728 x 90

اعتلاى مقاومت ايران,

انفجار تصاویر

-

دیدار تاریخی مریم رجوی با مجاهدین در آلبانی
دیدار تاریخی مریم رجوی با مجاهدین در آلبانی
گاهی یک خبر می‌تواند مانند یک موشک ساختمانی را ویران کند و گاه با یک تصویر می‌توان دلی را شاد‌ و خانه‌یی را آباد کرد.
می‌توان با ترکیبی از چند قطعه صوت و تصویر و صمیمیت، امواجی از هشیاری و امیدواری و صلابت را به جهان ارسال کرد.
خبر کوتاه بود،
«مریم رجوی بعد از 14سال با رزم‌آوران ارتش آزادیبخش در آلبانی دیدار کرد».
هنوز جانوران بیت ولایت گیج بودند که خبر تکمیلی، سیلی محکمی شد بر بناگوش هیولای زن‌ستیز:
«برگزاری جلسه گرامیداشت روز زن در آلبانی با حضور خانم رجوی و رزم‌آوران آزادی».
بی‌شک تصاویر دیدار با شکوه خانم مریم رجوی با خواهران و برادران مجاهد مانند موشکی سنگین، زمین را زیر پای دیوان و ددان حاکم (خامنه‌ای و روحانی) سست کرد و لرزاند.
مزدوران بسیجی و سپاهیان لغزشی و ریزشی رژیم که تا این زمان گمان می‌کردند سربازان گمنام اطلاعات (شعبه آسیا و اروپا و...) با دهها رشته عملیات و بمباران و انفجار و فشار و حصار و دیوارهای مرئی و نامرئی، رزم‌آوران آزادی را زخمی و پراکنده و پرکنده کرده‌اند، در این تصاویر شاهد شکست تمامی توطئه‌ها و دسیسه‌های 14ساله بودند. گمان می‌کردند مجاهدین با هزاران تیر و بلا و ابتلا و تبرهایی که در 14سال محاصره و تحریم بر سرهای بی‌سپرشان بارید، تحقیر و تبخیر و زمین‌گیر شدند و حالا دیدند هر چه تیر و تبر زدند و ناله کردند و موشک باریدند زخم نشد، شرر شد و جوانه شد.
جانوران بیت در همین تصاویر دریافتند که هر چه شنیدند، رویاهای خام خامنه‌ای و آرزوهای برباد رفته روحانی بود.
در همین چند تصویر می‌توان ـ آن روی سکه 38سال جفا و شقاوت ــ دنیایی از صفا و صلابت را حس کرد و رودرروی وحشت و دغدغهٴ شیخ می‌توان جسارت و امید و ایمان را در سیمای درخشان رزم‌آوران دید.
آری! می‌توان پرید و نظمی نو آفرید.
این تصاویر به همان اندازه که باعث جوشش و انگیزش یاران می‌شود، اسباب ریزش و لرزش مزدوران و تباهکاران حاکم خواهد شد به‌خصوص زمانی که خانم رجوی کارکرد تروریسم و بنیادگرایی رژیم را با ماهیت و ریشهٴ زن‌ستیزانه نظام ولایت گره زد و تمامیتش را افشا کرد.
مریم رجوی گفت:
«رژیم ایران، در نظر مردم جهان، با صدور تروریسم و جنگ و بنیادگرایی و تلاش برای ساختن تسلیحات هسته‌یی شناخته می‌شود. در نتیجه دو واقعیت مهم، کمتر مورد توجه قرار گرفته است:
اول این‌که این رژیم به موازات صدور تروریسم و بنیادگرایی به کشورهای منطقه، عامل اشاعه زن‌ستیزی به آنها نیز هست. از این‌رو، مهم‌ترین تهدید علیه دستاوردهای زنان در جهان امروز به‌ شمار می‌آید.
دوم این‌که زنان مقاوم ایران، نقش تعیین‌کننده‌یی در مقابله با بنیادگرایان حاکم داشته و دارند. این واقعیت که در ایران بیشترین سرکوب‌ها متوجه زنان است، کار دفاعی آخوندها در برابر تهدید موجودیت رژیم‌شان است. تحمیل حجاب اجباری و تبعیض‌های فاحش علیه زنان در محیط‌های آموزشی و شغلی همه برای به‌بند کشیدن زنان است وگرنه آخوندها نمی‌توانند حکومت خود را حفظ کنند. و به دست همین زنان و با همت عموم مردم ایران سرنگون می‌شوند. در نقطه مقابل، زنان نیز نقش اثرگذار و بالنده خود را در مبارزه علیه استبداد مذهبی نشان داده‌اند. به‌عنوان مثال:
ـ در صحنه نبرد با پاسداران
ـ در مقاومت‌های بی‌نظیر در اتاق‌های شکنجه و زندانهای رژیم
ـ در صف اول تظاهرات و قیام‌ها
ـ در سازمان دادن اعتراضهای معلمان و کارگران و سایر اعتراض‌کنندگان
-در سازمان دادن و رهبری یک جنبش اجتماعی و سیاسی بین‌المللی علیه فاشیسم دینی حاکم بر ایران
ـ و همچنین در مسئولیت‌پذیری فعال در جنبش سازمان‌یافته مقاومت ایران.
می‌خواهم این واقعیت را توضیح بدهم که اگر‌چه برای دهه‌ها، هدف مبارزه زنان و موضوع روز جهانی زن، رفع نابرابری و خشونت علیه زنان بوده است، اما امروز علاوه بر آن، رسالت فراتری بر دوش زنان قرار گرفته که نجات جوامع بشری از بنیادگرایی و تروریسم است.»

