بار دیگر معرکهگیری آخوندی به نام راهیان نور، نوجوانان را در خط مرزی طلائیه در استان خوزستان به کام مرگ کشاند و 6 دانشآموز کشته شدند. اداره راهنمایی و رانندگی رژیم از واژگون شدن یک دستگاه اتوبوس حامل دانشآموزان و کشته شدن 6 دانشآموز در خوزستان خبر داد.
رئیس اداره راهنمایی رانندگی رژیم در خوزستان به خبرگزاری حکومتی ایسنا گفت: ”حوالی ساعت ۱۴ سهشنبه یک دستگاه اتوبوس حامل راهیان نور که از زرند کرمان برای بازدید از مناطق جنگی عازم خوزستان بود در ۱۵کیلومتری خط مرزی طلائیه استان خوزستان در جاده فرعی دچار واژگون شد».
حادثه روز سهشنبه5فروردین و کشته شدن چند دانشآموز دیگر در خیمهشب بازی آخوندی به نام راهیان نور، تنها حادثهای نیست که در جریان اعزام اجباری دانشآموزان به مناطق جنگ ضدمیهنی خمینی اتفاق میافتد، بلکه این حادثه یکی از سلسله اتفاقات و تصادفاتی است که در جریان اعزام دانشآموزان به مناطق جنگی، تحت اعزام راهیان نور صورت میگیرد.
بنا بر گزارش رسانههای رژیم تا کنون بیش از 100 دانشآموز در این تصادفات کشته شدهاند. از جمله این تصادفات، تصادف یک دستگاه اتوبوس حامل کاروان راهیان نور در25اسفند 86 بود که در جریان آن 22 دانشآموز کشته شدند.
6فروردین 87 در جریان واژگون شدن یک اتوبوس دیگر راهیان نور، 27 دانشآموز جان باختند.
15بهمن 90 تصادف یک اتوبوس دیگر راهیان نور دربروجرد جان 3 دانشآموز را گرفت و13نفر دیگر زحمی شدند.
مهر 91 در جریان تصادف یک اتوبوس حامل دختران بروجنی 26 دانشآموز دختر کشته و23 دانشآموز دیگر زحمی شدند.
مسئولیت سازماندهی این اردوهای اجباری را ارگان حکومتی موسوم به 'بنیاد حفظ آثار و نشر ارزشهای دفاع مقدس' بر عهده دارد.
مقامات رژیم ادعا دارند که شرکت دانشآموزان در این تورهای مرگ و عزاداری داوطلبانه است، اما واقعیت این است که کارگزاران رژیم در مدارس 10 نمره درس ”دفاع مقدس“ در برنامه تحصیلی دانشآموزان گذاشتهاند و دانشآموزان برای قبولی، ناگزیر به شرکت در این اردوهای اجباری هستند.
بهرغم این اتفاقات و کشته شدن دانشآموزان بیگناه در این اردوهای اجباری، خامنهای بر اهمیت معرکهگیری تحت عنوان راهیان نور و اهمیت جبهه و جنگ برای رژیم تأکید دارد و 26اسفند 92 در دیدار مسئولان و دستاندرکاران جنایتکار این اردوهای اجباری، بازدید از مناطق جنگی را یک سنت حسنه بهمنظور پیشگیری از دو آسیب «فراموشی» و «تحریف» خواند و با اشاره به مرگ دانش آموزانی که بهخاطر گرم نگاه داشتن این بساط دجالگری آخوندی به کام مرگ کشیده شدهاند، تصادفات راهیان نور و کشته شدن دانشآموزان در این بساط خیمهشب بازی آخوندی را کم اهمیت جلوه داد و گفت: ”اینگونه حوادث نباید بهانهیی برای زیر سؤال بردن اصل این حرکت بزرگ و مفید شود“
ملاحظه میشود که بهرغم حوادث تأسفباری که منجر به کشته شدن دانشآموزان بیگناه در جریان کاروانهای مرگ و عزا به نام راهیان نور میشود، ولیفقیه جنایتکار رژیم باز هم بازدید از مناطق جنگی را یک سنت حسنه میداند.
