سؤالات و حاشیهنویسیهای بسیاری از طرف برادران عراقی، و بهطور مشخص از طرف هواداران نوری مالکی و احزاب فرقهگرایی که عراق را تکهپاره کردهاند، در مورد راز توجهم بهطور خاص به اشرفیان در عراق، و مجاهدین خلق ایران -اپوزیسیون-، که چرا از آنان دفاع میکنم مطرح شده است؟
بله من مسلمان عرب و وطنپرست مؤمن، و اردنی هستم و بالاخره انسانم، که با موضعی قاطع و ثابت، علیه رژیم ملاهای بانی نظریه ولایتفقیه میایستم، اما نه بهخاطر تنفر بیدلیل کور، من نه علیه ایرانیان مسلمان هستم و نه علیه ایران همسایه که به همسایگی احترام بگذارد و همسایگانش را ناراحت نسازد و برای پیشبرد استراتژی فرقهای سلطهطلبانه به آنان زیان نرساند. من علیه هر کس که به ملت عربم تجاوز کند، یا به این ملت که خداوند به او کرامت بخشیده و تمامی انبیا و پیامبران را از آنها انتخاب کرده، و قرآن کریم را به زبان عربی نازل کرده بیاحترامی نماید میایستم...
... اینها حقایق واضحی برای تمام افکار عمومی است و از اظهارات مسئولان رژیم ولایتفقیه، همین قاسم سلیمانی که فرمانده نیروهای تروریستی قدس است، مسئول برخی عملیاتهای تروریستی در دنیا، این مرد که از مهمترین و خطرناکترین رجالههای خامنهای است، در رسانههای ایران اظهار داشت که ایران بر عراق و جنوب لبنان کنترل دارد و برایش دیکتهکردن تصمیهمای سیاسی، یعنی تشکیل دولتها در آنجا، امکانپذیر است. این اظهارات که خشم وطنپرستان عرب را برانگیخت، جز خصومت و دخالت در امور دیگران بهشمار نمیآید و بر خلاف منشور مللمتحد و قوانین اساسی ملی است که بر حاکمیت ملی و استقلال کامل تأکید دارند...
... از آنجا که سازمان مجاهدین خلق و در کنارش تمامی نیروهای اپوزیسیون، علیه ظلم و ستم و دجالیت دینی و فرقهای رژیم ولایتفقیه، و برای یک حاکمیت عادلانه که به همه اقوام ایرانی حقوقشان را بدهد، و به پیروان ادیان و اقوام حقوقشان را در عبادت و آزادی اندیشه بدهد، و برای تخلیه منطقه از سلاح کشتار جمعی، و محقق کردن صلح و امنیت در منطقه و برای اینکه ایران یک کشور صلحطلب باشد که حقوق همسایگانش را رعایت کند، و در امور داخلی آنان دخالت نکند، و برای روابط حسن همجواری با کشورهای عربی و اسلامی ارزش قائل شود، و برای حل مشکلات موجود از طریق شیوههای مسالمتآمیز تلاش کند مبارزه میکنند، من به این دلایل با آنها هستم و از آنها به حکم عقیده مبارزاتی و انسانی دفاع میکنم. و اگر اپوزیسیون ایران و از جمله سازمان مجاهدین خلق وقتی در ایران به حاکمیت برسد از این اصول منحرف شود، علیه آنها نیز خواهم ایستاد.
اما اشرفیان که آنان را به تروریسم متهم میکنند در حالیکه آنان از خانههایشان وقتی که در اشرف بودند خارج نمیشدند، و به مردم عراق جز خوبی نکردهاند، بهخاطر اینکه هزاران عراقی از شیوخ عشایر و حقوقدانان و پارلمانترها و سیاستمداران در کنار اشرفیان ایستادهاند. آنها برای برطرف شدن ظلمی که دم ودنبالچههای مالکی بر اساس دستورات اطلاعات و سفارت ایران در بغداد و دستورات قاسم سلیمانی که در عراق میگردد و میچرخد، بر مجاهدین اعمال میکنند ایستادهاند. حاکمی که بر مردمش کینه ورزد ملعون خدا، ملتها و تاریخ است، و این حاکمان سیاهدل ایران و زادههای آنان در منطقه هستند که مردم بیگناه خود را، حتی بر اساس شک و وابستگی سیاسی یا مذهبی قربانی میکنند. این حق وطنپرستان است که علیه ظلم و فساد، برعلیه فرقهگرایی نفرتآور و علیه تعصب نژادی مبارزه کنند.
