آمار ورودی داوطلبان تحصیل در دانشگاهها خبر از پتانسیل بالای زنان میهنمان در رشتههای مختلف سیاسی، اقتصادی، علمی و اجتماعی دارد. بهخصوص این آمار وقتی اهمیت واقعی خود را نشان میدهند که بدانیم در رژیم زنستیز ولایتفقیه و در شرایط شدیدترین فشارهای اقتصادی بر مردم هستیم و بسیاری از زنان و دختران مستعد بهخاطر فقر و بهدلیل نبودن فرصت شغلی برای زنان، امکان ورود به دانشگاه ندارند.
با این حال، دختران و زنان سالانه بیش از 60درصد دانشجویان ورودی کنکور سراسری را تشکیل میدهند. از سوی دیگر در بخش تحصیلات تکمیلی نیز هر ساله بیش از 45 تا 47درصد داوطلبان کنکور کارشناسی ارشد زنان هستند. ضمن اینکه در کنکور دکتری که در 3سال گذشته بهصورت نیمه متمرکز برگزار شده بیش از 42درصد داوطلبان را زنان تشکیل میدهند. علاوه بر اینها در سالهای اخیر در راستای سیاست ننگین تفکیک جنسیتی تعدادی از مؤسسات آموزش عالی در بخش غیردولتی تحت عنوان «بومی پذیری»، رشتههای تکجنسیتی راه انداختند .
اما از این زنان تحصیل کرده در مقاطع مختلف دانشگاهی، نه تنها در ساختار حکومتی خبری نیست، بلکه از بهکارگیری زنان در همین دانشگاههایی که از آنها فارغالتحصیل شدهاند نیز خودداری میشود.
یک فهرست بالا بلند از اسامی دانشگاههای مختلف در سراسر کشور نشان میدهد که هیچیک از آنها برای کادر علمی خود درخواست استاد «زن» نکردهاند. نگاهی به این فهرست برای پی بردن زنستیزی رژیم ولایتفقیه که در نظام آموزشی نیز نمود دارد، خالی از فایده نیست:
دانشگاه اصفهان، دانشگاه کاشان، دانشگاه هنر اصفهان، دانشگاه ایلام، دانشگاه موسوم به شهید مدنی آذربایجان، دانشگاه هنر اسلامی تبریز، دانشگاه ارومیه، دانشکدهٴ تربیت دبیر موسوم به شهید رجایی تهران، دانشگاه شاهد، دانشگاه صنعتی امیرکبیر، دانشگاه مالک اشتر، دانشگاه علامه طباطبایی، دانشگاه شهرکرد، دانشگاه بیرجند، دانشکدهٴ کشاورزی و دامپروری تربت جام، دانشگاه تربت حیدریه، دانشگاه فردوسی مشهد، دانشگاه نیشابور، دانشگاه بجنورد، دانشگاه صنعتی جندیشاپور دزفول، مؤسسه تحصیلات تکمیلی علوم پایه گاوازنگ زنجان، دانشگاه زنجان، دانشگاه دامغان، دانشگاه سمنان، دانشکدهٴ دریانوردی و علوم دریایی چابهار، دانشگاه زابل، دانشگاه سیستان و بلوچستان، دانشگاه ولایت، دانشگاه سلمان فارسی کازرون، دانشکدهٴ هنر شیراز، دانشگاه علوم و معارف قرآن کریم، دانشگاه قم، دانشگاه کردستان، مؤسسه تحصیلات تکمیلی صنعتی کرمان، دانشگاه جیرفت، دانشگاه موسوم به شهید باهنر کرمان، دانشگاه صنعتی سیرجان، دانشگاه رازی کرمانشاه، دانشگاه گلستان، دانشگاه گیلان، دانشکدهٴ تخصصی فناوریهای نوین آمل، دانشگاه علم و فناوری مازندران، دانشگاه صنعتی اراک، دانشگاه هرمزگان، دانشگاه بوعلی سینای همدان، دانشگاه سید جمالالدین اسد آبادی، دانشگاه صنعتی همدان، مراکز آموزش عالی اصطهبان، دانشگاه فیروزآبادی، دانشگاه ممسنی، دانشکدهٴ فنی و مهندسی بوئین زهرا.
مراکز آموزشی وابسته به دستگاههای اجرایی دولتی نیز برای خود در نپذیرفتن زنان بهعنوان کادر علمی و آموزشی هیچگونه شکافی باقی نگذاشتهاند. از 81 تقاضای استخدام کادر علمی در مراکز آموزش عالی مدرس شهرضا، مرکز تحقیقات نجوم و اختر فیزیک مراغه، موزه علوم و فناوری، سازمان مطالعه و تدوین کتب علوم، حتی یک فرصت هم برای «زنان» در نظر گرفته نشده است.
