کنفرانس بینالمللی در پاریس با حضور رئیسجمهور برگزیده مقاومت
خروج مجاهدین از لیست آمریکا، چشمانداز تغییر در ایران
در سال 2013 - 27آبان 1391 (17نوامبر 2012)
سناتور رابرت توریسلی
اکنون به چند سخنران گوش میدهیم که مسئولیتهای پایهیی داشتند و ساکنان اشرف را بهتر از همه میشناسند اول ژنرال دیوید فیلیپس. ژنرال فیلیپس مسئول امنیت اعضا در اشرف به مدت چهار سال بود. او در آنجا حفاظت کننده بود و اکنون حامی آنهاست.
ژنرال دیوید فیلیپس - فرمانده حفاظت اشرف
متشکرم
خانم رجوی میهمانان محترم، دوستان
و مهمتر از همه افراد حفاظتشده در کمپ لیبرتی و آنهایی که در کمپ اشرف باقی ماندهاند.
افتخار من و همسرم دان و دخترم سارا است که امشب اینجا باشیم. و اکنون زمان گرامی داشتن خروج مجاهدین خلق از لیست وزارتخارجه است. اما میدانید که ما سربازان تلاش کردیم به نماینده وزارتخارجه که هرگز به اشرف نرفتند، در 2003، 2004 و 2005 و هر سال بعد از آن بگوییم که هیچ تروریستی در کمپ اشرف نیست.
زمان زیادی طول کشید و مقداری اقدامات دادگاهها نیاز بود که آنها این را فهم کنند. در واقع چه کسی در کمپ اشرف و کمپ لیبرتی حضور دارد؟
بهترین امید برای تغییر دموکراتیک رژیم در ایران. مأموریت من با خروج از لیست پایان نیافته است. مأموریت من ادامه خواهد داشت، بهدلیل شواهد و مدارک دروغ، ادعاهای تسلیحات پنهان شده و شکنجه و تمام اعمال خلاف دیگر که توسط رژیم ملایان در هنگام خروج آنها از اشرف گزارش خواهد شد. من هم اینجا خواهم بود تا همه آنها را تکذیب کنم.
من چند روز پیش مطلبی را در اینترنت خواندم که دولت فرانسه مقاومت سوریه را بهرسمیت شناخت. این عالیست، من فکر میکنم زمان آن فرا رسیده است که دولت فرانسه و دولت کشور خود من یعنی ایالات متحده آمریکا شورای ملی مقاومت ایران را بهعنوان اپوزیسیون اصلی علیه رژیم ملایان بهرسمیت بشناسند.
هیچ دلیلی برای جابهجایی ساکنان از اشرف برای روند تعیین استاتوی پناهندگی آنها نبود. من از طریق ایمیل و تلفن با مارتین کوبلر تماس گرفتم و طرف حسابهایی را نزد او فرستادم. اما هرگز پاسخ نداد. او با اصرار بر خروج مجاهدین از اشرف و بستن آن، به رژیم ملایان امکان داد تا به عراقیان اجازه دهد از آن مکان دزدی کرده، تخریب کنند و چپاول کنند. ساکنان به هر درخواستی همکاری کردند اما در عوض چه دریافت کردند؟ اما مارتین کوبلر به اشرف نظاره میکند و حتی لب به سخن نمیگشاید در حالیکه توافقاتی که او در امضای آن سهیم بود تا جابهجایی انجام شود، توسط عراقیان نادیده گرفته میشود. اموال ساکنان بهطور سیستماتیک از آنها گرفته میشود، اما آنها هرگز کرامت خود را تسلیم نکردهاند.
آقای کوبلر، امیدوارم که این برنامه را نگاه کنید، چون چهره خود را به این سرباز و هر کس دیگر که دیده است شما در آنجا چه کار میکنید نشان دادید. تو هیچ کمکی به کسی به جز رژیم ملایان نکردی. همسر و دختر من که اینجا هستند، میتوانند همین فردا جای تو را بگیرند و بهطور واقعی اینکار را انجام خواهند داد. آنها مطمئن خواهند شد که ساکنان اجازه فروش اموال خود را خواهند داشت. و بهطور عادلانه با آنها رفتار شود و مانند تو چشمهای خود را نسبت به دزدیها و وحشیگری که تحت نام تو انجام میشود، نخواهد بست. شاید تو فقط ترسیده باشی. من میتوانم به تو اطمینان دهم که همسر و دختر من نمیترسند و بیش از سه هزار ساکن کمپ لیبرتی و اشرف هم ترسی ندارند، آنها نمیترسند.
