728 x 90

-

معنای برگزاری رزمایش به اسم «اقتدار» در قلب تهران

-

مزدوران بسیجی
مزدوران بسیجی
برگزاری مانور بسیجیها در تهران یا «رزمایش بزرگ اقتدار ثارالله» در تهران، این سؤال را به ذهن متبادر می‌کند که آن همه هیاهو و تبلیغات درباره خطر استکبار و این‌که آمریکا دست از دشمنی برنداشته و تأکید بر ضرورت حفظ آمادگی و هوشیاری در برابر خطر تهاجم دشمن، چگونه یکباره نتیجه‌اش، برگزاری این رزمایش شهری از کار درآمد؟! آمریکا وسط تهران چه می‌کند؟

اگر به یاد داشته باشیم که آمریکا و استکبار و این قبیل شعارها، در واقع دود و دم و پردهٴ استتار برای پنهان کردن دشمن اصلی است، حل این معما، آسان می‌شود؛ سابقه امر نیز همین را می‌گوید و از روز اول و از زمان خمینی دجال هم همین طور بوده است. کمااین‌که پس از ماجرای امجدیه در سال59، خمینی به صحنه آمد و در یک سخنرانی علنی، به نیروهایش و نزدیکترین کسان خود، از جمله پسرش احمد که ناگزیر از موضعگیری علیه چماقداری بر ضد مجاهدین شده بود، گفت که دشمن نه آمریکاست نه شوروی است، نه انگلیس و کذا و کذاست، بلکه دشمن همین جا در تهران، بیخ گوش ماست!

آری، دشمن اصلی یا تنها دشمن جدی رژیم، دشمنی که موجودیت آن را تهدید می‌کند، همواره مردم و مقاومت ایران بوده است و بس! این واقعیت را می‌توان از هشدارهای مکرر مقامها، نهادها و رسانه‌های رژیم دریافت؛ از جمله:
از رئیس‌جمهور و مسئولان نظام اسلامی می‏خواهیم… تلاش کنند و با رصد توطئه‌های دشمنان که فرهنگ اسلامی را نشانه رفته‌اند؛ مراقب برخی‏ حرکتهای آشکار و پنهان داخلی و خارجی» باشند. (از بیانیه پایانی خبرگان ارتجاع).

«وضعیت اضطراری است... مقوله فرهنگ ضدّ دینی و گسترش... بی‌حجابی دیگر صرف یک اقدام ضدفرهنگی محسوب نمی‌گردد بلکه توطئه‌ای ضدّفرهنگی در راستای براندازی و مقابله با امنیت نظام اسلامی به حساب می‌آید» (سرمقاله روزنامه حکومتی حمایت – 12 /6/ 94).

آری، دشمن در تهران است. دشمن مردم ایران هستند، نه آمریکا و استکبار! آمریکا هرگز درصدد سرنگون کردن رژیم نبوده است، اخیراً خود اوباما هم فاش کرد که حتی در زمان بوش، با آن همه تهدیدهای غلاظ و شداد، هرگز هیچ طرح جنگی برای یک حمله نظامی محتمل به رژیم ایران آماده نشده بود. حتی جنگ 8ساله با عراق، با همهٴ خسارات و فجایعش، سرپوش این جنگ اصلی بود. اکنون هم دود و دم و تبلیغات در مورد آمریکا و خطر نفوذ آمریکا و غیره، سرپوش همین جنگ اصلی است. صرف‌نظر از هر بحث نظری، برگزاری این مانور، آن هم با موتور سوارهای سرکوبگر بسیجی در تهران، اثباتگر همین امر است. حتی اگر رژیم این مانور را در سواحل خلیج فارس، یا آبهای آن هم اجرا می‌کرد، باز هم هدف اصلیش مرعوب کردن مردم ایران بود.

به این ترتیب این سؤال مطرح می‌شود که شرایط چگونه است که برگزاری چنین مانوری را، آن هم در قلب تهران ضروری می‌کند؟

جواب، یک کلمه است: شرایط پس از زهرخوران! یا به قول خود رژیم «مرحله پساتوافق»! همان ضرورتی که رژیم را ناچار از اعدامهای جمعی روزمره کرده است، همان عاملی که رژیم را وادار می‌کند پس از سالها دوباره به اجرای شنیع‌ترین احکام مثل دست و پا بریدن رو بیاورد و عملاً نشون بدهد که گروههایی مثل داعش، این قبیل اعمال را از کی و از کجا الگو برداری کرده‌اند. از طرف دیگر این همه حرکتهای اعتراضی اقشار مختلف مردم که روز به روز هم قویتر و گسترده‌تر می‌شود و در شرایطی که حربة سرکوب نیز کند شده و تأثیر بازدارندهٴ خود را از دست داده… و همهٴ این عوامل رژیم را وادار می‌کند به این قبیل اقدامات و مانورها متوسل شود.

سؤال دیگری که مطرح می‌شود، این است که آیا برگزاری این قبیل نمایشها و رزمایشها، یا اعدامها و اقدامات سرکوبگرانه علیه زنان، مصرف جنگ باندی دارد، و اقدامات باند ولی‌فقیه برای از دور خارج کردن باند دیگر است؟

با نگاهی به اظهارات و موضع‌گیریهای باند رفسنجانی و روحانی و روزنامه‌هایشان می‌توان دریافت که ابراز نگرانی و هشدار نسبت به وضعیت انفجاری جامعه، فصل‌مشترک دو باند است؛ البته گاهی غرولندهایی در مورد حجاب و بدحجابی و کنسرت و این قبیل موارد می‌کنند، ولی تا به‌حال مطلقاً حتی یک کلمه علیه اعدامها و دست و پا بریدن و تاخت و تاز پاسدارها و بسیجیها در خیابانها، به زبان نرانده‌اند.

البته جنگ و دعوای باندها و شکاف ناشی از آن، در تشدید التهاب و وضعیت انفجاری فضای اجتماعی نقش مهمی دارد، اما این به‌معنای آن نیست که این فضا، مطلوب باند رفسنجانی روحانی باشد، آنها هم به‌شدت نگرانند ولی راه و مسیر دیگری برای مقابله با آن پیشنهاد می‌کنند.

روشن است که برگزاری این قبیل نمایشها و رزمایشها، دوای درد رژیم نیست؛ برای مقابله با آن، ابتدا باید شکاف درون رژیم بسته شود و برای آن جنگ و جدال باندها بایستی متوقف گردد، کما این‌که خامنه‌ای هم هشدار می‌دهد که اگر با هم دست به یقه بشویم، خدای متعال نعمتش را برمی‌دارد؛ اما نه تنها نمی‌تواند و از بستن شکاف عاجز است، بلکه هر بار که حرف می‌زند، عملاً نفت روی آتش جنگ باندی می‌ریزد، چرا که می‌خواهد باند رقیب را از صحنه حذف کند، اما توان آن را ندارد؛ ناگزیر به این‌گونه اقدامات و برگزاری این قبیل نمایشها متوسل می‌شود.
										
											<iframe style="border:none" width="100%" scrolling="no" src="https://www.mojahedin.org/if/71366b5e-a6db-4844-ae78-0666da685f32"></iframe>
										
									

گزیده ها

تازه‌ترین اخبار و مقالات