پال گوسار - نمایندهٴ کنگرهٴ آمریکا از ایالت آریزونا

من خیلی خوشحالم که سناتور مککین پشت سر شهردار جولیانی وارد شد. اما آنچه من قصد دارم امروز درباره آن صحبت کنم یک طرح برای اقدام است. وقتی شما نگاهی به زمان بیندازید، میبینید که زمان به سرعت میگذرد و نمیتوانید آنرا متوقف کنید. و ما یکی از آن لحظات را این هفته با از دستدادن یکی از خودمان در پرسکات آریزونا دیدیم.
و یکی از چیزهایی که من میخواهم، در مقابل کمیته نیروهای مسلح سنا و کمیته امور خارجه برجسته کنم این است که تعدادی از مقامات خارجی گذشته ما جمع شدند تا در مورد این مشکل صحبت کنند. و این مشکل، همین رئیسجمهور است. او وانمود میکند، در مورد آنچه اینجا در جریان است صحبت میکند، آنچه بر در ما میکوبد. هر چه که باشد، خشونت در محل کار یا اعمال خشونت راندوم، باید آنرا متوقف کرد. اما باید به یک نقطهٴ اوج برسد، و من امیدوارم که پس از آنچه شما در اینجا میبینید، آتشی را در کنگره روشن خواهید کرد. لازم است که شما آتشی را در کنگره، هم مجلس نمایندگان و هم مجلس سنا روشن کنید، بهدلیل اینکه زمان تیکتاک میکند. اما من فکر میکنم عبارات واقعاً تلخی هست که ما باید بشنویم. یک صدای عالی از هنری کیسینجر هست که احتمالاً در مورد خلعسلاح هستهیی از هر کسی بیشتر میداند. و من میخواهم از او نقلقول کنم. «مذاکرات هستهیی با (رژیم) ایران بهعنوان یک تلاش بینالمللی برای جلوگیری از دستیابی (رژیم) ایران به قابلیت توسعهٴ یک گزینهٴ هستهیی نظامی آغاز شد. این اکنون در اساس، یک مذاکره دوجانبه در مورد دامنهٴ آن قابلیت از طریق توافقی است که یک حد فرضی یک ساله را برای گریز مفروض برقرار میکند. تأثیر این رویکرد، تغییر دادن جلوگیری از گسترش (هستهیی) به مدیریت آن خواهد بود». اجازه بدهید تکرار کنم: «تأثیر این رویکرد، تغییر دادن جلوگیری از گسترش (هستهیی) به مدیریت آن خواهد بود». این کار را چگونه انجام خواهید داد!؟ (رژیم) ایران یک بازیگر پوکر با آمریکا بوده است. هر توافقی باید با نظارت کنگره صورت گیرد والا باید آنرا پاره کرد. [تشویق] باید در هر قدمی بر آن نظارت کرد و کنگره باید قادر به یا منتفی کردن و یا حمایت از آن باشد. این کلیدی است.
زمان آن است که با کنگره و سنا و اعضای کنگره تماس بگیرید، بیرون بروید و یک قرار ملاقات با آنها بگیرید. اطمینان حاصل کنید که این توافق یک توافق بد نباشد و بتوانیم کاری کنیم که کنگره بر آن نظارت داشته باشد. بگذارید آنرا تقویت کنیم. تحریمها، هنگامی که شما به یک بازی میروید، تحریمها را روی میز میگذارید. شما با یک دست ضعیف بازی نمیکنید، با دست قوی بازی کنید. با قیمت نفت شما یک فرصت دارید. استراتژی. ژنرال همهچیز را در مورد استراتژی میداند. این یک فرصت است.
ما باید همچنان از رهبرانمان خواهان پاسخگویی بشویم. اما اشتباه نکنید، زمان در این مسأله دوست ما نیست، و بنابراین ما در لبه تیغ نشستهایم. متشکرم.
سناتور آدام دریگز رئیس کمیته قضایی سنای آریزونا
و یکی از چیزهایی که من میخواهم، در مقابل کمیته نیروهای مسلح سنا و کمیته امور خارجه برجسته کنم این است که تعدادی از مقامات خارجی گذشته ما جمع شدند تا در مورد این مشکل صحبت کنند. و این مشکل، همین رئیسجمهور است. او وانمود میکند، در مورد آنچه اینجا در جریان است صحبت میکند، آنچه بر در ما میکوبد. هر چه که باشد، خشونت در محل کار یا اعمال خشونت راندوم، باید آنرا متوقف کرد. اما باید به یک نقطهٴ اوج برسد، و من امیدوارم که پس از آنچه شما در اینجا میبینید، آتشی را در کنگره روشن خواهید کرد. لازم است که شما آتشی را در کنگره، هم مجلس نمایندگان و هم مجلس سنا روشن کنید، بهدلیل اینکه زمان تیکتاک میکند. اما من فکر میکنم عبارات واقعاً تلخی هست که ما باید بشنویم. یک صدای عالی از هنری کیسینجر هست که احتمالاً در مورد خلعسلاح هستهیی از هر کسی بیشتر میداند. و من میخواهم از او نقلقول کنم. «مذاکرات هستهیی با (رژیم) ایران بهعنوان یک تلاش بینالمللی برای جلوگیری از دستیابی (رژیم) ایران به قابلیت توسعهٴ یک گزینهٴ هستهیی نظامی آغاز شد. این اکنون در اساس، یک مذاکره دوجانبه در مورد دامنهٴ آن قابلیت از طریق توافقی است که یک حد فرضی یک ساله را برای گریز مفروض برقرار میکند. تأثیر این رویکرد، تغییر دادن جلوگیری از گسترش (هستهیی) به مدیریت آن خواهد بود». اجازه بدهید تکرار کنم: «تأثیر این رویکرد، تغییر دادن جلوگیری از گسترش (هستهیی) به مدیریت آن خواهد بود». این کار را چگونه انجام خواهید داد!؟ (رژیم) ایران یک بازیگر پوکر با آمریکا بوده است. هر توافقی باید با نظارت کنگره صورت گیرد والا باید آنرا پاره کرد. [تشویق] باید در هر قدمی بر آن نظارت کرد و کنگره باید قادر به یا منتفی کردن و یا حمایت از آن باشد. این کلیدی است.
