728 x 90

گردهمایی جهانی ایران آزاد در پاریس ۳۰خرداد ۱۴۰۵ - سخنرانی جان برکو - رئیس و سخنگوی پارلمان انگلستان ۲۰۱۹-۲۰۰۹

جان برکو - رئیس و سخنگوی پارلمان انگلستان ۲۰۱۹-۲۰۰۹
جان برکو - رئیس و سخنگوی پارلمان انگلستان ۲۰۱۹-۲۰۰۹
  • جان برکو: حمایت از خانم رجوی و شورای ملی مقاومت ایران و مجاهدین خلق در پارلمان انگلستان چه در حزب محافظه‌کار یا حزب کارگر و چه در میان لیبرال دموکراتها و احزاب کوچک‌تر در مجلس در طول تمام دوران پارلمانی من قوی، قانع‌کننده، مصرانه و مداوم بود
  • در شورای ملی مقاومت شما تجسم یک ایران جوان، مبتنی بر جدایی دین از دولت مدرن و تکثرگرا را می‌بینید
  • خانم رجوی هرگز خواستار مداخله نظامی نشده است، می‌دانیم که باید جایگزینی وجود داشته باشد که حول محور اراده تسلیم‌ناپذیر و پایداری مردم شکل گرفته، هدایت شده و محقق شود
  • مرام رضا پهلوی باور به دموکراسی، رهایی و جامعه‌یی تکثرگرا نیست، جایگزینی که او ارائه می‌دهد یک جایگزین واپس‌گرا، مرتجع، فسیل‌شده، گذشته‌نگر، اشرافی و مستبدانه است

 

گردهمایی جهانی ایران آزاد در پاریس – ۳۰ خرداد ۱۴۰۵

برکو - رئیس و سخنگوی پارلمان انگلستان ۲۰۱۹-۲۰۰۹

نخست‌وزیران، وزرای امور خارجه و سفرای برجسته سابق، نمایندگان عالی‌قدر ارتش ایالات متحده و بیش و پیش از همه، خانم مریم رجوی، قهرمان آزادی، بانوی شجاع بشریت و به گمانم همگی می‌توانیم هم‌نظر باشیم، دوستان من، خانم‌ها و آقایان، همگی، او یکی از شجاع‌ترین انسانهای روی زمین است

این برای من مایه افتخار است که دعوت شده‌ام تا در میان شما باشم، و شاید بتوانم بر پیامی که در ابتدا به شکلی درخشان، البته توسط خانم رجوی، و سپس کریستین، چارلز و نخست‌وزیر سابق بوریس جانسون بیان شد، تأکید و آن را تقویت کنم. عجب تسلیم حقیرانه، خفت‌بار، رقت‌انگیز، بزدلانه، ضعیف و مطیعانه‌ای از سوی مقامات پاریس!

واقعاً به چه فکر می‌کردند؟ توجیه و عذرخواهی‌شان هر چه باشد، منطقی جلوه دادن‌هایشان هر چه باشد، و در واقع انگیزه آن افراد ناشناسِ مسئولِ این تلاش برای به انحراف کشاندن برنامه‌های آخر هفته ما هر چه باشد، در عمل باید یک چیز را بدانند: کار آنها نه هوشمندانه بود و نه از روی تدبیر؛ آنها به‌غایت احمقانه عمل کردند و در زمین آخوندهای تهران بازی کردند.

من در گذشته در این تظاهراتها شرکت داشته‌ام، همان‌طور که می‌دانم دیگران در اینجا نیز حضور داشته‌اند، از جمله همکار سابقم دیوید جونز. من و او می‌دانیم، و دیگرانی که در اینجا گرد آمده‌اند می‌دانند، و نخست‌وزیر جانسون نیز می‌داند که آن تظاهراتها مظهر عینی ابراز اعتراضات مسالمت‌آمیز علیه یکی از مستبدترین حکومت‌های دیکتاتوری در سراسر جهان بود.

این تصور که آنها تهدیدی به‌شمار می‌آمدند، یک شوخی بی‌مایه و کریه است. اما شما می‌توانید تلاش کنید تا یک تظاهرات را لغو کنید. همان‌طور که بوریس گفت، می‌توانید یک گردهمایی را لغو کنید. اما آنها نتوانسته‌اند ما را لغو کنند. ما اینجا با روحیه‌ای عالی، دلی پرامید و با صدایی رسا حضور داریم. شما می‌توانید یک تظاهرات را لغو کنید و همان‌طور که رژیم حاکم در تهران با داشتن بدترین آمار سرانه مجازات اعدام در سراسر جهان می‌داند، می‌توانید یک فرد را به‌قتل برسانید، می‌توانید مردم را بکشید، می‌توانید صدها هزار انسان را به‌قتل برسانید، اما تنها چیزی که هرگز نمی‌توانید نابود کنید و به‌قتل برسانید، یک «اندیشه» است. شما نمی‌توانید یک اندیشه را نابود کنید.

