در جدال و کشاکش باندها بر سر انتخابات مجلس رژیم و کسب هژمونی، هر یک از آنها دیگری را متهم میکند که پایگاهی در بین مردم ندارد و منزوی است، که این هم عبرت روزگار برای نظام آخوندی است.
عبرت این است نظامی که خودش را بهاصطلاح مردمی میداند، باندهای درونی آن به صراحت یکدیگر را به غیر مردمی بودن و نداشتن پایگاه در میان مردم متهم میکنند.
در زمینه جدال بر سر مشروعیت یاعدم مشروعیت باندها، روزنامه شرق وابسته به باند رفسنجانی- روحانی30آبان94 باند ولیفقیه و بهخصوص دلواپسان آن را مصداق «الغریق یتشبث بکل الحشیش» میداند، که بهدلیل رویگردانی مردم از آن ”هرازگاه آشوبی در جام دولت میاندازند تا بگویند ما مردمی هستیم. اما دریغ و شعف از یک صدای تأییدآمیز از سوی مردم. آنها میدانند دلیل عدم اقبال مردم به آنها نه حضور رقیب، که کارنامه گذشتهشان است. رقیب حقیقی تندروها پیشینهای است که هنوز از یاد مردم نرفته است“.
روزنامه ابتکار دیگر روزنامه باند رفسنجانی- روحانی30آبان 94 ضمن اشاره به اقدامات باند خامنهای علیه باند رفسنجانی- روحانی از جمله انداختن عمامه از سریکی از آخوندهای وابسته به این باند (موسوی لاری)، این باند را متهم به نداشتن پایگاه میان مردم میکند. زیرا برای آنها ”تاثیر رأی مردم صفر میشود و در همچنان بر پاشنه آنارشیسم گروههای خاص میچرخد“. و برای آنها ”سالهاست محیط سیاسی از تغییرات سیاسی و رأی مردم جدا شده است و اثری از تغییرات سیاسی و رأی مردم در میدان سیاسی مشاهده نمیشود“.
از نظر این روزنامه حامی دولت روحانی بهدلیل نداشتن ”پایگاه مردمی“ است که در میان باند ولیفقیه ارتجاع و بهخصوص دلواپسان آن ”بد اخلاقی وبی تحملی“ رایج است و ”در بزنگاه کنونی، یعنی انتخابات اسفند 94، میخواهند آتشفشان خشونت را فعال کنند“.
متقابلاً روزنامه رسالت وابسته به باند خامنهای 30آبان 94 نیز باند رفسنجانی- روحانی و بهخصوص دولت آخوند حسن روحانی را متهم به غیرمردمی بودن میکند، طوری که از نظر این روزنامه از همان روزهای نخست علائم غیرمردمی دولت روحانی بودن مشهود بود و کارهای آن هم مورد استقبال مردم قرار نگرفته است: ”کسر محبوبیت دولت را میشد از همان ماههای نخست، با جدی گرفتن علائم متعددی فهمید؛ علائمی که خود را در واکنش سرد مردم به مقدمات توافق هستهیی در ژنو، سپستر، در استقبالهای سرد مردم از رئیسجمهور در جریان سفرهای استانی، بعدتر، در عدم انصراف گسترده مردم از یارانهها بهرغم تمنای دولت و توصیه سایر نخبگان، استمرار برخورد سرد مردم استانهای مختلف با دولتیها تا کنون، و، حتی، در سفر به مازندران، از همه مهمتر، در استقبال سرد مردم از توافق نهایی هستهای، که خود را در بورس (بهابازار) و کوچه و خیابان و بازار به طرز منفی نشان داد“.
نتیجهگیری این روزنامه وابسته به باند ولیفقیه در مورد نداشتن پایگاه مردمی دولت آخوند روحانی این است که ”بحران مشارکت“ بهوجود آمده به ”رفتار نامناسب این دولت بامردم“ برمیگردد.
حکایت نزاع باندهای رژیم بر سر مردمی نبودن، عدم مشروعیت، بداخلاقی و... اعتراف به این واقعیت است که کلیت رژیم با تمام دستهبندیهای آن ضدمردمی و نامشروع است.
آنها در این جنگ وجدال تیشه به ریشه و بن نظام که تماماً ضدمردمی است میزنند و مانند کسانی هستند که بر شاخ نشستهاند و بن میبرند.
این واقعیت که باندها فاقد حمایت مردم هستند به موضوع جنگ باندی تبدیل شده است، تماماً در راستای جنگ انتخابات و هژمونی است. زیرا آنچه در آن تردیدی نیست این است که هیچ یک از باندهای رژیم آخوندی اعتقادی به مردم و مشارکت آنها ندارند.
مردم ایران سالها پیش با دادن شعار ”کل نظام باطل است“ نظام آخوندی با تمامی دستهبندیهای درونی آن را نفی کردهاند و بازی دجالگرانه باندها در زمینه حمایت داشتن و یا حمایت نداشتن تنها در جهت کسب قدرت است و از نظر مردم ایران به پشیزی نمیارزد.
