نخستین سالگرد شهادت مجاهدین سربه دار بهروز احسانی و مهدی حسنی؛ پیامها، نامهها و یادگارها
پیام مجاهد قهرمان بهروز احسانی پس از ابلاغ حکم اعدام _ اسفند ۱۴۰۳
ملت بزرگ و شریف ایران مدافعان حقوقبشر در جای جای دنیا
اینک که چند وقتی است حکم اعدام مرا برایم ابلاغ کردهاند و من در زندان به سر میبرم، روزی که حکم اعدام هم برایم ابلاغ شد در زیر آن نوشتم "کُلُّ نَفْسٍ ذَائِقَةُ الْمَوْتِ"یعنی که هر موجودی یک جان به خدا بدهکار است که دیر یا زود آن را باید بپردازد، ولی به نظر من انسان باید زندگی شرافتمندانه خود را ادامه دهد تا روزی که در دوراهی انتخاب قرار میگیرد و آن انتخاب اینکه در کدام طرف تاریخ میخواهد باشد، گذشتن از منافع خود و قرار گرفتن در جانب مردم و یا فکر کردن به منافع خود و قرار گرفتن در طرف یک رژیم سرکوبگر و باطل، به نظر من اینجا گذشت از منافع خود و قرار گرفتن در جامعه مردم را باید انتخاب کرد و باز به راه شرافتمندانه خود در جاده تکامل ادامه داد، تا روزی که دوباره به یک دوراهی برسیم که شاید دوراهی جانب مردم با بذل جان همراه باشد که در اینجا است که باید تسلیم دستور خداوند شد و در جهت راه تکامل باید از جان گذشت و اینک من به این نقطه رسیدهام و اگر لازم باشد جان خود را در طبق اخلاص فدا خواهم کرد تا مردممان و خانوادهام در ایرانی آزاد و آباد بهدور از تحکم زندگی ِبا عزت و شرافتمندانهای داشته باشند تا خدا چه خواهد.
در این راستا عده زیادی از هموطنان و برادران و خواهران در اشرف۳ و هواداران مجاهدین در سراسر جهان با ابراز لطف و مرحمت از حکم اعدام من و تمامی زندانیان محکوم به اعدام ابراز انزجار کردند و بسیاری هم در پویش سهشنبههای نه به اعدام شرکت کردند؛ جا دارد از همه هموطنان انسانهای آزادهای که این لطف و محبت را کردند و در گرما و سرما مایه گذاشتند و در گردهماییها و تظاهرات و اکسیون ها شرکت کردند، از اعماق وجودم تشکر ویژه داشته باشم و از تمامی شخصیتهای بینالمللی و حقوقبشر و وکلا در جای جای دنیا تشکر ویژه داشته باشم که از پویش سهشنبههای نه به اعدام حمایت کردند.
شک ندارم که تمامی این اقدامات جز با تلاش خواهر مریم و خواهران و برادران مجاهدم عملی نبود، باشد روزی فرا رسد که در ایران آزاد و آباد و بهدور از اعدام و تحکم و اجبار در کنار هم با هر دین و مرام و مسلکی زندگی شرافتمندانه و در شأن مردم ایران داشته باشیم گرمترین سلامها و درودهای مرا از اعماق زندان پذیرا باشید.
با تشکر بهروز احسانی به امید دیدار خدانگهدار
نقشه مسیر مجاهد سربدار بهروز احسانی – رمضان ۱۴۰۳
«بهنام خدا، بهنام آزادی و بهنام خلق قهرمان ایران»
در این شب قدر که سر فصل تسویهحساب ظلمت خواهان و تاریک اندیشان با روشن اندیشان ظلمت شکن است، سوگند یاد میکنم که تا جان در بدن دارم از حریم نوک پیکان تکامل و آفتاب کاران دفاع و حتی یک دم از این وظیفه خطیر و انسانی از پای ننشینم.
از این راه دور خدمت خواهر مریم عزیز و برادر مسعود و همه خواهران و برادران اشرف۳ گرمترین سلامها و درودهای خود را میفرستم و آرزو میکنم سال نو سالی سرشار از موفقیت و تندرستی و پیروزی برای مردم ایران باشد.
باشد که سال ۱۴۰۴ سال پایان عمر این حکومت سفاک و دجال باشد و مردم ایران به یاری همدیگر ایرانی آباد و آزاد را بسازند.
در این شب قدر با خدا و خلق قهرمان عهد میبندم که اگر کوهها بجنبند ذرهای در عزم و اراده و مقاومت من تزلزل و سستی پدید نخواهد آمد و تا آخرش خواهم ایستاد.
