هر روز که از نوشیدن جرعهٴ جام زهر توسط ولیفقیه میگذرد، دمل چرکین تضاد ها و تناقضات درونی رژیم بیش از پیش سرباز میکند. شقه و شکاف در رأس رژیم و بحران زهر اتمی، آثار خود را در سپاه و بسیج ضدمردمی رژیم نیز گذاشته است و در این راستا است که پاسدار جعفری سرکرده سپاه در مراسم افتتاحیه نشست مسئولان حوزههای بسیج دانشجویی رژیم، طی سخنانی با حمله به باند روحانی- رفسنجانی میگوید: ”برخی چهره خودشان را به مردم نشان نمیدهند و کار خودشان را میکنند که این، همان نفاق است و مشکل ما این است که اینها با دشمنان خارجی گره خوردهاند“.
جعفری ضمن حمله به باند رقیب، از تهاجم این باند به سپاه تحت عنوان اینکه سیستمهای اداری کشور میخواهند نهادهای انقلابی را استحاله کنند یاد میکند و میگوید: ”به سپاه هم هجمه میآورند اما سپاه در برابر این هجمهها مقاومت میکند“
پاسدار جعفری به هجمه به سپاه اشاره میکند و سربسته از آن میگذارد، اما نمیگوید که علت هجمه باند مقابل به سپاه چیست؟
دلیل هجمه باند رفسنجانی - روحانی به سپاه واضح است، پس از اتمام جنگ ضدمیهنی خمینی با عراق و در دوران ریاستجمهوری رفسنجانی، سپاه وارد پروژههای کلان اقتصادی کشور بهویژه پروژههای نفتی و راهسازی شد، این نهاد سرکوب و غارت تا توانست از قبل این پروژهها اموال مردم ایران را غارت کرد و نفوذ خود در اقتصاد کشور را تا آنجا افزایش داد که برای واردات و صادرات اسکلههای غیرقانونی و قاچاقی دایر کرد. درجنگ و جدالی که در دو سال آخر دوران احمدینژاد بین او و خامنهای و بهخصوص با سپاه در جریان بود، احمدینژاد بارها از فعالیتهای غیرقانونی سپاه شکوه و شکایت کرد و در یک سخنرانی با اشاره به سپاه و فعالیت های غیرقانونی وقاچاق توسط آن، سپاه را مفتخر به لقب «برادران قاچاقچی» کرد که این برادران قاچاقچی اسکلههای غیرقانونی دایرکردهاند. در مورد فعالیتهای بهاصطلاح قانونی مانند پیشبرد پروژههای نفتی، راهسازی و... نیز سپاه حسابی به کسی پس نمیداد و معاف از مالیات بود.
دولت آخوند روحانی که روی کارآمد یکی از موارد اختلاف باند رفسنجانی ـ روحانی با سپاه بر سر همین منابع غارت و به عبارت دیگر فعالیتهای بهاصطلاح عمرانی و اقتصادی آن است.
رفسنجانی در یکی از مصاحبههایش با سایت انتخاب 3بهمن 92نارضایتی خود را از فعالیتهای اقتصادی سپاه ابراز داشت و گفت: ”بله، من بعد از جنگ در دولت خودم این کار را کردم… من هنوز آن موقع جانشین فرمانده کل قوا بودم و همان موقع از نیروهای نظامی و انتظامی و همه خواستم که از امکانات مهندسی فراوانی که در اختیار دارند… مثل جهاد که عمده ماشینهای کشور در اختیار اینها بود. خواستم در طرحها وارد شوند که خیلی هم مؤثر بود“
رفسنجانی در ادامه اظهارات خود تصریح کرد: «سبک فعلی را قبول ندارم که اینها تبدیل به رقیبی آن گونه در مالکیت شوند. آنها که مالک نمیشدند“
رفسنجانی در فروردینماه 92 نیز در مورد فعالیتهای اقتصادی سپاه نارضایتیاش را ابراز داشته و گفته بود: ”مهندسی رزمی سپاه امکاناتی از جنگ داشت که در سازندگی کشور میتوانست مؤثرباشد و ما در آن زمان پروژههایی مثل راهسازی به آنان دادیم. هم برای کشور مفید بود و هم برای سپاه. اما حالا نبض اقتصاد، سیاست خارجی و داخلی را در دست گرفته و به کمتر از کل کشور راضی نیست“.
