خیابان خوابها در طول روز اینقدر از بالا تا پایین شهر را پرسه میزنند تا شب چادر سیاهش را بر سر شهر پهن کند و بعد آرام و بیسر و صدا و فقط برای اینکه در سرما نمیرند به گرمخانه پناه میآورند و تا سپیده در آن بیتوته میکنند و صبح دوباره روز از نو و روزی از نو.
به گزارش رسانه حکومتی تابناک ۳دی، در میان جمعی که به گرمخانه پناه آوردهاند همه نوع آدمی را میتوانی پیدا کنی. کارتنخوابهای شهر ما یکی فوقلیسانس فیزیک دارد و دیگری کارشناسی مدیریت، یکی خلبان است و اعضای خانواده رهایش کردهاند و به ینگه دنیا رفتهاند و دیگری بعد از ورشکست شدن و دادن طلب طلبکارها خودش مانده و لباسهای تنش.
یکی از سر ناچاری و بیپناهی به گرمخانه پناه آورده و دیگری به اجبار. اما مهم این است هیچکس در گرمخانه احساس غربت نمیکند یا ظاهراً اینطور به نظر میرسد که افرادی که در اینجا شبها را در کنار هم به روز میرسانند با هم غریبه نیستند چون همه آنها در یک مسأله با هم تفاهم دارند. همه بیخانمان هستند و هیچ چشمی منتظر بازگشت آنها نیست… .
به گزارش رسانه حکومتی تابناک ۳دی، در میان جمعی که به گرمخانه پناه آوردهاند همه نوع آدمی را میتوانی پیدا کنی. کارتنخوابهای شهر ما یکی فوقلیسانس فیزیک دارد و دیگری کارشناسی مدیریت، یکی خلبان است و اعضای خانواده رهایش کردهاند و به ینگه دنیا رفتهاند و دیگری بعد از ورشکست شدن و دادن طلب طلبکارها خودش مانده و لباسهای تنش.
یکی از سر ناچاری و بیپناهی به گرمخانه پناه آورده و دیگری به اجبار. اما مهم این است هیچکس در گرمخانه احساس غربت نمیکند یا ظاهراً اینطور به نظر میرسد که افرادی که در اینجا شبها را در کنار هم به روز میرسانند با هم غریبه نیستند چون همه آنها در یک مسأله با هم تفاهم دارند. همه بیخانمان هستند و هیچ چشمی منتظر بازگشت آنها نیست… .