رژیم ملایان، حتی با کمک تو آقای کوبلر هرگز روحیه این مقاومت را نخواهد شکست. ملایان معتقدند کمپ اشرف دیگر وجود نخواهد داشت، آنها بسیار اشتباه میکنند، من ساکنان اشرف و لیبرتی را میشناسم. من سربازانی در آنجا داشتهام. برای من سالها طول کشید که درک کنم که کمپ اشرف تنها یک مکان نیست، این یک اعتقاد و آرمان در میان مردم آزادیخواه است. و شما نمیتوانید شعله آزادی را صرفاً با تخریب یک مکان با بولدوزر و به اسارت درآوردن ساکنان خاموش کنید. کمپ اشرف زنده خواهد ماند، بهرغم تخریب و توهین و ارعابی که اعمال شده است. اما ملاها تاریخ را درک نمیکنند و از آن چیزی نمیدانند. بگذارید همگی شما را به سال 2003 بازگردانم زمانی که ما و من که بخشی از آن بودم، مجاهدین خلق و ارتش آزادیبخش ملی را خلعسلاح و سرجمع کردیم. و در حالی که تانکها، زرهیها، ادوات توپخانه و سلاحهای سبک برده میشدند، من شاهد اشکهای غمگین بر روی چهره بسیاری از اعضای مجاهدین و ارتش آزادیبخش ملی بودم. آنها داوطلبانه سلاحهای خود را تحویل دادند اما غرورشان را حفظ کردند. در حالی که آخرین زرهیها کمپ اشرف را ترک میکردند و ما آنها را به یک مکان برای نگهداری میبردیم، آنها در حال نمایش بنرها و پرچمهای سربلندی بودند. که اکنون عراقیها همه آن وسایل را جمع میکنند تا از اشرف خارج نشود و نابود شود. اما آنها نمیتوانند همه چیز را نابود کنند.
در حالی که آخرین زرهی داشت از اشرف خارج میشد، راننده من یک مرد جوان از ایالت ماین، جنبید و خودش را به آنتن آن رساند و آخرین پرچم از آخرین زرهی ارتش آزادیبخش ملی را که در حال ترک اشرف بود پایین آورد و با خود برگرداند. این پرچم متعلق به من نیست، این پرچم متعلق به ایرانی آزاد و دموکراتیک است. و من آن را به کسی خواهم داد که شایسته آن است، به خانم رجوی تا اینکه بتواند آن را با خود به تهران بازگرداند.
سناتور توریسلی
من سوابق سرهنگ وسلی مارتین را در جلو خودم دارم، اما چیزی که در رابطه با وی نمیدانم این است که او چطور میخوابد، چرا که در طول نبرد لغو برچسب تروریستی در طول شب و روز، تماسهای تلفنی، نامهنگاری و ایملیهای او قطع نمیشد، او مدافع خستگیناپذیر ما بود. او سرهنگ وسلی مارتین است. فرمانده یک پایگاه ارتش آمریکا در اشرف.
سرهنگ وسلی مارتین - فرمانده حفاظت اشرف
متشکرم - متشکرم
سه کلمه بهطور ویژه در کانون توجهات، آزادی، دموکراسی و صلح.
آزادی، دموکراسی و صلح در ایران، سرآغاز صلح در خاورمیانه است. و ثبات زیادی برای تمامی جهان به ارمغان خواهد آورد. به من اجازه دهید که یک گلدان که توسط آمریکاییان بومی در نیومکزیکو درست شده را به شما تقدیم کنم.
نیومکزیکو ایالتی است که در آن نژادهای گوناگون و مذهب گوناگون هستند. همانطور که توضیح دادم، این گلدان توسط آمریکاییان بومی در نیومکزیکو درست شده است ایالتی با نژادها و مذاهب گوناگون که بهعنوان شهروندان یک کشور معتقد به آزادی، دموکراسی و صلح گردهم آمدند
دوستان، برادران و خواهران و عزیزان اشرف و لیبرتی بهعنوان یک سرباز آمریکایی من بار دیگر میبینم که باید مجدداً به حرفهای جورج واشینگتن برگردم زمانی که آینده کشور ما از داخل مورد تهدید قرار گرفت. جورج واشینگتن رهنمود زیر را ارائه کرد:
همانطور که شما شرف مقدس خود را ارج مینهید. همانطور که حقوقبشر را مورد احترام قرار میدهید. و به ارتش و کاراکتر ملی آمریکا به احترامی مینگرید. باید بیشترین بیزاری و نفرتتان را نسبت به هر آنکس که تحت هر بهانهیی خواستار سرنگون ساختن آزادیها در کشور ما است ابراز کنید.
