یکی از شعارهای دولت آخوند روحانی و دولتش موضوع اقتصاد بدون نفت است، البته این شعار و این ادعا ناشی از حضیض افلاس و درماندگی رژیم و دولت آخوند روحانی است.
اقتصاد بدون نفت که همیشه جزء ثابت ادعاها و شعارهای دجالگرانه و توخالی رژیم ولایتفقیه بوده است، بهطور واقعی یعنی قطع یا کم کردن وابستگی بودجه دولت به درآمدهای نفتی و در یک کلام اینکه دخل و خرج بودجه بهخصوص هزینههای جاری مستقل از درآمدهای نفتی تراز شوند.
چنین اهداف اقتصادی نه تنها در حاکمیت رژیم آخوندی و باندهای غارتگر آن قابل تحقق نیست؛ بلکه درست برعکس، رژیم آخوندی بهدلیل سیاستهای ضدملی و ضد مردمی، از بدو تشکیل حاکمیت، اقتصاد ایران را بیش از پیش متکی به درآمدهای نفتی کرد و اوج این سیاست ضدمردمی دوران احمدینژاد بود.
نظام آخوندی در دوران حکومت احمدینژاد، نزدیک به 800میلیارد دلار درآمد داشته است. هماکنون نیز رژیم آخوندی بلحظا اقتصادی وابستهترین حکومت به درآمد نفتی است. با توجه به ورشکستگی اقتصادی کنونی رژیم، چنین راهحلی برای دولت روحانی به اضعاف بعید و دور از دسترس است.
بودجه سال 93آخوند روحانی بودجهیی کاملاً وابسته به درآمدهای نفتی است. زمانی که لایحه بودجه سال 93 دولت آخوند حسن روحانی در مجلس رژیم مورد بررسی قرار میگرفت، حسن آصفری یکی از نمایندگان مجلس رژیم در مورد این بودجه گفت: ”بودجه سال آینده بودجهیی خوشبینانه و مثل همیشه متکی به نفت است“.
خبرگزاری حکومتی مهر21دی 92 ازقول او نوشت: ”وقتی در کشور شعار اقتصاد مقاومتی را سرمیدهیم نباید بودجه کشور با اتکا به فروش 800هزار بشکه نفت در روز بسته شود“
آصفری نماینده مجلس رژیم در قسمتی از سخنانش اضافه میکند: ”توسعه پایدار کشور در گرو توجه به بخشهای دیگر تولیدی کشور است“.
داوود دانش جعفری عضو تشخیص مصلحت نظام آخوندی در مورد ضعف بنیانی در اقتصاد رژیم آخوندی میگوید: ”وابستگی 65 درصدی به درآمد نفتی مهمترین ضعف اقتصاد ایران است“
خبرگزاری حکومتی ایرنا 1تیر93 ازقول این کارشناس رژیم مینویسد: ”در حالی که 65 درصد از درآمدهای دولت در ایران از نفت یا مالکیتهای دولتی است، در کشور ترکیه درآمد مالکیتهای دولت فقط 17. 4 درصد است.
وی با بیان اینکه مالیات بر درآمد در ایران 23. 8 درصد از درآمدهای دولت را تأمین میکند، افزود: ”مالیات بر مصرف کالا و خدمات هم بهعنوان یک شاخص مهم درآمدی در ایران حدود شش درصد است در حالی که این شاخص در ترکیه به 55 درصد میرسد“.
پس از گذشت نزدیک به یک سال از روی کارآمدن دولت آخوند حسن روحانی، بهدلیل دست رد مردم بر سیاستهای اقتصادی او از جمله هدفمندی یارانهها و درآمدهای مالیاتی دولت او، اکنون تق سیاستهای اقتصادی او و اقتصاد مقاومتی ولیفقیه نظام با هم درآمده است.
کارشناسان و رسانههای حکومتی بهطور تلویحی به شکست هردو راهحل (سیاستهای اقتصادی دولت روحانی و اقتصاد مقاومتی ولیفقیه) اعتراف میکنند
. روزنامه حکومتی آرمان وابسته به باند رفسنجانی ـ روحانی، در سرمقاله15تیر 93 مینویسد: ”چارهای جز نفتی شدن اقتصاد نیست“.
