قیام مردم اواکراین و سرنگونی دیکتاتوری در آن کشور رژیم را به هراس واداشته که نکند به سرنوشت دیکتاتور اوکراین دچار شده و خیزشهای اجتماعی مردمی که روز به روز گسترش مییابند، تبدیل به سیل عظیم و بنیان کنی برای نظام آخوندی بشود. از سوی دیگر این تحول تبدیل به سوژه دیگری در جنگ و جدالهای درونی رژیم شده است.
باند ولیفقیه به صراحت و بدون شرم و حیا قیام مردم اوکراین را تخطئه کرده و آن را وابسته به قدرتهای بینالمللی میداند. درصورتیکه همگان میدانند در زمانی که مماشاتگران و قدرتهای بزرگ بر سر قیام مردم اوکراین با نمایندگان دیکتاتور این کشور مشغول چانهزنی بودند، مردم بدون اعتنا به این چانه زنیها و بندوبستها بساط دیکتاتور را از کشورشان بر چیدند و اکنون این قدرتهای غربی هستند که پشت سر قیام مردم اوکراین حرکت میکنند. شگرد همیشگی حکومت ولایتفقیه است که ضدیتش را با هر حرکت مردمی ابراز میدارد و همواره در کنار دیکتاتورها میایستد و از آنان دفاع کند و هرحرکت مردمی در کشورهای دیگر را به قدرتهای بیگانه نسبت میدهد.
صرفنظر از این موضع رسوا، باند خامنهای از این میترسد که روزی همین مماشاتگران امروزی که امدادهای غیبی آنان یکی از عواملی بوده که این حکومت به بساط ننگینش ادامه بدهد، روزی این رژیم را تاریخ مصرف گذشته بدانند و به سیاست مماشات خود خاتمه دهند. لذا از این بابت نیز نگران است و از این منظر قیام اوکراین را تحلیل میکند و به تحولات داخلی این کشور مینگرد و لذا نمیتواند ترس و هراسش را لاپوشانی کند. ضمنا باند خامنهای به باند رفسنجانی ـ روحانی هشدار و انظار میدهد و آن را شلاقکش میکند که چرا در مورد قیام مردم اوکراین و تحولات بعدی این کشور «موضع منفعلانه» گرفته است.
کیهان شریعتمداری در یاداشت روز 15اسفند تحت عنوان نگاه ما به تحولات اوکراین، ترس از سرنگونی، شماتت باند رفسنجانی- روحانی و اینکه روزی قدرتهای ماورای بحار تاریخ مصرف رژیم را تمام شده بدانند و... را یکجا در این سرمقاله گنجانده است. کیهان شریعتمدار ضمن مقدمه چینی و صغری، کبری بافتن اندر اهمیت قدرت توان نظامی یک کشور و قدرت بازدارندگی آن و تلاش قدرتهای بزرگ در زمینه کاستن قدرت نظامی رژیم (کیهان شریعتمداری دچار خود بزرگ بینی قدرت نظامی رژیم شده است و آن را بهعنوان یک عامل بازدارنده به حساب آورده است) مینویسد: ”تضعیف قدرت نظامی ایران همواره در دستور کار غرب بوده است. همین حالا که مذاکرات هستهیی میان ایران و غرب جریان دارد، مقامات آمریکایی و انگلیسی همواره در هنگام مذاکره و پیش و پس از آن روی قدرت نظامی ایران تمرکز کرده و راهحل پرونده هستهیی را در کاستن از قدرت نظامی میدانند و در نهایت وقتی که میخواهند دلایل مذاکره هستهیی با ایران را ذکر کنند به اطمینان یافتن از مهار قدرت نظامی ایران اشاره مینمایند“.
سرمقالهنویس کیهان سپس باند رفسنجانی - روحانی را مورد شماتت قرارمیدهد که چرا در مقابل تحولات اوکراین موضع مبهم و منفعلانه گرفته که این موضع رژیم باعث باخت رژیم در تحولات اوکراین شده است: ”این موضوعات به خوبی بیانگر آن است که دستگاه تصمیمگیر در یک کشور در هنگام مواجه شدن با پدیدهای که برای امنیت و منافع ملی کشورشان خطرناک است، باید قاطع عمل کرده و از اظهارات دوپهلو اجتناب نماید. بدترین نوع موضعگیری یک کشور در چنین رخدادهایی استفاده از کلمات مبهم- مثل اینکه ما از تحولات اوکراین نگران هستیم- است چرا که موضع مبهم یک کشور را در موضع قطعی باخت قرار میدهد. موضع مبهم گرفتن گاهی از قرار گرفتن در کنار طرف بازنده هم مضرتر است. از این منظر بد نیست نگاهی به موضعگیری ایران در قبال تحولات اوکراین بیاندازیم“.
