728 x 90

-

فاصلهٴ طبقاتی، یا آپارتاید آخوندی؟

-

 -
-
چرا اصرار دارید همیشه با ستون خودروهاتون به محل کار برید؟

یا... چرا می‌خواهید فقط از هواپیمای شخصیتون برای تردد استفاده کنیدکه هنوز هم دردسر ترافیک و فاصلهٴ فرودگاه تا محل کار یا برجتونو حل نکرده؟

شما می‌تونید به جای مشکلات هواپیمای شخصی و خستگی استفاده از ماشین و ترافیک و... از امکانی استفاده کنید که از پشت‌بام ”برج و پنتهاوستون“ مستقیماً به وزارتخونه یا هرجای دیگه که خواستید برید و برگردید! به همین سادگی!

هلیکوپتر!
بله هلیکوپتر از هر دوی اینها راحت‌تر، سریعتر و مطمئن تره!

یک هلیکوپتر بخرید و خودتونو راحت کنید. قیمتش هم ارزونه، از 180 تا 240 میلیون تومنیش هست و تفاوت زیادی هم با قیمت هواپیماهای شخصی نداره!

فکر می‌کنید این تبلیغات مال کجاست؟ آمریکا؟ انگلستان؟ کشورهای اسکاندیناوی؟ سوپر میلیاردرهای‌آلمانی؟ یا... .

هیچکدوم!
به این عکسها نگاه کنید، همه‌شون توی فضای مجازی خودمون داره تبلیغ میشه.


خب شاید شما یک مقام درجه یک نظام نباشید، اشکالی نداره، هواپیمای دست دوم هم هست! اینهم آگهی و تبلیغاتش:

به همون آسونی که کنار خیابونهای نظام آباد ”پراید“ دست دوم خرید و فروش میشه، یا به همون آسونی که توی هرندی و اطراف دروازه غار سابق، بچهٴ کوچیک و حتی جنین به دنیا نیومده، پیش فروش میشه، این‌جا هلیکوپتر و هواپیمای شخصی ردوبدل می‌شه! فکر می‌کنید این خدمات رؤیایی مال کیاست؟ و از چه تاریخی توی ایران پا گرفته؟ اگه به سایتهای مربوطه نگاه کنید مثل همینی که این‌جا ازشو ن نقل‌قول میشه، مسأله براتون روشن‌تر میشه.

”در شرایطی که برای موتورهای 1000 سی سی به واسطه مسائل امنیتی، محدودیت فروش به عموم وجود دارد، غیرقابل باور به نظر می‌رسید اما با توجه به آن که کنترل این وسایل نقلیه (به‌خصوص هواپیماهای شخصی) کار چندان دشواری نبود و در صورت شیطنت نیز پدافندهای هوایی در خدمت عاملان بود و در واقع با توجه به آن که حریم هوایی کشور به مراتب تعریف شده‌تر از حریم زمینی است، از چندین سال پیش زمینه ورود وسایل حمل و نقل هوایی از نوع شخصی فراهم شد“ (سایت حکومتی اعتدال)

نظرتون چیه؟ چی می‌گید؟ باز هم از همون سایتها بخونیم:
”به مدد همین تغییر رویکرد بود که... هواپیمایی برای فروش به اشخاص حقیقی و حقوقی از سال 87 به مرور ارائه شد و پس از چند مشتری حقوقی و نهادها، نوبت به مشتریان حقیقی و اشخاص رسید که به خرید این هواپیما بپردازند“ (همان منبع)

بله! اول، ”نهادها! “ که معلومه کیا هستن و بعد هم ”اشخاص حقیقی؟“ که باید اونقدر مورد اعتماد دستگاه باشن که اجازهٴ پرواز بالای ویلاهای آیات عظام و برجهای سردار سرتیپهای سپاه و مناطق حفاظت‌شده حضراتو داشته باشن، یعنی خودشون! چون کس دیگه‌ای توی این مملکت اجازهٴ همچین کارهایی رو نداره. اونهم توی مملکتی که حتی موتور سیکلت تند رو هم از ترس استفاده مردم وگروه‌های مخالف هنوزم که هنوزه و بعد از سی سال ممنوعه!

حالا یه سری هم بزنیم به توده‌های مردم.
طبق آماری که نهادهای همین نظام منتشر کرده‌اند، یکچهارم نقدینگی کشور دست 600نفره! این عدد البته سال 93 رو شد، الآن احتمالاً طبق قوانین حاکم بر نظام، باید وضع بدتراز اینها شده باشه.


