یک فیلمبردار سوری از مشاهدات خود در مورد جنایات بشار اسد گزارش تکاندهندهیی میدهد. او ترفندهای دیکتاتور برای مخفی کردن جنایات را هم فاش میکند
من یونس یوسف هستم و قبلاً بهعنوان فیلمبردار برای کانال تلویزیونی «دنیا» که طرفدار رژیم بشار اسد است کار میکردم. او دقیقاً میداند معنای این کارش که بهصورت علنی این مصاحبه را انجام میدهد چیست و چه عواقبی ممکن است به همراه داشته باشد. یوسف میگوید شغل او دستکاری حقایق است. اکنون نیز باید حقیقت را بگوید حتی اگر این امر جان او را بهخطر بیاندازد.
یونس یوسف: من مورد تهدید قرار گرفتهام اما خدا نگهبان و حافظ ما است.
یوسف موفق شد همراه خانوادهاش از سوریه فرار کند و به سایر مخالفان بشار اسد در قاهره بپیوندد. او علاوه بر خانوادهاش داستانهای خود را نیز بههمراه آورده است. داستانهایی که به گفته او، دروغ گفتن و گول زدن مردم توسط رژیم سوریه است. یکی از بزرگترین دروغها که آنها ساختند فیلمی است که از شهر جسرالشغور گرفته شده بود. شهری در نزدیکی مرز ترکیه که سربازان در ماه ژوئن بهشدت معترضان را سرکوب کردند. یوسف میگوید او را به کارخانه شکرسازی این شهر فرستادند تا ثابت کند که ادعاهای قساوت و بیرحمی توسط ارتش دروغ است.
یونس: «گزارشهایی از تجاوز به عنف رسیده بود و اینکه افسران ارتش به حیثیت زنان تعدی میکردند. روز بعد ما به آنجا رفتیم تا این اخبار را انکار کنیم. ما زنها را به یک سمت بردیم و از سمت دیگر که هیچ زنی نبود فیلمبرداری کردیم. ما از کارخانه شکرسازی طوری فیلمبرداری کردیم که انگار هیچ خبری در آنجا نبوده. درحالیکه طرف دیگر کارخانه پر از مردانی بود که برخی از آنها خون آلود بودند و پزشکان مشغول درمان آثار زخم محل شکنجه روی بدن آنها بودند. هنگام خروج از کارخانه یکی از سربازان از من پرسید چرا دیروز برای فیلمبرداری نیامدی که زنان مورد تجاوز قرار گرفته بودند. چرا وقتی آنها اجساد را در داخل آسیابی که چغندر قند را آسیاب میکند میانداختند نیامدی تا فیلمبرداری کنی؟ چرا وقتی اجساد را به داخل رودخانه میانداختند نیامدی؟ من ترسیدم که از او سؤال کنم. اما روز بعد من به آنجا برگشتم و سراغ آن سرباز را گرفتم. بمن گفته شد که او فرار کرده است. آنوقت بود که من فهمیدم چیزهایی که او میگفت حقیقت داشتند».
در ۹ماه گذشته جهان ۲داستان متفاوت در مورد سوریه شنیده است. رسانههای عمومی، فیلمهایی را نشان میدهند که اکثراً توسط مخالفان تهیه شدهاند و نشاندهنده یک سرکوب وحشیانه توسط نیروهای امنیتی است. در طرف دیگر رسانههای طرفدار رژیم صحنههایی را نشان میدهند که به ادعای آنها از تهاجم گروههای مسلح تروریستی به شهروندان گرفته شده است. یوسف میگوید او از اینکه با دستکاری در فیلمبرداری، این خشونتها را تکذیب کرده است، احساس گناه میکند. چهره او پر از اندوه است. او فکر میکند اکنون که او بهصورت علنی دست به افشاگری زده، والدین و خانوادهاش در معرض خطر قرار دارند.
اما او میگوید این تصمیم را بهخاطر مردم سوریه گرفته است نه تنها برای خانواده خودش.