زمان آن است که با کنگره و سنا و اعضای کنگره تماس بگیرید، بیرون بروید و یک قرار ملاقات با آنها بگیرید. اطمینان حاصل کنید که این توافق یک توافق بد نباشد و بتوانیم کاری کنیم که کنگره بر آن نظارت داشته باشد. بگذارید آنرا تقویت کنیم. تحریمها، هنگامی که شما به یک بازی میروید، تحریمها را روی میز میگذارید. شما با یک دست ضعیف بازی نمیکنید، با دست قوی بازی کنید. با قیمت نفت شما یک فرصت دارید. استراتژی. ژنرال همهچیز را در مورد استراتژی میداند. این یک فرصت است.
ما باید همچنان از رهبرانمان خواهان پاسخگویی بشویم. اما اشتباه نکنید، زمان در این مسأله دوست ما نیست، و بنابراین ما در لبه تیغ نشستهایم. متشکرم.
سناتور آدام دریگز رئیس کمیته قضایی سنای آریزونا

با تشکر از شما، خیلی جای خوشوقتی است که من امروز در اینجا با شما هستم. من خیلی خوشحالم که تکتک شما از وقت و برنامه روز خود برای حمایت از این آرمان بزرگ مایه گذاشتید. این فوقالعاده است که این رویداد را اینجا در فنیکس داریم. ما در حال بحث در مورد رویدادهای نگرانکنندهای هستیم که در گذشته رخ داده است و یا امروز در فاصله دوری از ما در حال وقوع هستند. وقتی ما به این تصاویری که در اینجا به نمایش گذاشته شدهاند نگاه میکنیم، و من امیدوارم که بعد از سخنرانیها شما جلو بیائید و در چشم برخی از این تصاویر نگاه کنید و چهره این مردان، زنان، و کودکان، بله کودکان را که توسط یک رژیم سرکوبگر در ایران کشته شدهاند ببینید.
رژیم ایران نقطه کانونی تروریسم و بنیادگرایی اسلامی است. رژیم ایران پیشاهنگ القاعده، داعش و تمام گروههای بنیادگرای اسلامی است که در حال حاضر امنیت ملی ما را تهدید میکنند. اکنون رژیم ایران بهدنبال توسعه سلاحهای هستهیی است که تمام معادلات در این منطقه و امنیت جهانی ما را تغییر خواهد داد. رژیم ایران در حال حاضر و یک سال و نیم گذشته توسط حسن روحانی رهبری شده است، همان کسیکه اگر شما اسم او را در گوگل جستجو کنید تعریفهای رسانهیی بسیاری خواهید دید که او را یک رهبر میانهرو جا میزنند. دو سال و نیمی که او سرکار بوده، بیش از 1250 شهروندان ایرانی اعدام شدهاند، که بسیاری از آنها در ملأعام بوده است. ما نیاز به گسترش دانش و بینش خود داریم تا بتوانیم نه تنها با مشکلات موجود در ایران و خاورمیانه، بلکه با راهحلها به درستی برخورد کنیم. دشمن، بنیادگرایی اسلامی است. دشمن، مردم ایران نیستند. من شخصاً دوستانی امروز در ایران دارم که چیزی بیش از آزادی نمیخواهند. ما در اینجا با یک گروه هستیم، این گروه یک رهبری دارد و آنها دموکراسی، امید، آزادی، دولت کثرتگرا، آزادی مذهب، آزادی بیان، عزت و احترام برای زنان، و آزادی برای همه مردم ایران را نمایندگی میکنند.
