728 x 90

مسائل اجتماعي ايران,

زندان در نظام ولایت‌فقیه زندان است یا اردوگاه مرگ؟

-

زندانیان در بندرعباس- آرشیو
زندانیان در بندرعباس- آرشیو
اعتصاب غذای زندانیان و اعتراض خانواده‌های آنها علیه احکام جنایتکارانهٴ اعدام، یک بار دیگر توجهات را به وضعیت دهشتناک زندانهای رژیم ولایت‌فقیه جلب کرده است و این سؤال را پیش می‌آورد که زندان در این نظام جهنمی زندان است یا اردوگاه مرگ؟
 با نگاهی به فشارهای گوناگونی که گزمگان حکومتی در زندانها بر زندانیان بی‌دفاع می‌آورند، بدون هیچ تردیدی می‌توان گفت که زندانهای رژیم آخوندی هیچ شباهتی به آنچه که تمدن امروز بشری زندان می‌نامد، ندارند و بیشتر به اردوگاههای مرگ شباهت دارند.
در مورد زندانی عادی اگر کسی قتلی مرتکب شده باشد و اولیای دم و خانواده مقتول بخواهد رضایت بدهد، قوه قضاییه جنایتکار، خانواده مقتول را تحت فشار قرارمی‌دهد که رضایت ندهد و نهایتاً حکم اعدام فرد اعدامی را اجرامی کند. قاضی جنایتکار، خانواده مقتول را مخیر می‌کند که بین دو گزینه یکی را انتخاب کند. گزینه اول این‌که رضایت ندهد و در‌جا فرد زندانی اعدام شود، گزینه دوم این است که درصورتی‌که خانواده شاکی، رضایت بدهد و فرد اعدامی «قصاص» نشود، زندانی به حبس طولانی محکوم می‌شود و خانواده مقتول که از «قصاص» صرف‌نظر کرده، می‌بایست تا مدتی که زندانی در زندان است، مخارج زندان او را بپردازد. از آنجایی که خانواده مقتول نمی‌تواند چنین هزینه سنگینی را متحمل شود، نهایتاً مجبور می‌شود بپذیرد فرد اعدامی اعدام شود.
یکی دیگر از فشارهایی که در زندانها به زندانیان وارد می‌شود، این است که اکثر مخارج دارو و تغذیه زندانی برعهده خود او است، و زندانی می‌بایست مواد مورد نیازش را از فروشگاه زندان با پرداخت پول گزاف تهیه کند، از آنجایی که اکثر زندانیان به‌لحاظ مالی امکان تهیه مواد غذایی و دارویی مورد نیاز را ندارند، باید در وضعیت گرسنگی و مریضی روزگار را سپری کنند و در این وضعیت، زندانی به مرگ تدریجی محکوم می‌شود. بنابراین یکی از اهرمهای رژیم آخوندی برای تحت فشار قرار دادن زندانیان و زجر‌کش کردن آنان، فشاری است که از طریق قطع جیره‌های غذایی و دارویی زندانیان برآنها وارد می‌کند.
مأموران جنایتکار رژیم در زندانها، خانواده بعضی از زندانیان را وادار به طلاق می‌کنند و از این طریق هم به مطامع پست و حیوانی خود می‌رسند، و هم زندانی را تحت فشار مضاعف قرار می‌دهند
زندانیان مدتهای زیادی در قفس یا کانتینر زندانی می‌شود. با این هدف که در این شرایط زندانی یا تسلیم خواسته‌های پلید مأموران زندان شود و یا در همین وضعیت جان سپارد. نمونه کسانی که در شرایط غیرانسانی زندان جان باختند، مرگ چند زندانی زن در زندان قرچک ورامین بود که روزنامه‌های حکومتی نیز آن را گزارش کردند. همچنین در زندان قرچک ورامین یک زندانی بر اثر فشارهای ضدانسانی و شرایط وخامت‌بار تغذیه جان سپرد. تلویزیون رژیم روز ششم مهر 1385به مرگ این زندانی اعتراف کرد و گفت: چند روز پیش خانواده یکی از زندانیان زندان قرچک ورامین با شکایت به دادسرای جنایی اعلام کرد یکی از بستگانش به‌علت سوء تغذیه در زندان مرده است. به‌دنبال اعتراض خانواده و بستگان این زندانی، سلیمانی، مدیرکل جلاد زندانهای تهران مجبور به واکنش شد. وی از اساس منکر شرایط وخامت‌بار تغذیه در زندان گردید و مدعی شد که در زندانها به‌اندازه کافی غذا وجود دارد.
