بهدنبال پوشالبافی خامنهای در 13شهریور 93 در دیدار با اعضای خبرگان رژیم در مورد موقعیت ممتاز و جایگاه نظام در جهان و دورخیز ولیفقیه برای ”پدید آوردن نظام جدید“ و ایفای نقش در دهکده جهانی که بر اساس این نظم جدید شکل میگیرد و لابد کدخدایش هم ولیفقیه ارتجاع است، رسانههای باند خامنهای هم مأمور شدهاند قلم فرسایی کنند که ”بعله“ استکبار جهانی د رچالشهای بزرگ منطقهیی گرفتار شده و قدرت بلامنازعش رو به افول است. پس باید تا دیرنشده درباره افاضات ولیفقیه در مورد نظم نوین و عمق استراتژیک قلم فرسایی کرد و سیاه مشق نوشت.
این چنین است که روزنامه جوان ارگان بسیج ضمن سرمقالهاش تحت عنوان ”رابطه میز مذاکرات پیچ تاریخی“ به مذاکرات خفتبار هستهیی رژیم با آمریکا اشاره میکند و با مقدمه چینی برگرفته از اظهارات ولیفقیه، نتیجهگیری میکند که: ”افق دید مسئولان مذاکرهکننده هستهیی نیز نسبت به روند مذاکرات و حصول نتیجه در آن باید تغییر کند“
این روزنامه باند خامنهای در ادامه اضافه میکند که مذاکرات باید ”متأثر از موضوعی باشد که مقام معظم رهبری در دیدار با خبرگان ملت بر آن تأکید فرمودند و آن تغییر نظم جهانی و شکلگیری نظمی جدید و جایگاه ایران در نظم آینده است“.
و بعد به مذاکرهکنندگان هستهیی خط میدهد: ”بنابراین، میز مذاکرات را باید فراتر از چانهزنی برای چند سانتریفوژ یا درصد و میزان غنی شده اورانیوم دانست“
اما جالب و البته مضحک است که با تمامی این هارت و پورتها در زمینه نظم نوین و ضرورت ورود با اقتدار رژیم در موضوع هستهیی، روزنامه بسیج بلافاصله ترسش را از به هم خوردن میز مذاکره برملا میکند و میگوید: ”این نگاه البته بهمعنی ترک میز مذاکره نیست بلکه بهمعنی آن است که فضای روانی حاکم بر مذاکرات باید متکی بر ظرفیتهای درونی انقلاب اسلامی و با نگاهی راهبردی به این روند باشد “ (جوان 16 شهریور 93)
روزنامه دیگر باند خامنهای نیز در شیپور دمیده: ”کدخدا دیگر کدخدا نیست “ و حالا که: ”ناتوانی کدخدای اقتصاد جهانی و امنیت جهانی برای تصمیمگیران مشخص شده“. و اوباما هم ”رئیسجمهور خیلی ضعیفی است“، پس باید رهنمودهای ”رهبر معظم انقلاب“ را چسبید که ”برتزلزل بنای نظام 70ساله حاکمیت غرب“ تأکید کردند که پایههای بنیانهای فکری وارزشی غرب فروریخته است» و از آن نتیجهگیری میکند که ”تحلیلهای واژگونه یعنی ریزش پایههای سیاسی و نظامی غرب را ندیدن و نشان ندادن! تحلیلهای واژگونه یعنی آدرس غلط دادن از ناتوانی اوباما در مقابل اسد، پوتین و حتی نتانیاهو! “
بنابراین: ”تحلیلهای واژگونه یعنی تضعیف و تحقیر قدرت ما از «بمب کدخدا»! یعنی تأکید بر «هضم در اقتصاد جهانی»! یعنی جستوجوی امنیت خود در «امنیت جهانی»! تحلیلهای واژگونه یعنی «تئوریزه کردن سازش“ و بعد میافزاید: ”در چنین شرایطی انتظار از جمهوری اسلامی ایران چیست. کشوری که در افول تمدن غربی نقش ویژهیی ایفا کرده و میکند، در این شرایط چه نقش تاریخیای میتواند ایفا کند؟“ پس این است و جز این نیست که: «خودمان را آماده کنیم برای ایفای نقش در پدید آوردن نظم جدید؛ کشور را آماده کنیم برای اینکه نقشآفرینی کند“ (وطن امروز 16شهریور 93)
به این ترتیب آشکار میشود که تمامی مهمل بافیهای رسانههای باند ولایت اندر باب سخنان خامنهای در راستای دو هدف است:
هدف اصلی همان سرخ کردن صورت زار و نزار نظام به ضرب سیلی «نظم نوین جهانی» در شرایط وارد آمدن شکستهای پیدرپی در داخل کشور و سرپوش گذاشتن بر این شکستها و دیگری ضربات استراتژیکی است که رژیم اخیراً در منطقه و در کانونیترین نقطهٴ استراتژیاش یعنی در عراق دریافت کرده است.
مصرف دوم این حرفها نیز داخل رژیمی است. یعنی علیه باند رفسنجانی- روحانی است.
