سران و مهرههای رژیم از هر فرصتی استفاده میکنند تا بهمناسبتهای مختلف خطر مجاهدین برای نظام آخوندی را به نیروهای وارفته نظام گوشزد کنند. البته فغان و ترس رژیم و مهرههای آن از مجاهدین منحصر به مقطع فعلی نیست.
خمینی دجال نیز از همان زمانی که حاکمیت مردم ایران را غصب کرد، دربیانیهها و سخنرانیهایش هرزمان که فرصت را مناسب میدید، نسبت به خطر مجاهدین و رهبری آن علیه حاکمیت و ولایت منحوسش هشدار میداد، تا جایی که بعد از سخنرانی برادر مجاهد مسعود رجوی در خرداد سال59 در امجدیه، با اشاره به سخنرانی مسعود، بهصراحت به خطر اصلی برای نظامش اعتراف کرد و گفت ”دشمن ما نه در آمریکا، نه در شوروی و نه در کردستان است، بلکه در همینجا، در مقابل چشمان ما، در همین تهران است».
این روزها نیز آخوندها و مهرههای وابسته به باند ولایت ضمن سوز و گداز نسبت به قیام مردم ایران در سال 88، جا به جا نقش محوری مجاهدین در آن قیام را گوشزد میکنند، تا ضمن بیان وحشت خود از مجاهدین، به باند مقابل نیز هشدار بدهند که نباید از اصل داستان که همان“ براندازی ”بود، غفلت کنند. مسألهيی که وقتی به میان کشیده شود هر دو باند را به وحدت میرساند و سر در آخور“حفظ نظام” میکنند
آخوند احمد خاتمی ضمن“ فتنه ”نامیدن قیام مردم ایران در سال 88 وبا اشاره به نقش مجاهدین در این قیام میگوید:”... منافقین از این فتنه حمایت کردند “
پاسدار سعید قاسمی یکی از سرکردگان جنگ ضدمیهنی خمینی و ازسرکردگان فعلی چماقداران باند خامنهای، از نقش مجاهدین در قیام سال 88 و محبوبیت رهبر مقاومت سوز و گداز میکند.
قاسمی، گریزی هم به نقش خیابان 16آذر که حسینیه هنر در آن واقع شده میزند و میگوید که ظاهراً همه درگیریها از اول انقلاب از همین خیابان شروع شده، چه درگیری 31خرداد سال 60 با منافقین و چه درگیری 6 دی ماه سال 88 یا همان روز عاشورا.
حاج سعید از نادیده گرفته شدن ارزشها میگوید و اینکه «در دانشگاه تهران و در همین ترم گذشته یکی از اساتید از مسعود رجوی سرکرده منافقین تجلیل کرد» این حرفها را که میگوید یکی دو دست هم روی میز میزند“. (خبرگزاری فارس6 دی 93)
محمد کاظم انبارلویی از گردانندگان باند فاشیستی باند مؤتلفه و یکی ازگردانندگان روزنامه رسالت نیز به نقش محوری مجاهدین در فراگیرکردن شعارهایی در نفی نظام ولایت در جریان قیام 8ماهه مردم ایران در سال 88 اشاره میکند و مینویسد: ”منافقین شعار” مرگ بر اصل ولایتفقیه “، ”مرگ بر جمهوری اسلامی“ استقلال آزادی جمهوری ایرانی “و… سر میدادند. دستگیری شمار زیادی از منافقین در جریان آشوبهای 8ماهه پس از انتخابات سال 88 آن هم در صحنه مثل روز نشان میداد که آنها نظام را هدف قرار دادند و دنبال براندازی هستند“. (رسالت3 دی 93)
آخوند طائب رئیس چماقداران خامنهای درقرارگاه موسوم به عمار ضمن سوز و گداز از ضربهای که نظام از قیام مردم در سال 88 دریافت کرد به نقش سازمان مجاهدین در اقدامات براندازانه علیه نظام آخوندی اشاره میکند و میگوید: ”فتنه 88... همچون سازمان مجاهدین خلق... یکی از مظاهر بغی بود“ (روزنامه رسالت 3 دی93)
البته سوزوگداز سران و مهرههای رژیم آخوندی نسبت به قیام مردم ایران در سال 88 و نقش محوری مجاهدین قابل فهم است. بهخصوص اکنون که رژیم در بحرانهای عمیق داخلی و بینالمللی، فرو رفته است، بیش از هر زمان دیگری از نیروی سرنگون کننده خود یعنی سازمان مجاهدین خلق ایران احساس تهدید میکند.
تردیدی نیست که حضور این سازمان در صحنه سیاسی ایران به بحرانها پتانسیلی میدهد که میتواند به سرنگونی رژیم راه ببرد و این را رژیم بهخوبی می فهمد.
آه و فغان سران و مهرههای رژیم و روضه خوانیهای آنها در مورد ”فتنه“ نیز حاکی از اشراف آنها به این تهدید و نقش محوری این سازمان و رهبری آن درتحولات آینده ایران است. تهدیدی که در مقوله ”سرنگونی“ که مردم و مقاومت مردم ایران آن را اراده کردهاند بیان میشود.