کیهان ولیفقیه دست آخر به ظریف وزیرخارجه رژیم خرده میگیرد که چرا در مورد تحولات بحران کمتر نگران است و مانند باند ولیفقیه ابراز وحشتش را به صراحت بیان نمیکند و در انظار جهانیان بانگ برنمیآورد ایهاالناس بدانید که ممکن است نظام ما هم دچار همان سرنوشتی شود که دیکتاتور اوکراین به آن دچار شد و ما از تحولات اوکراین نگرانیم.
کیهان در این زمینه به وزیرخارجه خرده میگیرد: ”جمعبندی تحولات اوکراین و انطباق ابعاد آن با منافع و امنیت ملی ایران خیلی کار سختی هم نبوده است. با این وجود وزیر محترم امور خارجه در واکنش به تحولات اوکراین به ابراز یک جمله کوتاه بسنده کرد: «از آنچه در اوکراین میگذرد نگرانیم!» در این اظهارنظر دکتر ظریف مشخص نیست که ما چرا نگرانیم؟ نگران چه بخشی از ماجرا هستیم؟ چه چیزی را قانونی و چه چیزی را غیرقانونی میدانیم؟“
سرمقالهنویس کیهان سپس درتاریکی سوت میکشد و آواز میخواند و به جای اینکه به فکر حفظ یا ترمیم بنیان نظام پوسیده ولایت باشد، به فکر نقش ایوان آن است که قدرت و نفوذ خود را در منطقه بسط بدهد و کذا وکذا: ”ما باید تحولات اوکراین را به منزله یک فرصت مهم تلقی کرده و از آن برای بسط قدرت و نفوذ خود استفاده کنیم. چگونگی این استفاده و بهخصوص استفاده از آن برای مقاومت در برابر زیادهخواهی غرب در پرونده هستهیی خود به یک یادداشت مستقل نیازمند است“ ...
روشن است که منظور مقالهنویس کیهان از «فرصت مهم» بحران اوکراین، خوابهای پنبه دانهیی مبتنی بر نتیجهگیری کودکانهیی است که تحلیلگران کودن رژیم این روزها زیاد آن را تکرار میکنند که گویا بر اثر بحران اوکراین جهان دوباره دو قطبی شده! و حالا ولیفقیه زهر خورده و دست بالا برده باید از فرصت استفاده کرده، خط عوض کند و به جای ادامه سرکشیدن جام زهر، با رفتن زیر چتر قطب روسیه، درمان بحرانهایش را در آنجا جستجو کند. روشن است که تضاد و اختلاف بین کشورهای قدرتمند جهان کنونی را با قطببندی جهانی در دوران جنگ سرد، «این همانی» کردن، اگر صرفاً ناشی از بیسوادی تحلیلگران نظام آخوندی نباشد، بیانگر احتضار رژیمی است که هیچ چشماندازی برای حل بحرانهای گریبانگیرش نمیبیند و حالا از سر بیچارگی دل به آن خوش کرده که از شکاف آمریکا و سوریه بر سر بحران اوکراین برای خود راه فراری از بنبست پیدا کند. این خواب و خیالها، وضعیت رژیم را مصداق این ضربالمثل معروف میکند که «تغاری بشکند، ماستی بریزد، جهان گردد به کام کاسه لیسان».
معلوم نیست رژیمی که یک مراسم سالانه مردمی یعنی جشن چهارشنبهسوری لرزه مرگ بر او میاندازد آن گونه که امام جمعه موقتش در تهران میگوید «مراسم زشت چهارشنبهسوری را در پیش داریم، آتشافروزی و ترقه بازی»، چگونه میخواهد از «فرصت مهم» این کشف جدید آخوندی یعنی «جهان دو قطبی» استفاده کرده و خود را نجات دهد. به رژیم آخوندی و همه باندهایی که از هر دو سو به فکر استفاده از چنین «فرصتهای مهم» افتادهاند بهتر است گفته شود به جای اینها، ریش و ریشه نظام ولایتفقیه را بچسبید و به فکر روزی باشید که مردم ایران و مقاومت آن، ریش و ریشه ولیفقیه و نظام فاسدش را بسوزاند و بهتر است قاچ زین اسب را چنگ بزنید، بسط قدرت نفوذ رژیم در منطقه و استفاده از «فرصت مهم» اوکراین پیش کش.
