آخوند حسن روحانی در مراسم موسوم به «گرامیداشت روز مددکار»، اعتراف مهمی کرد و گفت: «به نام ایستادن در برابر قدرتها و ابرقدرتها… جیب مردم را زدند و اموال مردم را غارت کردند». سؤال این است که چه کسی؟ البته منظور روحانی باند مقابل و «دلواپسان» و سنگ اندازان در مسیر مذاکرات اتمی است، اما… اولین کسی که علیه قدرتها و ابرقدرتها و استکبار و شرق و غرب شعار داد و عربده کشید، کسی جز خمینی «بنیانگذار جمهوری جهل و جنون بود؟ یعنی اولین دزد جیب مردم و غارتگر اصلی و بنیانگذار غارت در مداری غیرقابلتصور ولی ایکاش ابعاد دجالگری و سوء استفادهٴ از شعار مرگ بر آمریکا، فقط به زدن جیب مردم ختم میشد.
این خمینی بود که تسخیر سفارت آمریکا، در تهران را « انقلاب دوم» نامید و با این شیادی بزرگ، سرکوب نیروهای انقلابی و در رأس آنها مجاهدین را پیشبرد و البته این « انقلابیترین مرد جهان!»، با روی کارآمدن ریگان، یکشنبه از گانگستر بازی و گروگانگیری خود غلط کردم گفت و تاوان مادی آن را هم که 22میلیارد دلار دارایی مردم ایران بود، با قرارداد الجزایر تقدیم شیطان بزرگ کرد، و تا همین امروز ورثه او این «غلط کردم» را به زبانهای مختلف تکرار کرده و از «شیطان بزرگ» عذر تقصیر خواستهاند.
هنوز به یاد داریم که دژخیمان و سرکردگان جنایتکار همین نظام، مجاهدین خلق را در پرچم آمریکا پیچیده و تیرباران میکردند و هر صدای معترض را با مارک «ستون پنجم آمریکا» در گلو خفه میکردند.
در فایده «شعار مرگ به آمریکا» برای رژیم همین بس که یک بار موسوی نخستوزیر خمینی گفت کارکرد شعار مرگ بر آمریکا برای رژیم از چندین سازمان اطلاعاتی بیشتر بوده است.
اما اگر تا دیروز این مقاومت ایران بود که دجالیت خمینی و رژیمش را در شعارها و ژستهای ضداستکباری را برملا میکرد، امروز خودشان در گرگ دعوای درونی رژیم، فریبکارانه بودن این شعر و شعارها را برملا میکنند. با این همه این دجالیت و شیادی همچنان ادامه دارد.
آخوند احمد خاتمی در نمایش جمعهٴ 15آذر 92 همزمان با شروع روند زهرخوران اتمی گفت: «مصلحت کشور، مصلحت نظام، آن است که همه بدمیم در فرهنگ مقاومت. این مصلحت همه به حساب میآید». او سپس منظورش از «فرهنگ مقاومت» را آشکار کرد و گفت: «بایستی تلاشهای دیپلوماتیک به قوتش باشد، همراهش نشاط انقلابی، نشاط مقاومت باشد که تجلی یافته در شعار با شکوه و انقلابی مرگ بر آمریکای شماست». منظورش این است که حالا که ناچاریم، با زانوان خونین پای میز مذاکره برویم، این ذلت و زبونی را بایستی با شعار «مرگ بر آمریکا» بپوشانیم!
روحانی یادش رفته که خودش نیز بهعنوان شاگرد آن دجال بزرگ چقدر علیه قدرتها و ابرقدرتها شعار داده است. در این مورد اصلاً لازم نیست جای دوری برویم و به گذشتههایی که آخوند روحانی مدعی است با آنها وداع کرده، برگردیم، او دو روز پیش از همین فاشگویی درباره کارکرد غارتگرانهٴ شعار علیه «قدرتها و ابرقدرتها» یعنی روز 21اردیبهشت در «مراسم رونمایی از سه دستاورد هستهیی» گفت: «خداوند ما را در برابر همه قدرتها و ابرقدرتها پیروز ساخت… و نه تنها در برابر عراق که در برابر همه منطقه و قدرتهای جهانی که پشت رژیم بعث قرار گرفته بودند خداوند ما را پیروز ساخت».
