سرکرده سپاه پاسداران، طی اظهاراتی در حاشیهٴ جلسه سرکردگان نظامی رژیم، با تأکید بر سیاست صدور ارتجاع و تروریسم رژیم، دخالتهای جنگافروزانه و تروریستی ولیفقیه در کشورهای منطقه را اهرمهای قدرت رژیم قلمداد کرد. وی گفت: «امنیت ما مدیون تفکر و اندیشهٴ خمینی و خامنهای است».
اعتراف پاسدار محمدعلی جعفری که در روزنامه حکومتی رسالت (13آذر) به چاپ رسیده، این سؤال را مطرح میکند که چرا درگیر ودار مذاکره هستهیی که رژیم قاعدتاً باید یک چهرهٴ اهل تعامل و مدارا از خود نشان بدهد، پاسدار جعفری چنین حرفهایی میزند؟
از قضا جواب در همین «شرایط کنونی» نهفته است. نخست باید خاطرنشان کرد که ظریف وزیر خارجه رژیم در یک سخنرانی برای تشریح بهاصطلاح «دیپلوماسی هستهیی» رژیم که روز سهشنبه گذشته از تلویزیون رژیم پخش شد، گفت مهمترین دستاورد مذاکرات، خود مذاکرات بود و اینکه جامعه جهانی فهمید که ما اهل تعامل و اهل مذاکره هستیم. وی بهخصوص تأکید کرد که مذاکرات… برای ما قدرت و امنیت خریده و آسیبپذیری نظام را کاهش داده است. همین موضع را روحانی هم در سخنرانی خود در گرگان بیان کرد و تعامل با غرب را بهعنوان سیاست اصلی خود و ادامه آن را بهعنوان تعهد خودش تصریح کرد و با دجالگری گفت: «تعامل با جهان… راهی است که اسلام برای ما تعیین کرده است» (تلویزیون رژیم ـ 11آذر).
به این ترتیب جعفری جواب روحانی و وزیر خارجه او و کل باند رقیب را میداد. روشن است که اظهارات سرکرده سپاه پاسداران و مثلاً این حرف که «همه مؤلفههای قدرت ما امروز بهطور چشمگیری تقویت شده». البته این دود و دمها برای سرپوش گذاشتن بر ضعف و تزلزل رژیم است و طبعاً دستاندرکاران سیاست در منطقه و جهان را نمیفریبد، چرا که همه میدانند که دقیقاً همین ضعف و درماندگی باعث شد که رژیم با خفت و خواری و به قول ایادی خود رژیم با زانوان خونین پای میز مذاکره حاضر شود؛ بنابراین اولین محل مصرف این لاف و گزافها، درون رژیم و نیروهای روحیه باخته است.
اما این گزافهگوییها یک ریشهٴ عمیقتر هم دارد. ریشهیی که از جنگ قدرت بسیار جدی و خونینی که در رأس رژیم بین دو باند حاکم جریان دارد، آب میخورد. روشن است که اظهارات جعفری، تنها حرف و موضع شخص او نیست، چرا که عین همین موضع طی دو روز پیدرپی (12 و 13آذر) در کیهان خامنهای تکرار شده و دعوای درونی رأس رژیم را منعکس میکند.
حرف باند رفسنجانی ـ روحانی که آن را با صراحت روزافزونی تکرار میکنند این است که تنها راه نجات رژیم، آویختن به غرب و آمریکاست که خودشان آن را «تعامل با جهان» مینامند. در مقابل حرف پوست کندهٴ ولیفقیه هم که در یادداشت روز امروز کیهان با عنوان «استراتژی همیشه پیروز» تکرار شده، با اذعان به موقعیت ضعیف و بحرانی رژیم این است که: «در شرایط خطیر چالش هستهیی و در حالی که تمام قدرتها صف کشیدهاند و با تهدید و تطمیع میخواهند ما را به زانو درآورند، این الگوی روشن امروز در برابر ماست». منظور کیهان از «الگو» و «استراتژی پیروزمند، که در این مقاله به تفصیل توضیح میدهد، جنگافروزی و صدور تروریسم است.
این در واقع همان حرف و همان خط خامنهای است که در جمع بسیجیها هم بیان کرد و باند رقیب را که امنیت و حفظ نظام را از طریق جلب اعتماد جامعه جهانی جستجو میکنند، بهعنوان «بیبصیرت» مورد حمله قرار داد و گفت اینها مرتکب خطای فاحش شدهاند.