معنای ”چارهای جز نفتی شدن اقتصاد نیست“ هم این است که بخشهای دیگر تولیدی کشور همچنان تعطیل و نیمه تعطیل باشند و اینکه زیرآب ادعای دولت روحانی مبنی بر هزینه کردن درآمدهای نفتی در پروژههای زیرساختی چیزی جز پوشال بافی نبوده است.
کارشناس رژیم در توجیه دلیل خود برای ”چارهای جز نفتی شدن اقتصاد نیست“ در ادامه سرمقاله روزنامه وابسته به باند رفسنجانی - روحانی مینویسد: ”نفتی نشدن اقتصاد و توسعه کشور لازم و ملزوم یکدیگرند و طبیعی است وقتی درباره یکی این مسأله اتفاق نیفتد، درباره دیگری نیز اتفاق نخواهد افتاد. وقتی کشور در شرایطی قرار دارد که گندم و گوشت و برنج به کشور واردمی شود، نمیتوان از دولت خواست تا تکیه اقتصاد به نفت را کاهش دهد“.
نویسنده سرمقاله روزنامه آرمان در ادامه دلایلش برای ضرورت نفتی شدن اقتصاد مینویسد: ”این صحبت که باید کشور را از وابستگی به فروش نفت نجات دهیم بسیار درست است. این کار نیاز به سرمایهگذاری در قسمتهای مختلف دارد. در حال حاضر که بعضی از تحریمهای اعمال شده علیه کشورمان همچنان وجود دارد و از طرف دیگر مثل زمان اصلاحات امکان حضور سرمایهگذاران خارجی در کشور فراهم نیست باید برای برونرفت از این وضع دست به کار شد“.
بنبست اقتصادی رژیم، فراتر از آن است که شیخ حسن روحانی با شارلاتانیسم آخوندی و با هیاهو ی ”اعتماد و امید“ و دادن وعدههای کاذب و سرخرمن، بتواند اینگونه وانمود کند که او و دولتش حلال مشکلات نظام از جمله مشکلات اقتصادی هستند.
اکنون در حالی که مدت کمی از طرح این شعارهای دروغین گذشته است این باند ناچار است از زبان سرمقالهنویس خودش از همه ادعاهای گذشته غلط کردم بگوید و نشان دهد همانگونه که برای حل مشکلات اجتماعی هیچ راهحلی جز چنگ زدن به ابراز اصلی بقای رژیم یعنی اعدام و سرکوب ندارد، در مورد مسائل اقتصادی نیز، آخوند روحانی چیزی جز همان شگرد 36ساله، یعنی غارت درآمدهای نفتی و هدر دادن این ثروت ملی در چنته ندارد.
طرح مسأله ضرورت ”نفتی شدن اقتصاد“ در عینحال ریشخندی به شعر و شعارهای اقتصاد مقاومتی ولیفقیه و ادعاهای پوشالی او همچون خودکفایی، بومیسازی و... ، نیز میباشد
شب گذشته (دوشنبه 16تیر) خامنهای خود به «شوخی» گرفته شدن شعار «اقتصاد مقاومتی» توسط ایادی حکومتی اعتراف کرد. تلویزیون رژیم در خبری از دیدار خامنهای با ایادی رژیم با حضور روحانی گفت: «خامنهای توصیههایی هم به دولت داشتند. جدی گرفتن سیاستهای اقتصاد مقاومتی اولین توصیه ایشان بود». خامنهای اعتراف کرد که «رئیسجمهور و برخی مسئولان، کم و بیش در خصوص حمایت از سیاستهای اقتصاد مقاومتی سخن گفتهاند اما نیاز اصلی، عمل است و نباید اینگونه باشد که در سخن، از اقتصاد مقاومتی حمایت کنیم اما در عمل، حرکت ما کند باشد».
ورشکستگی اقتصادی رژیم یک واقعیت است و بحران در این زمینه جدی تراز آن است که ولیفقیه با غوغاسالاری ”اقتصاد مقاومتی“ و آخوند روحانی با شیادی بتوانند نظام را از این بنبست بیرون آورند. این واقعیت سرسخت بنبست اقتصادی رژیم است که بر ”اقتصاد مقاومتی“ ولیفقیه، و بر شارلاتان بازی آخوند روحانی در مورد اقتصاد بدون نفت، ریشخند میزند.
