728 x 90

-

بحرانهای مرتبطه

-

روحانی - خامنه ای
روحانی - خامنه ای
حتماً که قانون ظروف مرتبطه را در فیزیک خوانده‌اید و می‌دانید که وقتی یک مادهٴ مایع مثل آب در این ظرف ریخته شود به تناسب در همه‌ی لوله ها و بخشهای این ظرف راه پیدا می‌کند و در یک چشم به هم زدن در همه لوله‌ها، هم سطح می‌شود! حکایت نظام ولایت‌فقیه هم با همه‌ی بحرانهایی که دست به گریبان است، عین این قانون ظروف مرتبطه است. به‌طوری‌که وقتی بحرانی در رژیم بالا می‌گیرد، بلافاصله روی همهٴ بحرانهای رژیم تأثیر خودش را می‌گذارد. مثلاً وقتی در آستانهٴ ضرب‌الاجل هسته‌یی، خامنه‌ای در تنگنای تصمیم‌گیری و تعیین‌تکلیف قرار گرفته است، همین فشار، جنگ باندی را در درون رژیم تشدید می‌کند. تشدید رویارویی باندها نیز، تأثیر خودش را در بحران اقتصادی و بیکاری، به‌ویژه بیکاری جوانان و فارغ‌التحصیلان هم می‌گذارد. سپس دلواپسان یقه روحانی را می‌گیرند که چرا مسألهٴ بیکاری جوانان را حل نمی‌کند و مگر نمی‌داند که چه انبار باروتی در پشت این مشکل وجود دارد. روحانی هم راه‌حل را که خوردن جام زهر است، جلو آنها می‌گذارد و می‌گوید این راه‌حل مشکلات است که ما با تمام تلاش مشغول محقق کردن آن هستیم. آنها متقابلاً هم می‌گویند هرکس دنبال مذاکره برای بای دادن دستگاه اتمی است، خائن است. حتی اگر ظریف، وزیر خارجه روحانی باشد.

این چنین است که بحرانها، روی همدیگر تاثیر می‌گذارند و آثار کشمکش و جنگ باندی از درون رژیم فراتر رفته و به عمق جامعه کشیده شده و خود را در اوجگیری اعتراضات جوانان در صحنه‌های مختلف، بارز می‌کند. ولی‌فقیه طلسم‌شکسته هم که هم‌چنان بر سر دوراهی خوردن یا نخوردن زهر گیر کرده است، نمی‌داند به دعواهای درون نظام بپردازد یا به «تهدیدات خطرناک فکری جوانها» ؟ نگران «بن‌بست نظام» و «گره هسته‌ای» باشد، یا به قول خودش «حل مسأله بیکاری جوانها!» ؟ به همین دلیل مرتباً یکی به نعل می‌زند و یکی به میخ! اما در این شلوغ بازار، جوانهای آزادیخواه و شجاعی که گیجی ولی‌فقیه را خوب گرفته‌اند، هیچ فرصتی را برای خیزش و اعتراض از دست نمی‌دهند. مثل تجمع جمعی از مردم و جوانهای تهرانی در پارک‌ شهر تهران و درگیری با مأموران سرکوبگر رژیم. این جوانهای با غیرت وقتی متوجه اهانت چند مأمور رژیم به یکسری از افراد فقیر و کارتن خواب در محدوده‌ی این پارک شدند سریعاً به سمت این مزدوران حمله کردند. این موضوع باعث شد تا سایر افرادی که در آنجا حاضر بودند به این جوانان بپیوندند و اعتراض بالا بگیرد. مأموران سرکوبگر که به‌شدت از افزایش جمعیت معترض وحشت کرده بودند ابتدا تلاش کردند با حمله به مردم آنها را متفرق کنند، اما جوانان کوتاه نیامدند و با سردادن شعارهای «ولش کن، ولش کن» و هو کردن، مزدوران رژیم را مورد حمله قرار دادند. برخی ماشینهایی که از در حال عبور از این محدوده بودند، با دیدن این صحنه، با این جوانان همراهی کرده و به‌صورت جمعی شروع به بوق زدن کردند. مأموران وحشت‌زده که با این وضعیت روبه‌رو شدند فرار را بر قرار ترجیج دادند. اما جوانان مزدوران را حتی در حال گریز هم رها نکردند و با دست و سوت زدن و هو کردن، آنها را بدرقه کردند.
										
											<iframe style="border:none" width="100%" scrolling="no" src="https://www.mojahedin.org/if/95ba2094-6741-4298-9f88-532eace1cb34"></iframe>
										
									

گزیده ها

تازه‌ترین اخبار و مقالات