728 x 90

بحران فاجعه‌بار معیشت و بن‌بست حاکمیت

بحران فاجعه‌بار معیشت و بن‌بست حاکمیت
بحران فاجعه‌بار معیشت و بن‌بست حاکمیت

وقتی واقعیت‌های تلخ و سرسخت معیشتیِ مردم ایران، ماه به ماه و هفته به هفته روی هم تلنبار می‌شوند، این پرسش نیز بزرگ و بزرگ می‌شود که آیا حاکمیت ملایان، وظیفه‌ٔ حکومتی در قبال زندگی مردم ایران حس می‌کند؟

روزنامه‌های «توسعه ایرانی» و «هم‌میهن» در شماره‌ی روز ۲۷ مرداد ۱۴۰۵ تیتر درشت زده‌اند که: «سبد معیشت ماهانه به ۹۰ میلیون تومان رسید»! در حالی که «دستمزد تیرماه کارگران برای ۱۰ روز از ماه هم کفایت نمی‌کرد». [۱]

 

روندی که مدام دارد تشدید می‌شود، دورشدن شتابان حاکمیت و جامعه است. جامعه هر روز مطالبه‌ٔ حق زندگی و زیستن می‌کند، حاکمیت نمی‌تواند پاسخ بدهد، حتی اگر بخواهد. این وضعیت یعنی بحران میان حاکمیت و جامعه، حد شکسته و از مرحله‌ٔ فوق متناقض عبور نموده است. این موقعیت، نشانیِ آشکار می‌دهد که هیچ بازگشت‌پذیری برای حاکمیت باقی نمانده است که بتواند این دور شتابان فاصله را ترمیم کند. فاصله‌ٔ طبقاتی در قله‌ها سیر می‌کند، سر پایین آمدن ندارد و نمودار آن مدام رو به بالا صعود می‌کند. چگونه می‌توان فاصله‌ٔ نجومیِ «دستمزد ماهانه‌ٔ ۲۵ میلیون تومان کارگران حداقل‌بگیر» را به «سبد معیشت ۹۰ میلیون» رساند؟

 

وقتی از اسفند ۱۴۰۴ تا پایان تیرماه ۱۴۰۵ «میزان هزینه‌های زندگی با ۲۱۱ درصد رشد، ۴۷ میلیون و ۶۰۰ هزار تومان افزایش» [۲] می‌یابد، آیا به‌معنی سنگربندی میان حاکمیت و جامعه برای یک نبرد طبقاتی با کلاهک سیاسی نیست؟

 

در جامعه‌‌ای که «مسکن، آموزش کیفی و درمان مناسب، مدت‌هاست از دسترس خارج شده است و حتی خوراکی‌ها هم قابل دستیابی نیستند» [۳]، چه موقعیت و مختصاتی را برای حکمرانی می‌توان تعریف کرد، جز دزدی که به خانه زده است؟

 

وقتی نیازهای اولیه‌ٔ زندگی از دسترس بخشی بزرگ از مردم خارج می‌شود، مسأله دیگر یک بحران اقتصادی و معیشتی نیست. معیشت به نقطه‌‌ای می‌رسد که کرامت انسانی، آینده‌ٔ فرزندان و امکان ادامه‌ٔ یک زندگی را گروگان می‌گیرد. در این وضعیت، طبیعی است که اعتراض به گرانی و فقر، از یک خواسته‌ٔ اقتصادی فراتر برود و به پرسشی درباره‌ٔ اصل شیوه‌ٔ حکمرانی تبدیل شود.

 

پرسش طبیعی که از دل این روند پیش می‌آید این است که عاقبت این دور شتابان که «کارگران در گرداب هزینه‌های نجومی زندگی به‌سختی دست و پا می‌زنند»، میان حاکمیت و جامعه، به کجا خواهد انجامید؟

 

پاسخ این پرسش را نمی‌توان در جدول‌های اقتصادی، اعداد و ارقام یا تصمیم‌های موضعی و واکنشیِ حکومت درباره‌ٔ دستمزد جست‌وجو کرد. هنگامی که فاصله میان هزینه‌ٔ زندگی و درآمد به ابعاد بلندترین فاصله‌ٔ طبقاتی می‌رسد، مسأله دیگر به یک بحران ساختاری در حکومت تبدیل شده است؛ بحرانی که هر روز شاخه‌‌ای جدید تولید می‌کند و دامنه‌ٔ آن همه‌ٔ اقشار را دربرمی‌گیرد. اکنون مسأله، هم برای حاکمیت و هم برای مردم، بود و نبود شده است؛ حاکمیت می‌خواهد مردم را سپر بلای حفظ خود کند، مردم می‌خواهند شر حاکمیت را از سر زندگی طبیعی و حیات سیاسی و اجتماعی‌اش بکند. تنها مختصات واقعی، عمیق و برگشت‌ناپذیر میان حاکمیت ولایت فقیه و اکثریت جامعهٔ ایران همین است.

 

پی‌نوشت:

[۱] روزنامه توسعه ایرانی، ۲۷ مرداد ۱۴۰۵

[۲] همان

[۳] همان

 

										
											<iframe style="border:none" width="100%" scrolling="no" src="https://www.mojahedin.org/if/257c5207-7b8d-46db-83bb-3801a8212792"></iframe>
										
									

گزیده ها

تازه‌ترین اخبار و مقالات