اقتصاد بدون نفت که همیشه جزء ثابت ادعاها و شعارهای دجالگرانه و توخالی رژیم ولایتفقیه بوده است، بهطور واقعی یعنی قطع یا کم کردن وابستگی بودجه دولت به درآمدهای نفتی و در یک کلام اینکه دخل و خرج بودجه بهخصوص هزینههای جاری مستقل از درآمدهای نفتی تراز شوند.
چنین اهداف اقتصادی نه تنها در حاکمیت رژیم آخوندی و باندهای غارتگر آن قابل تحقق نیست؛ بلکه درست برعکس، رژیم آخوندی بهدلیل سیاستهای ضدملی و ضد مردمی، از بدو تشکیل حاکمیت، اقتصاد ایران را بیش از پیش متکی به درآمدهای نفتی کرد و اوج این سیاست ضدمردمی دوران احمدینژاد بود.
نظام آخوندی در دوران حکومت احمدینژاد، نزدیک به 800میلیارد دلار درآمد داشته است. هماکنون نیز رژیم آخوندی بلحظا اقتصادی وابستهترین حکومت به درآمد نفتی است. با توجه به ورشکستگی اقتصادی کنونی رژیم، چنین راهحلی برای دولت روحانی به اضعاف بعید و دور از دسترس است.
بودجه سال 93آخوند روحانی بودجهیی کاملاً وابسته به درآمدهای نفتی است. زمانی که لایحه بودجه سال 93 دولت آخوند حسن روحانی در مجلس رژیم مورد بررسی قرار میگرفت، حسن آصفری یکی از نمایندگان مجلس رژیم در مورد این بودجه گفت: ”بودجه سال آینده بودجهیی خوشبینانه و مثل همیشه متکی به نفت است“.
خبرگزاری حکومتی مهر21دی 92 ازقول او نوشت: ”وقتی در کشور شعار اقتصاد مقاومتی را سرمیدهیم نباید بودجه کشور با اتکا به فروش 800هزار بشکه نفت در روز بسته شود“
آصفری نماینده مجلس رژیم در قسمتی از سخنانش اضافه میکند: ”توسعه پایدار کشور در گرو توجه به بخشهای دیگر تولیدی کشور است“.
داوود دانش جعفری عضو تشخیص مصلحت نظام آخوندی در مورد ضعف بنیانی در اقتصاد رژیم آخوندی میگوید: ”وابستگی 65 درصدی به درآمد نفتی مهمترین ضعف اقتصاد ایران است“
خبرگزاری حکومتی ایرنا 1تیر93 ازقول این کارشناس رژیم مینویسد: ”در حالی که 65 درصد از درآمدهای دولت در ایران از نفت یا مالکیتهای دولتی است، در کشور ترکیه درآمد مالکیتهای دولت فقط 17. 4 درصد است.
وی با بیان اینکه مالیات بر درآمد در ایران 23. 8 درصد از درآمدهای دولت را تأمین میکند، افزود: ”مالیات بر مصرف کالا و خدمات هم بهعنوان یک شاخص مهم درآمدی در ایران حدود شش درصد است در حالی که این شاخص در ترکیه به 55 درصد میرسد“.
پس از گذشت نزدیک به یک سال از روی کارآمدن دولت آخوند حسن روحانی، بهدلیل دست رد مردم بر سیاستهای اقتصادی او از جمله هدفمندی یارانهها و درآمدهای مالیاتی دولت او، اکنون تق سیاستهای اقتصادی او و اقتصاد مقاومتی ولیفقیه نظام با هم درآمده است.
کارشناسان و رسانههای حکومتی بهطور تلویحی به شکست هردو راهحل (سیاستهای اقتصادی دولت روحانی و اقتصاد مقاومتی ولیفقیه) اعتراف میکنند
. روزنامه حکومتی آرمان وابسته به باند رفسنجانی ـ روحانی، در سرمقاله15تیر 93 مینویسد: ”چارهای جز نفتی شدن اقتصاد نیست“.