در هفتههای اول که روحانی کابینه را تشکیل داد، جعفری با او ملاقات کرد و بعداً به بخشی از مسائلی که بین او و روحانی گذشته بود اشاره کرد که فعالیتهای اقتصادی سپاه نیز جزو آن بوده است و گفت: ”اما درباره فعالیتهای سازندگی سپاه بزرگنمایی و جوسازی میشود. دولت جدید نیز از همین ابهامها داشت که بنده به آقای روحانی اعلام کردم هر پروژهیی که احساس میکنید بخش خصوصی یا فردی توان انجام آن را دارد، به ما اعلام کنید و حتی اگر قرارداد هم منعقد شده باشد، آن را فسخ میکنیم تا بخش خصوصی انجام دهد و قرارداد دیگری برای پروژه دیگر نبندیم چرا که ما اصراری نداریم... . این ابهامات نیز در حال حاضر برطرف شده است“. بخشی از سخنان جعفری در مورد هجمه به سپاه ناظر به اما و اگرهایی است که باند رفسنجانی- روحانی به فعالیتهای بهاصطلاح عمرانی و اقتصادی سپاه دارد.
مخاطب بخشی از سخنان پاسدار جعفری ریزشیها ی سپاه و بسیج است که در اثر ایجاد شقه در رأس نظام و بحران زهر خوران اتمی، راه خود را از سپاه و بسیج ضدمردمی جدا کردهاند و این نیروها یا پاسیو شدهاند و یا به باند مقابل پیوستهاند، در این رابطه است که پاسدار جعفری میگوید، مشکل ما با خیلی از انقلابیهای قبلی همین است که انقلابی بودند ولی انقلابی نماندند.
پاسدار جعفری در جایی دیگر از سخنانش بهطور صریحتری به آشفتگی نظام ولایتفقیه و شکاف در سپاه و بسیج اشاره میکند و میگوید: ” انقلاب پیشکش، من میگویم کاری کنیم تا داخل را درست کنیم، مشکل ما با انقلابیون قبل هم همین بوده که خود را انقلابی میدانستند اما به حرف ولیفقیه گوش ندادند و انقلابی نماندند“. حکایت این گفتههای جعفری آن ضربالمثل را یادآوری میکند که قاچ زین را بچسب، اسب سواری پیش کش.
ریزش و شقه درسپاه پاسداران رژیم آنقدر جدی و گسترده است که آخوند سعیدی نماینده ولیفقیه درسپاه نیز به صحنه آمد و طی سخنانی در یکی از همایشهای رژیم، ضرورت بازنگری در وضعیت فعلی سپاه را یاد آورشد و گفت: ”یکی از متغیرهای به وجود آمده در مجموعه سپاه تغییر نسل بود به این معنی که با بازنشستگی نسل اول پاسداران و ورود نسل جدید، مجموعه سپاه دستخوش تحولاتی شد. نیروهایی در سپاه جایگزین شدهاند که تجربه دفاع مقدس و آشوبهای منافقین و ضدانقلاب در دهه اول انقلاب را ندارند“.
اعترافهای پاسدار جعفری و آخوند سعیدی را میتوان به عنوان بخشی از بحران و مشکلاتی دانست که بهدنبال بحران زهر خوران اتمی دامنگیر سپاه و بسیج ضدمردمی شده است. طبعاً این دو مقام سپاه رژیم نمیتوانند تمامی آنچه را که در صندوقخانه نظام، سپاه وبسیج میگذرد بیان کنند، اما همین بخش از اعترافهای آنها گویای این واقعیت است که اوضاع آنقدر بحرانی است که این دو مقام سپاه را ناگزیر به افشای بخشی از نهانخانه نظام، سپاه و بسیج کرده است.