روزنامه حکومتی ابتکار (8اسفند92) اعتراف کرده است از 5253 تقاضا برای جذب هیأت علمی دانشگاهها، سهم زنان ۱.۵ درصد است. این ۱.۵ درصد هم مختص دانشگاههای تکجنسیتی آخوندساخته است که از قضا، آنها هم فقط بخشی از ظرفیت استخدامی خود را به زنان اختصاص دادهاند. همین روزنامه حکومتی اعتراف کرده است از میان 5253 تقاضای استخدام، فقط 83 مورد تقاضای استخدام کادر علمی زن دادهاند. جالب این است که این آمارها مربوط به نظام آموزشی در دولت حسن روحانی است. که در فراخوان بهمن 92 برای جذب هیأت علمی دانشگاهها آورده شده است.
به این ترتیب در حالی که آمار حضور دانشجویان دختر در دانشگاهها، بالای 50 درصد است اما سهمشان حتی در هیأت علمی دانشگاهها بیش از ۱.۵ درصد نیست. این پدیده یک بار دیگر بعد دیگری از زن سیتزی رژیم قرونوسطایی ولایتفقیه را برملا میکند.
تبعیض آموزشی در مورد زنان
در دهه اول حاکمیت رژیم رسماً در دانشگاهها این تبعیض اعمال شد و محتوای کتابهای درسی به سمت تفکیک نقشهای جنسیتی حرکت کرد، طوری که در مقابل 27 شغل برای مردان تنها یک شغل آموزگاری برای زنان تعریف شد و سایر نقشها بر محور وظایف مادری و همسری زنان تعریف شد.
ـ در سال 1363 برای دختران انتخاب 91 رشته از 169 رشته که غالباً رشتههای فنی و مهندسی بودند ممکن نبود.
ـ بر اساس قانون مصوب 1364 دختران مجرد از اعزام برای ادامه تحصیل در خارج از کشور ممنوع شدند.
ـ در سال1377 مقامات وزارت علوم رژیم، سازمان سنجش و برخی دیگر از مقامات رژیم، خواستار اجرای سهمیهبندی جنسیتی برای محدود کردن ورود دختران به دانشگاهها شدند.
ـ در 1382 رئیس سازمان سنجش وقت رژیم از ایجاد سقف 50 درصدی در برخی از رشتههای تحصیلی از قبیل کشاورزی، زراعت، آبیاری، باغبانی، ماشینآلات کشاورزی، مهندسی معدن، مهندسی مواد، پزشکی و فیزیوتراپی برای داوطلبان دختر خبر داد و این سهمیهبندی جنسیتی در دفترچههای کنکور سال 1383 اعمال شد.
ـ در 1385 عدهیی از نمایندگان مجلس ارتجاع طرح ارتجاعی پذیرش جنسیتی دانشجویان را به مجلس ارائه کردند. به اعتقاد نمایندگان مجلس ارائه، طرح افزایش درصد قبولی دانشجویان دختر، خطرهای بسیاری برای کشور به همراه داشته و دولت و مجلس باید هر چه زودتر به این مسأله توجه جدی داشته باشند.
ـ در سال 91-90 بیشترین سهمیهبندی جنسیتی در دانشگاهها اعمال و در دفترچه کنکور سال 1390 سهمیه زنان در 2 رشته دانشگاه به صفر رسید.
ـ و در سال 1391 سهمیه زنان در 77 رشته در 36 دانشگاه به صفر رسید.
در نتیجه این سیاستهای ارتجاعی تعداد زیادی از دانشگاهها یا از پذیرش دختران دانشجو خودداری و یا رشتههایی دارند که طبق قوانین آخوندساخته و زنستیزانه دختران از تحصیل در آن محروم هستند، به گونهیی که دانشگاه محقق اردبیلی، با پذیرش 661 پسر در برابر پذیرش صفر دختر، دانشگاه تربیت دبیر تهران با پذیرش 398 پسر در برابر پذیرش صفر دختر، دانشگاه صنعت نفت با پذیرش 323 پسر در برابر پذیرش صفر دختر، دانشگاه اراک و دانشگاه بینالمللی قزوین با پذیرش 270 پسر در برابر پذیرش صفر دختر و دانشگاه اصفهان و دانشگاه بیرجند با پذیرش 255 پسر در برابر صفر دختر، به ترتیب دانشگاههایی هستند که بیشتر سهمیهبندی جنسیتی را اعمال کردهاند.