باند ولیفقیه به صراحت و بدون شرم و حیا قیام مردم اوکراین را تخطئه کرده و آن را وابسته به قدرتهای بینالمللی میداند. درصورتیکه همگان میدانند در زمانی که مماشاتگران و قدرتهای بزرگ بر سر قیام مردم اوکراین با نمایندگان دیکتاتور این کشور مشغول چانهزنی بودند، مردم بدون اعتنا به این چانه زنیها و بندوبستها بساط دیکتاتور را از کشورشان بر چیدند و اکنون این قدرتهای غربی هستند که پشت سر قیام مردم اوکراین حرکت میکنند. شگرد همیشگی حکومت ولایتفقیه است که ضدیتش را با هر حرکت مردمی ابراز میدارد و همواره در کنار دیکتاتورها میایستد و از آنان دفاع کند و هرحرکت مردمی در کشورهای دیگر را به قدرتهای بیگانه نسبت میدهد.
صرفنظر از این موضع رسوا، باند خامنهای از این میترسد که روزی همین مماشاتگران امروزی که امدادهای غیبی آنان یکی از عواملی بوده که این حکومت به بساط ننگینش ادامه بدهد، روزی این رژیم را تاریخ مصرف گذشته بدانند و به سیاست مماشات خود خاتمه دهند. لذا از این بابت نیز نگران است و از این منظر قیام اوکراین را تحلیل میکند و به تحولات داخلی این کشور مینگرد و لذا نمیتواند ترس و هراسش را لاپوشانی کند. ضمنا باند خامنهای به باند رفسنجانی ـ روحانی هشدار و انظار میدهد و آن را شلاقکش میکند که چرا در مورد قیام مردم اوکراین و تحولات بعدی این کشور «موضع منفعلانه» گرفته است.
کیهان شریعتمداری در یاداشت روز 15اسفند تحت عنوان نگاه ما به تحولات اوکراین، ترس از سرنگونی، شماتت باند رفسنجانی- روحانی و اینکه روزی قدرتهای ماورای بحار تاریخ مصرف رژیم را تمام شده بدانند و... را یکجا در این سرمقاله گنجانده است. کیهان شریعتمدار ضمن مقدمه چینی و صغری، کبری بافتن اندر اهمیت قدرت توان نظامی یک کشور و قدرت بازدارندگی آن و تلاش قدرتهای بزرگ در زمینه کاستن قدرت نظامی رژیم (کیهان شریعتمداری دچار خود بزرگ بینی قدرت نظامی رژیم شده است و آن را بهعنوان یک عامل بازدارنده به حساب آورده است) مینویسد: ”تضعیف قدرت نظامی ایران همواره در دستور کار غرب بوده است. همین حالا که مذاکرات هستهیی میان ایران و غرب جریان دارد، مقامات آمریکایی و انگلیسی همواره در هنگام مذاکره و پیش و پس از آن روی قدرت نظامی ایران تمرکز کرده و راهحل پرونده هستهیی را در کاستن از قدرت نظامی میدانند و در نهایت وقتی که میخواهند دلایل مذاکره هستهیی با ایران را ذکر کنند به اطمینان یافتن از مهار قدرت نظامی ایران اشاره مینمایند“.
سرمقالهنویس کیهان سپس باند رفسنجانی - روحانی را مورد شماتت قرارمیدهد که چرا در مقابل تحولات اوکراین موضع مبهم و منفعلانه گرفته که این موضع رژیم باعث باخت رژیم در تحولات اوکراین شده است: ”این موضوعات به خوبی بیانگر آن است که دستگاه تصمیمگیر در یک کشور در هنگام مواجه شدن با پدیدهای که برای امنیت و منافع ملی کشورشان خطرناک است، باید قاطع عمل کرده و از اظهارات دوپهلو اجتناب نماید. بدترین نوع موضعگیری یک کشور در چنین رخدادهایی استفاده از کلمات مبهم- مثل اینکه ما از تحولات اوکراین نگران هستیم- است چرا که موضع مبهم یک کشور را در موضع قطعی باخت قرار میدهد. موضع مبهم گرفتن گاهی از قرار گرفتن در کنار طرف بازنده هم مضرتر است. از این منظر بد نیست نگاهی به موضعگیری ایران در قبال تحولات اوکراین بیاندازیم“.