آنچه اجازه داده شده بر سر ساکنان اشرف و لیبرتی بیاید تناقض شرف مقدس، حقوقبشری احترام به ارتش و هویت ملی نه تنها آمریکا بلکه تمام جهان است. کما اینکه بله دلیل حضور هم میهنان آمریکایی من در این پنل و با وارد شدن رهبران نظامی و سیاسی آمریکایی در حمایت از ساکنان در سراسر آمریکا این واقعیت بارز میشود که این نقض کردنهای مکرر کرامت و انسانیت، هویت ملی ایالات متحده آمریکا را نمایندگی نمیکند.
شهردار جولیانی درست میگوید قولهای داده شده باید توسط دولت عراق و آمریکا محترم شمرده شوند. ساکنان اشرف یک توافقنامه آتشبس با آمریکا امضا کردند. آنان سلاحهایشان را به آمریکا دادند و استاتوی اشخاص حفاظتشده را از آمریکا پذیرفتند ما نیز بهمثابه یک ملت باید به قولهای خود عمل کنیم تا زمانی که ما بر گشته و آن قولها را عمل کنیم. ما میباید در مقابل نقض کرامت انسانی و بیحرمتی علیه آزادیهای ساکنان اشرف و لیبرتی محکم بایستیم همانطور که آمریکا باید این توافقات را محترم بدارد. سازمان مللمتحد نیز باید چنین کند. امروز سازمان مللمتحد بهتر از زمانی که اوضاع را در روآندا اداره کرد اوضاع در اشرف و لیبرتی را اداره نکرده است. به سفیر کوبلر میگویم که تأیید هر عمل غیرانسانی توسط دولت مالکی اشتباه است. نمایاندن لیبرتی بهعنوان یک محیط انسانی و پنهان ساختن شرایط واقعی آنجا نفرتانگیز است. بیکار نشستن در حالی که توافقات اجرا نمیشود غیرقابل بخشش است. پنج ماه پیش من اسمم را به سازمان مللمتحد دادم و گفتم که اگر دنبال یک افسر امنیتی در آنجا هستید من حاضرم به آنجا برگردم، پنج ماه پیش سازمان مللمتحد ادعا میکند که کماکان دارد این موضوع را دنبال میکند. سازمان مللمتحد بیش از مدتی که آمریکا درگیر جنگ آمریکا و اسپانیا بود، دارد وقت میگیرد. تا یک افسر امنیتی در اشرف و لیبرتی قرار بدهد، ما باید سرعت کارهایمان را تغییر دهیم. ارائه اطلاعات غلط در مورد مجاهدین خلق که من تمام اوقات به آن مینگرم سه منبع دارد. رژیم ایران که اکنون توسط رژیم فاسد مالکی حمایت میشود. بروکراتهای وزارتخارجه آمریکا، و برخی خبرنگاران که تنبلتر از آن هستند که حقیقتیابی کنند. و به جای ارائه سند و حقایق، دنبال فروش موضوعات مهیج هستند. هم رژیم ایران و هم وزارتخارجه آمریکا این موضوع را خوب میدانند که مجاهدین خلق در اصولشان غیرقابل شکست هستند. پس راه کار این است که مجاهدین خلق را با افترا شیطانسازی کرد. متأسفانه هر تهمتی که علیه مجاهدین خلق درست میشود توسط وزارتخارجه ما بهعنوان یک واقعیت مورد قبول قرار میگیرد. من به شما یک نمونه میگویم وقتی که پس از انجام وظیفه در اشرف به پنتاگون بازگشتم شروع بهکار با کارمندان وزارتخارجه کردم تا مانع بهوجود آمدن هر گونه فاجعه شوم. یکی از اولین موضوعات پرداختن به اطلاعات غلط بود. راحتترین موضوعی که مطرح شد این بود که مجاهدین خلق به کردها حمله کردهاند. بایک نامه از زیباری وزیر خارجه عراق، من توانستم اثبات کنم که چنین چیزی اتفاق نیفتاده است. و زیباری وزیر خارجه عراق نیز بهدنبال آن آنچه را که من گفته بودم تأیید کرد. اما برای سالیان وزارتخارجه به این افترا ادامه داده که گویا این امر اتفاق افتاده است. هر چند که آنها مدرک را در پرونده و صحبتها به زیباری که چنین اتفاقی روی نداده را در دست دارند. اینگونه اعمال نفرتانگیز است و باید متوقف شود.
راهحل طولانیمدت برای آینده این است که لیبرتی باید توسط سازمان مللمتحد کمپ پناهندگی اعلام شود. همچنانکه گفته شد لازم است که مجاهدین خلق بهعنوان راهحل پایدار بهرسمیت شناخته شود.