ما همچنین به میزان زیادی نگران تهدیدی هستیم که یک ایران هستهیی برای همه ما ایجاد کرده است. ما نگران هستیم به این دلیل که دولت اوباما در رهبری در این منطقه شکست خورده است. حالا، ما چه کاری میتوانیم بکنیم؟ این کار یک نفر نیست. اما یک گروه بزرگ از مردم، شامل همه شما که امروز در اینجا گرد آمدهاید، تأثیر گذار است. ما در مورد این مسائل به دنیا، در سراسر آریزونا، در سراسر ایالات متحده، و در سراسر جهان آگاهی میدهیم. این رویداد در سراسر جهان دیده خواهد شد و مردم دارند تماشا میکنند. آنها خواهند دید که یک جنبش سازمانیافته وجود دارد تا جایگزین حکومت دینی در ایران با دولتی شود که آزادانه انتخاب میشود، دولتی که حقوقبشر پایهیی مردم خود را تضمین میکند، و به باور من دولتی که میتواند یک کاتالیزور برای تغییر در کل منطقه شود. من افتخار دیدار با ایرانیان زیادی را دارم که از میهن خود فرار کردهاند و در جستجوی آزادی به ایالات متحده آمدهاند. امید است که ما از آزادی خود استفاده کنیم و به آنها کمک کنیم تا آزادی را در کشور شان بهدست بیاورند. متشکرم.
ریک گری، رئیس کمیته زیر ساختها در کنگره ایالت آریزونا
رژیم ایران نقطه کانونی تروریسم و بنیادگرایی اسلامی است. رژیم ایران پیشاهنگ القاعده، داعش و تمام گروههای بنیادگرای اسلامی است که در حال حاضر امنیت ملی ما را تهدید میکنند. اکنون رژیم ایران بهدنبال توسعه سلاحهای هستهیی است که تمام معادلات در این منطقه و امنیت جهانی ما را تغییر خواهد داد. رژیم ایران در حال حاضر و یک سال و نیم گذشته توسط حسن روحانی رهبری شده است، همان کسیکه اگر شما اسم او را در گوگل جستجو کنید تعریفهای رسانهیی بسیاری خواهید دید که او را یک رهبر میانهرو جا میزنند. دو سال و نیمی که او سرکار بوده، بیش از 1250 شهروندان ایرانی اعدام شدهاند، که بسیاری از آنها در ملأعام بوده است. ما نیاز به گسترش دانش و بینش خود داریم تا بتوانیم نه تنها با مشکلات موجود در ایران و خاورمیانه، بلکه با راهحلها به درستی برخورد کنیم. دشمن، بنیادگرایی اسلامی است. دشمن، مردم ایران نیستند. من شخصاً دوستانی امروز در ایران دارم که چیزی بیش از آزادی نمیخواهند. ما در اینجا با یک گروه هستیم، این گروه یک رهبری دارد و آنها دموکراسی، امید، آزادی، دولت کثرتگرا، آزادی مذهب، آزادی بیان، عزت و احترام برای زنان، و آزادی برای همه مردم ایران را نمایندگی میکنند.
ما همچنین به میزان زیادی نگران تهدیدی هستیم که یک ایران هستهیی برای همه ما ایجاد کرده است. ما نگران هستیم به این دلیل که دولت اوباما در رهبری در این منطقه شکست خورده است. حالا، ما چه کاری میتوانیم بکنیم؟ این کار یک نفر نیست. اما یک گروه بزرگ از مردم، شامل همه شما که امروز در اینجا گرد آمدهاید، تأثیر گذار است. ما در مورد این مسائل به دنیا، در سراسر آریزونا، در سراسر ایالات متحده، و در سراسر جهان آگاهی میدهیم. این رویداد در سراسر جهان دیده خواهد شد و مردم دارند تماشا میکنند. آنها خواهند دید که یک جنبش سازمانیافته وجود دارد تا جایگزین حکومت دینی در ایران با دولتی شود که آزادانه انتخاب میشود، دولتی که حقوقبشر پایهیی مردم خود را تضمین میکند، و به باور من دولتی که میتواند یک کاتالیزور برای تغییر در کل منطقه شود. من افتخار دیدار با ایرانیان زیادی را دارم که از میهن خود فرار کردهاند و در جستجوی آزادی به ایالات متحده آمدهاند. امید است که ما از آزادی خود استفاده کنیم و به آنها کمک کنیم تا آزادی را در کشور شان بهدست بیاورند. متشکرم.
ریک گری، رئیس کمیته زیر ساختها در کنگره ایالت آریزونا

سال گذشته اولین سال بود که ما در اینجا یک کنفرانس داشتیم. از من دعوت شده بود که بیایم و صحبت کنم و من در مورد اینکه چرا آنها میخواهند من صحبت کنم قدری متعجب شده بودم. اما من به شما بگویم، بهخصوص برای کسانی از شما که برای اولین بار در اینجا هستید، اینکه درآمدن به اینجا یک خطر وجود دارد، زیرا که قلب شما ربوده میشود. با مردمی که من با آنها نشست و بر خاست داشتهام، ایرانی-آمریکاییها، من شور و اشتیاق را در آنها برای کشور خود میبینم، من شور و اشتیاق آنها را برای آزادی میبینم. من اشتیاق را میبینم، همان قلبی که من در مردم آمریکا در مبارزه برای حفظ آزادیمان میبینم.
بنابراین، برای کسانی از شما که در ایران برای آزادی خود مبارزه میکنید تا آن را پس بگیرید، میخواهم بدانید که وقتی در تاریخ آمریکا به عقب نگاه میکنم، جایی را میبینم که در آن پدران بنیانگذار ما از جان خود گذشتند و داراییهای خود، خانوادههای خود، زندگی خود را برای خرید آزادییی که ما داشتهایم، قربانی کردند.