کیهان ولیفقیه دست آخر به ظریف وزیرخارجه رژیم خرده میگیرد که چرا در مورد تحولات بحران کمتر نگران است و مانند باند ولیفقیه ابراز وحشتش را به صراحت بیان نمیکند و در انظار جهانیان بانگ برنمیآورد ایهاالناس بدانید که ممکن است نظام ما هم دچار همان سرنوشتی شود که دیکتاتور اوکراین به آن دچار شد و ما از تحولات اوکراین نگرانیم.
کیهان در این زمینه به وزیرخارجه خرده میگیرد: ”جمعبندی تحولات اوکراین و انطباق ابعاد آن با منافع و امنیت ملی ایران خیلی کار سختی هم نبوده است. با این وجود وزیر محترم امور خارجه در واکنش به تحولات اوکراین به ابراز یک جمله کوتاه بسنده کرد: «از آنچه در اوکراین میگذرد نگرانیم!» در این اظهارنظر دکتر ظریف مشخص نیست که ما چرا نگرانیم؟ نگران چه بخشی از ماجرا هستیم؟ چه چیزی را قانونی و چه چیزی را غیرقانونی میدانیم؟“
سرمقالهنویس کیهان سپس درتاریکی سوت میکشد و آواز میخواند و به جای اینکه به فکر حفظ یا ترمیم بنیان نظام پوسیده ولایت باشد، به فکر نقش ایوان آن است که قدرت و نفوذ خود را در منطقه بسط بدهد و کذا وکذا: ”ما باید تحولات اوکراین را به منزله یک فرصت مهم تلقی کرده و از آن برای بسط قدرت و نفوذ خود استفاده کنیم. چگونگی این استفاده و بهخصوص استفاده از آن برای مقاومت در برابر زیادهخواهی غرب در پرونده هستهیی خود به یک یادداشت مستقل نیازمند است“ ...
روشن است که منظور مقالهنویس کیهان از «فرصت مهم» بحران اوکراین، خوابهای پنبه دانهیی مبتنی بر نتیجهگیری کودکانهیی است که تحلیلگران کودن رژیم این روزها زیاد آن را تکرار میکنند که گویا بر اثر بحران اوکراین جهان دوباره دو قطبی شده! و حالا ولیفقیه زهر خورده و دست بالا برده باید از فرصت استفاده کرده، خط عوض کند و به جای ادامه سرکشیدن جام زهر، با رفتن زیر چتر قطب روسیه، درمان بحرانهایش را در آنجا جستجو کند. روشن است که تضاد و اختلاف بین کشورهای قدرتمند جهان کنونی را با قطببندی جهانی در دوران جنگ سرد، «این همانی» کردن، اگر صرفاً ناشی از بیسوادی تحلیلگران نظام آخوندی نباشد، بیانگر احتضار رژیمی است که هیچ چشماندازی برای حل بحرانهای گریبانگیرش نمیبیند و حالا از سر بیچارگی دل به آن خوش کرده که از شکاف آمریکا و سوریه بر سر بحران اوکراین برای خود راه فراری از بنبست پیدا کند. این خواب و خیالها، وضعیت رژیم را مصداق این ضربالمثل معروف میکند که «تغاری بشکند، ماستی بریزد، جهان گردد به کام کاسه لیسان».
معلوم نیست رژیمی که یک مراسم سالانه مردمی یعنی جشن چهارشنبهسوری لرزه مرگ بر او میاندازد آن گونه که امام جمعه موقتش در تهران میگوید «مراسم زشت چهارشنبهسوری را در پیش داریم، آتشافروزی و ترقه بازی»، چگونه میخواهد از «فرصت مهم» این کشف جدید آخوندی یعنی «جهان دو قطبی» استفاده کرده و خود را نجات دهد. به رژیم آخوندی و همه باندهایی که از هر دو سو به فکر استفاده از چنین «فرصتهای مهم» افتادهاند بهتر است گفته شود به جای اینها، ریش و ریشه نظام ولایتفقیه را بچسبید و به فکر روزی باشید که مردم ایران و مقاومت آن، ریش و ریشه ولیفقیه و نظام فاسدش را بسوزاند و بهتر است قاچ زین اسب را چنگ بزنید، بسط قدرت نفوذ رژیم در منطقه و استفاده از «فرصت مهم» اوکراین پیش کش.