اعتراف پاسدار محمدعلی جعفری که در روزنامه حکومتی رسالت (13آذر) به چاپ رسیده، این سؤال را مطرح میکند که چرا درگیر ودار مذاکره هستهیی که رژیم قاعدتاً باید یک چهرهٴ اهل تعامل و مدارا از خود نشان بدهد، پاسدار جعفری چنین حرفهایی میزند؟
از قضا جواب در همین «شرایط کنونی» نهفته است. نخست باید خاطرنشان کرد که ظریف وزیر خارجه رژیم در یک سخنرانی برای تشریح بهاصطلاح «دیپلوماسی هستهیی» رژیم که روز سهشنبه گذشته از تلویزیون رژیم پخش شد، گفت مهمترین دستاورد مذاکرات، خود مذاکرات بود و اینکه جامعه جهانی فهمید که ما اهل تعامل و اهل مذاکره هستیم. وی بهخصوص تأکید کرد که مذاکرات… برای ما قدرت و امنیت خریده و آسیبپذیری نظام را کاهش داده است. همین موضع را روحانی هم در سخنرانی خود در گرگان بیان کرد و تعامل با غرب را بهعنوان سیاست اصلی خود و ادامه آن را بهعنوان تعهد خودش تصریح کرد و با دجالگری گفت: «تعامل با جهان… راهی است که اسلام برای ما تعیین کرده است» (تلویزیون رژیم ـ 11آذر).
به این ترتیب جعفری جواب روحانی و وزیر خارجه او و کل باند رقیب را میداد. روشن است که اظهارات سرکرده سپاه پاسداران و مثلاً این حرف که «همه مؤلفههای قدرت ما امروز بهطور چشمگیری تقویت شده». البته این دود و دمها برای سرپوش گذاشتن بر ضعف و تزلزل رژیم است و طبعاً دستاندرکاران سیاست در منطقه و جهان را نمیفریبد، چرا که همه میدانند که دقیقاً همین ضعف و درماندگی باعث شد که رژیم با خفت و خواری و به قول ایادی خود رژیم با زانوان خونین پای میز مذاکره حاضر شود؛ بنابراین اولین محل مصرف این لاف و گزافها، درون رژیم و نیروهای روحیه باخته است.
اما این گزافهگوییها یک ریشهٴ عمیقتر هم دارد. ریشهیی که از جنگ قدرت بسیار جدی و خونینی که در رأس رژیم بین دو باند حاکم جریان دارد، آب میخورد. روشن است که اظهارات جعفری، تنها حرف و موضع شخص او نیست، چرا که عین همین موضع طی دو روز پیدرپی (12 و 13آذر) در کیهان خامنهای تکرار شده و دعوای درونی رأس رژیم را منعکس میکند.
حرف باند رفسنجانی ـ روحانی که آن را با صراحت روزافزونی تکرار میکنند این است که تنها راه نجات رژیم، آویختن به غرب و آمریکاست که خودشان آن را «تعامل با جهان» مینامند. در مقابل حرف پوست کندهٴ ولیفقیه هم که در یادداشت روز امروز کیهان با عنوان «استراتژی همیشه پیروز» تکرار شده، با اذعان به موقعیت ضعیف و بحرانی رژیم این است که: «در شرایط خطیر چالش هستهیی و در حالی که تمام قدرتها صف کشیدهاند و با تهدید و تطمیع میخواهند ما را به زانو درآورند، این الگوی روشن امروز در برابر ماست». منظور کیهان از «الگو» و «استراتژی پیروزمند، که در این مقاله به تفصیل توضیح میدهد، جنگافروزی و صدور تروریسم است.
این در واقع همان حرف و همان خط خامنهای است که در جمع بسیجیها هم بیان کرد و باند رقیب را که امنیت و حفظ نظام را از طریق جلب اعتماد جامعه جهانی جستجو میکنند، بهعنوان «بیبصیرت» مورد حمله قرار داد و گفت اینها مرتکب خطای فاحش شدهاند.
اما واقعیت، واقعیتی که خود خامنهای را هم دچار این تناقض کرده که در عین دم زدن از جنگافروزی و تروریسم بهعنوان پایههای اصلی قدرت، بهدلیل ضعف و بحرانزدگی ناچار است پای مذاکره و پای زهرخوران بیاید و از تیم مذاکرهکننده که میکوشند خط تعامل را پیش ببرند، حمایت میکند، این است که دورانی که رژیم میتوانست با جنگافروزی و تهدیدهای تروریستی از دنیا باج بگیرد، سپری شده. کما اینکه باند مقابل هم به نوعی دیگر دچار این تناقض است که آنچه که بهعنوان «تعامل» تبلیغ میکند، چیزی نیست جز زانو زدن و تسلیم مطلق.