من خوش شانس بودم، همانطور که خانم چاوز گفت، که به رویداد پاریس رفتم. من با بسیاری از ایرانیان صحبت کردم. من با بسیاری از نظامیهایمان صحبت کردم. در واقع، یکی از ایرانیان روز بعد از کنفرانس او از من پرسیده بود "سخنرانی که واقعاً شما را گرفت کدام بود؟ " و من گفتم، آن در واقع یکی از سخنرانیها نبود، بلکه مکالمه من با آقایی بود که کنار من نشسته بود، سرهنگ وس مارتین، که به من داستان خودش را گفت که او مسئول کمپ اشرف در زمانی بوده که آمریکاییها به آنجا رفتند و با دادن این وعده که ما حفاظت شما را تأمین خواهیم کرد، سلاحهای آنها را از دستشان گرفتند. او کسی بود که آن مردم را میشناخت، به آن مردم اعتماد داشت، هنگامی که او به من گفت که او نیز یکی از آنهایی بود که به آنها گفته شد باید از کمپ خارج شوند، و من در چهره او نگاه میکردم و پس از سالها شما هنوز هم میتوانستید نگاه شکنجه شده را ببینید. در اینجا یک مرد با شخصیت بود، مردی که روی حرفهایش ایستاد، مردی که وظیفهاش را هم انجام داد. و از یک طرف او به این افراد بهدلیل شخصیت خود، بهخاطر آنچه که درست و آنچه که نادرست است متعهد بود، و از سوی دیگر او از فرمانده کل قوای خود دستور داشت و میبایست از آن پیروی کند. این برای من مایه دل شکستگی بود. ما هرگز نباید نیروی نظامی ما، مردان ما، مردم با افتخار ما را در وضعیتی قرار دهیم که در آن افتخارشان در خطر بیافتد. ما در ایران مردمی داریم که هماکنون بهدلیل اینکه بر سر شرف و افتخار خود سازش نمیکنند، در حال تحمل رنج هستند. ما بهعنوان آمریکایی، ممکن است همان ایمان را نداشته باشیم، اما یکی از چیزهایی که ما در اتحاد با آنها هستیم، عشق و تعهد به آزادی است. و بنابراین، چه ما اینجا در آمریکا باشیم، و چه شما در ایران و یا پاریس یا هر جای دیگر در سراسر جهان باشید، هرگز تسلیم نشوید.
برادران و خواهران ایرانی شما که در اینجا هستند، اینچنین نمونه فوقالعادهای از شخصیت، از خود گذشتگی، و شور و اشتیاق را برپا میکنند. آنها به ما الهام میبخشند، آنها به من الهام میبخشند نه تنها برای کار برای شما، بلکه برای اینکه یک آمریکایی بهتری باشم. هرگز تسلیم نشوید. متشکرم.
رابرت گراهام رئیس حزب جمهوریخواه در آریزونا:
بنابراین، برای کسانی از شما که در ایران برای آزادی خود مبارزه میکنید تا آن را پس بگیرید، میخواهم بدانید که وقتی در تاریخ آمریکا به عقب نگاه میکنم، جایی را میبینم که در آن پدران بنیانگذار ما از جان خود گذشتند و داراییهای خود، خانوادههای خود، زندگی خود را برای خرید آزادییی که ما داشتهایم، قربانی کردند.
من خوش شانس بودم، همانطور که خانم چاوز گفت، که به رویداد پاریس رفتم. من با بسیاری از ایرانیان صحبت کردم. من با بسیاری از نظامیهایمان صحبت کردم. در واقع، یکی از ایرانیان روز بعد از کنفرانس او از من پرسیده بود "سخنرانی که واقعاً شما را گرفت کدام بود؟ " و من گفتم، آن در واقع یکی از سخنرانیها نبود، بلکه مکالمه من با آقایی بود که کنار من نشسته بود، سرهنگ وس مارتین، که به من داستان خودش را گفت که او مسئول کمپ اشرف در زمانی بوده که آمریکاییها به آنجا رفتند و با دادن این وعده که ما حفاظت شما را تأمین خواهیم کرد، سلاحهای آنها را از دستشان گرفتند. او کسی بود که آن مردم را میشناخت، به آن مردم اعتماد داشت، هنگامی که او به من گفت که او نیز یکی از آنهایی بود که به آنها گفته شد باید از کمپ خارج شوند، و من در چهره او نگاه میکردم و پس از سالها شما هنوز هم میتوانستید نگاه شکنجه شده را ببینید. در اینجا یک مرد با شخصیت بود، مردی که روی حرفهایش ایستاد، مردی که وظیفهاش را هم انجام داد. و از یک طرف او به این افراد بهدلیل شخصیت خود، بهخاطر آنچه که درست و آنچه که نادرست است متعهد بود، و از سوی دیگر او از فرمانده کل قوای خود دستور داشت و میبایست از آن پیروی کند. این برای من مایه دل شکستگی بود. ما هرگز نباید نیروی نظامی ما، مردان ما، مردم با افتخار ما را در وضعیتی قرار دهیم که در آن افتخارشان در خطر بیافتد. ما در ایران مردمی داریم که هماکنون بهدلیل اینکه بر سر شرف و افتخار خود سازش نمیکنند، در حال تحمل رنج هستند. ما بهعنوان آمریکایی، ممکن است همان ایمان را نداشته باشیم، اما یکی از چیزهایی که ما در اتحاد با آنها هستیم، عشق و تعهد به آزادی است. و بنابراین، چه ما اینجا در آمریکا باشیم، و چه شما در ایران و یا پاریس یا هر جای دیگر در سراسر جهان باشید، هرگز تسلیم نشوید.