بگذارید من یک چیز را روشن کنم و قبلاً نیز من این را گفتهام و دریافتهام که مجاهدین خلق و خانم رجوی بهدنبال قدرت در ایران نیستند. آنها و خانم رجوی بهدنبال دموکراسی در ایران هستند. به این علت است که رژیم از مجاهدین خلق وحشت دارد. وزارتخارجه باید بسیج شیطانسازی خود را که تنها روی دروغ سوار بوده و تنها در حمایت از دولت بنیادگرا است متوقف کند. به برادران و خواهرانم در اشرف و لیبرتی میگویم که شما مظهر بارز دموکراسی و انسانیت هستید. شما قهرمانان واقعی این نبردید. ما امروز با هم ایستادهایم و چند سال پیش در صحنه نبرد با هم بودیم. و همواره با هم خواهیم بود. برادران و خواهرانم من به شما درود میفرستم.
سناتور رابرت توریسلی
ما تنها به این خاطر موفق نشدیم که حمایت برخی از افسران ارتش آمریکا با بیشترین تجربه در رابطه با اشرف و مجاهدین را داشتیم ما موفق شدیم چرا که توانستیم بیشتر افسران آمریکایی را که در مورد اشرف و مجاهدین تجربه داشتند در کنارمان داشته باشیم. در میان آنها یک فرمانده دیگر پایگاه نظامی آمریکایی در اشرف بود سرهنگ لیو مک گلاسکی که دومین فرمانده پایگاه آمریکایی در اشرف بود.
سرهنگ مک گلاسکی - فرمانده حفاظت اشرف
خانم رجوی،
حضار محترم و دوستان آزادی،
در ماههای اخیر ما به پیروزی بزرگی دست یافتیم. مجاهدین از لیست آمریکا خارج شدند. با لغو این برچسب به رژیم هشداری داده شده که یک گام به سقوط نزدیکتر است. ما در آستانه رسیدن به آزادی هستیم. مردم ایران روزی نو را خواهند دید که در آن دیگر ترس از دولت بخشی از زندگیشان نخواهد بود. دنیا دیگر یک رژیم شرور مجهز به سلاح اتمی را نخواهد دید. اما دوستان من، مبارزه ما هنوز فاصله زیادی دارد تا به انتها برسد. ما دوستان و بستگان خود را در عراق داریم. آنها اکنون در زندان لیبرتی و اشرف محصور هستند. دوستان و بستگان ما تحت فشار زیادی از سوی مأموران رژیم ایران و پلیس و ارتش عراق هستند. حقوقبشر و نیازهای پایهیی که ما همه در اینجا در آزادی از آن برخورداریم، از آنها دریغ شده است. آیا میتوانید تصور کنید که زندگی برای این افراد بیگناه چقدر غیرقابل تحمل است؟ آنها چطور روحیه و اراده خود را برای پیمودن راه و ادامه مسیر حفظ میکنند؟
پاسخ در شماهاست پاسخ در این جمعیت است، دوستان و بستگان، اما مهمتر از این، سمبل آزادی شما مریم رجوی است و تلاشهای خستگیناپذیرش برای وادار کردن عراقیها و جهان، برای یافتن راهحلی برای مردمش، تلاشهای مشترک ما اکنون در این راستاست که آمریکا و سازمان مللمتحد عراق را وادار کنند. که از افراد لیبرتی و اشرف حفاظت کند. آنها باید این فرصت را داشته باشند که اموال خود را به فروش برسانند.
تا هزینه زندگی خود در عراق را تا زمانی که به کشورهای دیگر منتقل شوند، داشته باشند. عراق و سازمان مللمتحد باید لیبرتی را بهعنوان کمپ پناهندگی بهرسمیت بشناسد. نه بهعنوان یک زندان. باید به همه برادرها و خواهرانم در لیبرتی و اشرف استاتوی پناهندگی داده شود. همکاران ما در سراسر جهان باید حاضر باشند بر سر قولهایی که در این رابطه دادهاند عمل کنند. ما افراد حاضر در این سالن باید نگهبان آزادی برای لیبرتی و اشرف باشیم.
ما باید عراق و سازمان مللمتحد را وادار کنیم تا این وضعیت وحشتناک را حل کنند. آرزوی من این است که روزی در آینده نزدیک با خواهران و برادرانم در اشرف و لیبرتی نانم را شریک شوم و اینکه آنها در آنجا آزاد باشند. و از ظلم و ستم و سرکوب افرادی که آنها را به بند کشیدهاند در امان باشند. و نم در انتظار روزی هستم که بتوانیم. بر روی سینه تکتک ساکنان اشرف و لیبرتی مدال افتخاری را بهخاطر فداکاری و شجاعانهشان برای آزادی ایران نصب کنیم.
خدا مجاهدین را در اشرف و لیبرتی حفظ کند.
خدا کند که آنها به صلح و آزادی دست یابند
و خدا کند که ایران بهزودی آزاد شود.