خمینی دجال نیز از همان زمانی که حاکمیت مردم ایران را غصب کرد، دربیانیهها و سخنرانیهایش هرزمان که فرصت را مناسب میدید، نسبت به خطر مجاهدین و رهبری آن علیه حاکمیت و ولایت منحوسش هشدار میداد، تا جایی که بعد از سخنرانی برادر مجاهد مسعود رجوی در خرداد سال59 در امجدیه، با اشاره به سخنرانی مسعود، بهصراحت به خطر اصلی برای نظامش اعتراف کرد و گفت ”دشمن ما نه در آمریکا، نه در شوروی و نه در کردستان است، بلکه در همینجا، در مقابل چشمان ما، در همین تهران است».
این روزها نیز آخوندها و مهرههای وابسته به باند ولایت ضمن سوز و گداز نسبت به قیام مردم ایران در سال 88، جا به جا نقش محوری مجاهدین در آن قیام را گوشزد میکنند، تا ضمن بیان وحشت خود از مجاهدین، به باند مقابل نیز هشدار بدهند که نباید از اصل داستان که همان“ براندازی ”بود، غفلت کنند. مسألهيی که وقتی به میان کشیده شود هر دو باند را به وحدت میرساند و سر در آخور“حفظ نظام” میکنند
آخوند احمد خاتمی ضمن“ فتنه ”نامیدن قیام مردم ایران در سال 88 وبا اشاره به نقش مجاهدین در این قیام میگوید:”... منافقین از این فتنه حمایت کردند “
پاسدار سعید قاسمی یکی از سرکردگان جنگ ضدمیهنی خمینی و ازسرکردگان فعلی چماقداران باند خامنهای، از نقش مجاهدین در قیام سال 88 و محبوبیت رهبر مقاومت سوز و گداز میکند.
قاسمی، گریزی هم به نقش خیابان 16آذر که حسینیه هنر در آن واقع شده میزند و میگوید که ظاهراً همه درگیریها از اول انقلاب از همین خیابان شروع شده، چه درگیری 31خرداد سال 60 با منافقین و چه درگیری 6 دی ماه سال 88 یا همان روز عاشورا.
حاج سعید از نادیده گرفته شدن ارزشها میگوید و اینکه «در دانشگاه تهران و در همین ترم گذشته یکی از اساتید از مسعود رجوی سرکرده منافقین تجلیل کرد» این حرفها را که میگوید یکی دو دست هم روی میز میزند“. (خبرگزاری فارس6 دی 93)
محمد کاظم انبارلویی از گردانندگان باند فاشیستی باند مؤتلفه و یکی ازگردانندگان روزنامه رسالت نیز به نقش محوری مجاهدین در فراگیرکردن شعارهایی در نفی نظام ولایت در جریان قیام 8ماهه مردم ایران در سال 88 اشاره میکند و مینویسد: ”منافقین شعار” مرگ بر اصل ولایتفقیه “، ”مرگ بر جمهوری اسلامی“ استقلال آزادی جمهوری ایرانی “و… سر میدادند. دستگیری شمار زیادی از منافقین در جریان آشوبهای 8ماهه پس از انتخابات سال 88 آن هم در صحنه مثل روز نشان میداد که آنها نظام را هدف قرار دادند و دنبال براندازی هستند“. (رسالت3 دی 93)
آخوند طائب رئیس چماقداران خامنهای درقرارگاه موسوم به عمار ضمن سوز و گداز از ضربهای که نظام از قیام مردم در سال 88 دریافت کرد به نقش سازمان مجاهدین در اقدامات براندازانه علیه نظام آخوندی اشاره میکند و میگوید: ”فتنه 88... همچون سازمان مجاهدین خلق... یکی از مظاهر بغی بود“ (روزنامه رسالت 3 دی93)
البته سوزوگداز سران و مهرههای رژیم آخوندی نسبت به قیام مردم ایران در سال 88 و نقش محوری مجاهدین قابل فهم است. بهخصوص اکنون که رژیم در بحرانهای عمیق داخلی و بینالمللی، فرو رفته است، بیش از هر زمان دیگری از نیروی سرنگون کننده خود یعنی سازمان مجاهدین خلق ایران احساس تهدید میکند.
تردیدی نیست که حضور این سازمان در صحنه سیاسی ایران به بحرانها پتانسیلی میدهد که میتواند به سرنگونی رژیم راه ببرد و این را رژیم بهخوبی می فهمد.
آه و فغان سران و مهرههای رژیم و روضه خوانیهای آنها در مورد ”فتنه“ نیز حاکی از اشراف آنها به این تهدید و نقش محوری این سازمان و رهبری آن درتحولات آینده ایران است. تهدیدی که در مقوله ”سرنگونی“ که مردم و مقاومت مردم ایران آن را اراده کردهاند بیان میشود.