برادران و خواهران ایرانی شما که در اینجا هستند، اینچنین نمونه فوقالعادهای از شخصیت، از خود گذشتگی، و شور و اشتیاق را برپا میکنند. آنها به ما الهام میبخشند، آنها به من الهام میبخشند نه تنها برای کار برای شما، بلکه برای اینکه یک آمریکایی بهتری باشم. هرگز تسلیم نشوید. متشکرم.
رابرت گراهام رئیس حزب جمهوریخواه در آریزونا:

از شما بسیار متشکرم. بسیار خوشوقتم که در اینجا هستم. برای من آموزنده است وقتی به سخنرانیهای امروز گوش دادم، و در رابطه با نیروهای شر و تاریکی شنیدیم که رژیم استبداد مذهبی موجب آزاد شدن آنها شده و سرکوبی که علیه مردم اعمال میشود. ما این فرصت عالی را داشتیم که سال گذشته هم در اینجا شرکت کنیم و همچنین به پاریس برویم. من میخواهم تصویری به شما ارائه دهم زیرا فکر میکنم بعد انسانی این موضوعات، وقتی در رابطه با ویرانیها صحبت میکنیم، و کشتار افراد و رنج و شکنجه افراد در کمپ لیبرتی و سایر نقاط ایران، بعضی اوقات بعد انسانی را فراموش میکنیم. ما در پاریس با اتوبوس به محل گردهمایی رفتیم. برای اینکه گستردگی و ابعاد وسیع آن را برای شما بازگو کنم، باید بگویم وقتی داخل سالن میروید، بیش از 132هزار نفر در آنجا جمع شدهاند آنها چه میخواهند؟ آنها خواستار آزادی هستند. خارج از سالن ردیفهای اتوبوس و افرادی بودند که در فضای سبز نیز تجمع کرده بودند. یعنی به همان تعداد افراد در خارج از سالن هم حضور داشتند.
ما در رابطه با 120هزار نفر صحبت میکنیم که اعدام شدهاند و اینها تعداد افرادی هستند که ما از آنها مطلع هستیم. ما به دوستان ایرانی مقیم آمریکا و آریزونا گوش میدهیم و سرگذشت آنها را میشنویم. یکی از اهالی پرسکات اخیراً به قتل رسید. وقتی به همسایههای خودمان که ایرانی هستند گوش میدهیم میبینیم که از پسرعموها و داییها و پدران و همسران و فرزندانی میگویند که ناپدید شدند، یا در ملأعام اعدام شدند، مورد اهانت و آزار قرار گرفتند یا نقصعضو شدند. و این موضوع بعد واقعی پیدا میکند چون سرگذشت آنها است. روز بعد از گردهمایی در پاریس ما در میزگردی شرکت داشتیم و به صحبتهای خانمی گوش میکردیم که توضیح میداد چگونه همسرش به قتل رسید و او باید فرزندان خود را به همراه خود از کوهها عبور میداد تا پناهنده شوند. چون نگران بود که فرزندان او و خود او به سرنوشت شوهرش دچار شوند. این چیزی نیست که ما معمولاً در روزنامهها میخوانیم. زمانیکه با آنها چشم در چشم میشویم و درد و رنج و اشکهای آنها را حس میکنیم، موضوع واقعی میشود.
اکنون خامنهای ولیفقیه رژیم است. در زمان بحران گروگانگیری در ایران خمینی رهبر این رژیم بود و خامنهای شاگرد او بود. آنها دارند از یک رئیسجمهور ضعیف در آمریکا سوءاستفاده میکنند، رهبری که هیچ جایگاه مستحکمی نداشته که بتواند به پشتوانه آن بایستد و مقابله کند. پس چه کار باید کرد و وضعیت را چگونه میتوان تغییر داد؟ خب، به دور و بر خود نگاه کنید، شما خواستهها برای ایجاد اتحاد و یک صدای واحد را شنیدید و اینکه یک جنبش میتواند رژیمها را سرنگون کند مخصوصاً وقتی نیت صادقانهای را برای آزادی و نعمت رهایی دارد.
پس چه باید کرد و چگونه باید فعالیت کرد؟ برخی از شما برای اولین بار است که در اینجا حضور دارید. بیشتر مطالعه کنید. با ایرانیان مقیم آمریکا صحبت کنید و به حرفهای آنها گوش کنید. این جنبش را بشناسید. و همچنین بنیادگرایی اسلامی و افراطیگری اسلامی و اینکه چه اتفاقاتی میافتد و چگونه میتوان با آن مقابله کرد.