(ادامه دارد)
خروج مجاهدین از لیست آمریکا، چشمانداز تغییر در ایران
در سال 2013 - 27آبان 1391 (17نوامبر 2012)
سناتور رابرت توریسلی
اکنون به چند سخنران گوش میدهیم که مسئولیتهای پایهیی داشتند و ساکنان اشرف را بهتر از همه میشناسند اول ژنرال دیوید فیلیپس. ژنرال فیلیپس مسئول امنیت اعضا در اشرف به مدت چهار سال بود. او در آنجا حفاظت کننده بود و اکنون حامی آنهاست.
ژنرال دیوید فیلیپس - فرمانده حفاظت اشرف
متشکرم
خانم رجوی میهمانان محترم، دوستان
و مهمتر از همه افراد حفاظتشده در کمپ لیبرتی و آنهایی که در کمپ اشرف باقی ماندهاند.
افتخار من و همسرم دان و دخترم سارا است که امشب اینجا باشیم. و اکنون زمان گرامی داشتن خروج مجاهدین خلق از لیست وزارتخارجه است. اما میدانید که ما سربازان تلاش کردیم به نماینده وزارتخارجه که هرگز به اشرف نرفتند، در 2003، 2004 و 2005 و هر سال بعد از آن بگوییم که هیچ تروریستی در کمپ اشرف نیست.
زمان زیادی طول کشید و مقداری اقدامات دادگاهها نیاز بود که آنها این را فهم کنند. در واقع چه کسی در کمپ اشرف و کمپ لیبرتی حضور دارد؟
بهترین امید برای تغییر دموکراتیک رژیم در ایران. مأموریت من با خروج از لیست پایان نیافته است. مأموریت من ادامه خواهد داشت، بهدلیل شواهد و مدارک دروغ، ادعاهای تسلیحات پنهان شده و شکنجه و تمام اعمال خلاف دیگر که توسط رژیم ملایان در هنگام خروج آنها از اشرف گزارش خواهد شد. من هم اینجا خواهم بود تا همه آنها را تکذیب کنم.
من چند روز پیش مطلبی را در اینترنت خواندم که دولت فرانسه مقاومت سوریه را بهرسمیت شناخت. این عالیست، من فکر میکنم زمان آن فرا رسیده است که دولت فرانسه و دولت کشور خود من یعنی ایالات متحده آمریکا شورای ملی مقاومت ایران را بهعنوان اپوزیسیون اصلی علیه رژیم ملایان بهرسمیت بشناسند.
هیچ دلیلی برای جابهجایی ساکنان از اشرف برای روند تعیین استاتوی پناهندگی آنها نبود. من از طریق ایمیل و تلفن با مارتین کوبلر تماس گرفتم و طرف حسابهایی را نزد او فرستادم. اما هرگز پاسخ نداد. او با اصرار بر خروج مجاهدین از اشرف و بستن آن، به رژیم ملایان امکان داد تا به عراقیان اجازه دهد از آن مکان دزدی کرده، تخریب کنند و چپاول کنند. ساکنان به هر درخواستی همکاری کردند اما در عوض چه دریافت کردند؟ اما مارتین کوبلر به اشرف نظاره میکند و حتی لب به سخن نمیگشاید در حالیکه توافقاتی که او در امضای آن سهیم بود تا جابهجایی انجام شود، توسط عراقیان نادیده گرفته میشود. اموال ساکنان بهطور سیستماتیک از آنها گرفته میشود، اما آنها هرگز کرامت خود را تسلیم نکردهاند.
آقای کوبلر، امیدوارم که این برنامه را نگاه کنید، چون چهره خود را به این سرباز و هر کس دیگر که دیده است شما در آنجا چه کار میکنید نشان دادید. تو هیچ کمکی به کسی به جز رژیم ملایان نکردی. همسر و دختر من که اینجا هستند، میتوانند همین فردا جای تو را بگیرند و بهطور واقعی اینکار را انجام خواهند داد. آنها مطمئن خواهند شد که ساکنان اجازه فروش اموال خود را خواهند داشت. و بهطور عادلانه با آنها رفتار شود و مانند تو چشمهای خود را نسبت به دزدیها و وحشیگری که تحت نام تو انجام میشود، نخواهد بست. شاید تو فقط ترسیده باشی. من میتوانم به تو اطمینان دهم که همسر و دختر من نمیترسند و بیش از سه هزار ساکن کمپ لیبرتی و اشرف هم ترسی ندارند، آنها نمیترسند.