مردی که تأیید میکند دروغهای رژیم را با دوربینش درست میکرده، اکنون از جهان درخواست میکند که حرفهای او را باور کنند.
من یونس یوسف هستم و قبلاً بهعنوان فیلمبردار برای کانال تلویزیونی «دنیا» که طرفدار رژیم بشار اسد است کار میکردم. او دقیقاً میداند معنای این کارش که بهصورت علنی این مصاحبه را انجام میدهد چیست و چه عواقبی ممکن است به همراه داشته باشد. یوسف میگوید شغل او دستکاری حقایق است. اکنون نیز باید حقیقت را بگوید حتی اگر این امر جان او را بهخطر بیاندازد.
یونس یوسف: من مورد تهدید قرار گرفتهام اما خدا نگهبان و حافظ ما است.
یوسف موفق شد همراه خانوادهاش از سوریه فرار کند و به سایر مخالفان بشار اسد در قاهره بپیوندد. او علاوه بر خانوادهاش داستانهای خود را نیز بههمراه آورده است. داستانهایی که به گفته او، دروغ گفتن و گول زدن مردم توسط رژیم سوریه است. یکی از بزرگترین دروغها که آنها ساختند فیلمی است که از شهر جسرالشغور گرفته شده بود. شهری در نزدیکی مرز ترکیه که سربازان در ماه ژوئن بهشدت معترضان را سرکوب کردند. یوسف میگوید او را به کارخانه شکرسازی این شهر فرستادند تا ثابت کند که ادعاهای قساوت و بیرحمی توسط ارتش دروغ است.
یونس: «گزارشهایی از تجاوز به عنف رسیده بود و اینکه افسران ارتش به حیثیت زنان تعدی میکردند. روز بعد ما به آنجا رفتیم تا این اخبار را انکار کنیم. ما زنها را به یک سمت بردیم و از سمت دیگر که هیچ زنی نبود فیلمبرداری کردیم. ما از کارخانه شکرسازی طوری فیلمبرداری کردیم که انگار هیچ خبری در آنجا نبوده. درحالیکه طرف دیگر کارخانه پر از مردانی بود که برخی از آنها خون آلود بودند و پزشکان مشغول درمان آثار زخم محل شکنجه روی بدن آنها بودند. هنگام خروج از کارخانه یکی از سربازان از من پرسید چرا دیروز برای فیلمبرداری نیامدی که زنان مورد تجاوز قرار گرفته بودند. چرا وقتی آنها اجساد را در داخل آسیابی که چغندر قند را آسیاب میکند میانداختند نیامدی تا فیلمبرداری کنی؟ چرا وقتی اجساد را به داخل رودخانه میانداختند نیامدی؟ من ترسیدم که از او سؤال کنم. اما روز بعد من به آنجا برگشتم و سراغ آن سرباز را گرفتم. بمن گفته شد که او فرار کرده است. آنوقت بود که من فهمیدم چیزهایی که او میگفت حقیقت داشتند».
در ۹ماه گذشته جهان ۲داستان متفاوت در مورد سوریه شنیده است. رسانههای عمومی، فیلمهایی را نشان میدهند که اکثراً توسط مخالفان تهیه شدهاند و نشاندهنده یک سرکوب وحشیانه توسط نیروهای امنیتی است. در طرف دیگر رسانههای طرفدار رژیم صحنههایی را نشان میدهند که به ادعای آنها از تهاجم گروههای مسلح تروریستی به شهروندان گرفته شده است. یوسف میگوید او از اینکه با دستکاری در فیلمبرداری، این خشونتها را تکذیب کرده است، احساس گناه میکند. چهره او پر از اندوه است. او فکر میکند اکنون که او بهصورت علنی دست به افشاگری زده، والدین و خانوادهاش در معرض خطر قرار دارند.
اما او میگوید این تصمیم را بهخاطر مردم سوریه گرفته است نه تنها برای خانواده خودش.
مردی که تأیید میکند دروغهای رژیم را با دوربینش درست میکرده، اکنون از جهان درخواست میکند که حرفهای او را باور کنند.