جعفری ضمن حمله به باند رقیب، از تهاجم این باند به سپاه تحت عنوان اینکه سیستمهای اداری کشور میخواهند نهادهای انقلابی را استحاله کنند یاد میکند و میگوید: ”به سپاه هم هجمه میآورند اما سپاه در برابر این هجمهها مقاومت میکند“
پاسدار جعفری به هجمه به سپاه اشاره میکند و سربسته از آن میگذارد، اما نمیگوید که علت هجمه باند مقابل به سپاه چیست؟
دلیل هجمه باند رفسنجانی - روحانی به سپاه واضح است، پس از اتمام جنگ ضدمیهنی خمینی با عراق و در دوران ریاستجمهوری رفسنجانی، سپاه وارد پروژههای کلان اقتصادی کشور بهویژه پروژههای نفتی و راهسازی شد، این نهاد سرکوب و غارت تا توانست از قبل این پروژهها اموال مردم ایران را غارت کرد و نفوذ خود در اقتصاد کشور را تا آنجا افزایش داد که برای واردات و صادرات اسکلههای غیرقانونی و قاچاقی دایر کرد. درجنگ و جدالی که در دو سال آخر دوران احمدینژاد بین او و خامنهای و بهخصوص با سپاه در جریان بود، احمدینژاد بارها از فعالیتهای غیرقانونی سپاه شکوه و شکایت کرد و در یک سخنرانی با اشاره به سپاه و فعالیت های غیرقانونی وقاچاق توسط آن، سپاه را مفتخر به لقب «برادران قاچاقچی» کرد که این برادران قاچاقچی اسکلههای غیرقانونی دایرکردهاند. در مورد فعالیتهای بهاصطلاح قانونی مانند پیشبرد پروژههای نفتی، راهسازی و... نیز سپاه حسابی به کسی پس نمیداد و معاف از مالیات بود.
دولت آخوند روحانی که روی کارآمد یکی از موارد اختلاف باند رفسنجانی ـ روحانی با سپاه بر سر همین منابع غارت و به عبارت دیگر فعالیتهای بهاصطلاح عمرانی و اقتصادی آن است.
رفسنجانی در یکی از مصاحبههایش با سایت انتخاب 3بهمن 92نارضایتی خود را از فعالیتهای اقتصادی سپاه ابراز داشت و گفت: ”بله، من بعد از جنگ در دولت خودم این کار را کردم… من هنوز آن موقع جانشین فرمانده کل قوا بودم و همان موقع از نیروهای نظامی و انتظامی و همه خواستم که از امکانات مهندسی فراوانی که در اختیار دارند… مثل جهاد که عمده ماشینهای کشور در اختیار اینها بود. خواستم در طرحها وارد شوند که خیلی هم مؤثر بود“
رفسنجانی در ادامه اظهارات خود تصریح کرد: «سبک فعلی را قبول ندارم که اینها تبدیل به رقیبی آن گونه در مالکیت شوند. آنها که مالک نمیشدند“
رفسنجانی در فروردینماه 92 نیز در مورد فعالیتهای اقتصادی سپاه نارضایتیاش را ابراز داشته و گفته بود: ”مهندسی رزمی سپاه امکاناتی از جنگ داشت که در سازندگی کشور میتوانست مؤثرباشد و ما در آن زمان پروژههایی مثل راهسازی به آنان دادیم. هم برای کشور مفید بود و هم برای سپاه. اما حالا نبض اقتصاد، سیاست خارجی و داخلی را در دست گرفته و به کمتر از کل کشور راضی نیست“.