میبینید که این جماعت خمینی به چه سادگی در عرض دو روز رنگ عوض میکنند؟! بنابراین چه وقتی که علیه قدرتها و ابرقدرتها عربده میکشند و چه هنگامی که از ضرورت «تعامل» با جهان و نفی افراط و افراطگرایی حرف میزنند، تماماً بهخاطر منافع و جیب خودشان است. اما فراتر از این، این جماعت، از خمینی تا خامنهای و روحانی، در پشت شعارهای بهاصطلاح ضداستکباری، بزرگترین وطنفروشیها را جامه عمل پوشاندهاند.
هیچ دولت وابسته و ضدملی در تاریخ معاصر ایران، بهاندازه رژیم خمینی و بازماندگان پلید او به منافع بیگانگان خدمت نکرده است و بهاندازه این رژیم منافع ملی ما را به نفع قدرتها و ابرقدرتها به باد نداده و بر منابع ملی میهن ما چوب حراج نزده است. و حاصل آن، همین فقر و فلاکتی است که امروز دامنگیر مردم ایران است. کشوری که 15برابر مساحت و جمعیت خود از ثروتهای طبیعی بهرهمند است، در حاکمیت همین آخوندهای ضدملی و ضدایرانی، در همهٴ استانداردها و شاخصهای اقتصادی و اجتماعی در فهرست کشورهای جهان، به قعر سقوط کرده و از محرومترین کشورهای آفریقایی و آسیایی نیز در رتبهٴ پایینتری قرار گرفته است. اما بسا فراتر از خیانت و جنایت این رژیم در به باد دادن منابع ملی و ثروتهای طبیعی، جنایتی است که در حق گرانبهاترین سرمایهٴ مردم ایران، یعنی سرمایهٴ انسانی آن مرتکب شده است.
کدام رژیم در تاریخ ایران میتوانست انقلابی به عظمت انقلاب ضدسلطنتی را برباید و از اهداف خود منحرف سازد. جنگ ضدمیهنی راه بیندازد و جوانان این مرز و بوم را سوخت بار آن کند. 120هزار تن از پاکبازترین فرزندان انقلابی خلق را به خون بکشد، و به قیمت حراج منابع و ثروتهای ملت ایران، از «قدرتها و ابرقدرتها» بخواهد که قرارگاههای مجاهدین را بمباران و آنان را خلعسلاح کند.
اکنون روحانی با مرد رندی میخواهد طوق این خیانت را فقط به گردن یک جناح از این رژیم بیاندازد و خود و باندش را مبرا جلوه دهد، اما باید به او گفت: «دیر آمدی ای نگار سرمست!»، امواج قهرآمیز و عصیانی جوانان آگاه ایرانزمین را دیگر نمیتوان با این فریبکاریها سد کرد. آتشفشانی که در راه است، تمامیت رژیم پلید شمایان را از صفحه روزگار محو خواهد کرد.
این خمینی بود که تسخیر سفارت آمریکا، در تهران را « انقلاب دوم» نامید و با این شیادی بزرگ، سرکوب نیروهای انقلابی و در رأس آنها مجاهدین را پیشبرد و البته این « انقلابیترین مرد جهان!»، با روی کارآمدن ریگان، یکشنبه از گانگستر بازی و گروگانگیری خود غلط کردم گفت و تاوان مادی آن را هم که 22میلیارد دلار دارایی مردم ایران بود، با قرارداد الجزایر تقدیم شیطان بزرگ کرد، و تا همین امروز ورثه او این «غلط کردم» را به زبانهای مختلف تکرار کرده و از «شیطان بزرگ» عذر تقصیر خواستهاند.
هنوز به یاد داریم که دژخیمان و سرکردگان جنایتکار همین نظام، مجاهدین خلق را در پرچم آمریکا پیچیده و تیرباران میکردند و هر صدای معترض را با مارک «ستون پنجم آمریکا» در گلو خفه میکردند.
در فایده «شعار مرگ به آمریکا» برای رژیم همین بس که یک بار موسوی نخستوزیر خمینی گفت کارکرد شعار مرگ بر آمریکا برای رژیم از چندین سازمان اطلاعاتی بیشتر بوده است.
اما اگر تا دیروز این مقاومت ایران بود که دجالیت خمینی و رژیمش را در شعارها و ژستهای ضداستکباری را برملا میکرد، امروز خودشان در گرگ دعوای درونی رژیم، فریبکارانه بودن این شعر و شعارها را برملا میکنند. با این همه این دجالیت و شیادی همچنان ادامه دارد.