ما باید برخیزیم و سیاست قاطعانهای را در پیش گیریم که عناصر زور و ترس برای طرف مقابل در آن باشد. زیرا این یک جنبش واحدی است که جوشش عظیم برای سرنگونی این رژیمها را نمایندگی میکند. بنابراین من شما را تشویق میکنم که در این روند فعال شوید. از این فرصت که بتوانم در اینجا باشم قدردانی میکنم. من و خانوادهام در این جنبش شرکت داریم و به مبارزه ادامه خواهیم داد و باید خودمان و نبرد برای آزادی در سراسر جهان را نمایندگی کنیم. از شما بسیار متشکرم.
لیندا چاوز - مدیر پیشین روابط عمومی کاخ سفید
ما در رابطه با 120هزار نفر صحبت میکنیم که اعدام شدهاند و اینها تعداد افرادی هستند که ما از آنها مطلع هستیم. ما به دوستان ایرانی مقیم آمریکا و آریزونا گوش میدهیم و سرگذشت آنها را میشنویم. یکی از اهالی پرسکات اخیراً به قتل رسید. وقتی به همسایههای خودمان که ایرانی هستند گوش میدهیم میبینیم که از پسرعموها و داییها و پدران و همسران و فرزندانی میگویند که ناپدید شدند، یا در ملأعام اعدام شدند، مورد اهانت و آزار قرار گرفتند یا نقصعضو شدند. و این موضوع بعد واقعی پیدا میکند چون سرگذشت آنها است. روز بعد از گردهمایی در پاریس ما در میزگردی شرکت داشتیم و به صحبتهای خانمی گوش میکردیم که توضیح میداد چگونه همسرش به قتل رسید و او باید فرزندان خود را به همراه خود از کوهها عبور میداد تا پناهنده شوند. چون نگران بود که فرزندان او و خود او به سرنوشت شوهرش دچار شوند. این چیزی نیست که ما معمولاً در روزنامهها میخوانیم. زمانیکه با آنها چشم در چشم میشویم و درد و رنج و اشکهای آنها را حس میکنیم، موضوع واقعی میشود.
اکنون خامنهای ولیفقیه رژیم است. در زمان بحران گروگانگیری در ایران خمینی رهبر این رژیم بود و خامنهای شاگرد او بود. آنها دارند از یک رئیسجمهور ضعیف در آمریکا سوءاستفاده میکنند، رهبری که هیچ جایگاه مستحکمی نداشته که بتواند به پشتوانه آن بایستد و مقابله کند. پس چه کار باید کرد و وضعیت را چگونه میتوان تغییر داد؟ خب، به دور و بر خود نگاه کنید، شما خواستهها برای ایجاد اتحاد و یک صدای واحد را شنیدید و اینکه یک جنبش میتواند رژیمها را سرنگون کند مخصوصاً وقتی نیت صادقانهای را برای آزادی و نعمت رهایی دارد.
پس چه باید کرد و چگونه باید فعالیت کرد؟ برخی از شما برای اولین بار است که در اینجا حضور دارید. بیشتر مطالعه کنید. با ایرانیان مقیم آمریکا صحبت کنید و به حرفهای آنها گوش کنید. این جنبش را بشناسید. و همچنین بنیادگرایی اسلامی و افراطیگری اسلامی و اینکه چه اتفاقاتی میافتد و چگونه میتوان با آن مقابله کرد.
ما باید برخیزیم و سیاست قاطعانهای را در پیش گیریم که عناصر زور و ترس برای طرف مقابل در آن باشد. زیرا این یک جنبش واحدی است که جوشش عظیم برای سرنگونی این رژیمها را نمایندگی میکند. بنابراین من شما را تشویق میکنم که در این روند فعال شوید. از این فرصت که بتوانم در اینجا باشم قدردانی میکنم. من و خانوادهام در این جنبش شرکت داریم و به مبارزه ادامه خواهیم داد و باید خودمان و نبرد برای آزادی در سراسر جهان را نمایندگی کنیم. از شما بسیار متشکرم.
لیندا چاوز - مدیر پیشین روابط عمومی کاخ سفید

از شما بسیار سپاسگزارم.
افراد در این اتاق امروز، حداقل دو برابر افرادی هستند که سال گذشته اینجا بودند. و فکر میکنم سال گذشته من با شما بحث کردم که وقتی به خانه میروید باید با همسایگان خود و دوستان خود صحبت کنیدj و من من باز هم با شما بحث میکنم که شما این کار را دوباره بکنید. و این نباید تنها با کسانی باشد که فکر میکنید ممکن است با شما موافق باشند باشد، بلکه با افرادی صحبت کنید و بحث کنید که ممکن است با شما مخالف باشند.
همانطور که گفتم، این یک مسأله حزبی نیست. این بهخاطر این نیست که باراک اوباما - صرفاً بهخاطر اینکه از حزب دموکرات است در مورد این موضوع بدعمل میکند. حقیقت این است که رئیسجمهور ایالات متحده آمریکا در مبارزه با تروریسم، وقتی به درک تهدید علیه ما میرسد، یک فرد جدی نیست.
