728 x 90

اختلافات سیاسی در ایران,

حرف چه کسی فصل الخطاب است

-

جنگ قدرت بین رفسنجانی و خامنهای
جنگ قدرت بین رفسنجانی و خامنهای
ائمه جمعه، مهره‌ها و رسانه‌های باند خامنه‌ای مستمراً بر فصل الخطاب بودن نظرات و گفته‌های ولی‌فقیه ارتجاع در زمینه مسایل مختلف حکومتی، به‌خصوص در مسایلی که برای نظام اهمیت استراتژیک دارند تأکید می‌کنند.
قانون اساسی رژیم نیز به‌طور خاص در مسائلی که برای نظام اهمیت راهبردی دارد و در سیاستهای اصلی و کلان نظر ولی‌فقیه ارتجاع را فصل الخطاب می‌داند.
آخوند احمد خاتمی در مورد فصل الخطاب بودن نظرات خامنه‌ای بر همه امور و از جمله در مورد دعواهای درونی رژیم در نمایش جمعه9مرداد94 تهران می‌گوید: ”دعواها اگر فصل الخطاب نداشته باشد منجر به تفرقه می‌شود، فصل الخطاب نظام جمهوری اسلامی در این عرصه‌های کلان رهبری است“.
امام جمعه خامنه‌ای در جای دیگری از سخنانش در مورد زهرخوران نیز حرف خامنه‌ای را فصل الخطاب می‌داند و می‌گوید: ”رهبر با چشم باز، با هوشیاری با زیرکی که همه قبول دارند این مسائل را پیگیری می‌کند و رؤسای سه قوه و به‌خصوص رئیس محترم جمهور هم تلاش می‌کنند این مسأله بگونه‌ای که به مصلحت نظام است و به تأیید مقام معظم رهبری برسد، مسأله را فیصله بدهند“.
آنچه که سران باند خامنه‌ای را نگران می‌کند این است که اختلافات و تنازعات در نظام ولایت تا آنجا بالا بگیرد، که اوضاع از کنترل خامنه‌ای خارج شود و نظام به سمت دو قطبی شدن پیش برود که نتیجه آن زیر علامت سؤال رفتن موجودیت کل نظام است.
آخوند صدیقی دیگر امام جمعه خامنه‌ای در تهران، در نمایش جمعه 8خرداد 94 ضمن اشاره به بحرانهایی که رژیم را فراگرفته با التماس و درخواست از کارگزاران باندهای درونی رژیم می‌خواهد که شأن مقام و ولایت خامنه‌ای را به‌جا بیاورند و حرفهای او را در مورد مسایل حکومتی خصوصاً در زمینه تله مرگبار اتمی و مذاکرات، فصل‌الخطاب بدانند.
طبعاً در آشفته بازار نظام ولایت و در شرایطی که باندها برای چپاول و غارت هر چه بیشتر مردم به جان هم افتاده‌اند و در شرایطی که به‌دلیل زهرخوران اتمی نظام آخوندی به‌شدت قطب‌بندی شده، باند مقابل نیز ساکت ننشسته و تعریف خود را فصل الخطاب دارد. این باند شیادانه تلاش دارد با سنگر گرفتن پشت مردم دست حریف را در زمینه مسایل مورد نزاع از جمله مسأله اتمی ببندد. مشخصاً این روزها رفسنجانی پشت همین سنگر، مدام باند ولی‌فقیه و در رأس آن خامنه‌ای را مورد تهاجم سنگین خود قرار می‌دهد.
قبل از توافق نیز یکبار روحانی در زمینه حل‌وفصل موضوع اتمی و مذاکرات، پشت مردم سنگر گرفت و با نادیده گرفتن فصل الخطاب بودن خامنه‌ای، بحث رفراندوم هسته‌یی را مطرح کرد که این موضوع باعث غوغایی در نظام آخوندی شد.
اکنون نیز باند رفسنجانی- روحانی با سنگر گرفتن پشت ”حق مردم“ و ”حق الناس“ هم در زمینه هسته‌یی و هم در زمینه انتخابات، فصل الخطاب بودن نظرات خامنه‌ای را به چالش می‌کشند‌. این باند با شیادی تمام مدعی حمایت اکثریت مردم با توافق است! و به‌اصطلاح ”حمایت اکثریت مردم ایران با توافق“ را به جیب خود می‌ریزد، و به دولت روحانی توصیه می‌کند از این شرایط بهره ببرد. زیرا از نظر این باند ”مردم“ ! هستند که فصل الخطاب هستند و در این صورت جای هیچ حرف و سخن و اما و اگری از جانب باند ولایت و حتی شخص خامنه‌ای باقی نمی‌ماند. این همان حرفی است که رفسنجانی در هر جلسه و هر نشست و برخاست با عوامل خود مطرح می‌کند. کاملاً روشن است، آنجایی که هاشمی رفسنجانی از خامنه‌ای طلب ”حق الناس“ را دارد و شیادانه سنگ مردم را به سینه می‌زند، در پی کسب هژمونی در نظام است.
آنجایی نیز که وی در مورد ریز و درشت مسایل حکومتی اظهارنظر می‌کند، در واقع نظرات خودش را در مقابل خامنه‌ای برای حل معضلات نظام راهگشا و فصل الخطاب می‌داند. ریشه این مسأله که این روزها نظرات خامنه‌ای و رفسنجانی این چنین عریان رو در روی هم قرار گرفته‌اند در همین دعوای هژمونی است.
به‌عنوان نمونه آنجا که رفسنجانی خواستار عادی شدن رابطه با آمریکا می‌شود و به‌مناسبتهای مختلف ضرورت این امر را به بیانهای گوناگون به ولی‌فقیه گوشزد می‌کند، خامنه‌ای واکنش نشان می‌دهد و می‌گوید: ”نه نفوذ اقتصادی آمریکاییها را؛ نه نفوذ سیاسی آنها نه حضور سیاسی آنها، نه نفوذ فرهنگی آنها را» اجازه نخواهیم داد و «با همه توان… مقابله خواهیم کرد». آنجا که باند رفسنجانی- روحانی و به‌ویژه شخص رفسنجانی از سیاستهای گذشته نظام اظهار پشیمانی می‌کند و خواستار حل فصل منازعات منطقه‌یی با عقب‌نشینی از سیاستهای دخالت‌گرانه نظام در کشورهای منطقه است (زهرمنطقه‌ای) خامنه‌ای به صحنه می‌آید و بر مداخله آشکار رژیم در امور کشورهایی نظیر بحرین، یمن، سوریه و عراق تأکید می‌کند و تحت عنوان ”حمایت از مردم مظلوم“سیاستهای توسعه‌طلبانه رژیم را توجیه می‌کند.
ملاحظه می‌شود که خطوط رفسنجانی و خامنه‌ای قدم به قدم در تقابل و تضاد با یکدیگر قرار دارند، و هر یک از آنها نقشه مسیر مشخصی را برای حل مسایل دنبال کرده و خود را مرجع و فصل الخطاب برای حل بحرانها و مشکلات نظام می‌دانند.
جنگ و جدالها و تک و پاتکهای مستمر خامنه‌ای و رفسنجانی در این جهت است که هژمونی در رأس نظام تعیین‌تکلیف شود و این‌که بالاخره حرف و سخن چه کسی فصل الخطاب است و حرف آخر را چه کسی می‌زند.
										
											<iframe style="border:none" width="100%" scrolling="no" src="https://www.mojahedin.org/if/95369d8c-6039-460f-a641-fbbe6eee7a8c"></iframe>
										
									

گزیده ها

تازه‌ترین اخبار و مقالات