رژیم ملایان، حتی با کمک تو آقای کوبلر هرگز روحیه این مقاومت را نخواهد شکست. ملایان معتقدند کمپ اشرف دیگر وجود نخواهد داشت، آنها بسیار اشتباه میکنند، من ساکنان اشرف و لیبرتی را میشناسم. من سربازانی در آنجا داشتهام. برای من سالها طول کشید که درک کنم که کمپ اشرف تنها یک مکان نیست، این یک اعتقاد و آرمان در میان مردم آزادیخواه است. و شما نمیتوانید شعله آزادی را صرفاً با تخریب یک مکان با بولدوزر و به اسارت درآوردن ساکنان خاموش کنید. کمپ اشرف زنده خواهد ماند، بهرغم تخریب و توهین و ارعابی که اعمال شده است. اما ملاها تاریخ را درک نمیکنند و از آن چیزی نمیدانند. بگذارید همگی شما را به سال 2003 بازگردانم زمانی که ما و من که بخشی از آن بودم، مجاهدین خلق و ارتش آزادیبخش ملی را خلعسلاح و سرجمع کردیم. و در حالی که تانکها، زرهیها، ادوات توپخانه و سلاحهای سبک برده میشدند، من شاهد اشکهای غمگین بر روی چهره بسیاری از اعضای مجاهدین و ارتش آزادیبخش ملی بودم. آنها داوطلبانه سلاحهای خود را تحویل دادند اما غرورشان را حفظ کردند. در حالی که آخرین زرهیها کمپ اشرف را ترک میکردند و ما آنها را به یک مکان برای نگهداری میبردیم، آنها در حال نمایش بنرها و پرچمهای سربلندی بودند. که اکنون عراقیها همه آن وسایل را جمع میکنند تا از اشرف خارج نشود و نابود شود. اما آنها نمیتوانند همه چیز را نابود کنند.
در حالی که آخرین زرهی داشت از اشرف خارج میشد، راننده من یک مرد جوان از ایالت ماین، جنبید و خودش را به آنتن آن رساند و آخرین پرچم از آخرین زرهی ارتش آزادیبخش ملی را که در حال ترک اشرف بود پایین آورد و با خود برگرداند. این پرچم متعلق به من نیست، این پرچم متعلق به ایرانی آزاد و دموکراتیک است. و من آن را به کسی خواهم داد که شایسته آن است، به خانم رجوی تا اینکه بتواند آن را با خود به تهران بازگرداند.
سناتور توریسلی
من سوابق سرهنگ وسلی مارتین را در جلو خودم دارم، اما چیزی که در رابطه با وی نمیدانم این است که او چطور میخوابد، چرا که در طول نبرد لغو برچسب تروریستی در طول شب و روز، تماسهای تلفنی، نامهنگاری و ایملیهای او قطع نمیشد، او مدافع خستگیناپذیر ما بود. او سرهنگ وسلی مارتین است. فرمانده یک پایگاه ارتش آمریکا در اشرف.
سرهنگ وسلی مارتین - فرمانده حفاظت اشرف
متشکرم - متشکرم
سه کلمه بهطور ویژه در کانون توجهات، آزادی، دموکراسی و صلح.
آزادی، دموکراسی و صلح در ایران، سرآغاز صلح در خاورمیانه است. و ثبات زیادی برای تمامی جهان به ارمغان خواهد آورد. به من اجازه دهید که یک گلدان که توسط آمریکاییان بومی در نیومکزیکو درست شده را به شما تقدیم کنم.
نیومکزیکو ایالتی است که در آن نژادهای گوناگون و مذهب گوناگون هستند. همانطور که توضیح دادم، این گلدان توسط آمریکاییان بومی در نیومکزیکو درست شده است ایالتی با نژادها و مذاهب گوناگون که بهعنوان شهروندان یک کشور معتقد به آزادی، دموکراسی و صلح گردهم آمدند
دوستان، برادران و خواهران و عزیزان اشرف و لیبرتی بهعنوان یک سرباز آمریکایی من بار دیگر میبینم که باید مجدداً به حرفهای جورج واشینگتن برگردم زمانی که آینده کشور ما از داخل مورد تهدید قرار گرفت. جورج واشینگتن رهنمود زیر را ارائه کرد:
همانطور که شما شرف مقدس خود را ارج مینهید. همانطور که حقوقبشر را مورد احترام قرار میدهید. و به ارتش و کاراکتر ملی آمریکا به احترامی مینگرید. باید بیشترین بیزاری و نفرتتان را نسبت به هر آنکس که تحت هر بهانهیی خواستار سرنگون ساختن آزادیها در کشور ما است ابراز کنید.