آخوند احمد خاتمی در نمایش جمعهٴ 15آذر 92 همزمان با شروع روند زهرخوران اتمی گفت: «مصلحت کشور، مصلحت نظام، آن است که همه بدمیم در فرهنگ مقاومت. این مصلحت همه به حساب میآید». او سپس منظورش از «فرهنگ مقاومت» را آشکار کرد و گفت: «بایستی تلاشهای دیپلوماتیک به قوتش باشد، همراهش نشاط انقلابی، نشاط مقاومت باشد که تجلی یافته در شعار با شکوه و انقلابی مرگ بر آمریکای شماست». منظورش این است که حالا که ناچاریم، با زانوان خونین پای میز مذاکره برویم، این ذلت و زبونی را بایستی با شعار «مرگ بر آمریکا» بپوشانیم!
روحانی یادش رفته که خودش نیز بهعنوان شاگرد آن دجال بزرگ چقدر علیه قدرتها و ابرقدرتها شعار داده است. در این مورد اصلاً لازم نیست جای دوری برویم و به گذشتههایی که آخوند روحانی مدعی است با آنها وداع کرده، برگردیم، او دو روز پیش از همین فاشگویی درباره کارکرد غارتگرانهٴ شعار علیه «قدرتها و ابرقدرتها» یعنی روز 21اردیبهشت در «مراسم رونمایی از سه دستاورد هستهیی» گفت: «خداوند ما را در برابر همه قدرتها و ابرقدرتها پیروز ساخت… و نه تنها در برابر عراق که در برابر همه منطقه و قدرتهای جهانی که پشت رژیم بعث قرار گرفته بودند خداوند ما را پیروز ساخت».
میبینید که این جماعت خمینی به چه سادگی در عرض دو روز رنگ عوض میکنند؟! بنابراین چه وقتی که علیه قدرتها و ابرقدرتها عربده میکشند و چه هنگامی که از ضرورت «تعامل» با جهان و نفی افراط و افراطگرایی حرف میزنند، تماماً بهخاطر منافع و جیب خودشان است. اما فراتر از این، این جماعت، از خمینی تا خامنهای و روحانی، در پشت شعارهای بهاصطلاح ضداستکباری، بزرگترین وطنفروشیها را جامه عمل پوشاندهاند.
هیچ دولت وابسته و ضدملی در تاریخ معاصر ایران، بهاندازه رژیم خمینی و بازماندگان پلید او به منافع بیگانگان خدمت نکرده است و بهاندازه این رژیم منافع ملی ما را به نفع قدرتها و ابرقدرتها به باد نداده و بر منابع ملی میهن ما چوب حراج نزده است. و حاصل آن، همین فقر و فلاکتی است که امروز دامنگیر مردم ایران است. کشوری که 15برابر مساحت و جمعیت خود از ثروتهای طبیعی بهرهمند است، در حاکمیت همین آخوندهای ضدملی و ضدایرانی، در همهٴ استانداردها و شاخصهای اقتصادی و اجتماعی در فهرست کشورهای جهان، به قعر سقوط کرده و از محرومترین کشورهای آفریقایی و آسیایی نیز در رتبهٴ پایینتری قرار گرفته است. اما بسا فراتر از خیانت و جنایت این رژیم در به باد دادن منابع ملی و ثروتهای طبیعی، جنایتی است که در حق گرانبهاترین سرمایهٴ مردم ایران، یعنی سرمایهٴ انسانی آن مرتکب شده است.
کدام رژیم در تاریخ ایران میتوانست انقلابی به عظمت انقلاب ضدسلطنتی را برباید و از اهداف خود منحرف سازد. جنگ ضدمیهنی راه بیندازد و جوانان این مرز و بوم را سوخت بار آن کند. 120هزار تن از پاکبازترین فرزندان انقلابی خلق را به خون بکشد، و به قیمت حراج منابع و ثروتهای ملت ایران، از «قدرتها و ابرقدرتها» بخواهد که قرارگاههای مجاهدین را بمباران و آنان را خلعسلاح کند.
اکنون روحانی با مرد رندی میخواهد طوق این خیانت را فقط به گردن یک جناح از این رژیم بیاندازد و خود و باندش را مبرا جلوه دهد، اما باید به او گفت: «دیر آمدی ای نگار سرمست!»، امواج قهرآمیز و عصیانی جوانان آگاه ایرانزمین را دیگر نمیتوان با این فریبکاریها سد کرد. آتشفشانی که در راه است، تمامیت رژیم پلید شمایان را از صفحه روزگار محو خواهد کرد.