و اندیشه آزادی، آرمان آزادی از همان آغاز تمدن در دل‌های مردان و زنان زیسته است. و این اندیشه همواره زنده خواهد ماند، صیقل خواهد خورد، گرامی داشته خواهد شد و در سینه کسانی که خواهان آزادی هستند، در هر کجا که زندگی می‌کنند، در هر جای جهان، در هر شرایطی و در هر زمانی شکوفا خواهد شد؛ چرا که انسان بودن یعنی میل به حاکمیت بر سرنوشت خود، میل به استقلال داشتن و میل به آزاد بودن.

اکنون، البته این رژیم، همان‌طور که چارلز به زیبایی بیان کرد و بار دیگر توسط بوریس، کریستین و دیگران مهر تأیید خورد، تکان‌دهنده‌ترین و وحشیانه‌ترین نمونه حکومت‌داری در سراسر جهان است. من قبلاً هم این را گفته‌ام، اما بگذارید دوباره تکرار کنم دوستان من: سران حکومت وحشی ایران که تنها در جنایت و نسل‌کشی تخصص دارند، هرگز هدف از حکومت‌داری را درک نکرده‌اند. هدف حکومت این نیست که مردم را به خدمت خود درآورید؛ هدف حکومت خدمت به مردم است.

در تهران، تمام ایده، تمام مأموریت، تمام اصول راهنما، و اخلاق و شیوه عملکرد روزمره آن‌ها، کشتن، مجروح کردن، اعدام‌های فراقضایی، زندانی کردن، ارعاب، سرکوب، ممنوعیت و تحت سلطه درآوردن است؛ همگی با هدفی صریح، آشکار اما محکوم به شکست نابود کردن امید است

خب، همان‌طور که همه ما می‌دانیم، اگر در جنگ بتوانید امید دشمن خود را نابود کنید، دو‌سوم، سه‌چهارم یا چهارپنجم راه پیروزی را طی کرده‌اید. امید ما، و امید مردم ایران، هرگز خاموش نخواهد شد. ما به مبارزه برای آرمان آزادی تا هر زمان که لازم باشد ادامه خواهیم داد. و باز هم، همان‌طور که گفته شده، سیاست مماشات هرگز کارساز نیست.

هنگامی که وینستون چرچیل علیه مماشات با آلمان نازی استدلال می‌کرد، به استنلی بالدوین، نخست‌وزیر به‌شدت بی‌کفایت، همیشه طفره‌رو و سست‌عنصر گفت: «وقتی به استنلی می‌نگرم که به‌عنوان نخست‌وزیر روی آن نیمکت جلو نشسته است، وجودم مالامال از اضطراب و حتی بدتر از آن می‌شود». چرا که او می‌گفت: «وقتی به او نگاه می‌کنم، رهبری را می‌بینم که تنها عزمش بی‌تصمیمی است، مصمم به تزلزل، استوار بر ناپایداری، و مقتدر در ناتوانی». همان‌طور که چرچیل می‌دانست، این رهبری نیست؛ این شانه خالی کردن از بار رهبری است.

تنها تفاوت امروز این است که موضع همه ما کاملاً روشن است: ما خواهان جنگ نیستیم. خانم رجوی هرگز خواستار جنگ نبوده است. او هرگز خواهان مداخله نظامی نشده است. او هرگز گمان نکرده است که راه‌حل از طریق نیروی زمینی، نیروهای نظامی یا تسلیحات محقق می‌شود. ما می‌دانیم که باید جایگزینی وجود داشته باشد که حول محور اراده تسلیم‌ناپذیر و پایداری مردم شکل گرفته، هدایت شده و محقق شود.

و این مرا به این نقطه هدایت می‌کند، اگر اجازه دهید، و من این را در حضور همه افراد حاضر در این اتاق و هم‌چنین دوستان گرانقدر و بی‌نهایت شجاعمان در اشرف۳ می‌گویم، که ما باید به یاد داشته باشیم جایگزین واقعی چیست. اما برای این‌که بدانیم چیست، بگذارید بدانیم چه چیزی نیست.