خب سه چهارم باقیمونده‌اش چی؟
اگه فکر می‌کنید که سه چهارم باقیمونده‌اش دست بقیهٴ جمعیت کشوره اشتباه کردید، به آماری که همین 16فروردین 95روزنامه حکومتی جوان از قول وزارت کار و سایر ارگانهای ذیربط اعلام کرده، نگاه کنید:
”در آخرین سرشماری انجام شده در کشور، تعداد خانوارهای ساکن در شهرهای کشور ۱۵ میلیون و ۴۲۷ هزار و ۸۴۸ خانوار اعلام شده که با در نظر گرفتن (تعداد متوسط نفرات هر) خانوار، سه و نیم نفر، مجموعاً می‌توان گفت ۵۳ میلیون و ۹۹۷ هزار نفر از مردم کشور، ساکن شهرها هستند

از این تعداد، حدود 15هزار و ۴۲۷ خانوار به تعداد ۵۳ هزار و ۹۹۴ نفر، با پنج نفر در بازار کار فعالیت دارند. یعنی از هر خانوار پنج نفر هر روز در بازار کار حضور داشته و کسب درآمد می‌کنند ”. یعنی دارن 5نفره کار می‌کنن تا بتونن نون بخورن.

”حدود 64هزار و ۷۹۷ خانوار نیز با جمعیت بالغ بر ۲۲۶ هزار نفر با چهار فرد شاغل در بازار کار کشور حضور دارند ”. یعنی چهار نفره کار می‌کنن که زنده بمونن

”حدود۳۰۸ هزار و ۵۵۶ خانوار نیز با جمعیتی بیش از یک میلیون و ۷۹ هزار نفر با سه شاغل اداره می‌شوند ”. یعنی دارن سه نفره کار می‌کنن که بتونن زندگی کنن

”حدود۸۶۸ هزار و ۳۱۲ خانوار شهری کشور با جمعیتی بالغ بر ۶ میلیون و ۵۳۹ هزار نفر با دو نفر شاغل امورات خود را می‌گذرانند ”. یعنی مثلاً خانم و آقا هردوتاشون دارن کار می‌کنن تا مخارجشونو دربیارن

”بر اساس آمارها، ۹ میلیون و ۲۰۸ هزار و ۸۸۲ خانوار با جمعیتی بالغ بر ۳۲ میلیون و ۲۳۱ هزار نفر که صرفاً ساکن شهرهای کشور هستند، در حال حاضر با یک نفر شاغل روزگار می‌گذرانند ”. یعنی فقط یک شغل، گیر یه نفرشون اومده که باید بقیه رو نون بده

خب حدود 4 میلیون خانوار (به عبارت 15-16 میلیون نفر) هنوز باقیمونده، ببینیم اونها چه کار می‌کنن؟

هیچی! بیکارن! به همین سادگی!
تازه در نظر بگیرید اونهایی رو که قبل از این چهار میلیون خانوار، شاغل حساب کردیم، بعضیهاشون در هفته فقط یکساعت کار می‌کنن و شاغل محسوبشون کردن! توی نظام آماری آخوندها اینطوری نوشته شده!

از اونهمه ثروت ملی و نقدینگی و... سهم این 15-16 میلیون نفر چی میشه؟ خدا میدونه!

روستاییها چی؟ اونهم خدا میدونه!
خب دوباره برگردیم به پله اول، راستی امروز می‌خوایید باهلیکوپترتون برید وزارتخونه و دیوانعالی‌کشور یا با هواپیمای شخصیتون؟ که هم سریعتر و راحت تره و هم امنیتش از روی زمین و دسترس مردم، بیشتره!

همون مردمی که میلیون میلیونشون حتی یه شغل هم ندارن یا مجبورن دو شغله و سه شغله و پنج شغله کار کنن تا بتونن زنده بمونن.

راستی فکر می‌کنید اسم این همه تفاوتو میشه باز هم گذاشت اختلاف طبقاتی؟

یا بهتره بگیم، آپارتاید آخوندی؟!
										
											<iframe style="border:none" width="100%" scrolling="no" src="https://www.mojahedin.org/if/d03882d8-db36-4d1b-9610-792f068cc084"></iframe>
										
									

گزیده ها

تازه‌ترین اخبار و مقالات