آخوند محمدباقر خرازی در سخنانی درباره کشمکشهای درونی حاکمیت و جایگاه مجتبی خامنهای، مدعی شد که اگر مجتبی خامنهای در صحنه نبود، دفتر خامنهای به سمت صادق لاریجانی برای تصدی جایگاه ولیفقیه رفته بود.
خرازی گفت: «خداوند حاجآقا مجتبی را برای ما گذاشت، والا دفتر آقا رفتند به سمت صادق لاریجانی. آقای اراکی هم ظاهر بود، اصل کار صادق لاریجانی بود، چون عدهیی هم با غرب بسته بودند این را».
وی در ادامه با حمله به صادق لاریجانی و قالیباف گفت: «ما الآن حزباللهیها توی این کشور شدن حمال قدرت دیگران. آخه یعنی چی؟ من میگم حمال قالیباف بشویم، قالیباف که یک ذره از دین اسلام هیچ نمیفهمه».
خرازی همچنین مدعی شد که حزباللهیها در انقلاب و جنگ نقش اصلی داشتهاند و افزود: «انقلاب میکنیم ما کردیم، جنگ را ما اداره کردیم، الآن هم جنگ را بچههای حزبالله دارن اداره میکنن».
وی در ادامه درباره مجتبی خامنهای و اختلافات در دفتر خامنهای گفت: «سه سال آقا مجتبی از دفتر طرد شده بود» و مدعی شد که این اقدام توسط حجازی صورت گرفته است.
خرازی همچنین گفت مجتبی خامنهای در آن دوره تنها برخی نامههای اطلاعاتی و امنیتی را دریافت میکرده تا آنها را نزد پدرش ببرد و افزود: «چرا ایشان درس را تعطیل کرد، مجبور بود، حتی بعضی بستگانش را ازش دور کرده بودند».
وی در پایان مدعی شد که شخصاً جلساتی با مجتبی خامنهای درباره «حزبالله» داشته و گفت: «من جلساتی داشتم با ایشان راجع به خود حزبالله، نه یک جلسه، دو جلسه، در محضر آقا».
آخوند باقر خرازی:
خداوند حاج آقا مجتبی را برای ما گذاشت
والا دفتر آقا، رفتند به سمت صادق لاریجانی (در موضع ولیفقیه)
آخوند باقر خرازی، دبیرکل باند حزبالله ایران
محمدباقر خرازی:
ما الآن حزباللهیها توی این کشور شدن حمال قدرت دیگران، آخه یعنی چی، من میگم حمال قالیباف بشویم، قالیباف که یک ذره از دین اسلام هیچی نمیفهمه، ما شدیم حمال، انقلاب میکنیم ما کردیم، جنگ را ما اداره کردیم، الآن هم جنگ را بچههای حزبالله دارن اداره میکنن، اون کسانی که دکتر مهندس هستند یک روز نرفتن، آقای صادق لاریجانی یه چک برای انقلاب نخورده، اما همه کاری کشوره الان، تازه تا رأس رهبری هم میخواستند بروند که خداوند در واقع آقای حاج آقا مجتبی را برای ما گذاشت والا دفتر آقا رفتن به سمت صادق لاریجانی، آقای اراکی هم ظاهر بود، اصل کار صادق لاریجانی بود، چون عدهیی هم با غرب بسته بودن این را.
اما (...) نظام این بود که دفتر آقا قائد شهید با حزبالله درافتاد و میخواستن ریشهکن کنند، من نگذاشتم. اگر رابطه اختصاصی من با خود آقای خامنهای نبود، قائد شهید نبود با همین حاج آقا مجتبی نبود، اینها نابود میکردن حزبالله را، همین آقای حجازی (...)، پدر حزبالله رو درآورد.
و ۳ سال آقا مجتبی از دفتر طرد شده بود، بذار من این مطلب را بگم همه بدونن، توسط کی طرد شده بود توسط همین آقای حجازی، طرد شده بود فقط بعضی از نامههای اطلاعاتی و امنیتی میدادن دست ایشون میبرد پیش پدرش، چرا ایشون درس را تعطیل کرد، مجبور بود حتی بعضی بستگانش ازش دور کرده بودن. آیا واقعاً اینچنین نیست، باید بفهمه یه همچین قدرت عظیمی در کنارش هست، اون خودش اصلاً جای طراحان حزبالله بود، بذارید من مطلب را برای اولین بار بگم، من جلساتی داشتم با ایشان راجع به خود حزبالله، نه یه جلسه دو جلسه در محضر آقا.