خانمها و آقایان عزیز، خانم رئیسجمهور رجوی عزیز،
وقتی که برای سخنرانی میآیم به این فکر میکنم که با توجه به این همه درد و رنجی که ما در آن زندگی میکنیم و این همه تناقض، من به شما چه میتوانم بگویم.
اجازه بدهید امیدوار باشیم تا اینکه فقط تصور کنیم. بگذارید بگویم که من به چه چیز امید دارم. البته که ما به حقوق بینالملل نیاز داریم، البته که ما به حقوق مدونی برای زنان نیاز داریم، این طور قانونی میشود.
اما امید من در ماه گذشته به کسانی است که در کمپ لیبرتی هستند بنابراین بگذارید که در روز جهانی زن در سراسر جهان بگویم:
فکر کردن به افراد لیبرتی سخت است چرا که قرار بود آنها تنها ظرف چند ماه در کشورهای امن باشند، به دور از این وضعیت.
ما از این افراد میآموزیم که تسلیم نشویم. ما در شرایط مشخصی میگوییم که غیرممکن است، اما بله بیشتر از آن چیزی که ما تصور میکنیم ممکن است.
بنابراین بگذارید بگویم که شما در مورد گروگانها (6 زن و یک مرد) صحبت کردید. این یک افتضاح علیه همهٴ قوانین بینالمللی است. هیچکس نمیداند که آنها کجا هستند. این تنها عراق نیست که باید به ما بگوید آنها کجا هستند، البته عراق باید به ما بگوید، اما سازمان ملل کجاست؟ آمریکا کجاست تا ما را در وضعیت بهتری قرار دهد؟ اکنون 6ماه گذشته است و پاسخی دریافت نکردیم. ما نمیدانیم آیا آنها شکنجه شدهاند و هنوز زنده هستند یا نه. این یک سیاست ددمنشانه علیه انسانها است. بنابراین ما باید بهخاطر همه نکاتی که امروز عصر گفته شد، بایستیم. باور کنید، در فرصتی که من با این گروه و با خانم رجوی سپری کردهام، آموختم که به جلو حرکت کردن کار بسیار سختی است. افراد را قانع کردن کار سختی است. نگاه کنید که او در رابطه با افرادی که دست به اعتصابغذا زدند چه کار کرد، کسانی که به هیچ گزینهٴ دیگری باور نداشتند. او علیه بنیادگرایی اسلامی است. این یک واکنش در برابر مذهب نیست بلکه در برابر سوءاستفاده از مذهب است که ما در بسیاری از کشورها با آن مواجه هستیم. اجازه بدهید برای دموکراسی کار کنیم. ما زنان که در کشورهای دموکراتیک زندگی میکنیم، برخی اوقات احساس میکنم که اهمیت آزادی را درک نمیکنیم. برخی اوقات افراد، شاید در اروپای شرقی، شاید در خاورمیانه، شاید هم در ایران، از ما بیشتر جسارت دارند. بنابراین نگویید که ما نمیتوانیم کاری بکنیم. ما در عقیده قدرتمندتر هستیم. بسیار مهم است که ما چنین گردهماییهایی داشته باشیم. باید بگویم که بهرغم همهٴ پیامهای غلطی که وجود داشت، ما در سطح اروپا موفق بودیم. وقتی که به صحبتهای نمایندگان پارلمان اروپا گوش میکنیم، این روشن میشود. خانم رجوی میتواند از تجربه خودش سخن بگوید. ما با افراد بیشتری مواجه میشویم که میتوانیم آنها را متقاعد کنیم. در آمریکا این یک داستان بسیار طولانی است. در سال 2012 بود که دادگاه عالی عدالت در آمریکا تبعیض علیه مقاومت ایران را ملغی کرد. بنابراین سخت است اما هیچگاه تسلیم نشوید. این اعتقاد من است. تا زمانی که میتوانیم حرکت کنیم، متوقف نمیشویم. بنابراین برای من مهم است که چنین افرادی را داشته باشیم. ما در حرکت به جلو به آنها نیاز داریم تا مسیرهایی را به ما نشان دهند و تغییر را محقق کنیم. من سخنرانی کوتاهم را با یک نکته به پایان میرسانم. میخواهم به پیام امروز شما برگردم خانم رجوی، شما گفتید که زنان، ما را به آینده متفاوتی میرسانند. من میتوانیم این را به شما بگویم و اجازه بدهید تأکید کنم که هنوز در بسیاری از موارد ما یک شیی هستیم و نه موضوع. دیکتاتورها در قدرت هستند، برخی اوقات احساس میکنم که آنها از ما هراس دارند و فشار آنها برای شکنجه ما و دریغ کردن حقوقمان ناشی از عدم اعتماد بهنفس خودشان است. بنابراین چرا باید از آنها ترس داشته باشیم؟ آنها درقدرت هستند. در طرف مقابل ما در روابطمان به اعتماد بهنفس نیاز داریم، به همکاری به جای خصومت نیاز داریم. اما باور کنید که ما همچنین به تعبیر روشن و اعتقاد راسخ نیاز داریم. ما به رویکردی نه تنها منطقی بلکه احساسی و اجتماعی نیاز داریم. امیدوارم که وقتی شما به کشورتان بازگشتید اولین گام خود را بردارید و به دولت خود نامهنگاری کنید، و وقتی پاسخ ندادند، دوباره و سه باره این کار را انجام دهید. ما وقتی در کنار هم میایستیم به جلو حرکت میکنیم. ما باید از کسانی که در شرایط بسیار سخت با درد و رنج ایستادگی میکنند، همبستگی بیشتری بیاموزیم. متشکرم.
