728 x 90

پیام خواهر مجاهد زهرا مریخی مسئول اول سازمان مجاهدین خلق ایران - نامه‌یی به حنیف بنیانگذار

خواهر مجاهد زهرا مریخی مسئول اول سازمان مجاهدین خلق ایران
خواهر مجاهد زهرا مریخی مسئول اول سازمان مجاهدین خلق ایران

پیام خواهر مجاهد زهرا مریخی

مسئول اول سازمان مجاهدین خلق ایران

نامه‌ای به حنیف بنیانگذار

 

بار دیگر ۳۰ دی فرا می‌رسد؛ روز آزادی برادر مسعود و آخرین گروه زندانیان سیاسی از زندانهای ساواک شاه در سال ۵۷ که سرفصل مهمی در مبارزه مردم ایران با رژیم شاه و خمینی بود.

به این مناسبت و در این روزهای حساس و متحول قیام مردم ایران علیه استبداد مذهبی، می‌خواهم با حنیف بنیانگذار سخنی بگویم.

در سحرگاه تیرباران در ۴ خرداد ۱۳۵۱، آن فریاد «من آماده‌ام» که از سلول تو بر خاست، صدایی بود که می‌دانستی نسل در نسل بعد از خودت را حاضر و بیدار نگه می‌دارد. این حاضر توست که امروز در فریاد هر عضو کانون شورشی در خیابان یا زندان پژواک دارد.

در آن سحرگاه که با گام‌های محکم به سوی جوخه اعدام میرفتی، آخرین بارقه‌های اندیشه‌ات و آخرین نگاهت به دوردست‌های تاریخ، حامل یک امید بود؛ یک امید زنده و مجسم، که پیش‌تر در یکی از سلول‌های «کمیته» با مورس زدن به سلول دیگر پیغامت را به او رساندی و بار امانت را بر دوشش گذاشتی و خود به عهدت با خدا و خلق وفا کردی.

هفت سال بعد، اما، اندیشه‌ات و جان شیفته و ناآرامت در قامت یک شهید زنده از اسارت‌گاه ساواک شاه در زندان قصر بیرون آمد. مسعود رجوی.

ما در مبارزه بغرنج و طولانی و خونین با استبداد مذهبی تا امروز که قیامی عظیم در میهنمان جریان دارد، بیش از پیش مدیون انتخاب تاریخی و عقیدتی تو بودیم و هستیم.

از آن زمان ۴۷سال است که سازمانی را که تو خلق کردی نو در نو، بازآفرینی می‌شود.

ما نسلی بودیم که با او و آرمان خجسته و پرشوری که مبلغ آن بود، همراه شدیم و دریافتیم که در دنیای مبارزه، کشاکش میان ایستادن و قدم برداشتن، نشستن و برخاستن و به وضع موجود ساختن یا آن را بهم زدن، موضوع انتخاب‌های دائمی است. شورشی است علیه تکرارها و عادات غیرتکاملی، که نوعی باز تأسیس کردن است.

مهم‌ترین درس تو، که همه چیز را از هیچ بنا کردی، سرنگون کردن بی‌امان کهنگی و ایستایی است و باز تأسیس حرکت و پیشروی.

برادر مسعود در زندان ساواک شاه در کوره یک مبارزه حاد ضداپورتورنیستی و ضدارتجاعی، مجاهدین را از زیر خاکستر یک ضربه نابود کننده، احیا و برپا کرد.

سپس در رویارویی با خمینی، میلیشیا را تأسیس کرد.

قیام سرنوشت‌ساز ۳۰ خرداد را خلق کرد.

مقاومت عادلانه سراسری را بنیاد گذاشت و نسلی آگاه و رزمنده و از خود گذشته تربیت کرد.

زمانی که در سخنرانی‌های پرشورش از نسل فدا و ایمان سخن می‌گفت، کسی نمی‌دانست که این کلمات، بشارت چه نبرد خیره‌کننده‌یی است و تا کجا ادامه دارد. حالا همان شور همان رسم و استراتژی است که در قیام ایران، خامنه‌ای ضحاک را هراسان کرده است.