هم‌اکنون زندان قرچک ورامین تبعیدگاه زندانیان سیاسی زن خصوصاً زندانیان سیاسی هوادار مجاهدین است که در این رابطه شبنم مددزاده و کبری بنازاده امیرخیزی هر یک به مدت چند ماه در این زندان تبعید بودند. مواردی از فشار بر زندانیان در اردوگاه مرگ قرچک ورامین به شرح زیراست:
در مهر ماه 90، دژخیمان رژیم آخوندی یک زن زندانی را در سالن ۶زندان قرچک ورامین با ضربات سنگین به سرش به قتل رساندند، این زندانی ملیحه مشهدی بود که ۴۳سال سن داشت.
درمهرماه 92 دژخیمان رژیم آخوندی در یک اقدام ضدانسانی داروی اعصاب زنان زندانی در زندان قرچک ورامین را قطع کردند. دژخیمان به زندانیان زن این زندان گفته‌اند که دولت بودجه ندارد و ورشکسته است و توان تأمین داروهای شما را ندارد. این در حالی است که اکثر زنان جوان فاقد سرپرست هستند یا این‌که خانواده‌های آنها از اقشار تهی دست جامعه می‌باشند و قادر به تأمین داروهای فرزندان زندانیشان نمی‌باشند.
در اسفند 92، دژخیمان خامنه‌ای27تن از زنان زندانی محبوس در اوین را به زندان قرچک ورامین منتقل کردند.
در حالی که زندان قرچک ورامین مجموعه‌یی از سوله‌های جمعی است که هیچ شباهتی به زندانهای عادی ندارد و زنان در شرایط اسفناکی در این زندان محبوس هستند.
و...
تبعید کردن زندانیان سیاسی به مناطق دور افتاده کشور، از اهرمهای فشاری است که توسط نظام ولایت‌فقیه بر فرزندان آزاده مردم ایران وارد می‌شود تبعید زندانیان به زندانهای مختلف برای زندانیان را می‌توان زندان در زندان نامید. رژیم آخوندی زندانیان سیاسی را به زندانهای دور افتاده کشور تبعید می‌کند تا روحیه مقاومت آنان را درهم بشکند، به این دلیل زندانیان سیاسی تبعیدی گاها برای مدتهای طولانی از ملاقات خانواده‌هایشان محرومند. زیرا به‌خاطر دوری زندان از محل سکونت خانواده‌ها و طولانی بودن مسیر و همچنین فقر بعضی از خانواده‌ها، زندانی از ملاقات خانواده‌اش محروم می‌شود. رژیم آخوندی برای درهم شکستن زندانیان سیاسی و فشار آوردن روی آنان، آنها را به بندهای زندانیان عادی و محل نگهداری زندانیان خطرناک تبعید می‌کنند و با تحریک زندانیان عادی و خطرناک علیه زندانیان سیاسی، به‌طور مداوم زندانیان سیاسی را تحت شکنجه‌های روحی قرارمی‌دهد. یک نمونه از این نوع فشار بر زندانی سیاسی کمتر از یک ماه گذشته بر روی زندانی سیاسی ارژنگ داودی اعمال شد. رژیم آخوندی نه تنها وی را به زندان مرکزی بندرعباس تبعید کرده است بلکه او را در بند3 محل نگهداری مجرمان عادی منتقل نمود.
آری، به این دلیل که زندانهای خامنه‌ای جنایتکار با هیچ‌یک از معیارها و استانداردهای جهانی همخوانی ندارند، و با فشارهای گوناگونی که توسط دژخیمان نظام ولایت بر زندانیان اعمال می‌شود، زندانها در نظامی آخوندی حکم اردوگاههای مرگ را دارند.
										
											<iframe style="border:none" width="100%" scrolling="no" src="https://www.mojahedin.org/if/8a976d0c-90dc-40ea-811b-3e5533acd90b"></iframe>
										
									

گزیده ها

تازه‌ترین اخبار و مقالات