بله من مسلمان عرب و وطنپرست مؤمن، و اردنی هستم و بالاخره انسانم، که با موضعی قاطع و ثابت، علیه رژیم ملاهای بانی نظریه ولایتفقیه میایستم، اما نه بهخاطر تنفر بیدلیل کور، من نه علیه ایرانیان مسلمان هستم و نه علیه ایران همسایه که به همسایگی احترام بگذارد و همسایگانش را ناراحت نسازد و برای پیشبرد استراتژی فرقهای سلطهطلبانه به آنان زیان نرساند. من علیه هر کس که به ملت عربم تجاوز کند، یا به این ملت که خداوند به او کرامت بخشیده و تمامی انبیا و پیامبران را از آنها انتخاب کرده، و قرآن کریم را به زبان عربی نازل کرده بیاحترامی نماید میایستم...
... اینها حقایق واضحی برای تمام افکار عمومی است و از اظهارات مسئولان رژیم ولایتفقیه، همین قاسم سلیمانی که فرمانده نیروهای تروریستی قدس است، مسئول برخی عملیاتهای تروریستی در دنیا، این مرد که از مهمترین و خطرناکترین رجالههای خامنهای است، در رسانههای ایران اظهار داشت که ایران بر عراق و جنوب لبنان کنترل دارد و برایش دیکتهکردن تصمیهمای سیاسی، یعنی تشکیل دولتها در آنجا، امکانپذیر است. این اظهارات که خشم وطنپرستان عرب را برانگیخت، جز خصومت و دخالت در امور دیگران بهشمار نمیآید و بر خلاف منشور مللمتحد و قوانین اساسی ملی است که بر حاکمیت ملی و استقلال کامل تأکید دارند...
... از آنجا که سازمان مجاهدین خلق و در کنارش تمامی نیروهای اپوزیسیون، علیه ظلم و ستم و دجالیت دینی و فرقهای رژیم ولایتفقیه، و برای یک حاکمیت عادلانه که به همه اقوام ایرانی حقوقشان را بدهد، و به پیروان ادیان و اقوام حقوقشان را در عبادت و آزادی اندیشه بدهد، و برای تخلیه منطقه از سلاح کشتار جمعی، و محقق کردن صلح و امنیت در منطقه و برای اینکه ایران یک کشور صلحطلب باشد که حقوق همسایگانش را رعایت کند، و در امور داخلی آنان دخالت نکند، و برای روابط حسن همجواری با کشورهای عربی و اسلامی ارزش قائل شود، و برای حل مشکلات موجود از طریق شیوههای مسالمتآمیز تلاش کند مبارزه میکنند، من به این دلایل با آنها هستم و از آنها به حکم عقیده مبارزاتی و انسانی دفاع میکنم. و اگر اپوزیسیون ایران و از جمله سازمان مجاهدین خلق وقتی در ایران به حاکمیت برسد از این اصول منحرف شود، علیه آنها نیز خواهم ایستاد.
اما اشرفیان که آنان را به تروریسم متهم میکنند در حالیکه آنان از خانههایشان وقتی که در اشرف بودند خارج نمیشدند، و به مردم عراق جز خوبی نکردهاند، بهخاطر اینکه هزاران عراقی از شیوخ عشایر و حقوقدانان و پارلمانترها و سیاستمداران در کنار اشرفیان ایستادهاند. آنها برای برطرف شدن ظلمی که دم ودنبالچههای مالکی بر اساس دستورات اطلاعات و سفارت ایران در بغداد و دستورات قاسم سلیمانی که در عراق میگردد و میچرخد، بر مجاهدین اعمال میکنند ایستادهاند. حاکمی که بر مردمش کینه ورزد ملعون خدا، ملتها و تاریخ است، و این حاکمان سیاهدل ایران و زادههای آنان در منطقه هستند که مردم بیگناه خود را، حتی بر اساس شک و وابستگی سیاسی یا مذهبی قربانی میکنند. این حق وطنپرستان است که علیه ظلم و فساد، برعلیه فرقهگرایی نفرتآور و علیه تعصب نژادی مبارزه کنند.