آنچه اجازه داده شده بر سر ساکنان اشرف و لیبرتی بیاید تناقض شرف مقدس، حقوقبشری احترام به ارتش و هویت ملی نه تنها آمریکا بلکه تمام جهان است. کما اینکه بله دلیل حضور هم میهنان آمریکایی من در این پنل و با وارد شدن رهبران نظامی و سیاسی آمریکایی در حمایت از ساکنان در سراسر آمریکا این واقعیت بارز میشود که این نقض کردنهای مکرر کرامت و انسانیت، هویت ملی ایالات متحده آمریکا را نمایندگی نمیکند.
شهردار جولیانی درست میگوید قولهای داده شده باید توسط دولت عراق و آمریکا محترم شمرده شوند. ساکنان اشرف یک توافقنامه آتشبس با آمریکا امضا کردند. آنان سلاحهایشان را به آمریکا دادند و استاتوی اشخاص حفاظتشده را از آمریکا پذیرفتند ما نیز بهمثابه یک ملت باید به قولهای خود عمل کنیم تا زمانی که ما بر گشته و آن قولها را عمل کنیم. ما میباید در مقابل نقض کرامت انسانی و بیحرمتی علیه آزادیهای ساکنان اشرف و لیبرتی محکم بایستیم همانطور که آمریکا باید این توافقات را محترم بدارد. سازمان مللمتحد نیز باید چنین کند. امروز سازمان مللمتحد بهتر از زمانی که اوضاع را در روآندا اداره کرد اوضاع در اشرف و لیبرتی را اداره نکرده است. به سفیر کوبلر میگویم که تأیید هر عمل غیرانسانی توسط دولت مالکی اشتباه است. نمایاندن لیبرتی بهعنوان یک محیط انسانی و پنهان ساختن شرایط واقعی آنجا نفرتانگیز است. بیکار نشستن در حالی که توافقات اجرا نمیشود غیرقابل بخشش است. پنج ماه پیش من اسمم را به سازمان مللمتحد دادم و گفتم که اگر دنبال یک افسر امنیتی در آنجا هستید من حاضرم به آنجا برگردم، پنج ماه پیش سازمان مللمتحد ادعا میکند که کماکان دارد این موضوع را دنبال میکند. سازمان مللمتحد بیش از مدتی که آمریکا درگیر جنگ آمریکا و اسپانیا بود، دارد وقت میگیرد. تا یک افسر امنیتی در اشرف و لیبرتی قرار بدهد، ما باید سرعت کارهایمان را تغییر دهیم. ارائه اطلاعات غلط در مورد مجاهدین خلق که من تمام اوقات به آن مینگرم سه منبع دارد. رژیم ایران که اکنون توسط رژیم فاسد مالکی حمایت میشود. بروکراتهای وزارتخارجه آمریکا، و برخی خبرنگاران که تنبلتر از آن هستند که حقیقتیابی کنند. و به جای ارائه سند و حقایق، دنبال فروش موضوعات مهیج هستند. هم رژیم ایران و هم وزارتخارجه آمریکا این موضوع را خوب میدانند که مجاهدین خلق در اصولشان غیرقابل شکست هستند. پس راه کار این است که مجاهدین خلق را با افترا شیطانسازی کرد. متأسفانه هر تهمتی که علیه مجاهدین خلق درست میشود توسط وزارتخارجه ما بهعنوان یک واقعیت مورد قبول قرار میگیرد. من به شما یک نمونه میگویم وقتی که پس از انجام وظیفه در اشرف به پنتاگون بازگشتم شروع بهکار با کارمندان وزارتخارجه کردم تا مانع بهوجود آمدن هر گونه فاجعه شوم. یکی از اولین موضوعات پرداختن به اطلاعات غلط بود. راحتترین موضوعی که مطرح شد این بود که مجاهدین خلق به کردها حمله کردهاند. بایک نامه از زیباری وزیر خارجه عراق، من توانستم اثبات کنم که چنین چیزی اتفاق نیفتاده است. و زیباری وزیر خارجه عراق نیز بهدنبال آن آنچه را که من گفته بودم تأیید کرد. اما برای سالیان وزارتخارجه به این افترا ادامه داده که گویا این امر اتفاق افتاده است. هر چند که آنها مدرک را در پرونده و صحبتها به زیباری که چنین اتفاقی روی نداده را در دست دارند. اینگونه اعمال نفرتانگیز است و باید متوقف شود.
راهحل طولانیمدت برای آینده این است که لیبرتی باید توسط سازمان مللمتحد کمپ پناهندگی اعلام شود. همچنانکه گفته شد لازم است که مجاهدین خلق بهعنوان راهحل پایدار بهرسمیت شناخته شود.