نسلی که او پرورد، شکنجه‌گاهها و قتل‌گاههای خمینی ـ از واحد مسکونی و قبر و قیامت تا سوله‌های قتل‌عام ـ را در نوردید و آن‌چنان با چنگ و ناخن و دندان جنگید و ایستادگی کرد که خمینی در برابرشان شکست خورد و سرانجام اعتراف کرد که آنها یک نسل سر موضع‌اند و از سر عجز کامل به‌قتل‌عام‌شان دست زد.

خمینی این مظهر نابودی، خلق به خروش‌آمده‌یی را قلع و قمع کرد که به پیروزی یکی از بزرگ‌ترین انقلاب‌های سده گذشته نائل آمده بود.

در قساوت و سنگدلی، گوی سبقت از بسیاری دژخیمان تاریخ گذشته ربود. با این همه نسل‌کشی و ویرانگری یک زمامدار بی‌رحم برای مهار یک انقلاب بزرگ، در منطق تاریخ و طبقات اعجاب‌آور نیست.

شگفتی در این است که در برهوت و شوره‌زار سیاسی که او با جنگ و اختناق و نسل‌کشی پدید آورد، چگونه مسعود به خلق نهادهای پایدار و رویان مبارزه و انقلاب مبادرت کرد؛ از پی‌افکندن یک جانشین مردمی و انقلابی (شورای ملی مقاومت) تا ارتش آزادیبخش ملی، از تأسیس شهر اشرف و پایداری ۱۴ ساله در محاصره دو دیکتاتوری سفاک، تا خلق کانون‌های شورشی.

 

اما بسا فراتر از تمامی این تاریخچه پر رنج و خون، آنچه که در این زمانه، بدیع و نو بود و آینده‌داری را از آن مجاهدین کرده، انقلاب رهایی‌بخش مریم پاک رهایی است.

مریم با انقلابش، مبارزه ضدارتجاعی و ضداستثماری مجاهدین را در مدار تکاملی جدیدی به مبارزه برای سرنگونی پیوند داده است.

انقلابی که به مجاهدین توان عبور داد تا از هفت خان رنج و خون و پرداخت تمام عیار، همه چیز را برای مردمشان مهیا کنند.

انقلابی که ستمدیده‌ترین نیرو در حاکمیت زن‌ستیز آخوندی را به نقطه راهبری و هدایت یک جنبش ارتقا داد. آنها که حالا در هیأت هزار زن قهرمان در شورای مرکزی این مسئولیت مبارزاتی و میهنی و ایدئولوژیک را به عهده گرفته‌اند.

 

همراه و هم‌دوش آنها، مردان مجاهد در یک نبرد باشکوه، با مسئولیت‌پذیری و پذیرش هژمونی زن مجاهد خلق، افسانه تاریخی «مرد مهاجم» و فرهنگ نابرابری را با رهایی خود درهم‌شکسته‌اند.

زنان و مردان مجاهدی که رهایی مردم ایران و برابری زن و مرد در ایران آزاد را تضمین می‌کنند.

با این انقلاب، او هم بنای عظیم سرنگونی رژیم را پی‌ریزی کرده و هم فردای آزاد و آباد ایران را نوید می‌دهد. این همان خلق جدیدی است که بنا به حکم تاریخ و مشیت خدا پیروز می‌شود.

انقلاب ایران همواره در بوته آزمایش است. اما هم‌چنانکه برادر مسعود گفت این انقلابی است تا پیروزی با همهٔ فراز و نشیب‌هایش که به آن عمق می‌دهد.

زیرا تاریخ ثابت کرده که انقلاب‌ها زمانی دزدیده می‌شوند که راهبران پیشتاز و نیروی آگاه و فداکار در میدان نباشند.

بنابراین باکی نیست. مجاهدین و نیروی رزمندهٔ آنها با انقلاب مریم، با صدق و فدا و جنگ حداکثر و صد برابر، پیروزی را از آن مردم ایران خواهند کرد. انقلاب دموکراتیک مردم ایران پیروز می‌شود.

۳۰دی بر حنیف بنیانگذار، بر خواهر مریم عزیزم و مجاهدین خلق و بر مردم ایران مبارک.

زهرا- عضو سازمان مجاهدین خلق ایران

۲۹ دی ۱۴۰۴

										
											<iframe style="border:none" width="100%" scrolling="no" src="https://www.mojahedin.org/if/0cc179aa-9df3-457b-85fd-759814097efb"></iframe>
										
									

گزیده ها

تازه‌ترین اخبار و مقالات