معنای ”چارهای جز نفتی شدن اقتصاد نیست“ هم این است که بخشهای دیگر تولیدی کشور همچنان تعطیل و نیمه تعطیل باشند و اینکه زیرآب ادعای دولت روحانی مبنی بر هزینه کردن درآمدهای نفتی در پروژههای زیرساختی چیزی جز پوشال بافی نبوده است.
کارشناس رژیم در توجیه دلیل خود برای ”چارهای جز نفتی شدن اقتصاد نیست“ در ادامه سرمقاله روزنامه وابسته به باند رفسنجانی - روحانی مینویسد: ”نفتی نشدن اقتصاد و توسعه کشور لازم و ملزوم یکدیگرند و طبیعی است وقتی درباره یکی این مسأله اتفاق نیفتد، درباره دیگری نیز اتفاق نخواهد افتاد. وقتی کشور در شرایطی قرار دارد که گندم و گوشت و برنج به کشور واردمی شود، نمیتوان از دولت خواست تا تکیه اقتصاد به نفت را کاهش دهد“.
نویسنده سرمقاله روزنامه آرمان در ادامه دلایلش برای ضرورت نفتی شدن اقتصاد مینویسد: ”این صحبت که باید کشور را از وابستگی به فروش نفت نجات دهیم بسیار درست است. این کار نیاز به سرمایهگذاری در قسمتهای مختلف دارد. در حال حاضر که بعضی از تحریمهای اعمال شده علیه کشورمان همچنان وجود دارد و از طرف دیگر مثل زمان اصلاحات امکان حضور سرمایهگذاران خارجی در کشور فراهم نیست باید برای برونرفت از این وضع دست به کار شد“.
بنبست اقتصادی رژیم، فراتر از آن است که شیخ حسن روحانی با شارلاتانیسم آخوندی و با هیاهو ی ”اعتماد و امید“ و دادن وعدههای کاذب و سرخرمن، بتواند اینگونه وانمود کند که او و دولتش حلال مشکلات نظام از جمله مشکلات اقتصادی هستند.
اکنون در حالی که مدت کمی از طرح این شعارهای دروغین گذشته است این باند ناچار است از زبان سرمقالهنویس خودش از همه ادعاهای گذشته غلط کردم بگوید و نشان دهد همانگونه که برای حل مشکلات اجتماعی هیچ راهحلی جز چنگ زدن به ابراز اصلی بقای رژیم یعنی اعدام و سرکوب ندارد، در مورد مسائل اقتصادی نیز، آخوند روحانی چیزی جز همان شگرد 36ساله، یعنی غارت درآمدهای نفتی و هدر دادن این ثروت ملی در چنته ندارد.
طرح مسأله ضرورت ”نفتی شدن اقتصاد“ در عینحال ریشخندی به شعر و شعارهای اقتصاد مقاومتی ولیفقیه و ادعاهای پوشالی او همچون خودکفایی، بومیسازی و... ، نیز میباشد
شب گذشته (دوشنبه 16تیر) خامنهای خود به «شوخی» گرفته شدن شعار «اقتصاد مقاومتی» توسط ایادی حکومتی اعتراف کرد. تلویزیون رژیم در خبری از دیدار خامنهای با ایادی رژیم با حضور روحانی گفت: «خامنهای توصیههایی هم به دولت داشتند. جدی گرفتن سیاستهای اقتصاد مقاومتی اولین توصیه ایشان بود». خامنهای اعتراف کرد که «رئیسجمهور و برخی مسئولان، کم و بیش در خصوص حمایت از سیاستهای اقتصاد مقاومتی سخن گفتهاند اما نیاز اصلی، عمل است و نباید اینگونه باشد که در سخن، از اقتصاد مقاومتی حمایت کنیم اما در عمل، حرکت ما کند باشد».
ورشکستگی اقتصادی رژیم یک واقعیت است و بحران در این زمینه جدی تراز آن است که ولیفقیه با غوغاسالاری ”اقتصاد مقاومتی“ و آخوند روحانی با شیادی بتوانند نظام را از این بنبست بیرون آورند. این واقعیت سرسخت بنبست اقتصادی رژیم است که بر ”اقتصاد مقاومتی“ ولیفقیه، و بر شارلاتان بازی آخوند روحانی در مورد اقتصاد بدون نفت، ریشخند میزند.