و این به شما بر میگردد که سعی کنید سایر شهروندان را آگاه کنید، که از رسانههای خود بخواهند که مقاومت در برابر آخوندها در ایران را پوشش دهند.
یک جنبش بردبار مسلمان در جهان وجود دارد، و ریاست آن را یک زن، خانم مریم رجوی که رئیسجمهور منتخب شورای ملی مقاومت ایران است به عهده دارد. و شما در مورد برنامه او امروز شنیدید، و بسیاری از شما آن را از نزدیک میدانید چون شما بخشی از آن جنبش هستید. این جنبشی است که به آنچه ما مردم آمریکا به آن باور داریم و بنیانگذاران ما باور داشتند، اعتقاد دارد. آزادی مطبوعات، آزادی صندوق آرا، آزادی مذهب، جدایی دین از دولت بهطوری که شما دولتی نداشته باشید که به شما بگوید به چه چیزی اعتقاد داشته باشید، چگونه اعتقاد داشته باشید، و چگونه به مذهب خود عمل کنید. برابری در میان همه مردم. برابری بین زنان و مردان، برابری بین اکثریت و اقلیت. بنابراین من از شما امروز میخواهم، بهویژه کسانی از شما که از جامعه ایرانی - آمریکایی نیستند، به بیرون بروید و مردم در جوامع خود را در مورد این جنبش مقاومت آگاه کنید.
شما باید به یک صدای فعال سیاسی تبدیل شوید. صداهای شما باید در واشینگتن شنیده شود. آنها باید در کاخ سفید شنیده شود، باید در سالنهای کنگره شنیده شود، باید در مجالس ایالتی شما شنیده شود.
مهم است که همه شما با یک صدا صحبت کنید، و اینکه همه ما با یک صدا صحبت کنیم. و چیزهایی هستند که ما باید بخواهیم. اولین و مهمترین، بهعنوان آمریکایی ما باید از امنیت ملی خود حفاظت کنیم. و حفاظت از آن امنیت ملی بهمعنی این است که ما در خانهمان امن نخواهیم بود تا زمانی که یک حکومت پولدار و دارای قدرت توسط افراد دیوانه بنیادگرا اداره میشود، همانطور که شهردار گفت، که به طرز وحشیانهای مردم خود را سرکوب میکند، اعدامهای علنی دارد، دست قطع میکند، زنان را سنگسار میکند، پلیس نهی از منکر بیرون میرود و اگر روسریتان دقیقاً بهصورت درست نباشد و یک زن باشید ممکن است مورد ضرب و شتم قرار گیرید، این آن چیزی است که در ایران است و ما باید در برابر رژیم بایستیم و باید از کسانی که با آن مخالفند حمایت کنیم.
عراق حالا یک کشور کاملاً ناپایدار است. شما حکومتی آنجا دارید که نمایندگی کننده همه مردم نیست، که در آن خشونتهای فرقهای است که ادامه دارد، کشوری که رهبرانش با رژیم ایران همسو هستند و در وسط این وضعیت بهشدت خطرناک این افراد (لیبرتی) که در گذشته قادر به دفاع از خود بودهاند، زمانی که این افراد در تعداد بیشتری در کمپ اشرف بودند، کاملاً قادر به دفاع از خود در صورتی که مورد حمله قرار گرفتند بودند. آنها سلاح در اختیار خود داشتند. و زمانی که ایالات متحده به عراق حمله کرد آنها چکار کردند؟ آنها داوطلبانه همه سلاحهای خود را دادند. آنها حتی یک هفت تیر برای محافظت از خود برنداشتند. در نتیجه، آنچه اتفاق افتاده است این است که شما دولت مالکی را داشتید که وارد شد، عناصر رژیم ایران را داشتید که وارد شدند، و کسانی که قتلعام شدند، بهمعنای واقعی کلمه قتلعام شدند. ما تصاویری از این افراد را دیدهایم که به ضرب گلوله کشته شدند، ما دستبند پلاستیکی گره خورده دیدیم. آنها باید بتوانند از خود حفاظت کنند. ما یا حفاظت آنها را تأمین کنیم یا اما اگر ما قصد انجام این کار را نداریم، اگر ما حتی به آنها اجازه استفاده از تیوالهایی که دارند را نمیدهیم که آنجا به صف قرار داده شدهاند، که قرار بود به آنها حفاظت آنها از حملات بیشتر دولت عراق و یا عناصر رژیم ایران تأمین کند، اگر ما حتی به آنها اجازه استفاده از این مکانیسم دفاعی را نمیدهیم، حداقل اجازه دهید از خود دفاع کنند.
با تشکر دوباره از شما.
افراد در این اتاق امروز، حداقل دو برابر افرادی هستند که سال گذشته اینجا بودند. و فکر میکنم سال گذشته من با شما بحث کردم که وقتی به خانه میروید باید با همسایگان خود و دوستان خود صحبت کنیدj و من من باز هم با شما بحث میکنم که شما این کار را دوباره بکنید. و این نباید تنها با کسانی باشد که فکر میکنید ممکن است با شما موافق باشند باشد، بلکه با افرادی صحبت کنید و بحث کنید که ممکن است با شما مخالف باشند.