در هفتههای اول که روحانی کابینه را تشکیل داد، جعفری با او ملاقات کرد و بعداً به بخشی از مسائلی که بین او و روحانی گذشته بود اشاره کرد که فعالیتهای اقتصادی سپاه نیز جزو آن بوده است و گفت: ”اما درباره فعالیتهای سازندگی سپاه بزرگنمایی و جوسازی میشود. دولت جدید نیز از همین ابهامها داشت که بنده به آقای روحانی اعلام کردم هر پروژهیی که احساس میکنید بخش خصوصی یا فردی توان انجام آن را دارد، به ما اعلام کنید و حتی اگر قرارداد هم منعقد شده باشد، آن را فسخ میکنیم تا بخش خصوصی انجام دهد و قرارداد دیگری برای پروژه دیگر نبندیم چرا که ما اصراری نداریم... . این ابهامات نیز در حال حاضر برطرف شده است“. بخشی از سخنان جعفری در مورد هجمه به سپاه ناظر به اما و اگرهایی است که باند رفسنجانی- روحانی به فعالیتهای بهاصطلاح عمرانی و اقتصادی سپاه دارد.
مخاطب بخشی از سخنان پاسدار جعفری ریزشیها ی سپاه و بسیج است که در اثر ایجاد شقه در رأس نظام و بحران زهر خوران اتمی، راه خود را از سپاه و بسیج ضدمردمی جدا کردهاند و این نیروها یا پاسیو شدهاند و یا به باند مقابل پیوستهاند، در این رابطه است که پاسدار جعفری میگوید، مشکل ما با خیلی از انقلابیهای قبلی همین است که انقلابی بودند ولی انقلابی نماندند.
پاسدار جعفری در جایی دیگر از سخنانش بهطور صریحتری به آشفتگی نظام ولایتفقیه و شکاف در سپاه و بسیج اشاره میکند و میگوید: ” انقلاب پیشکش، من میگویم کاری کنیم تا داخل را درست کنیم، مشکل ما با انقلابیون قبل هم همین بوده که خود را انقلابی میدانستند اما به حرف ولیفقیه گوش ندادند و انقلابی نماندند“. حکایت این گفتههای جعفری آن ضربالمثل را یادآوری میکند که قاچ زین را بچسب، اسب سواری پیش کش.
ریزش و شقه درسپاه پاسداران رژیم آنقدر جدی و گسترده است که آخوند سعیدی نماینده ولیفقیه درسپاه نیز به صحنه آمد و طی سخنانی در یکی از همایشهای رژیم، ضرورت بازنگری در وضعیت فعلی سپاه را یاد آورشد و گفت: ”یکی از متغیرهای به وجود آمده در مجموعه سپاه تغییر نسل بود به این معنی که با بازنشستگی نسل اول پاسداران و ورود نسل جدید، مجموعه سپاه دستخوش تحولاتی شد. نیروهایی در سپاه جایگزین شدهاند که تجربه دفاع مقدس و آشوبهای منافقین و ضدانقلاب در دهه اول انقلاب را ندارند“.
اعترافهای پاسدار جعفری و آخوند سعیدی را میتوان به عنوان بخشی از بحران و مشکلاتی دانست که بهدنبال بحران زهر خوران اتمی دامنگیر سپاه و بسیج ضدمردمی شده است. طبعاً این دو مقام سپاه رژیم نمیتوانند تمامی آنچه را که در صندوقخانه نظام، سپاه وبسیج میگذرد بیان کنند، اما همین بخش از اعترافهای آنها گویای این واقعیت است که اوضاع آنقدر بحرانی است که این دو مقام سپاه را ناگزیر به افشای بخشی از نهانخانه نظام، سپاه و بسیج کرده است.
باید به نظام ز هرخورده ولایتفقیه، سپاه بدنام و سرکردگان آن گفت این هنوز از نتایج سحر است باش تا صبح دولتت بدمد و شقه وشکاف در رأس نظام و بحران زهر خوران اتمی بهطور کامل اثرش را بگذارد و آن وقت است که اوضاع پتال نظام و نیروهای سرکوب آن دیدنی است.