کسانی هستند که خود را شاهزاده می‌نامند، و هرگاه مایل باشند، این جرأت، جسارت، وقاحت و پررویی را به خود می‌دهند که خود را ولیعهد بنامند. شاهزادگانی در آن سوی آب‌ها که می‌خواهند سوار بر اسب برای نجات مردم بیایند. من قبلاً رضا پهلوی را مورد تمسخر قرار داده‌ام. نمی‌خواهم خیلی نسبت به این مرد بی‌رحم باشم. می‌دانم او وقت آزاد زیادی دارد. تا جایی که من می‌دانم، او حتی یک روز کار مفید هم در زندگی‌اش انجام نداده است. او از مواهب این سرزمین و منابع و ثروتها و بخشش‌های بادآورده‌ای که از هر گوشه و کنار به هر طریقی به دست آمده، زندگی کرده است. اکنون با خود فکر می‌کند: «خب، شاید من، پس از یک عمر با رزومه‌ای تو خالی و سابقه کار بسیار محدود، بتوانم به نجات مردم ایران بیایم». باید به آقای پهلوی بگویم: «رفیق عزیز، به ما زنگ نزن، و مطمئن باش که ما هم به تو زنگ نخواهیم زد».

زیرا مرام او، باوری برای دموکراسی، رهایی و جامعه‌یی تکثرگرا نیست. جایگزینی که او ارائه می‌دهد، یک جایگزین واپس‌گرا، مرتجع، فسیل‌شده، گذشته‌نگر، اشرافی و مستبدانه است. اما این حرف را فقط از من نشنوید؛ من معتقدم انسان‌ها را باید از روی اعمالشان و در واقع از روی کلمات خودشان قضاوت کرد.

و فکر می‌کنم ما باید به جهان، به دولتهایمان، پارلمانهایمان و رسانه‌هایمان یادآوری کنیم که پهلوی در مصاحبه‌یی در ۱۲ آوریل امسال چه گفت. از او پرسیده شد که آیا در تلاش برای ایفای نقش به‌عنوان یک دولت در انتظار تشکیل و نیروی گذار به آینده‌ای نوین برای ایران، پیشینه خانوادگی و گذشته او ممکن است یک آسیب یا مانع باشد؟ و او در پاسخ گفت، و من عیناً نقل‌قول می‌کنم: «من به میراث خود، به تاریخ خانواده‌ام» و حالا گوش کنید: «و به هر کاری که انجام داده‌اند افتخار می‌کنم». تکرار می‌کنم: «و به هر کاری که انجام داده‌اند».

خانم‌ها و آقایان، این طبیعی‌ترین انگیزه انسانی برای همه ماست که به میراث خود، به والدین خود، به پیشینه خانوادگی و عزیزانمان افتخار کنیم. هیچ چیز اعتراض‌آمیز، سرزنش‌آمیز یا استثنایی در این مورد وجود ندارد. اما آن بخش پایانی را به یاد داشته باشید: «و به هر کاری که انجام داده‌اند».

پهلوی، جناب شاهزاده مفروض، رهبرِ احتمالیِ محکوم به شکست، من به شما می‌گویم، اگر سودای دستیابی به منصب عمومی را در سر داری، این تصور که می‌توانی در یک دموکراسی به منصب عمومی چشم بدوزید، در حالی که به تمام کارهایی که پدر مستبد و ظالمت به‌عنوان یک دیکتاتور در حق مردم ایران انجام داد افتخار کنید، کاملاً خارج از عرف و ناپذیرفتنی است. نه امروز پذیرفتنی است، نه فردا، نه هفته آینده، نه ماه آینده، نه سال آینده و نه در هیچ زمان دیگری.

و آنچه ما نیاز داریم، همان‌طور که دیگر همکاران با شیوایی، شور و حرارت گفته‌اند، تغییری بنیادین و بازگشت‌ناپذیر به سوی وضعیت بهتر است. شاید، دوستان من، به من اجازه داده شود در حضور این همه دموکرات برجسته این نکته را عرض کنم:

نخست این‌که، من کاملاً آگاهم که در شورای ملی مقاومت، برخلاف جنبش مردسالارانه پهلوی، شما تجسم یک ایران جوان، مبتنی بر جدایی دین از دولت، مدرن و تکثرگرا را می‌بینید. افرادی باهوش، بااستعداد، مصمم به موفقیت، متعهد به برابری جنسیتی و غیره، پرشور درباره آزادی رسانه‌ها، آزادی انجمن‌ها، آزادی انتخاب، خواهان دولتی مبتنی بر جدایی دین از دولت، جمهوری غیرهسته‌ای، متعهد به حفظ محیط‌زیست، و خواهان یک اقتصاد واقعی مبتنی بر بازار آزاد و مختلط.