تمام این قوانین، تبعیضها و تصمیمگیریها که بهطور مستقیم زنان مهین ما را هدف قرار دادهاند، اثبات کننده بنیان تفکر ارتجاعی ولایتفقیه است که بر زنستیزی، آزادی ستیزی و قهر و سرکوب سوار شده است.
با این حال، دختران و زنان سالانه بیش از 60درصد دانشجویان ورودی کنکور سراسری را تشکیل میدهند. از سوی دیگر در بخش تحصیلات تکمیلی نیز هر ساله بیش از 45 تا 47درصد داوطلبان کنکور کارشناسی ارشد زنان هستند. ضمن اینکه در کنکور دکتری که در 3سال گذشته بهصورت نیمه متمرکز برگزار شده بیش از 42درصد داوطلبان را زنان تشکیل میدهند. علاوه بر اینها در سالهای اخیر در راستای سیاست ننگین تفکیک جنسیتی تعدادی از مؤسسات آموزش عالی در بخش غیردولتی تحت عنوان «بومی پذیری»، رشتههای تکجنسیتی راه انداختند .
اما از این زنان تحصیل کرده در مقاطع مختلف دانشگاهی، نه تنها در ساختار حکومتی خبری نیست، بلکه از بهکارگیری زنان در همین دانشگاههایی که از آنها فارغالتحصیل شدهاند نیز خودداری میشود.
یک فهرست بالا بلند از اسامی دانشگاههای مختلف در سراسر کشور نشان میدهد که هیچیک از آنها برای کادر علمی خود درخواست استاد «زن» نکردهاند. نگاهی به این فهرست برای پی بردن زنستیزی رژیم ولایتفقیه که در نظام آموزشی نیز نمود دارد، خالی از فایده نیست:
دانشگاه اصفهان، دانشگاه کاشان، دانشگاه هنر اصفهان، دانشگاه ایلام، دانشگاه موسوم به شهید مدنی آذربایجان، دانشگاه هنر اسلامی تبریز، دانشگاه ارومیه، دانشکدهٴ تربیت دبیر موسوم به شهید رجایی تهران، دانشگاه شاهد، دانشگاه صنعتی امیرکبیر، دانشگاه مالک اشتر، دانشگاه علامه طباطبایی، دانشگاه شهرکرد، دانشگاه بیرجند، دانشکدهٴ کشاورزی و دامپروری تربت جام، دانشگاه تربت حیدریه، دانشگاه فردوسی مشهد، دانشگاه نیشابور، دانشگاه بجنورد، دانشگاه صنعتی جندیشاپور دزفول، مؤسسه تحصیلات تکمیلی علوم پایه گاوازنگ زنجان، دانشگاه زنجان، دانشگاه دامغان، دانشگاه سمنان، دانشکدهٴ دریانوردی و علوم دریایی چابهار، دانشگاه زابل، دانشگاه سیستان و بلوچستان، دانشگاه ولایت، دانشگاه سلمان فارسی کازرون، دانشکدهٴ هنر شیراز، دانشگاه علوم و معارف قرآن کریم، دانشگاه قم، دانشگاه کردستان، مؤسسه تحصیلات تکمیلی صنعتی کرمان، دانشگاه جیرفت، دانشگاه موسوم به شهید باهنر کرمان، دانشگاه صنعتی سیرجان، دانشگاه رازی کرمانشاه، دانشگاه گلستان، دانشگاه گیلان، دانشکدهٴ تخصصی فناوریهای نوین آمل، دانشگاه علم و فناوری مازندران، دانشگاه صنعتی اراک، دانشگاه هرمزگان، دانشگاه بوعلی سینای همدان، دانشگاه سید جمالالدین اسد آبادی، دانشگاه صنعتی همدان، مراکز آموزش عالی اصطهبان، دانشگاه فیروزآبادی، دانشگاه ممسنی، دانشکدهٴ فنی و مهندسی بوئین زهرا.
مراکز آموزشی وابسته به دستگاههای اجرایی دولتی نیز برای خود در نپذیرفتن زنان بهعنوان کادر علمی و آموزشی هیچگونه شکافی باقی نگذاشتهاند. از 81 تقاضای استخدام کادر علمی در مراکز آموزش عالی مدرس شهرضا، مرکز تحقیقات نجوم و اختر فیزیک مراغه، موزه علوم و فناوری، سازمان مطالعه و تدوین کتب علوم، حتی یک فرصت هم برای «زنان» در نظر گرفته نشده است.