بر این اساس است که مقالهنویس جوان باند رفسنجانی- روحانی را زیر ضرب قرار میدهد و وطن امروز نیز تحلیلهای این باند را تحلیلهای واژگونه میداند و اندر باب ضعف قدرت ”کدخدا“ قلم فرسایی میکند و آنان را سرزنش میکند با وجود اینکه ”کدخدا“ ضعیف است! چرا میخواهند به دامان آن بیاویزند و چرا خودشان را به گوشه عبای ولیفقیه و ظرفیتهای استراتژیک مورد نظر آن نمیآویزند!
این چنین است که روزنامه جوان ارگان بسیج ضمن سرمقالهاش تحت عنوان ”رابطه میز مذاکرات پیچ تاریخی“ به مذاکرات خفتبار هستهیی رژیم با آمریکا اشاره میکند و با مقدمه چینی برگرفته از اظهارات ولیفقیه، نتیجهگیری میکند که: ”افق دید مسئولان مذاکرهکننده هستهیی نیز نسبت به روند مذاکرات و حصول نتیجه در آن باید تغییر کند“
این روزنامه باند خامنهای در ادامه اضافه میکند که مذاکرات باید ”متأثر از موضوعی باشد که مقام معظم رهبری در دیدار با خبرگان ملت بر آن تأکید فرمودند و آن تغییر نظم جهانی و شکلگیری نظمی جدید و جایگاه ایران در نظم آینده است“.
و بعد به مذاکرهکنندگان هستهیی خط میدهد: ”بنابراین، میز مذاکرات را باید فراتر از چانهزنی برای چند سانتریفوژ یا درصد و میزان غنی شده اورانیوم دانست“
اما جالب و البته مضحک است که با تمامی این هارت و پورتها در زمینه نظم نوین و ضرورت ورود با اقتدار رژیم در موضوع هستهیی، روزنامه بسیج بلافاصله ترسش را از به هم خوردن میز مذاکره برملا میکند و میگوید: ”این نگاه البته بهمعنی ترک میز مذاکره نیست بلکه بهمعنی آن است که فضای روانی حاکم بر مذاکرات باید متکی بر ظرفیتهای درونی انقلاب اسلامی و با نگاهی راهبردی به این روند باشد “ (جوان 16 شهریور 93)
روزنامه دیگر باند خامنهای نیز در شیپور دمیده: ”کدخدا دیگر کدخدا نیست “ و حالا که: ”ناتوانی کدخدای اقتصاد جهانی و امنیت جهانی برای تصمیمگیران مشخص شده“. و اوباما هم ”رئیسجمهور خیلی ضعیفی است“، پس باید رهنمودهای ”رهبر معظم انقلاب“ را چسبید که ”برتزلزل بنای نظام 70ساله حاکمیت غرب“ تأکید کردند که پایههای بنیانهای فکری وارزشی غرب فروریخته است» و از آن نتیجهگیری میکند که ”تحلیلهای واژگونه یعنی ریزش پایههای سیاسی و نظامی غرب را ندیدن و نشان ندادن! تحلیلهای واژگونه یعنی آدرس غلط دادن از ناتوانی اوباما در مقابل اسد، پوتین و حتی نتانیاهو! “
بنابراین: ”تحلیلهای واژگونه یعنی تضعیف و تحقیر قدرت ما از «بمب کدخدا»! یعنی تأکید بر «هضم در اقتصاد جهانی»! یعنی جستوجوی امنیت خود در «امنیت جهانی»! تحلیلهای واژگونه یعنی «تئوریزه کردن سازش“ و بعد میافزاید: ”در چنین شرایطی انتظار از جمهوری اسلامی ایران چیست. کشوری که در افول تمدن غربی نقش ویژهیی ایفا کرده و میکند، در این شرایط چه نقش تاریخیای میتواند ایفا کند؟“ پس این است و جز این نیست که: «خودمان را آماده کنیم برای ایفای نقش در پدید آوردن نظم جدید؛ کشور را آماده کنیم برای اینکه نقشآفرینی کند“ (وطن امروز 16شهریور 93)
به این ترتیب آشکار میشود که تمامی مهمل بافیهای رسانههای باند ولایت اندر باب سخنان خامنهای در راستای دو هدف است:
هدف اصلی همان سرخ کردن صورت زار و نزار نظام به ضرب سیلی «نظم نوین جهانی» در شرایط وارد آمدن شکستهای پیدرپی در داخل کشور و سرپوش گذاشتن بر این شکستها و دیگری ضربات استراتژیکی است که رژیم اخیراً در منطقه و در کانونیترین نقطهٴ استراتژیاش یعنی در عراق دریافت کرده است.
مصرف دوم این حرفها نیز داخل رژیمی است. یعنی علیه باند رفسنجانی- روحانی است.
بر این اساس است که مقالهنویس جوان باند رفسنجانی- روحانی را زیر ضرب قرار میدهد و وطن امروز نیز تحلیلهای این باند را تحلیلهای واژگونه میداند و اندر باب ضعف قدرت ”کدخدا“ قلم فرسایی میکند و آنان را سرزنش میکند با وجود اینکه ”کدخدا“ ضعیف است! چرا میخواهند به دامان آن بیاویزند و چرا خودشان را به گوشه عبای ولیفقیه و ظرفیتهای استراتژیک مورد نظر آن نمیآویزند!