این مردم، شما، ساکنان اشرف۳، به‌دنبال بازگشت به نوعی گذشته موروثی، مستبدانه و فئودالی نیستید که در آن دستیابی به منصب بر اساس وراثت و نوعی اشرافی‌گری نهادینه شده تعیین شود. این آن چیزی نیست که شما می‌خواهید. آنچه شما می‌خواهید آزادی واقعی است که توسط خودتان تعیین شود. شما خواهان حق انتخاب هستید، و این به همان مسأله دموکراسی بازمی‌گردد.

در انگلستان، و فکر می‌کنم همکاران سابق من هم موافق باشند، ما اختلافات خود را داشتیم. صادقانه بگویم، امروز افرادی در این تالار هستند، از جمله من و بوریس — او ارشدترین چهره سیاسی در انگلستان است و من به‌عنوان چهره‌ای بسیار فرعی‌تر، اما به‌عنوان رئیس پارلمان —همیشه با هم هم‌عقیده نبودیم. اما ما قطعاً درباره آزادی برای مردم ایران هم‌نظر هستیم. و همین امر در مورد من و دیوید جونز نیز صدق می‌کند. ما اختلافات خود را داشتیم، اما درباره آزادی برای مردم ایران متفق‌القول هستیم.

و همه ما، و سایر همکارانی که از دیگر احزاب سیاسی در انگلستان و سراسر اروپا و فراتر از آن در اینجا می‌بینم، موافقیم که دموکراسی به‌معنای «یک نفر، یک رأی، برای یک بار» نیست. دموکراسی یعنی «یک نفر، یک رأی در فواصل زمانی منظم»، داشتن فرصت برای انتخاب نمایندگان خود، انتخاب حاکمان خود، و سپس پس از یک دوره، در صورت تمایل، بدون هیچ توضیح یا عذرخواهی، انتخابِ تغییر. دموکراسی یعنی این.

جنبشی که همه ما از آن حمایت می‌کنیم، یعنی شورای ملی مقاومت ایران و سازمان مجاهدین خلق، جنبشی است که مدافع این اصل است؛ اصلی که در برنامه ۱۰ ماده‌ای بازتاب یافته است، برنامه‌یی که شیواترین بیان تعهد به دموکراسی، آزادی و یک جامعه تکثرگرا است که می‌توانست طراحی و تدوین شود. این همان چیزی است که همه شما می‌خواهید.

و آنچه در طول ۲۲ سال حضورم در پارلمان برایم بسیار جالب بود، این بود که ما در مورد بسیاری از مسائل سیاست خارجی اختلاف‌نظر داشتیم، اما درباره ایران، چه در حزب محافظه‌کار، چه حزب کارگر، و چه در میان لیبرال دموکراتها و احزاب کوچک‌تر در مجلس، حمایت از شورای ملی مقاومت ایران، کانون‌های شورشی مجاهدین خلق و خانم رجوی، در طول تمام دوران پارلمانی من، قوی، قانع‌کننده، مصرانه و مداوم بود. این همان چیزی است که ما می‌خواهیم.

و من فکر می‌کنم به‌عنوان دستاورد امروز، ما در انگلستان باید تلاش‌های خود را دوچندان کنیم تا دولت خود را وادار سازیم تا مشروعیت و به‌رسمیت شناخته شدن را که شایسته شورای ملی مقاومت ایران است، اعلام کند. آنچه ما می‌خواهیم این است که دولت ما با حکومت ایران مانند یک «جذامی سیاسی» رفتار کند؛ چرا که واقعاً همین است. این یک حکومت مطرود و یک دولت درمانده است و باید بر همین اساس با آن رفتار شود.

ما در انگلستان و بخش‌هایی از اروپا و دیگر نقاطی که در اینجا نماینده دارند، و مطمئناً ایالات متحده، بسیار خوش‌اقبال، خوش‌شانس و برخوردار از امتیاز هستیم. آنچه ما برای مردم ایران می‌خواهیم — و صدای خود را پیوسته در حمایت از این آرمان بلند خواهیم کرد — این است که مردم ایران از آزادی، دموکراسی، عدالت و حاکمیت قانونی بهره‌مند شوند که ما مدت‌هاست از آن برخوردار بوده‌ایم و مردم ایران بسیار طولانی از آن محروم شده‌اند. ما هرگز از تلاش و مبارزه دست نخواهیم کشید تا زمانی که این هدف محقق شود.

بسیار سپاسگزارم.

										
											<iframe style="border:none" width="100%" scrolling="no" src="https://www.mojahedin.org/if/c5290589-b45e-4b48-bdd7-fe97d478aae2"></iframe>
										
									

گزیده ها

تازه‌ترین اخبار و مقالات