خانم رجوی در ادامه ضمن بیان تجربیات سنگین و ارزشمند زنان در امر رهبری به نقش و جایگاه مردان در تثبیت جنبش برابری اشاره می‌کنند:
«در این مورد، اجازه بدهید به یک تجربه خاص جنبش مقاومت ایران اشاره کنم:
در دهه۱۳۷۰ که امر رهبری زنان در سطوح مختلف پیشاروی مقاومت ما قرار گرفت و سازمان کار این مقاومت را تغییر داد، زنان این جنبش، قدم در راهی گذاشتند که الگوی از پیش‌آماده‌یی برای آن وجود نداشت. آنها بر آن شدند که هرچه را که نشانی از نابرابری، از نادیده گرفتن زنان و از موانع مشارکت جمعی دارد، کنار بگذارند و به‌جایش مناسبات نوینی برقرار کنند.
آنها به خود و توانمندی‌های خود باور کردند و توانستند غول ناباوری که مانع بزرگ آنها بود را کنار بزنند، خود را از اسارت تفکر و نگاه کالایی رها کنند، به جای کنش‌پذیری و مسئولیت‌گریزی، مسئولیت‌پذیر شدند، ترس از شکست، و ضعف نشان‌دادن در مقابل هجوم سختی‌ها را از خود دور کردند و در روابط میان خود صمیمیت و خواهری برقرار کردند.
در دهه ۱۳۸۰، بر اثر اشغال عراق توسط آمریکا و سپس توسط رژیم ایران، اوضاع دشواری به‌وجود آمد...
در این اوضاع طاقت‌فرسا، رهبری زنان مجدداً به ‌آزمایش کشیده شد. سؤال اصلی این است که آنها چگونه توانستند این خرق عادت و این تغییر فرهنگ هزاران ساله را به‌نحوی انجام دهند که تداوم پیدا کند؟ واقعیت این است که از ابتدای این تحول، رهبری زنان در جنبش ما، جا به‌جایی مدیریت مردان با مدیریت زنان نبود.
حضور زنان در سطوح مختلف رهبری و مدیریت البته گامی است به‌پیش. اما اگر با دگرگونی اساسی در فرهنگ و در مناسبات زن و مرد همراه نباشد و مادامی که برابری و همبستگی را برقرار نکند، این دستاورد بازگشت‌پذیر است.
پیام تازه مقاومت ما، درست در همین نقطه است:
این که رهبری زنان وقتی به‌صورت یک نهاد پایدار به‌بار می‌نشیند که ضرورتاً با مسئولیت‌پذیری مردان مؤمن و معتقد به آرمان برابری همراه باشد. بدون وجود مردانی که آرمان برابری را پیشاروی خود قرار داده و برای برقراری آن قیام کرده‌ باشند، رهبری زنان صورت واقعی به‌خود نخواهد گرفت. تجربه رهبری زنان در جنبش ما، با نقش‌آفرینی صفی از این مردان، از این پیشگامان دنیای تازه، امکان‌پذیر شد.
بنابراین خطاب به شما برادران عزیزم می‌گویم:
راهی که شما در این سه دهه پیمودید مایه سربلندی است؛ نه فقط برای من و برای ما که برای مردم ما و برای جهان بشری که تشنه برابری و آزادی است.»
در همین چند ساعت بعد از پخش مراسم دیدار و صدای بلند سکوت رژیم و صدها هزار انعکاس از شهرهای مختلف به‌روشنی وحشت حاکمان و شکوفایی جوانان میهن را نشان می‌دهد.