عبرت این است نظامی که خودش را بهاصطلاح مردمی میداند، باندهای درونی آن به صراحت یکدیگر را به غیر مردمی بودن و نداشتن پایگاه در میان مردم متهم میکنند.
در زمینه جدال بر سر مشروعیت یاعدم مشروعیت باندها، روزنامه شرق وابسته به باند رفسنجانی- روحانی30آبان94 باند ولیفقیه و بهخصوص دلواپسان آن را مصداق «الغریق یتشبث بکل الحشیش» میداند، که بهدلیل رویگردانی مردم از آن ”هرازگاه آشوبی در جام دولت میاندازند تا بگویند ما مردمی هستیم. اما دریغ و شعف از یک صدای تأییدآمیز از سوی مردم. آنها میدانند دلیل عدم اقبال مردم به آنها نه حضور رقیب، که کارنامه گذشتهشان است. رقیب حقیقی تندروها پیشینهای است که هنوز از یاد مردم نرفته است“.
روزنامه ابتکار دیگر روزنامه باند رفسنجانی- روحانی30آبان 94 ضمن اشاره به اقدامات باند خامنهای علیه باند رفسنجانی- روحانی از جمله انداختن عمامه از سریکی از آخوندهای وابسته به این باند (موسوی لاری)، این باند را متهم به نداشتن پایگاه میان مردم میکند. زیرا برای آنها ”تاثیر رأی مردم صفر میشود و در همچنان بر پاشنه آنارشیسم گروههای خاص میچرخد“. و برای آنها ”سالهاست محیط سیاسی از تغییرات سیاسی و رأی مردم جدا شده است و اثری از تغییرات سیاسی و رأی مردم در میدان سیاسی مشاهده نمیشود“.
از نظر این روزنامه حامی دولت روحانی بهدلیل نداشتن ”پایگاه مردمی“ است که در میان باند ولیفقیه ارتجاع و بهخصوص دلواپسان آن ”بد اخلاقی وبی تحملی“ رایج است و ”در بزنگاه کنونی، یعنی انتخابات اسفند 94، میخواهند آتشفشان خشونت را فعال کنند“.
متقابلاً روزنامه رسالت وابسته به باند خامنهای 30آبان 94 نیز باند رفسنجانی- روحانی و بهخصوص دولت آخوند حسن روحانی را متهم به غیرمردمی بودن میکند، طوری که از نظر این روزنامه از همان روزهای نخست علائم غیرمردمی دولت روحانی بودن مشهود بود و کارهای آن هم مورد استقبال مردم قرار نگرفته است: ”کسر محبوبیت دولت را میشد از همان ماههای نخست، با جدی گرفتن علائم متعددی فهمید؛ علائمی که خود را در واکنش سرد مردم به مقدمات توافق هستهیی در ژنو، سپستر، در استقبالهای سرد مردم از رئیسجمهور در جریان سفرهای استانی، بعدتر، در عدم انصراف گسترده مردم از یارانهها بهرغم تمنای دولت و توصیه سایر نخبگان، استمرار برخورد سرد مردم استانهای مختلف با دولتیها تا کنون، و، حتی، در سفر به مازندران، از همه مهمتر، در استقبال سرد مردم از توافق نهایی هستهای، که خود را در بورس (بهابازار) و کوچه و خیابان و بازار به طرز منفی نشان داد“.
نتیجهگیری این روزنامه وابسته به باند ولیفقیه در مورد نداشتن پایگاه مردمی دولت آخوند روحانی این است که ”بحران مشارکت“ بهوجود آمده به ”رفتار نامناسب این دولت بامردم“ برمیگردد.
حکایت نزاع باندهای رژیم بر سر مردمی نبودن، عدم مشروعیت، بداخلاقی و... اعتراف به این واقعیت است که کلیت رژیم با تمام دستهبندیهای آن ضدمردمی و نامشروع است.
آنها در این جنگ وجدال تیشه به ریشه و بن نظام که تماماً ضدمردمی است میزنند و مانند کسانی هستند که بر شاخ نشستهاند و بن میبرند.
این واقعیت که باندها فاقد حمایت مردم هستند به موضوع جنگ باندی تبدیل شده است، تماماً در راستای جنگ انتخابات و هژمونی است. زیرا آنچه در آن تردیدی نیست این است که هیچ یک از باندهای رژیم آخوندی اعتقادی به مردم و مشارکت آنها ندارند.
مردم ایران سالها پیش با دادن شعار ”کل نظام باطل است“ نظام آخوندی با تمامی دستهبندیهای درونی آن را نفی کردهاند و بازی دجالگرانه باندها در زمینه حمایت داشتن و یا حمایت نداشتن تنها در جهت کسب قدرت است و از نظر مردم ایران به پشیزی نمیارزد.