چرا خامنهای و رژیم آخوندی نیاز به معرکهگیری به نام راهیان نور و اصرار به گرم نگاه داشتن خاطرات جنگ ضدمیهنی خمینی دارند و از این کار چه نتیجهیی عاید این رژیم و سردمداران آن میشود؟
پس از جنگ ضدمیهنی و خوردن زهرآتشبس توسط خمینی، جنگافروزی و تداوم آن آنقدر نامشروع شده بود که سران رژیم نظیر رفسنجانی، موسوی اردبیلی و پاسدار رضایی برای اعلام برائت به صحنه آمدند و صریحاً گفتند که پس از جنگ خرمشهر، با تداوم جنگ مخالف بودهاند، اما خمینی خواستار آتشبس و توقف جنگ نبوده و... با این حال وقتی که رژیم دید که جای خالی جبهه و جنگ را نمیتواند پر کند، پس از مرگ خمینی ورثه سیاسی او از جمله شخص ولیفقیه، برای تداوم سیاستهای ارتجاعی و ضدمیهنی، برای پرکردن فضای خالی جبهه و جنگ برای نیروهای وارفته و شکست خورده خود، به یک ترفند و معرگهگیری در مورد تشییع جنازه استخوان کشتههای جنگ روی آوردند.
صرفنظر از مقاصد ضدمیهنی و ارتجاعی رژیم، شگرد گرداندن تابوت استخوانهای کشته شدگان و راهانداختن علم و کتل تشییع این استخوانها در شهرهای مختلف ایران، برای رژیم این مصرف را داشت که میخواست با روضهخوانی در مورد کشتههای جنگ و اهمیت جبهه و جنگ، نیروهای وارفته بسیج و سپاه را نیز سرپا نگاه دارد.
برای ایجاد جنین فضایی، رژیم آخوندی صرفاً به تشییع کشتهها و استخوانهای کشته شدگان جنگ اکتفا نمیکرد، بلکه با راهانداختن جلسات و سمینارهای مختلف تحت عنوان ”یادواره شهدا“ فضای جبهه و جنگ را در میان نیروهایش زنده نگاه میداشت. اما زمانی که استخوانهای کشتهها در حال اتمام بود و این کار رژیم هم به یک مضحکه تبدیل شد و نفرت عمومی مردم نیز بهصورت تمسخر کردن این الم وکتل راه نداختن ها بارز میشد و تاریخ مصرف 25ساله این دجالگری سررسید، رژیم برای گرم نگهداشتن این فضای ضدمردمی و حفظ و نگهداری نیروهای وارفته سپاه و بسیج، به شگرد جدیدی بهعنوان راهیان نور روی آورد. اما در این بساط معرکهگیری رژیم، فقط نیروهای بسیج و سپاه و سایرمزدوران رژیم نبودند که میبایست در این کاروانهای کذایی شرکت میکردند، بلکه رژیم آخوندی برای گسترش فرهنگ ارتجاعی خود در بین دانشآموزان مدارس کشور، آنها را نیز به اجبار هیزم گرم نگاه داشتن تنور این بساط ضدمردمی و عوامفریبی کرد. در راستای این روند ضدمردمی است که اکنون دستهدسته از دانشآموزان در جریان سفر به مناطق جنگی به کام مرگ تصادفات جادهای کشیده میشوند.
طبعاً در شرایط حاضر که در اثر بحرانهای اجتماعی مختلف و ورشکستگی اقتصادی، رژیم آخوندی شقه شده و ولیفقیه آن ناگزیر به نوشیدن جرعههای زهر شده است، نیاز رژیم برای راهانداختن چنین کاروانهایی برای روحیه دادن به نیروهای وارفته مضاعف میشود و تا آنجا که میتواند بساط دجالگری راهیان نور را گرم نگاه میدارد، حرفهای خامنهای دردیدار با گردانندگان این معرکه آخوندی نیز در همین راستا است.