وقتی که برای سخنرانی میآیم به این فکر میکنم که با توجه به این همه درد و رنجی که ما در آن زندگی میکنیم و این همه تناقض، من به شما چه میتوانم بگویم.
اجازه بدهید امیدوار باشیم تا اینکه فقط تصور کنیم. بگذارید بگویم که من به چه چیز امید دارم. البته که ما به حقوق بینالملل نیاز داریم، البته که ما به حقوق مدونی برای زنان نیاز داریم، این طور قانونی میشود.
اما امید من در ماه گذشته به کسانی است که در کمپ لیبرتی هستند بنابراین بگذارید که در روز جهانی زن در سراسر جهان بگویم:
فکر کردن به افراد لیبرتی سخت است چرا که قرار بود آنها تنها ظرف چند ماه در کشورهای امن باشند، به دور از این وضعیت.
ما از این افراد میآموزیم که تسلیم نشویم. ما در شرایط مشخصی میگوییم که غیرممکن است، اما بله بیشتر از آن چیزی که ما تصور میکنیم ممکن است.
بنابراین بگذارید بگویم که شما در مورد گروگانها (6 زن و یک مرد) صحبت کردید. این یک افتضاح علیه همهٴ قوانین بینالمللی است. هیچکس نمیداند که آنها کجا هستند. این تنها عراق نیست که باید به ما بگوید آنها کجا هستند، البته عراق باید به ما بگوید، اما سازمان ملل کجاست؟ آمریکا کجاست تا ما را در وضعیت بهتری قرار دهد؟ اکنون 6ماه گذشته است و پاسخی دریافت نکردیم. ما نمیدانیم آیا آنها شکنجه شدهاند و هنوز زنده هستند یا نه. این یک سیاست ددمنشانه علیه انسانها است. بنابراین ما باید بهخاطر همه نکاتی که امروز عصر گفته شد، بایستیم. باور کنید، در فرصتی که من با این گروه و با خانم رجوی سپری کردهام، آموختم که به جلو حرکت کردن کار بسیار سختی است. افراد را قانع کردن کار سختی است. نگاه کنید که او در رابطه با افرادی که دست به اعتصابغذا زدند چه کار کرد، کسانی که به هیچ گزینهٴ دیگری باور نداشتند. او علیه بنیادگرایی اسلامی است. این یک واکنش در برابر مذهب نیست بلکه در برابر سوءاستفاده از مذهب است که ما در بسیاری از کشورها با آن مواجه هستیم. اجازه بدهید برای دموکراسی کار کنیم. ما زنان که در کشورهای دموکراتیک زندگی میکنیم، برخی اوقات احساس میکنم که اهمیت آزادی را درک نمیکنیم. برخی اوقات افراد، شاید در اروپای شرقی، شاید در خاورمیانه، شاید هم در ایران، از ما بیشتر جسارت دارند. بنابراین نگویید که ما نمیتوانیم کاری بکنیم. ما در عقیده قدرتمندتر هستیم. بسیار مهم است که ما چنین گردهماییهایی داشته باشیم. باید بگویم که بهرغم همهٴ پیامهای غلطی که وجود داشت، ما در سطح اروپا موفق بودیم. وقتی که به صحبتهای نمایندگان پارلمان اروپا گوش میکنیم، این روشن میشود. خانم رجوی میتواند از تجربه خودش سخن بگوید. ما با افراد بیشتری مواجه میشویم که میتوانیم آنها را متقاعد کنیم. در آمریکا این یک داستان بسیار طولانی است. در سال 2012 بود که دادگاه عالی عدالت در آمریکا تبعیض علیه مقاومت ایران را ملغی کرد. بنابراین سخت است اما هیچگاه تسلیم نشوید. این اعتقاد من است. تا زمانی که میتوانیم حرکت کنیم، متوقف نمیشویم. بنابراین برای من مهم است که چنین افرادی را داشته باشیم. ما در حرکت به جلو به آنها نیاز داریم تا مسیرهایی را به ما نشان دهند و تغییر را محقق کنیم. من سخنرانی کوتاهم را با یک نکته به پایان میرسانم. میخواهم به پیام امروز شما برگردم خانم رجوی، شما گفتید که زنان، ما را به آینده متفاوتی میرسانند. من میتوانیم این را به شما بگویم و اجازه بدهید تأکید کنم که هنوز در بسیاری از موارد ما یک شیی هستیم و نه موضوع. دیکتاتورها در قدرت هستند، برخی اوقات احساس میکنم که آنها از ما هراس دارند و فشار آنها برای شکنجه ما و دریغ کردن حقوقمان ناشی از عدم اعتماد بهنفس خودشان است. بنابراین چرا باید از آنها ترس داشته باشیم؟ آنها درقدرت هستند. در طرف مقابل ما در روابطمان به اعتماد بهنفس نیاز داریم، به همکاری به جای خصومت نیاز داریم. اما باور کنید که ما همچنین به تعبیر روشن و اعتقاد راسخ نیاز داریم. ما به رویکردی نه تنها منطقی بلکه احساسی و اجتماعی نیاز داریم. امیدوارم که وقتی شما به کشورتان بازگشتید اولین گام خود را بردارید و به دولت خود نامهنگاری کنید، و وقتی پاسخ ندادند، دوباره و سه باره این کار را انجام دهید. ما وقتی در کنار هم میایستیم به جلو حرکت میکنیم. ما باید از کسانی که در شرایط بسیار سخت با درد و رنج ایستادگی میکنند، همبستگی بیشتری بیاموزیم. متشکرم.