
با بهترین آرزوها برای آزادی و عدالت.
زندانی سیاسی علی معزی.
اعلام حمایت زندانی سیاسی علی معزی از بستگان مجاهدان اشرفی از بیانیه مشترک اسماعیل عبدی و جعفر عظیم زاده
بسم الله الرحمن الرحیم
اعلامیه اخیر آقایان اسماعیل عبدی و جعفر عظیم زاده، دوستان عزیز و همبندیان گرامی این جانب در زندان اوین، که جمع زیادی از کارگران و معلمان کشور را نمایندگی میکنند برای من شایان توجه بود. یادآوری تشریح نزدیکی ایام ماه مه و تشریح وضعیت کارگران و بیکار شدگانی که از روی اجبار و استیصال گرفتار شرایطی از قبیل قراردادهای یک جانبه و سفید امضاء و تحمل تعویق ماهها حقوق خود میباشند و نیز یادآوری شرایط معلمان که عمدتاً در وضعیت معیشتی ناگواری قرار دارند و بسیاری از آنان که قرارداد موقت و حقالتدریسی بوده یا در نظام آموزش و پرورش طبقاتی موجود مورد بهرهکشی شدید مدارس خصوصی و غیرانتفاعی قرار دارند بسا دردناک است. حاکمیت ظالمانه موجود که نه میخواهد و نه در ماهیت و نه در عرضهاش هست که مشکلات اقشار محروم را حل کند به سرکوب تشکلهای صنفی معلمان و کارگران روی آورده است و چاره را در زندانی کردن و به بند کشیدن معلمان و کارگران دیده است. در چنین شرایطی است که بهعنوان یک زندانی سیاسی بر خود لازم میدانم مراتب حمایت و همدردی خویش را نسبت به اعتراضات و مطالبات برحق مندرج در اعلامیه این همبندیان عزیز اعلام نمایم. در پایان به روانهای پاک شهدا و قربانیان سالهای اخیر معلمان و زحمتکشان ایران از جمله فرزاد کمانگر، محمدعلی حاج آقایی، ستار بهشتی، غلامرضا خسروی و شاهرخ زمانی درود میفرستم.
سلام بر معلمان و کارگران ایران
اتحاد شما نوید بخش فتح خورشید رهایی است
علی معزی اوین
24فروردین95
تهران - پیام زندانی سیاسی علی معزی، پدر دو مجاهد اشرفی بهمناسبت پنجمین سالگرد حماسه نوزده فروردین۹۰ در اشرف
تهران - زندان اوین - زندانی سیاسی علی معزی، زندانی دهه شصت و پدر دو مجاهد اشرفی بهمناسبت پنجمین سالگرد حماسه نوزده فروردین90 در اشرف نوشت:
در پنجمین سالگرد نوزده فروردین سال 90 یاد حماسه رشادتها و پاکباختگیهای اشرفیان را گرامی میداریم.
در مقابل جانفشانی اشرفیانی که طومار توطئهها و زد و بندهای ارتجاعی را در هم پیچیدند سر تعظیم فرود میآوریم خونهایی که با خونهای روی آسفالت خیابانهای کشور، اعدامیان سیاسی مجدداً در هم آمیخت تا آینده شکوهمند ایرانزمین را تضمین کند.
از صبا هفتبرادران که در مقابل چشمان پدر به تدریج خون داد و جان باخت و همچنان که خود اعلام کرد تا آخرین نفس ایستاد تا مرضیه که بیمهابا به کشتنگاه خود شتافت و در دم جان بداد تا مددزادهها و دیگر دلاوران و پاکبازانی که به زیر هامویها رفتند. چه رقصها که بر سر میدان کردند.
به راستی این زنان و مردان اشرفی بهای چه چیزی را چنین سخاوتمندانه و با رشادت میپرداختند جز بهای آزادی و آزادگی نوع انسان را؟
آنها از دامان کدامین فرد بر خواسته بودند جز خلق بالنده ایران؟ پس باز هم از جای جای زمین همچنان بر میخیزند تا بیچارگان زبونی را که چاره زوال خود را گذشتن از روی جنازهها و زخمیهای بیسلاح و بیدفاع میدیدند کور و بور کنند. ننگ و رو سیاهی بر آمران و عاملان و زمینهسازان و چشم فرو بستگان بر این جنایات و بالاترین درودهای مستدام نثار آن شهدای گرانقدر که مشعلهای ایمان و پایداری را تا دور دستها فروزان ساختند.
علی معزی. زندان اوین. فروردین 1395.