تقدیم به برادران فولادوند و خانوادههای خسروی و هادی و اکبری منفرد و اسدی…
برادر برادرم زندانیست
و من بین این برادران
برادر برادرم زندانیست
و من بین این برادران
گم میشوم
آنقدر که احساس برادری
درین قافله غلیظ است
منی که هیچگاه زندانی نبودهام
از صبح تا شب
در سلول قدم میزنم
در سلول کتک میخورم
در سلول فحش میدهم
هر لحظه 350 بار
به آن که بهترین برادران جهان را
به سلول انداخته
و بدترین ضدبرادران را
بر سرزمین من حاکم نموده است
برادر برادرم زندانیست.
برادر خواهرم
آنقدر که احساس برادری
درین قافله غلیظ است
منی که هیچگاه زندانی نبودهام
از صبح تا شب
در سلول قدم میزنم
در سلول کتک میخورم
در سلول فحش میدهم
هر لحظه 350 بار
به آن که بهترین برادران جهان را
به سلول انداخته
و بدترین ضدبرادران را
بر سرزمین من حاکم نموده است
برادر برادرم زندانیست.
برادر خواهرم
زندانیست
و حس برادری و خواهری
عمیقترین عشق است
آنقدر که من
از دورترین فواصل
از ضربههای جانیان
به درد میآیم
و حس میکنم
برادر برادرم، خودم هستم،
برادر خواهرم خودم هستم،
پدر خواهرم خودم هستم
…
و خانوادهٴ من مقابل زندان ایستادهاند.