بگذارید من یک چیز را روشن کنم و قبلاً نیز من این را گفتهام و دریافتهام که مجاهدین خلق و خانم رجوی بهدنبال قدرت در ایران نیستند. آنها و خانم رجوی بهدنبال دموکراسی در ایران هستند. به این علت است که رژیم از مجاهدین خلق وحشت دارد. وزارتخارجه باید بسیج شیطانسازی خود را که تنها روی دروغ سوار بوده و تنها در حمایت از دولت بنیادگرا است متوقف کند. به برادران و خواهرانم در اشرف و لیبرتی میگویم که شما مظهر بارز دموکراسی و انسانیت هستید. شما قهرمانان واقعی این نبردید. ما امروز با هم ایستادهایم و چند سال پیش در صحنه نبرد با هم بودیم. و همواره با هم خواهیم بود. برادران و خواهرانم من به شما درود میفرستم.
سناتور رابرت توریسلی
ما تنها به این خاطر موفق نشدیم که حمایت برخی از افسران ارتش آمریکا با بیشترین تجربه در رابطه با اشرف و مجاهدین را داشتیم ما موفق شدیم چرا که توانستیم بیشتر افسران آمریکایی را که در مورد اشرف و مجاهدین تجربه داشتند در کنارمان داشته باشیم. در میان آنها یک فرمانده دیگر پایگاه نظامی آمریکایی در اشرف بود سرهنگ لیو مک گلاسکی که دومین فرمانده پایگاه آمریکایی در اشرف بود.
سرهنگ مک گلاسکی - فرمانده حفاظت اشرف
خانم رجوی،
حضار محترم و دوستان آزادی،
در ماههای اخیر ما به پیروزی بزرگی دست یافتیم. مجاهدین از لیست آمریکا خارج شدند. با لغو این برچسب به رژیم هشداری داده شده که یک گام به سقوط نزدیکتر است. ما در آستانه رسیدن به آزادی هستیم. مردم ایران روزی نو را خواهند دید که در آن دیگر ترس از دولت بخشی از زندگیشان نخواهد بود. دنیا دیگر یک رژیم شرور مجهز به سلاح اتمی را نخواهد دید. اما دوستان من، مبارزه ما هنوز فاصله زیادی دارد تا به انتها برسد. ما دوستان و بستگان خود را در عراق داریم. آنها اکنون در زندان لیبرتی و اشرف محصور هستند. دوستان و بستگان ما تحت فشار زیادی از سوی مأموران رژیم ایران و پلیس و ارتش عراق هستند. حقوقبشر و نیازهای پایهیی که ما همه در اینجا در آزادی از آن برخورداریم، از آنها دریغ شده است. آیا میتوانید تصور کنید که زندگی برای این افراد بیگناه چقدر غیرقابل تحمل است؟ آنها چطور روحیه و اراده خود را برای پیمودن راه و ادامه مسیر حفظ میکنند؟
پاسخ در شماهاست پاسخ در این جمعیت است، دوستان و بستگان، اما مهمتر از این، سمبل آزادی شما مریم رجوی است و تلاشهای خستگیناپذیرش برای وادار کردن عراقیها و جهان، برای یافتن راهحلی برای مردمش، تلاشهای مشترک ما اکنون در این راستاست که آمریکا و سازمان مللمتحد عراق را وادار کنند. که از افراد لیبرتی و اشرف حفاظت کند. آنها باید این فرصت را داشته باشند که اموال خود را به فروش برسانند.
تا هزینه زندگی خود در عراق را تا زمانی که به کشورهای دیگر منتقل شوند، داشته باشند. عراق و سازمان مللمتحد باید لیبرتی را بهعنوان کمپ پناهندگی بهرسمیت بشناسد. نه بهعنوان یک زندان. باید به همه برادرها و خواهرانم در لیبرتی و اشرف استاتوی پناهندگی داده شود. همکاران ما در سراسر جهان باید حاضر باشند بر سر قولهایی که در این رابطه دادهاند عمل کنند. ما افراد حاضر در این سالن باید نگهبان آزادی برای لیبرتی و اشرف باشیم.
ما باید عراق و سازمان مللمتحد را وادار کنیم تا این وضعیت وحشتناک را حل کنند. آرزوی من این است که روزی در آینده نزدیک با خواهران و برادرانم در اشرف و لیبرتی نانم را شریک شوم و اینکه آنها در آنجا آزاد باشند. و از ظلم و ستم و سرکوب افرادی که آنها را به بند کشیدهاند در امان باشند. و نم در انتظار روزی هستم که بتوانیم. بر روی سینه تکتک ساکنان اشرف و لیبرتی مدال افتخاری را بهخاطر فداکاری و شجاعانهشان برای آزادی ایران نصب کنیم.
خدا مجاهدین را در اشرف و لیبرتی حفظ کند.
خدا کند که آنها به صلح و آزادی دست یابند
و خدا کند که ایران بهزودی آزاد شود.
(ادامه دارد)