زلف آشفته و خوی کرده و خندان لب و مست پیرهن چاک و غزل خوان و صراحی در دست.
ذلف آشفته از آن رو که سرش پر شرر است کاکلش خون و در آفاق نگاهش ثمر است
باغ عشق است که خوی کرده چنین میسوزد چشم تحقیر به جلاد زبون میدوزد
خندهاش (خنده ام) بر لب از آن روست که این چوبه دار نردهبانیست به سرمنزل پر شوکت یار
اسفند ۱۴۰۳
بهروز احسانی
پیام مجاهد قهرمان مهدی حسنی – اسفند ۱۴۰۳
بنام خدا و درود به همه شهدای راه آزادی
و درود و هزاران درود به همه اشرفیها و اشرفنشانان
از بچگیام با نام سازمان مجاهدین خلق بواسطه دایی عزیزم و پدرم آشنا شدم و اکنون بعد از ۴۰ سال همچنان با افتخار اعلام میکنم هوادار سازمان مجاهدین خلقم.
خدمت همه هموطنان عزیزم کسانی که در این کارزار از من حقیر حمایت کردند و همه نهادهای حقوقبشری کمال تشکر را دارم. همچنین تشکر ویژه از رهبری خواهر گرامی مریم رجوی که تمام امکانات سازمان را بسیج کردند تا علیه رژیم موضع بگیرند را دارم.
از همه خواهران و برادرانم در اشرف۳ که نهایت تلاش خود را انجام دادند در رابطه با پرونده من کمال تشکر را دارم بهقول حضرت عیسی (ع) از کسی باید ترسید که میتواند جان و روح تو را بگیرد نه از کسی که فقط میتواند جسم تو را شکنجه کند و بس،
امروز با تمام وجود تمام قد از سازمان محبوبم دفاع خواهم نمود همانطور که با صراحت در بازپرسی بیدادگاه رژیم اعلام حمایت کردم و برگه توبه نامه آنها را پاره نمودم و به دستشان دادم.
چه بمانم، چه نمانم همگان بدانند که تکیهگاه و خانواده اصلی من، رهبری و اعضای سازمان پرافتخار مجاهدین خلق میباشد.
مهدی حسنی خدا به همراهتان
نقشه مسیر مجاهد سربدار مهدی حسنی فروردین ۱۴۰۴
بنام خدا
با درود به رهبری فرزانه و همگی اشرفیها و اشرفنشانها در سراسر جهان، تبریکات سال نو، ۱۴۰۴ سال درهم شکستن رژیم ضدبشری ارتجاعی به دست مقاومت مردم ایران و کانونهای شورشی قهرمان در سراسر کشور.
امروز رژیم در چنبره بحرانهای داخلی و خارجی در ضعیفترین مرحله از بقای تنگین خود قرار دارد وضعیت جامعه در حالت انفجاری حداکثر خود قرار گرفته، امروز شاهدیم و خبرگزاران حکومتی اذعان میکنند که میلیونها نفر در فقر مطلق قرار گرفتهاند طوری که شبها گرسنه سر به بالین میروند و پدر و مادرها شرمنده بچههای خود هستند که نمیتوانند حداقل امکانات زندگی را برای خانواده خود فراهم کنند.
در این برهه حساس تاریخی مسئولیت همه ما با مرزبندی قاطع و مشخص با دو دیکتاتوری شاه و شیخ است که بر دوش تمامی آزادیخواهان جبهه ملی مقاومت در خارج و داخل نهاده شده است. خامنهای ِدجال بازوان منطقهای و صدور تروریستیاش در جهان زیر ضرب شدید قرار گرفته و در ضعیفترین موقعیت قرار دارد.
در این شرایط با رهبری و راهبری خواهر مریم رئیسجمهور برگزیده شورای ملی مقاومت عهد و پیمانی استوار میبندم که تا سرنگونی کامل رژیم پلید آخوندی از هیچ تلاشی دریغ ننمایم و در آخر از خداوند خواهان این هستم که در این مسیر یاریم نماید.