همانطور که گفتم، این یک مسأله حزبی نیست. این بهخاطر این نیست که باراک اوباما - صرفاً بهخاطر اینکه از حزب دموکرات است در مورد این موضوع بدعمل میکند. حقیقت این است که رئیسجمهور ایالات متحده آمریکا در مبارزه با تروریسم، وقتی به درک تهدید علیه ما میرسد، یک فرد جدی نیست.
و این به شما بر میگردد که سعی کنید سایر شهروندان را آگاه کنید، که از رسانههای خود بخواهند که مقاومت در برابر آخوندها در ایران را پوشش دهند.
یک جنبش بردبار مسلمان در جهان وجود دارد، و ریاست آن را یک زن، خانم مریم رجوی که رئیسجمهور منتخب شورای ملی مقاومت ایران است به عهده دارد. و شما در مورد برنامه او امروز شنیدید، و بسیاری از شما آن را از نزدیک میدانید چون شما بخشی از آن جنبش هستید. این جنبشی است که به آنچه ما مردم آمریکا به آن باور داریم و بنیانگذاران ما باور داشتند، اعتقاد دارد. آزادی مطبوعات، آزادی صندوق آرا، آزادی مذهب، جدایی دین از دولت بهطوری که شما دولتی نداشته باشید که به شما بگوید به چه چیزی اعتقاد داشته باشید، چگونه اعتقاد داشته باشید، و چگونه به مذهب خود عمل کنید. برابری در میان همه مردم. برابری بین زنان و مردان، برابری بین اکثریت و اقلیت. بنابراین من از شما امروز میخواهم، بهویژه کسانی از شما که از جامعه ایرانی - آمریکایی نیستند، به بیرون بروید و مردم در جوامع خود را در مورد این جنبش مقاومت آگاه کنید.
شما باید به یک صدای فعال سیاسی تبدیل شوید. صداهای شما باید در واشینگتن شنیده شود. آنها باید در کاخ سفید شنیده شود، باید در سالنهای کنگره شنیده شود، باید در مجالس ایالتی شما شنیده شود.
مهم است که همه شما با یک صدا صحبت کنید، و اینکه همه ما با یک صدا صحبت کنیم. و چیزهایی هستند که ما باید بخواهیم. اولین و مهمترین، بهعنوان آمریکایی ما باید از امنیت ملی خود حفاظت کنیم. و حفاظت از آن امنیت ملی بهمعنی این است که ما در خانهمان امن نخواهیم بود تا زمانی که یک حکومت پولدار و دارای قدرت توسط افراد دیوانه بنیادگرا اداره میشود، همانطور که شهردار گفت، که به طرز وحشیانهای مردم خود را سرکوب میکند، اعدامهای علنی دارد، دست قطع میکند، زنان را سنگسار میکند، پلیس نهی از منکر بیرون میرود و اگر روسریتان دقیقاً بهصورت درست نباشد و یک زن باشید ممکن است مورد ضرب و شتم قرار گیرید، این آن چیزی است که در ایران است و ما باید در برابر رژیم بایستیم و باید از کسانی که با آن مخالفند حمایت کنیم.
عراق حالا یک کشور کاملاً ناپایدار است. شما حکومتی آنجا دارید که نمایندگی کننده همه مردم نیست، که در آن خشونتهای فرقهای است که ادامه دارد، کشوری که رهبرانش با رژیم ایران همسو هستند و در وسط این وضعیت بهشدت خطرناک این افراد (لیبرتی) که در گذشته قادر به دفاع از خود بودهاند، زمانی که این افراد در تعداد بیشتری در کمپ اشرف بودند، کاملاً قادر به دفاع از خود در صورتی که مورد حمله قرار گرفتند بودند. آنها سلاح در اختیار خود داشتند. و زمانی که ایالات متحده به عراق حمله کرد آنها چکار کردند؟ آنها داوطلبانه همه سلاحهای خود را دادند. آنها حتی یک هفت تیر برای محافظت از خود برنداشتند. در نتیجه، آنچه اتفاق افتاده است این است که شما دولت مالکی را داشتید که وارد شد، عناصر رژیم ایران را داشتید که وارد شدند، و کسانی که قتلعام شدند، بهمعنای واقعی کلمه قتلعام شدند. ما تصاویری از این افراد را دیدهایم که به ضرب گلوله کشته شدند، ما دستبند پلاستیکی گره خورده دیدیم. آنها باید بتوانند از خود حفاظت کنند. ما یا حفاظت آنها را تأمین کنیم یا اما اگر ما قصد انجام این کار را نداریم، اگر ما حتی به آنها اجازه استفاده از تیوالهایی که دارند را نمیدهیم که آنجا به صف قرار داده شدهاند، که قرار بود به آنها حفاظت آنها از حملات بیشتر دولت عراق و یا عناصر رژیم ایران تأمین کند، اگر ما حتی به آنها اجازه استفاده از این مکانیسم دفاعی را نمیدهیم، حداقل اجازه دهید از خود دفاع کنند.
با تشکر دوباره از شما.