روزنامه حکومتی ابتکار (8اسفند92) اعتراف کرده است از 5253 تقاضا برای جذب هیأت علمی دانشگاهها، سهم زنان ۱.۵ درصد است. این ۱.۵ درصد هم مختص دانشگاههای تکجنسیتی آخوندساخته است که از قضا، آنها هم فقط بخشی از ظرفیت استخدامی خود را به زنان اختصاص دادهاند. همین روزنامه حکومتی اعتراف کرده است از میان 5253 تقاضای استخدام، فقط 83 مورد تقاضای استخدام کادر علمی زن دادهاند. جالب این است که این آمارها مربوط به نظام آموزشی در دولت حسن روحانی است. که در فراخوان بهمن 92 برای جذب هیأت علمی دانشگاهها آورده شده است.
به این ترتیب در حالی که آمار حضور دانشجویان دختر در دانشگاهها، بالای 50 درصد است اما سهمشان حتی در هیأت علمی دانشگاهها بیش از ۱.۵ درصد نیست. این پدیده یک بار دیگر بعد دیگری از زن سیتزی رژیم قرونوسطایی ولایتفقیه را برملا میکند.
تبعیض آموزشی در مورد زنان
در دهه اول حاکمیت رژیم رسماً در دانشگاهها این تبعیض اعمال شد و محتوای کتابهای درسی به سمت تفکیک نقشهای جنسیتی حرکت کرد، طوری که در مقابل 27 شغل برای مردان تنها یک شغل آموزگاری برای زنان تعریف شد و سایر نقشها بر محور وظایف مادری و همسری زنان تعریف شد.
ـ در سال 1363 برای دختران انتخاب 91 رشته از 169 رشته که غالباً رشتههای فنی و مهندسی بودند ممکن نبود.
ـ بر اساس قانون مصوب 1364 دختران مجرد از اعزام برای ادامه تحصیل در خارج از کشور ممنوع شدند.
ـ در سال1377 مقامات وزارت علوم رژیم، سازمان سنجش و برخی دیگر از مقامات رژیم، خواستار اجرای سهمیهبندی جنسیتی برای محدود کردن ورود دختران به دانشگاهها شدند.
ـ در 1382 رئیس سازمان سنجش وقت رژیم از ایجاد سقف 50 درصدی در برخی از رشتههای تحصیلی از قبیل کشاورزی، زراعت، آبیاری، باغبانی، ماشینآلات کشاورزی، مهندسی معدن، مهندسی مواد، پزشکی و فیزیوتراپی برای داوطلبان دختر خبر داد و این سهمیهبندی جنسیتی در دفترچههای کنکور سال 1383 اعمال شد.
ـ در 1385 عدهیی از نمایندگان مجلس ارتجاع طرح ارتجاعی پذیرش جنسیتی دانشجویان را به مجلس ارائه کردند. به اعتقاد نمایندگان مجلس ارائه، طرح افزایش درصد قبولی دانشجویان دختر، خطرهای بسیاری برای کشور به همراه داشته و دولت و مجلس باید هر چه زودتر به این مسأله توجه جدی داشته باشند.
ـ در سال 91-90 بیشترین سهمیهبندی جنسیتی در دانشگاهها اعمال و در دفترچه کنکور سال 1390 سهمیه زنان در 2 رشته دانشگاه به صفر رسید.
ـ و در سال 1391 سهمیه زنان در 77 رشته در 36 دانشگاه به صفر رسید.
در نتیجه این سیاستهای ارتجاعی تعداد زیادی از دانشگاهها یا از پذیرش دختران دانشجو خودداری و یا رشتههایی دارند که طبق قوانین آخوندساخته و زنستیزانه دختران از تحصیل در آن محروم هستند، به گونهیی که دانشگاه محقق اردبیلی، با پذیرش 661 پسر در برابر پذیرش صفر دختر، دانشگاه تربیت دبیر تهران با پذیرش 398 پسر در برابر پذیرش صفر دختر، دانشگاه صنعت نفت با پذیرش 323 پسر در برابر پذیرش صفر دختر، دانشگاه اراک و دانشگاه بینالمللی قزوین با پذیرش 270 پسر در برابر پذیرش صفر دختر و دانشگاه اصفهان و دانشگاه بیرجند با پذیرش 255 پسر در برابر صفر دختر، به ترتیب دانشگاههایی هستند که بیشتر سهمیهبندی جنسیتی را اعمال کردهاند.
تمام این قوانین، تبعیضها و تصمیمگیریها که بهطور مستقیم زنان مهین ما را هدف قرار دادهاند، اثبات کننده بنیان تفکر ارتجاعی ولایتفقیه است که بر زنستیزی، آزادی ستیزی و قهر و سرکوب سوار شده است.