مهدی حسنی - فروردین ۱۴۰۴
تجدید عهد مجاهد سربدار مهدی حسنی – ۲۲ تیر ۱۴۰۴
با سلام و درود به رهبری پاکباز خواهر گرامی مریم رجوی و راهبر جاودانه برادر مسعود عزیز
اینجانب مهدی حسنی تعهد خود با آرمانهای مقاومت را تجدید مینمایم، سعی و تلاشم را در این سال جدید که سال سرنگونی و به بار نشستن همه زحمات و رشادتهای خواهران و برادران اشرفیام و همه اشرفنشانها، هواداران و همه کانونهای شورشی میباشد مضاعف مینمایم و باز متعهد میشوم که تا آخرین قطره خون ذرهای از آرمانم عقبنشینی نخواهم کرد. سرخم قدغن
حاضر حاضر حاضر
راه حسین (ع) سرور شهیدان عالم هستی و راه مجاهدین یگانه راه رسیدن به برابری و آزادی میباشد.
امضاء ۱۴۰۴/۲۲/۴
نامه قدردانی مجاهدان قهرمان بهروز احسانی و مهدی حسنی
اسفند ۱۴۰۳
از زندان قزلحصار واحد ۴ گرمترین سلامها و درودهای بیکران خود را به هموطنان عزیز و تمامی انسانهای شریف و آزاده اعم از وکلا، پارلمانترها و مدافعان حقوقبشر که با بذل محبت و نوع دوستی خود در جای جای ایران و جهان اینجانبان مهدی حسنی و بهروز احسانی و همه محکومان به اعدام را حمایت و پشتیبانی کردند و این حمایتها تا به اینجا حداقل موجب به تعویق افتادن حکم اعدام ما گشت ابراز میداریم. هر چند این تشکر ما فقط قطرهای از آنهمه لطف و حمایت بیدریغ شما را شاید بتواند جبران کند ولی چه کند که بینوا همین را دارد. آرزوی سلامتی و بهروزی روزافزون تمامی شما را از خداوند متعال خواهانیم و امیدواریم که لایق اینهمه لطف و محبت شما بوده و پا برجا بمانیم تا پایان.
به امید آزادی ایران و ایرانی و لغو احکام ضدبشری اعدام.
و البته اعدام نشدن ما هدف کارزار نه به اعدام نبوده و نباید باشد بلکه توقف حکم اعدام و نجات همه زندانیان زیرحکم اعدام، هدف کارزار و به همین دلیل باید بهطور جدی ادامه یابد و لحظهای متوقف نشود بوده
بهروز احسانی و مهدی حسنی ۱۷بهمن ۱۴۰۳
یادگارهای به جا مانده از مجاهد سربدار بهروز احسانی در زندان اوین
گردنبند بهروز احسانی با نوشته: وفای به پیمان فدای بیکران
در زمان شهادت بهروز احسانی و مهدی حسنی در ۵ مرداد ۱۴۰۴ مجاهدان قهرمان وحید بنی عامریان، بابک علیپور، محمد تقوی، پویا قبادی، اکبر دانشور کار و ابوالحسن منتظر که در زندان فشافویه محبوس بودند، ضمن اجرای مراسم و خواندن سرود و سر دادن شعار در هواخوری زندان، یاد این دو شهید خلق را گرامی داشتند و فرمانده وحید که ترانه سرود یقین (اجرا شده توسط روزبه عماد) را با دستخط بهروز احسانی به یادگار همراه خود داشت، آن را با صدای خود دکلمه کرد.
دکلمه شعر دست نویس بهروز احسانی توسط فرمانده وحید بنی عامریان
پیاده شده دستنوشته
مگه میشه خورشید و خاموش کرد؟ مگه میشه نور و فراموش کرد؟
مگه میشه سرتاسر باغ رو؟ برای همیشه سیاهپوش کرد؟
مگه میشه عطر بهار و گرفت؟ مگه میشه ایمان ما رو گرفت؟
با صد تا قفس قفل و زنجیر از گلوی چکاوک صدا رو گرفت؟
مگه میشه دریا رو سرکوب کرد؟ مگه میشه طوفان و مرعوب کرد؟
یه ساحل پر از دل دل موج رو کویر پر از ماسه محسوب کرد؟
(اگه میشد، حسابی نبود/ واسه آفرینش کتابی نبود/
اگه میشد تو عصر حجر/جهان مونده بود انقلابی نبود)
مگه میشه یک نسل و بردار کرد؟ همه جنگلها رو نمک زار کرد؟
مگه میشه مصلوب کرد عشق رو؟ به پیروزی نفرت اصرار کرد
مگه میشه بهتان به مریم زد و گواهی عیسی رو انکار کرد؟
(اگه میشد، حسابی نبود/ واسه آفرینش کتابی نبود/
اگه میشد تو عصر حجر/جهان مونده بود انقلابی نبود)