برخی از نوشته‌ها و صداهای گرگرفته از داخل میهن:
- بیشترین چیزی که مرا تحت‌تاثیر قرار داد و بیشتر از همه احساساتی شدم وقتی بود که خواهر مریم به اون خواهر که گفتن هر دو پایش را از دست داده تعظیم کرد این‌جا بود که گریه‌ام گرفت. مهم اینه که گفتن ایشون بدون داشتن پا از فرمانده‌هان ارتش آزادیبخش هستند یعنی چطوری پس کار می‌کنند چطوری فرماندهی می‌کنن. میشه برام توضیح بدین این زنان چطوری این انرژی رو دارن تو جامعه یک زن فقط دنبال شکل و شمایل خودشه اگه یک جای بدنش ناقص باشه تا آخر عمرش بیرون هم نمیاد این خانم مهناز چه شهامتی داره درود برایشون.

- سلام سلام اسپند دود کنید تو رو خدا ما که این‌جا اسپند دود کردیم هم برای خواهر و هم برای مجاهدین با این هم شور و شوق...

- سلام این‌جا واقعاً محل اسکان مجاهدین در تیرانا هست؟ چقدر زیبا و شیکه. خاک بر فرق سر هر چی آخوند بی‌سر و پا و آشغال. ببین تو رو خدا تفاوت از کجا تا کجاست. ماشاءالله به این همه زیبایی. چه زود اشرف جدید رو ساختن.

- سلام امشب زدین تو کمر خامنه‌ای نصفش کردین که. بدبختش کردین. این زنان مجاهد چیکار دارن می‌کنند و عجب فرماندهانی. ورود خواهر مریم چه عظمتی داشت. راستی این‌جا واقعاً آلبانیه؟ یعنی همونجایی که بچه‌ها زندگی می‌کنند؟ دیدار بعد از 13سال که بنظرم نمی‌شه حس اون بچه‌ها رو که بعد از این همه سال خواهر مریم رو دیدند با کلمه و جمله به نگارش در آورد. فقط همون چیزی هست که تو قلبشون هست.

- امروز مریم ثمره خودش و مسعود رو دید و چشمانش روشن شد.

- دم همه بچه‌ها گرم چه استقبال بی‌نظیری. زنده باشین که همه سرمایه یک خلقین چه لشکری چه عظمتی، هر روز پاک‌تر شجاع‌تر و آبدیده تر.

- تبریک به خلق ایران به‌خاطر داشتن چنین گنجی
- بی‌تردید امروز کاخ ظلم لرزید ملت دلگرم تر.

گزیده ها

تازه‌ترین اخبار و مقالات